قالب های فارسی وردپرس 17

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

قالب های فارسی وردپرس 17

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

با توجه به کمبود انجمن کسب و کار در زمینه خدمات مشتری، در خارج از کشور مشاهده می کنیم که Loyal به بنیان‌گذاری سارا جاد بلش، یکی از معدود سازمان‌هایی است که روی این مقوله متمرکز شده‌ است.

سال‌هاست که سارا جاد بلش با شرکت‌هایی نظیر جنرال الکترونیک و نشنال جئوگرافیک برای بهبود انجمن‌شان همکاری می‌کند. با نظرات و راهکارهای او راجع به معنای واقعی انجمن و اینکه در رسانه‌های اجتماعی چطور بکار گرفته می‌شود و نحوه پشتیبانی و مورد کسب و کار برای ایجاد انجمنی جهت پیشرفت، آشنا شوید.

احساسی که اکنون شما در خود دارید "ناامیدی" است شاید گاهی با کمی ناراحتی و عصبانیت نیز همراه باشد. به شدت بر روی اهداف و پروژه های خود کار می کنید، اما راه به جایی نمی برید و اصلاً دلیلش را هم نمیدانید. تنها چیزی که می دانید این است که ناامید هستید و بدون توجه به این مطلب که تا چه اندازه به سختی تلاش می کنید، به هیچ جایی نمی رسید. انگار که آب در هاون می کوبید و تنها حسی که به شما دست می دهد چیزی نیست جز ناامیدی. تمام این نکات به نظرتان آشنا می آید، اینطور نیست؟

 

اینجا دقیقاً همان جایی است که همه می گویند: "من کم آوردم" و دست از کار میکشند. قبل از اینکه به چنین بن بستی برخورد کنید، در این مقاله ۸ راه غلبه بر ناامیدی را به شما معرفی می کنیم:

 

۱ از خود سؤال کنید "چه کاری در این شرایط جواب می دهد؟"

 

حتی زمانی که احساس می کنید هیچ کاری از دستتان بر نمی آید، به دقت فکر کنید و مطمئناً یک راه پیدا می کنید که به شما کمک کند. خوب همین امر هم جای خوشحالی دارد. حال چگونه می توانید آنرا به کار بندید و ارتقا دهید؟ با مطرح کردن این سؤال خودتان را از دایره منفی گرایی هایی نظیر "واقعاً ناامید کننده" است، نجات داده اید و می توانید بر روی نکات مثبت تمرکز کنید. به این طریق شما راهی را پیدا کرده اید که شما را به نتیجه می رساند و راهی را به شما نشان می دهد که بتوانید از ناامیدی ها نجات پیدا کنید. در این میان فرایند تمرکز بر روی پیشرفت ها از اهمیت بالایی برخوردار است.

 

۲ رکورد کارهای خود راثبت کنید هر کاری را که با موفقیت انجام می دهید، یادداشت کنید.

 

اگر این کار را به صورت ماهانه انجام دهید آنوقت می توانید دریابید که در طول یک ماه تا چه حد پیشرفت کرده اید. خودتان از هم میزان موفقیت هایتان شگفت زده خواهید شد. اگر هم دیدید که در لیست شما آیتم های زیادی نوشته نشده اند، چشم هایتان باز می شود و متوجه می شوید که بیش از آنکه کار کنید، وقت گذرانی می کنید و یا انرژی خود را صرف کارهای بی ارزش می کنید و باید حواس خود را بیش از این ها جمع کنید. باید به جایی برسید که لیستتان از آیتم ها مختلف پر شود تا بتوانید پیشرفت کنید. با تهیه لیست همچنین می توانید به راحتی تشخیص دهید که در کدام زمینه ها مؤثرتر عمل کرده اید و در کدام قسمت ها کمی ضعیف بوده و نیاز به تلاش بیشتری دارید.

 

۳ بر روی عملی کردن آرزوهای خود تمرکز کنید هدف اصلیتان را در ذهن خود تجسم کنید.

 

نتیجه مورد علاقه تان چیست؟ گاهی اوقات دور و برمان آنقدر شلوغ می شود و خودمان را سرگرم حل درگیری ها و مشکلات پیش پا افتاده می کنیم که یادمان می رود هدف اصلی زندگی مان چیست.

 

سعی کنید تا آنجایی که می توانید از پرسیدن این سؤال: "چرا چنین اتفاقی افتاد؟" پرهیز کنید، چرا که پرسیدن این سوال شما را در گذشته نگه داشته و جلوی پیشرفتتان را می گیرد. این سوال هیچ گونه راه حلی برای حل مشکل، به شما معرفی نمی کند.

 

چیزی که باید به آن توجه داشته باشید دو سوال زیر است:

 

این بار انتظار دارید که چه اتفاق متفاوتی روی دهد؟

 

برای رسیدن به آن نقطه چه کاری باید انجام دهید؟

 

۴ "هیاهو" را کنار بگذارید و ساده سازی را رواج دهید

 

زمانیکه برای حل مشکلی در حال تلاش هستید، ممکن است آنقدر درگیر یافتن راه حل شوید که ناخواسته کارهای جانبی بسیار زیادی را به آن اضافه کنید و با خودتان هم تصور کنید که "ممکن" است این موارد به شما کمک کنند. اگر نگاهی به سایت های اینترنتی انداخته باشید پر است از تبلیغاتی نظیر "راههای ساده برای راه اندازی و اداره وب سایت" ، "راه های آسان کسب درآمد" و.... این قبیل موارد تنها به عنوان هیاهیو حساب می شوند و باید بدانید که حتی خواندن آنها هم ممکن است وقت شما را تلف کند. این طور آگهی ها فقط وقت شما را تلف کرده و پول هایتان را به تاراج می دهند. آنها هیچ اهمیتی به موفقیت و یا شکست شما نمی دهند.

 

البته بیشتر افراد زمانیکه از روند کند کار خود خسته می شوند، معمولاً به چنین مواردی روی می آورند و تبلیغاتی نظیر "این همان چیزی است که شما نیاز دارید" و "ما همه چیز را برای شما آسان کرده ایم" روی می آورند. اگر آینده نگر باشید، می توانید به خوبی پیش بینی کنید که اگر برای ۶ ماه بر روی کار فعلی خود تمرکز کنید، آنوقت از تمام این پیشنهاد های جور به جور منفعت بیشتری عایدتان خواهد شد. دیگر نمی خواهیم در اینجا اشاره کنیم که در صورت رجوع نکردن به این تبلیغات، پول خود را دور نریخته و همان اندازه ای که قرار بوده بابت این تبلیغ ها پرداخت کنید را جمع می کنید.

 

ببینید چه چیزی در زندگیتان اولویت دارد و ابتدا همان را انجام دهید. هر کاری که وقت و هزینه شما را تلف می کند و هیچچ حاصلی در بر ندارد باید از برنامه زندگیتان حذف شود.

 

۵ راه حل های چند جانبه شما همیشه چند حق انتخاب متفاوت دارید.

 

فقط کافی است بر روی راه های مختلف تمرکز کرده و آنها را در ذهن تجسم کنید. به خودتان بگویید که من باید به عنوان مثال ۸ راه حل مختلف برای فائق آمدن بر مشکل فعلی خودم پیدا کنم. تنها دانستن این مطلب که شما راه حل های متفاوتی پیش رویتان قرار دارند به شما کمک می کند که احساس بهتری پیدا کنید. بر طبق لیستی که تهیه کرده اید، انتخاب های متفاوت انجام دهید و کار خود را بر روی برنامه دنبال کنید.

 

۶ اهل عمل باشید

 

شما زمانیکه به ناامیدی می رسید معمولاً شور و اشتیاق اولیه خود را از دست می دهید و دیگر حتی تمایلی ندارید که به موضوع مورد نظر فکر کنید.مسئله ای که برایتان پیش آمده دشوار است، از آن ناامید شده اید، و احساس می کنید که نمی توانید کار به جایی ببرید. بنابراین هر کاری که شما را از آن دور کند برایتان جالب تر به نظر می رسد. در یک چنین زمانی به دنبال این هستید که هر طور شده از کار اصلی طفره بروید؛ اما اگر اهداف از پیش تعیین شده را داشته باشید و مسیر مناسبی را برای خود انتخاب کرده باشید، گذر ازاین دست اندازهای کوچک نباید شما را خسته و ناراحت کند.

 

همانطور که توماس ادیسون گفته: "بسیاری از افراد شکست خورده کسانی هستند که متوجه نبوده اند تا چه اندازه به اهداف خود نزدیک شده اند." مسئله دیگری که ممکن است اتفاق بیفتد این است که شما وقت زیادی را صرف نگرانی می کنید. نگرانی یکی از بدترین راههای اتلاف انرژی است و اجازه نمی دهد که شما به جلو حرکت کنید. تنها کاری که باید انجام دهید این است که اهل عمل باشید. زمانیکه مجدداً توانستید به سمت جلو حرکت کنید، آنوقت متوجه می شوید که دیگر دلیلی برای نگرانی هایتان وجود ندارد.

 

۷ تجسم نتیجه مثبت بهتر است

 

بیشتر آن وقتی را که می خواهید صرف نگرانی و ترس و منفی بافی کنید، صرف مثبت اندیشی کنید. بزرگترین قهرمانان ورزشی جهان خودشان را در حالی تجسم می کنند که بدون هیچ گونه عیب و نقصی مسابقات مختلف را به نفع خود به پایان می رسانند. هیچ جایگاهی برای شکست در ذهن این افراد وجود ندارد. این درست همان چیزی است که شما هم باید به آن برسید. خودتان را ببینید که به آرزوها و اهدافتان می رسید. خودتان راتصور کنید که به آرزوهایتان رسیده اید، چه احساسی دارید؟ چه می گویید؟ بر روی این کار وقت بگذارید؛ این امر به شما امید می دهد تا راهتان را ادامه دهید.

 

۸ مثبت باقی بمانید

 

معمولاً موارد مختلف به آن اندازه ای که آن ها را در ابتدای کار می بینید بد نیستند. گاهی اوقات چیزها بدتر از آنچه هستند به نظر می رسند تنها به این دلیل که ما خودمان خسته هستیم و از نظر ذهنی آمادگی نداریم. کمی استراحت و نگه داشتن حس شوخ طبعی می تواند به شما کمک کند. این گونه احساس ها به سرعت از میان می روند و شما مجدداً به حالت عادی باز می گردید.

 

یک ذهن باز خیلی راحت تر می تواند راه حل های متفاوت را پیدا کرده و آنها را به کار ببند تا یک ذهن کسل و خسته. یک ذهن ناامید به همه چیز اینطور نگاه می کند: "فایده اش چیست؟" یک ذهن بسته نمی تواند راه حل های ممکن را بررسی کرده و آنها را تشخیص دهد.

 

مثبت باقی بمانید. به هر حال باید همچنان بدانید که گزینه های مختلف چه هستند و بر طبق برنامه هر یک را امتحان کنید. هدف شما این است که راه حل مناسب را انتخاب کرده، تمام حواس خود را روی آن متمرکز کنید، و سپس عکس العمل مناسب نشان دهید. با استفاده از ۸ تکنیک ارائه شده در بالا پس از مدتی درک می کنید که در زندگیتان مشکلات کمتری رخ می دهند و احساس ناامیدی کمتری به شما دست خواهد داد. در عوض به این نتیجه می رسید که موقعیت های بیشماری پیش رویتان قرار دارند و متوجه می شوید که چگونه می توانید از آنها به نفع خود استفاده کنید.

اوقات بیکاری فرصت ارزشمندی است برای کشف استعدادهای نهفته خود یا شناسایی توانمندی هایی از ذهن و روح و جسم مان که از آن ها بی خبریم. علاوه بر این می توان با استفاده از شیوه های مختلف از اوقات بیکاری برای التیام روح و جسم و رفع خستگی و کسالت استفاده کرد. بی بهره گذاشتن اوقات بیکاری، دست ردی است به فرصتی که خداوند و طبیعت او در اختیار ما گذاشته اند.

 

مهم این نیست که ما کدامین راه از فرصت های اهدایی خداوند را استفاده کنیم، مهم این است که اوقات بیکاری ما راهی باشد برای بهتر شدن ما. این بهتر شدن می تواند در نقطه از وضعیت وجودی مارا ارتقا دهد. سلامت و شادابی جسم و روح، ارتقای سطح دانش و اطلاعات، بهبود و افزایش مهارت های فردی، آشنایی با شگفتی های جهان و از همه مهم تر شناخت بیشتر خداوند و به دست آوردن رضایت او، از جمله ویژگی هایی هستند که می توان به جای عادت بی ثمر "وقت گذرانی" به کار برد. وقت گذرانی مزیتی ندارد و تنها آدمی را به بیراهه یا سکون می کشاند. روح و جسم انسان را تحت تاثیر خود ضعیف می نماید و عقل را کوچک می کند. اوقات فراغت لحظات مناسبی برای شناخت جوانب مختلف خلقت است.

 

تنوعاتی از موضوعات متفاوت که با شناخت آن ها احتمال دارد استعداد و توان نهفته خود را در آن بیابیم، به کار بگیریم و موفق تر از قبل گردیم. این کار نه تنها کسالت، بی انگیزگی وقت گذرانی را از بین می برد و موجب شادی و نشاط انسان می شود، بلکه تصاویر مهیج و جذابی از ما و دنیای اطرافمان را بر ما آشکار می سازد. در این هنگام احساس آدمی جایگاهی تازه می یابد و ذهن او از فراز شکوفاهی و خلاقیت به جهان می نگرد.

 

احساس مفید بودن قشنگ ترین حسی است که در این مواقع وجدان انسان را آسوده خاطر می سازد و او را از تجربه این لحظات خرسند می نماید. تنوعات اوقات فراغت قشنگ ترین و جذاب ترین این تنوعات وارد شدن به دنیای هنر و علم و ورزش در حدی فراتر از آماتوری می باشد.

 

نواختن سازهای مورد علاقه، سرودن ترانه، آواز خواندن یا رو آوردن به موضوعات علمی و صنعتی یا شناخت بیشتر تکنولوژی از طریق مطالعه تحقیق و آموزش یا راه هایی از این قبیل، شرکت در ورزش های همگانی مانند راه پیمایی و کوهنوردی یا تمرین ورزش های مورد علاقه.

 

اگر ورزشکار نیستید و علاقه ای به ورزش های همگانی یا سنگین ندارید، بهتر است از زاویه تنوع و تفریح به ورزش های مختلف بنگرید، مانند: بدمینتون، والیبال، بستکتبال و غیره. سعی کنید به اتفاق اطرافیان این ورزش ها را به عنوان بازی های تفننی تجربه کنید. شاید در ابتدا اقدام به انجام چنین اعمالی سخت و کسالت آور باشد اما به محض ورود به دنیای آن ها حس و حال شما هم تغییر یافته و از این لحظات شگفت آور استقبال می کند، البته این امر مستلزم این است که دیدگاه شما در این زمینه همراه اعمالتان باشد و تفکر منفی و بازدارنده در ذهن خود نپرورانید.

 

گذر در دنیای اطلاعات در عصر ارتباطات که اینترنت به همراه موتور جستجوگر گوگل و پایگاه قوی اطلاعاتی مانند ویکی پدیا در دسترس است به راحتی می توان به هر موضوعی واقف شد. از این طریق شخصیت های معروف، مکان های مختلف و اصطلاحات علمی و هر موضوع جذاب و مشهور دیگری که به نوعی اطلاعات عمومی به حساب می آید، را جستجو کنید و در مورد آن ها اطلاعات جامعی به دست آورید.

 

قوه طنزپردازی خود را قوی کنید با گشتی در دنیای طنز و کمدی، قوه طنزپردازی خود را تقویت کنید و سعی کنید با ساختن جملات خنده دار و جذاب، خلاقیت خود را در این زمینه بالا ببرید. خندیدن و خنداندن دیگران یکی از روش های مطلوب در ارتباطات جمعی و جذب دیگران است، علاوه بر اینکه خنده لحظات شادی را به ارمغان می آورد و خیلی از مشکلات را از بین می برد.

 

سفر کنید... بله، درست است حق با شماست! معذرت می خواهم! حتما به این فکر می کنید که سفر هزینه دارد،زمان لازم دارد و هزار نه! چندین مشکل دیگر. اما سفرهای کوتاه مدت و یک روزه به شهرها و روستاهای اطراف محل سکونت و گه گاه در زمان پولداری! به کشورهای مجاور و اطراف، سبب می شود تا شما آداب و رسوم، فرهنگ، زبان، موقعیت های مختلف اجتماعی را ببینید و بشناسید. همین موارد در پاره ای از اوغات زندگی افراد را با تغییرات چشمگیری مواجه می کند، پس بهتر است که تجربه کنید.

 

به دل طبیعت بروید مشاهده آفریده های خداوند، دقت و توجه به شکل ظاهری آن ها، آشنایی با فواید و معایبشان و چگونگی خلقت آن ها، یک نوع شکرگذاری از خداوند بابت خلقت زیبایش است. علاوه بر این، دایره شناخت و توجهات خود را گسترش می دهیم و اطلاعات جامعی از دنیای اطراف به دست می آوریم. هر فصل و هرماه از سال رنگ و بوی خودش را دارد و اگر به دقت تغییرات متوالی آن ها را مشاهده کنید، متوجه می شوید که ارزش توجه و دقت نظر را، بیش از هر سرگر می دیگری خواهد داشت. به کوه و بیابان، جنگل و چمنزار، شنزار و شوره زار بروید و از شگفتیهای آن ها لذت ببرید، برف ها را با وجود خود لمس نمایید و گیاهان را تک به تک ببویید، مهارت های راه پیمایی و نورد در آن ها را به دست آورید و سعی کنید به زیبایی های طبیعت عادت کنید.

 

از لذت هایی که در هر مناطق و فصل های متفاوتی می توانید، بهره ببرید و تک تک آن ها را تجربه کنید. روشن کردن آتش در کوهستان شبی به یاد ماندنی تر از این خواهد بودکه نشستن کنار شومینه مصنوعی در آپارتمان را تکرار کنید.

 

از موزه ها، آثارباستانی، اماکن مذهبی دیدن کنید آشنایی با آداب سنن ایرانیان باستان و گذشتگان، تجارب و اطلاعات زیادی را به ما منتقل می کند، مشاهده ظروف، ابزارآلات یا بناهایی که از آن ها به یادگار مانده، فرهنگ و سنت افتخار آمیز پیشینیان ما را منعکس می کند که دانستن آنها برای یک ایرانی افتخار است. با حضور در اماکن مذهبی و سخن گفتن با حضرت حق، ذهن و روح خود را جلا دهید، خواسته هایتان را از او بخواهید و سعی کنید بیش از پیش به خواسته هایش عمل کنید. با این کار همیشه یاد خدارا در دل خود زنده نگه می دارید.

 

پای درد و دل مستمندان بنشینید صحبت با مستمندان و گوش دادن به درد و دل آن ها مزایای زیادی دارد. اول از همه، با مشکلات و ناملایمات زندگی دیگران آشنا می شوید و بیشتر از قبل ارزش و سلامت زندگی خود را درک می کنید. با ابراز احساسات به فرد مستمند، مرحمی بر روی زخم های او خواهید بود و در آخر هم شاید دلتان به رحم آمد و یاد خدا افتادید و سعی کردید تا به او کمکی بکنید که این از همه مهم تر است.

 

به قبرستان، آسایشگاه سالمندان، بهزیستی و بیمارستان بروید. به قبرستان می رویم تا عاقبت خود را از یاد نبریم، جسم کفن پوش را می بینیم تا متوجه شویم این تنها چیزی است که در تاریکی قبر ما را همراهی می کند. به آسایشگاه سالمندان می رویم تا بی محبتی و نامهربانی فرزندانی را جبران کنیم که پدران و مادرنشان چشم به راه ما هستند، یا اینکه در آن جا لحظه ای فرزند سالخورده ای بی کس و کاری م شویم که طعم مهر و محبت را از یاد برده است . بهزیستی مکانی است که لحظه ای پدر و مادر کودکی بی سرپرست می شویم و هدیه ای به دستان کوچکش ارزانی می دازیم. با رفتن به بیمارستان بدن سالم مان را به یاد می آوریم و لحظه ای مسکن درد بی نوایی می شویم. در مجموع خدارا نزدیک تر حس می کنیم و آفریده های او را بیشتر می شناسیم.

 

از استخر و شهربازی و تفریحات مدرن غافل نشوید. طراوت و شادابی که درون آب وجود دارد بر همگان آشکار است، رفتن به شهربازی و بازی کردن در آن جا لحظات شاد خاطرات کودکی را زنده می کند و گذشته مارا به یادمان می آورد، بهترین فرصت است که خود را پیدا کنیم، ببینیم که بودیم و حال که شده ایم. هر تفریح سالم را تجربه کنید لذتی که در آن ها وجود دارد به هیچ عنوان قابل مقایسه با هزینه هایش نیست، به شرط آن که کلاه سرتان نرود! کارهایی را که دوست دارید، حتی برای یک بار هم که شده تجربه کنید، نه! نه، صبر کنید، منظورم کارهای شرعی و قانونی بود!!

 

و در آخر یک جمله عاشقانه به پدر و یا مادر خود بگویید، بله ممکنه سخت باشه ولی قرار شد که تجربیات جدید کسب کنیم یعنی قرار شد خودمون رو توی یک موقعیت جدید قرار بدیم که تا به حال قرار نگرفته بودیم ،مطمئن باشید که تجربه خوبی خواهد بود در ضمن خاطره خوبی هم خواهد شد.

 

خب حالا اگه دوستان موضوع دیگه ای به نظرتون میرسه خوشحال میشم توی قسمت نظرات ببینم...

عادت ها سلسله رفتارهایی را شامل می شوند که به ما کمک کنند تا کمتر بیندیشیم و فعالیت های روزانه مان را سریعا انجام دهیم...


ناخن جویدن، مکیدن انگشت،جنجال به پا کردن و پرخاشگری،پرخوری،سیگار کشیدن و ... از جمله عادات و اختلالات رفتاری هستند که غالبا فرد برای کاهش استرس و عدم امنیت خویش بدانها متوسل می شود. لذت حاصله از انجام آن رفتارها ، باعث می شود که فرد از آن رفتار ،به عنوان یک ابزار ایمنی بخش، در مواقع استرس و آشفتگی های فکری و دورنی استفاده نماید و بدین سان است که این روش ها به تدریج به موارد دیگر زندگی تعمیم یافته و تبدیل به عادت می شوند.اگر فرد در این مرحله،به عادت خود نا آگاه باشد ، خود و یا با کمک درمانگر درصدد کاهش یا از بین بردن آن نباشد تبدیل به اختلال شده و آن عادت به گونه ای با زندگی فرد عجین می شود که با تمامی عملکردهای او در زندگی شخصی،خانوادگی،شغلی و... تداخل کرده و ایجاد اختلال می کند و تبدیل به وسواس می شود.

 

همیشه عادت ها به این شکل هایی که می شناسیم، نیستند. عاداتی به ظاهر ساده وجود دارند که به قدری در برخی از ابعاد زندگی ما رسوخ کرده اند که ما دیگر آنها را به عنوان عادت نمی شناسیم و از همه مهتر آن که از وجودشان نا آگاه و بی اطلاعیم.

 

به مثال های ذیل توجه کنید:

 

مادری که هر روز تا ساعت مشخصی باید بخوابد و گرنه سردرد می شود، مردی که به جای حرف زدن و حل مشکلات خانوادگی قهر می کند، پسری که برای تماشای تلویزیون باید در جای مخصوصی بنشیند و گرنه جنجال می شود، دختری که در بحث های خانوادگی فقط گریه می کند و ...

 

روان شناسان می گویند: عادت ها سلسله رفتارهایی را شامل می شوند که به ما کمک کنند تا کمتر بیندیشیم و فعالیت های روزانه مان را سریعا انجام دهیم و فرصت های زمانی بیشتری را در اختیار داشته باشیم . اما از دگر سو آنان معتقدند که عادت ،فعالیت تکرار شوند ه ای است که وابسته به هیچ منطقی نیست.

 

افرادی که گرفتار عادت شده اند افراد فاقد خلاقیت و پیش بینی شده ای هستند که با نظم خاصی زندگی می کنند، غذا می خورند، تفریح می کنند، کار می کنند، و... حتی گاها این عادات سیر منفی را طی نموده و تا سطحی عمیق تر از شخصیت انسان ریشه دوانیده و موجب بسیاری از مسائل اخلاقی همچون دروغگویی، غیبت،سخن چینی، بدون تحقیق قضاوت کردن،و... می شود.

 

عادت ها می توانند تجارب ناخوشایند اما گریز ماپذیری برای برخی از ما باشند. بعضی وقت ها سعی می کنیم این عادات را کنار بگذاریم اما در اندک زمانی پس از مقابله،دوباره به همان نقطه اول بر می گردیم؛مانند فردی که می خواهد سیگار کشیدن را ترک کند اما بیشتر از 2-3 روز نمی تواند در برابر میل سیگار کشیدن مقاومت کند و دوباره شروع به کشیدن می کند.

 

ساکنان ساحل ،پس از مدتی صدای امواج را نمی شنوند، چه تلخ است قصه عادت

 

مبارزه و مقابله با این عادات و رفتارهای منفی، کارسهلی نیست اما غیر ممکن هم نمی باشد. اگر ما باور داشته باشیم "آن روز که تغییر نکنیم مُرده ایم"، خواهیم توانست بر مقاومت های شدید عادت ها بر تصمیم هایمان فائق آئیم و کنارشان بگذاریم. موج مقاومت عادت های نهادینه و تثبیت شده، بسیار است اما اگر فرد تصمیم به ترک و غلبه بر عادت گرفته باشد خواهد توانست روز به روز بر این موج منفی چیره شده و با گذر زمان رفتار منفی اش را کنار بگذارد. اما باید بگوئیم:افراد نمی خواهند و مایل نیستند دست از عادات خود بر دارند، چون که راحتند حاضر نیستند خود را به زحمت انداخته و در مورد کارها و اعمال خود اندیشه و تامل کنند . به مرور زمان،همین عادات با زندگی شان عجین می شود و شخصیتشان همان عادات می شوند.آنها نمی دانند که افکارشان ،گفتارشان را می سازد و گفتارشان،رفتارشان را می آفریند، و رفتارشان ،شخصیتشان را می سازد و شخصیتشان، سرنوشتشان را رقم می زند. پس اگر نگران سرنوشت خود هستید ، مراقب افکارتان باشید.

 

برای رهایی شما ازعادت پیشنهاد می کنیم:

 

به شناخت برسید

 

اولین و مهمترین کار برای تغییر یک رفتار و یا یک عادت ،خودآگاهی است. به این مثال توجه کنید:اگر شما در مورد چکه کردن شیر آب اطلاعی نداشته باشید، بی تردید تمایلی هم برای محکم بستن آن نخواهید داشت و متعاقب همین عدم آگاهی و حتی شاید بی توجهی شما به خراب بودن شیر آب و درست نکردن آن ، ممکن است یک چکه کردن کوچک تبدیل به یک جریان بیشتر و قوی تر شود. عادت رفتاری ما نیز چنین حالتی دارند ،اگر ما از عادت های آموخته شده خود،بی اطلاع باشیم انگیزه ای هم برای ترک این عادت ها نخواهیم داشت. عادت های رفتاری نیزهمچون نشتی شیر آب هستند و اگر نادیده گرفته شوند مطمئنا به جریانی قوی تبدیل خواهند شد.

 

بدین سان است که ، روان شناسان معتقدند: آگاهی عامل بسیار مهمی در فرآیند ترک عادت است و یک رفتار را نمی توان تغییر داد مگر آن که درباره ی آن به آگاهی و شناخت برسیم. بهتر است بدانید که عادت ها به تدریج و تقریبا نا آگاهانه شکل می گیرند،ترک آنها هم باید آرام و به تدریج اما آگاهانه انجام پذیرد. یک شبه انتظار تغییر و تحول از خود نداشته باشید. پس از خود آگاهی از عادت ، بهتر است محرک اصلی بر انگیزاننده یک عادت را جستجو کنید و در یابید چه چیز،چه کس و یا چه موقعیتی منجر به بروز این رفتار خاص در شما می شود (روان شناسان این عمل را تحت عنوان شناسایی محرک می شناسند)، سپس به زنجیره ی رفتار و عواملی که منجر به بروز یک عادت در شما می شود توجه کنید(شکل دهی رفتار) ؛ با این علم، در مرحله ی بعدی شما خواهید توانست از ارائه پاسخ و تکرار عادت پیشگیری کنید.

 

(پیشگیری از پاسخ) بعد از بیندیشید که چه رفتار سازنده و مقبول تری را می توانید جایگزین آن عادت کنید(پاسخ جایگزین). به شما توصیه می کنیم به هر گونه شناخت و تغییری، از عادتتان دست می یابید آن را یادداشت کنید و هر از چندگاهی به سیر درمان و چگونگی تغییرات خود نظارت داشته باشید.

 

نکته: یادآور می شویم که شناسایی محرک، شکل دهی رفتار، پیشگیری از پاسخ، پاسخ جایگزین و نظارت از دیگر تکنیک های تغییر رفتار و ترک عادت می باشند که بر شرح مفصل آن در این مقاله مجال نیست ، و استفاده صحیح از این تکنیک های رفتاری نیازمند وجود یک رفتار درمانگر است. غرض از بیان ، افزایش آگاهی شما از اهمیت خود آگاهی است.

 

تصمیم قاطعانه ای برای ترک عادت بگیرید

 

تا خود فرد نخواهد هیچ وقت تغییر و تحول رخ نخواهد داد. اگر از عادت رفتاریتان خسته شده اید و تاب تحمل آن را ندارید، آستین همتتان را بالا ببرید و تصمیمی راسخ، بر ترک همیشگی آن بگیرید. بی تردید اهمیت این مولفه کمتر از خود آگاهی نیست. باید بدانید تا شما نخواهید نمی شود که نمی شود.

 

برای خود آگاهی از تکنیک" توقف " مدد بگیرید

 

وقتی رانندگی می کنید ، در برابر تابلوها و چراغ های ایست ، توقف می کنید ، توجه به این علامت ها باعث خواهد شد که شما به آسانی و سلامت به مقصد برسید. حال از شما می خواهیم این رفتار را در طول روز چند بار ،آن هم به مدت چند دقیقه ،انجام دهید. چند دقیقه بایستید و ببینید چه می کنید؟به آن چه فکر می کنید و یا انجام می دهید بنگرید و خود را محاسبه کنید. هر چند این کار عجیب به نظر می رسد که ما فقط در یک توقف کوتاه ،می توانیم به آن چه انجام می دهیم، بیندیشیم و به سوال های خود پاسخ دهیم.

در درون هر یک از ما مرکزی وجود دارد که می داند چه چیز برایمان خوب است و چه چیز بد. گماشتن یک نگهبان خودی برای مراقبت از اعمال و رفتارهایمان ،باعث خواهد شد نیک و بد کارها نمایان شود و پایان کارها نیکو شود

 

ولی بهتر است بدانید که اغلب در همین فرصت های کوتاه است که می توان راه بهبود فکر یا اندیشه ای را که در آن لحظه درگیرش هستیم، بیابیم. همین اندک توقف و تامل به ما کمک خواهد کرد تا به سر انجام کارها بیندیشیم و این چیزی نیست جز مراقبت و نظارت بر اعمال خود.

 

در درون هر یک از ما مرکزی وجود دارد که می داند چه چیز برایمان خوب است و چه چیز بد. گماشتن یک نگهبان خودی برای مراقبت از اعمال و رفتارهایمان ،باعث خواهد شد نیک و بد کارها نمایان شود و پایان کارها نیکو شود ؛همچنین ما را آماده می سازد تا به اصلاح نقایص پرداخته و فکر و اندیشه مان را به کار گرفته و نتیجه بهتری را بدست آوریم.

اگر شما به فعالیت‌ها به صورت جداگانه نگاه کنید، می‌بینید که از یک شرکت به شرکتی دیگر و به خصوص در شرکت‌های کوچک و برندهای بزرگ و معتبر، بسیار متنوع هستند و تفاوت دارند. و در جواب این سوال که: ” یک انجمن چه عملکردی دارد؟”، باید گفت که انجمن از جنبه‌های مختلفی نظیر مشتریان، کسب رضایت مندی مشتری، ایجاد و حفظ ارتباط اعضا با یکدیگر پشتیبانی می‌کند. بنابراین زمانی که شما به جریان بازخورد به تیم‌های محصول جهت داشتن خدماتی بهتر نگاهی بیندازید، می‌بینید که عملکرد انجمن بسیار گسترده و فراگیر است.

الگوهای رفتار:ضمیر ناهشیار مسئول بخش بزرگی از پیامدها و سبب همه تکرارها در زندگی انسان است. ما بر اساس برنامه‌های ثبت شده در ضمیر ناهشیار خود عمل می‌کنیم. در هر مرحله‌ای که باشید می‌توانید به آنچه می‌خواهید دست یابید و هدف ما از این کتاب ن‍یز بیان چگونگی انجام این عمل است.اما همین جا باید یک نکته را برای خود مشخص کنیم که هر وقت تصمیم به تغییر بگیریم با مقاومت روبرو می‌شویم بعبارت دیگر کمربندها را محکم ببندید.

 

شکل‌گیری الگوهای رفتاری: بلافاصله پس از تولد، الگوهای رفتاری شروع به شکل‌گیری می‌کنند پس بسیار محکم و جاافتاده هستند. بخش کوچکی از الگوهای انسان در زندگی هشیارانه و بخش اعظم آن ناهشیار بوده و بازتاب آموخته‌های او از والدین است.

 

هم‍یشه از خود به خوبی یاد کنید و زندگی را بطور دلخواه تصور کن‍ید. کتاب‌هایی را که در زمینه موفقیت نوشته شده‌اند با دقت بخوانید. بهتر است الگوهای رفتاری دلخواه را روِی کاغذ بیاورید تا این الگوها برای شما بصورت یک انتخاب آگاهانه درآیند.

 

تصویر ذهنی از خویشتن: منشا تمام افکار و حرکات ما چگونه دیدن خویشتن است. بنابراین تصویر ذهنی ما تعیین می‌کند که - دنیا را تا چه اندازه دوست داریم و چقدر مایل به زندگی در آن هستیم- دقیقا چه اندازه در زندگی موفق خواهیم بود.

 

از اینرو است که دکتر ماکسول مالتز می‌نویسد:« هدف تمام روان‌درمانی‌ها تغییر تصویریست که فرد از خویشتن دارد.»

 

اولین گام بسوی یک پیشرفت گسترده برای کسب نتایج مطلوب، تغییر نوع تفکر و بیان ما در رابطه با خویشتن است. خود محور بودن و خود دوست‌داری دو مقوله جداگانه‌اند. معنی خود دوست‌داری سالم اینست که ما اصراری برای توجیه خود و دیگران نداشته باشیم ما باید بتوانیم از انجام هر کاری که به کیفیت و زیبایی زندگی‌مان می‌افزاید احساس راحتی کنیم. مردم موفق همیشه از واژه‌های تشکر‌آمیز استفاده می‌کنند زیرا به این نتیجه رسیده‌اند که باید قدر ارزش‌های خود را بدانند. دیگران با همان رفتاری را دارند که ما با خود با خویشتن داریم.

 

ارزش انسان: شما سزاوار عشق و احترام هستید تنها به این خاطر که شما، شما هستید. ارزش‌های خود را بشناسید و مرتب برای خود خاطر‌نشان کنید که سزاوار بهترین رفتارها هستید. اگر تصویر ذهنی ما از خویشتن ناسالم باشد همواره درون خود زمزمه‌ی « من لیاقت ندارم» را می‌شنویم و این نگرش باعث می‌شود که شاد‍‌ی‌ها را بگونه‌ای ناهشیار پس بزنیم.

 

نشانه‌های رفتاری یک تصویر ذهنی ناسالم:

 

۱) حسادت

 

۲) منفی صحبت کردن درباره خود

 

۳) احساس گناه

 

۴) ناتوانی در ادای تعارفات کلامی

 

۵) عدم پذیرش تعارفات کلامی

 

۶) اهمیت ندادن به نیازهای خویش

 

۷) سوال نکردن در مورد خواسته‌های خود

 

۸ ) ضعف مزاجی پایدار

 

۹) مقایسه خود با دیگران

 

۱۰) انتقاد از دیگران

 

۱۱) ناتوانی در پذیرفتن و لذت بردن از عواطف و محبت دیگران

 

۱۲) ناتوانی در بیان عواطف

 

۱۳) محروم ساختن بی‌دلیل خود از رفاه و آسایش و ...

 

تندرستی:

 

بیماری اغلب نتیجه تعارضات درونی حل نشده است که دیر یا زود در جسم نمودار می‌شود. برای سالم بودن و انرژی داشتن لازم است که هیجانات مثبت خود را حفظ کنیم، به بیان احساسات خود بپردازیم و خود را سزاوار سلامتی و تندرستی بدانیم. از همین‌جا و همین لحظه خود را بپذیرید و افکار شاد و سلامت داشته باشید.

 

درد:

 

درد، انسان را به تامل و تغییر جهت ما وامی‌دارد. همانند درد جسمانی، اگر با درد عاطفی نیز برخوردی احمقانه داشته باشیم، ضربه‌ها همچنان ادامه خواهند یافت. این آسیب‌ها تا زمانی که در نگرش خود تغییری ایجاد نکنیم همچنان ادامه خواهند یافت.

 

ما جزئی از دنیای روزمره خود هستیم: ما به بخشی از محیط بلافصل خود تبدیل می‌شویم و هیچکس نسبت به تاثیرات محیط، دوستان، خانواده، کتاب و ... مصونیت ندارد پس اگر برای تغییر زندگی خود مصمم هستید، برای تغییر محیط خود نیز مصمم شوید.

 

ثروت:

 

فقر نتیجه تفکر فقیرانه است اگر ثروت می‌خواهید نوع تفکر خود را عوض کنید. در زندگی همان چیزی را بدست می‌آوریم که انتظارش را داریم.

 

برای پول درآوردن یا جمع کردن آن، باید بتوانید با آن راحت باشید اگر اینگونه نباشید هشیارانه یا ناهشیارانه ترتیب از دست دادن آن را خواهید داد.

 

برای ثروتمند بودن باید بتوانید نسبت به ثروتمندان دیگر احساس خوب و مثبتی داشته باشید هر کسی باید بپذیرد که ارزش کمک گرفتن دارد، زیرا توانایی شما برای پذیرش کمک دیگران تعیین کننده توانایی شما برای کسب ثروت است.

 

اگر بیش از اندازه به پول وابسته هستید پول درآوردن و نگه داشتن آن برایتان دشوار خواهد بود

 

اگر قبول موفقیت برای شما تشویش و ناراحتی به همراه آورد همیشه خود را دور از موفقیت نگه خواهید داشت.

 

فقر ربطی به معنویت ندارد، ثروت و بی‌نیازی نشانه توازن فرد است.

 

نکانی برای بهبود وضعیت مالی:

 

۱) اول پول پس‌انداز کنید، بعد خرج کنید

 

۲)‌نگرش‌های ثروتمندان را بررسی کنید

 

۳) به خود خاطر نشان کنید که شایسته ثروت هستید

 

۴) نقشه بریزید و اهداف خود را مشخص کنید

 

۵) پدر و مادر، اوضاع جوی، اقتصاد، دولت و ... را به خاطر حال و روزتان سرزنش نکنید.

 

فصل دوم

 

در حال زندگی کنید:

 

زمان واقعا وجود ندارد. این لحظه تنها زمانی است که در اختیار داریم از این لحظه چیزی بسازید. زیستن در زمان حال یعنی که ما از هر کاری که در حال انجام آن هستیم بخاطر خود آن لذت ببریم و نه اینکه صرفا بدنبال هدف نهایی آن باشیم.

 

انتظار:

 

زندگی را در زمان حال بگذران و نفست را به خاطر اتفاقات آینده در سینه حبس نکن. وقتی منتظر وقوع چیزی هستید خود را با کار دیگری مشغول کنید. با رها کردن موقعیت به حال خود، نتایج را تسریع کنید.

 

بخشندگی:

 

کینه‌ورزی یکی از اصلی‌ترین علل بیماری‌هاست. سرزنش کردن دیگران هیچ ثمری برای ما ندارد و چیزی را تغییر نمی‌دهد. سرزنش خود و دیگران تنها ما را از پرداختن به مسئله اصلی که باید انجام دهیم باز می‌دارد. انتخاب با ماست که مهار زندگی خود را بدست گیریم و در حال زندگی کنیم یا خود را در لجاجت‌ها و پریشانی‌های گذشته زنجیر کنیم.

 

مقابله با افسردگی:

 

آیا احمقانه نیست تمام نگرانی‌های ۲۵ سال آتی را با خود حمل کنیم و تازه متعجب باشیم که چرا زندگی اینگونه دشوار است؟ ما را برای بیست و چهار ساعت زندگی امروز طراحی کرده‌اند و نه بیشتر. نگرانی امروز برای مشکلات فردا دردی از ما دوا نخواهد کرد.

 

شوخی:

 

ما اغلب وقتی مریض می‌شویم که خود و زندگی را بیش از اندازه جدی می‌گیریم. آنچه برای سالم ماندن بدن نیاز داریم، خندیدن است. بیایید گاه و بیگاه برای خود خاطر‌نشان کنیم که ما انسان هستیم و مانند تمام انسان‌های دیگر ممکن است کارهای احمقانه از ما سر بزند. اگر توقع شما بی‌عیب و نقص بودن و کمال است به این سیاره تعلق ندارید. زندگی آنقدرها جدی نیست بیایید شوخی را جدی‌تر بگیریم.

 

فصل سوم:

 

ما به طرف اندیشه‌های غالب خود کشیده می‌شویم:

 

اصل از این قرار است:« به هر چیزی که فکر کنی به طرفش کشیده می‌شوی» حتی اگر آن افکار دلخواهمان نباشند. علت اینست که مسیر حرکت ذهن همیشه بسوی هر چیز است و نه در جهت گریز از آن. تفکر مثبت سازنده است، به آنچه می‌خواهید فکر کنید.

 

ضمیر ناهشیار:

 

بیایید بپذیریم که ما هر روز از طریق افکار خود برنامه‌های تازه‌ای به ضمیر ناهشیار خود می‌دهیم.پس مواظب افکارمان باشیم. هدف خود را «به‌دست آمده» تصور کنید تا ضمیر ناهشیار شما ترتیب رسیدن به آن را فراهم کند.

 

تخیل:

 

هر چه تخیل شما رشد یافته‌تر باشد یادآوری و حل مسائل برایتان آسان‌تر است. تخیل خود را مانند جسم خود پرورش دهید. همه چیز از رویا آغاز می‌شود. حامی رویای خود باشید. در ترانه‌ای آمده است « اگر هرگز رویایی نداشته‌‌اید، پس هیچوقت هم‌رویایی که به حقیقت پیوسته باشد نخواهید داشت.»

 

تمرین ذهنی:

 

ارزش اساسی تمرین ذهنی در این است که ما را قادر به ارائه الگوهایی از عملکرد کامل و بدون نقص به سلول‌های مغزی‌مان می‌کند. ما در تخیل مرتکب اشتباه نمی‌شویم. در هر حال قبل از هر چیز زمانی را به انجام بی‌عیب و نقص عملی که می‌خواهید انجام دهید، در ذهن خود بپردازید.

 

قانون جذب:

 

ذهن انسان شبیه یک آهنرباست و هر چه را به آن فکر کند بطرف خود می‌کشد. به خواسته‌های خود فکر کنید تا به آنها دست یابید. البته استفاده از نیروی فکر جایگزینی برای عمل نیست، بلکه استفاده صحیح از ذهن ما را قادر می‌سازد که با سهولت و سرعت بیشتر به اهداف خود دست پیدا کنیم.

 

ترس:

 

با تعمیم این اصل به اصل تازه‌ای می‌رسیم با نام «ترس از دست دادن». وقتی بیم از دست دادن چیزی را داریم، خود را مستعد از دست دادن آن می‌کنیم.

 

اصل از این قرار است:« بر آنچه که دارید تمرکز کنید، از داشتن آن لذت ببرید و نگران از دست دادنش نباشید» اگر بر این باور باشیم که با از دست دادن چیزی یا کسی زندگی ما رو به نابودی خواهد گذاشت آنگاه چه بسا جهان تصمیم بگیرد به ما اثبات کند که بدون آن چیز یا آن کس هم قادر به زندگی خواهیم بود. ترس از دست دادن، زیستن در زمان حال نیست، زیستن در آینده است.

 

فرار از ترس‌ها:

 

اصل شگفت‌انگیز دیگر آن است که غالبا وقتی ما شهامت مواجهه با مشکلات را پیدا می‌کنیم آنها ناپدید می‌شوند و دیگر نیازی به رودررو شدن با آنها باقی نمی‌ماند.

 

قدرت واژه‌ها:


هرچه بر زبان بیاورید همان را بدست خواهید آورد چون همین کلمات سازنده نگرش ما هستند اگر مصمم به شاد زیستن هستید باید درباره خود مثبت سخن بگویید. بیان مثبت به ما اجازه می‌دهد که به گزینش شایسته و نشاندن آنها در ضمیر خود بپردازیم و از این رهگذر عملکرد و احساس بهتری داشته باشیم. اصولی که باید در هنگام بیان مثبت رعایت شود:

 

۱- ذهن همیشه به طرف آنچه می‌اندیشیم حرکت می‌کند، پس اگر بیان شما اینگونه باشد که « من مریض نیستم» نتایج دلخواه شما عایدتان نخواهد شد.

 

۲- با گفتن و نوشتن یک بیان مثبت می‌توان تاثیر آن را دو چندان کرد چون بدین ترتیب حواس فیزیکی بیشتری درگیر شده و تاثیر عمیق‌تری می‌گذارد.

 

۳- تکرار این جملات لازم و مهم است. برای بازسازی نظام عقایدی که بیست سال مدافع آن بوده‌ایم مسلما به پافشاری و اصرار نیاز است.

 

شکرگزاری:

 

وقتی سپاسگزار نعمت‌های خود هستیم مرکز توجه خود را بر خواسته‌های مطلوب خود قرار می‌دهیم. وقتی زندگی خود را سرشار از مواهب الهی بدانیم و آنچه که اکنون در اختیار داریم معترف باشیم سبب جاری گشتن سیلی از مواهب تازه به زندگی خود می‌شویم.

 

فصل چهارم:

 

اهداف:

 

هدف آن چیزی است که ما را همیشه در حرکت نگه می‌دارد. هدف داشتن جزئی از طبیعت ماست و صرف هدف داشتن به مراتب مهم‌تر از ماهیت آن هدف است. چون مهمترین چیز رسیدن به هدف نیست بلکه یاد گرفتن و رشد کردن در خلال راه است.

 

قانون نتایج افزوده اصلی است که با اطمینان به ما می‌گوید:« علاوه بر خود هدف اصلی، نتایج بسیاری عاید شما خواهد شد.»

 

هنگام برنامه‌ریزی برای هدف لازم است نحوه عملکرد هر چیز را در این سیاره به خاطر بسپاریم، هیچ چیز در خط مستقیم حرکت نمی‌کند و هیچ هدفی مستقیم بدست نمی‌آید بلکه تصحیح مداوم و پیوسته راه رسیدن به هدف است.

 

هدف‌های خود را بر روی کاغذ بیاورید. مسلما تهیه لیست تنها کاری نیست که باید انجام شود، اما این لیست، طریقه و ساختاری برای دستیابی به اهداف زندگی در اختیار ما قرار می‌دهد.

 

محدودیت‌ها:

 

تنها چیزی که موفقیت ما را محدود می‌سازد تفکریست که به ما می‌گوید:‌ «نمی‌توانی موفق شوی». با هر محدودیتی که برای خود قرار می‌دهیم، مسئولیتی تازه برای خود ایجاد می‌کنیم. دور ریختن برچسب‌هایی که به خود آویزان کرده‌ایم نخستین گام بسوی خوب زیستن است.

 

مشکلات:


ما پیوسته با موقعیت‌های بزرگی روبرو می‌شویم که زیرکانه خود را در غالب مشکلات لاینحل از ما پنهان می‌کنند. مشکلات بخشی از میراث فرهنگ جهان هستند که ما را برای رهایی از خود بسوی یادگیری و تجربه می‌رانند و ذهن ما را وسعت می‌بخشند.

 

اشتباهات: اشتباهات واقعا اشتباه نیستند، بیایید در هر موردی انتظار خطا از خود داشته باشیم و آنها را بعنوان بخشی از فرآیند یادگیری بپذیریم. از آن گذشته اگر تا این اندازه در برابر خود جدی و خشک نباشیم زندگی کردن با اشتباهات بسیار، بسیار آسان‌تر خواهد بود. شکست خوردن هرگز مایه شرمساری نیست، شرمساری تنها از تلاش نکردن است.

 

قانون کاشت و برداشت:

 

با تو همانگونه رفتار خواهد شد که تو با دیگران رفتار کرده‌ای. هرچه بکاری همان را پس می‌گیری. جهان هستی‍ منصف و عادل است، برداشت امروز ما از زندگی حاصل کشته‌های دیروز ماست.

 

ریسک:

 

رسیدن به هر هدفی، همیشه مستلزم قبول خطر است. چاشنی زندگی دست زدن به کارهای تازه و خلق تازه‌ها از جوهر خویشتن است. بی‌خطری نیروی حیات را خفه می‌کند.

 

تعهد:

 

وقتی ما بر خود مسلط می‌شویم اتفاق جالبی می‌افتد، بدین معنی که اغلب همان تعهد کافیست. به بیان دیگر وقتی ما حاضر می‌شویم هر بهایی را برای رسیدن به هدف خود بپردازیم عموما دیگر نیازی به پرداخت آن پیش نمی‌آید.

 

تلاش:

 

ما نیاز به تلاش داریم زیرا طبیعت ما آنرا «طلب» می‌کند. زیرا تلاش، امت‍یاز و اشتیاق انسان برای یادگیری،خود‌آزمایی، آزمایش و تجربه است. اشتباه اغلب مردم اینجاست که تنها برای رسیدن به اهداف نهایی کار می‌کنند و نه برای لذت از کار کردن و به همین خاطر است که وقتی به اهداف مورد نظر خود نمی‌رسند دچار یاس و افسردگی می‌شوند.

 

اوضاع وقتی بهتر می‌شود که ما بهتر شویم همه چیز زمانی تغییر می‌کند که ما تغییر کرده باشیم و نه قبل از آن.

 

تمام توان خود را به کار بگیرید:

 

وقتی فلسفه فردی شما این باشد که «‌ من تمام تلاش خود را خواهم کرد صرف نظر از اینکه ...» آنوقت است که همیشه می‌توانید سرافرازانه بر عقاید خود بایستید. شکست آسیب می‌رساند اما این آسیب زمانی شدیدتر است که بدانیم حداکثر تلاش خود را به‌کار نبرده‌ایم.

 

پا‍یان شب سیه: زندگی اینگونه است، همیشه سردترین و تاریک‌ترین لحظه‌ها درست قبل از سپیده است، اما اگر خود را از سقوط و نومیدی حفظ کنیم پاداش‌ها به زودی سرازیر می‌شوند.

 

پافشاری:

 

پافشاری یک راز است، رازی که انسان‌های موفق بخوبی از آن آگاهند. اینان می‌دانند که این راز عامل اصلی پیروزی است اما بازندگان پافشاری را به منزله‌ی نوعی « تلاش اضافی» بی‌مورد تلقی می‌کنند ( البته پافشاری را با کله‌شقی نباید اشتباه گرفت)

 

درخواست کردن:

 

درس اول چگونه رسیدن به هر خواسته‌ای، درخواست کردن آن است. به چندین دلیل عمده زیر مطرح کردن خواسته‌ها حائز اهمیت است:

 

۱- درخواست کردن نشانه اعتماد‌به‌نفس و ارزش قائل بودن برای خود است و این برای سلامت مهم است.

 

۲- اولین قدم منطقی برای تفهیم خواسته‌های خود به دیگران است زیرا هیچکس قادر به خواندن ذهن ما نیست.

 

۳- برای دیگران هم لذت کمک کردن به ما را در بردارد.

 

و اگر کسی به شما جواب منفی دهد به معنی لیاقت نداشتن شما نیست بلکه تنها بدین معنی است که ایده‌های شما با ایده‌های آن شخص جفت نمی‌شود.

 

دلایل و نتایج:

 

اگر زندگی دلخواه خود را ندارید، اگر واقعا کار دلخواه خود را انجام نمی‌دهید هیچ عذری برای توجیه آن پذیرفته نیست. میزان لذتی که از زندگی می‌بریم با میزان سرزنش اوضاع و احوال نسبت معکوس دارد.

 

فصل پنجم:

 

نیاز به زمان:

 

طبیعت همیشه نیازمند زمان است. بلوط یک‌شبه بزرگ نمی‌شود، رشد و تکامل ما نیز چنین است. بنا کردن اعتماد، پرورش یک بدن سالم، یک تجارت سود‌آور همه و همه نیازمند زمان است.

 

استراحت:

 

طبیعت گاه‌به‌گاه به استراحت و آسودگی نیاز دارد. ما نیز به فراغت، به استراحت، به مرور، به تامل و به بودن نیازمندیم.

 

از کودکان بیاموزیم:

 

وقت خود را با بچه‌ها بگذرانید و چیزهای بیشتری در مورد خندیدن، کنجکاوی، پذیرفتن، اعتماد، اراده و تصور خلاق از آنها بیاموزید، بچه‌ها برای آموزش ما آمده‌اند.

 

فعالیت بی‌وقفه:

 

مادامی که در حرکت هستیم وقتی برای نگران شدن نداریم به‌این‌ترتیب از ضعف وحشتناکی که ناشی از تعبیر و تفسیرهای شخصی شخصی است اجتناب کرده‌ایم. رمز شادی و تکامل در فعالیت است.

 

اگر استفاده نکنید، از دستش می‌دهید:

 

جهان هستی پیوسته ما را ترغیب به مشغول ماندن می‌کند. قانون بهره‌برداری قانونی شگفت‌انگیز است. ما را به حرکت وامی‌دارد و وقتی می‌توانیم آنچه را داریم برای خود نگه داریم که از آن حداکثر استفاده را ببریم.

 

آسوده باشید و امور را به حال خود واگذارید:

 

از دیدگاه علمی، وقتی ما آسوده هستیم ریتم مغزی حرکتی آرام‌تر به خود می‌گیرد یعنی امواج آلفا را نشان می‌دهد و در این حالت است که انسان توانایی و خلاقیت بسیار بیشتری از خود نشان می‌دهد و نتایج مطلوب به سهولت به بار می‌آیند.

 

عدم وابستگی:

 

برای رسیدگی به اهداف خود بکوشید اما زندانی این اهداف نباشید ما برای بدست آوردن بعضی چیزها لازم است قادر باشیم بدون آنها زندگی کنیم.

 

تغییر:

 

جز تغییر هیچ چیز دوام نمی‌آورد. با این همه به‌نظر می‌رسد که ما گاه این قانون را فراموش می‌کنیم و یاس‌ها رنجهای فراوانی را بی‌جهت به خود تحمیل می‌کنیم.

 

کنارگذاری:

 

برای خلق یک جریان سالم، تمام چیزهایی را که نمی‌خواهید، استفاده نمی‌کنید یا نیاز ندارید رها کنید. جدا از احساساتی که بدین ترتیب آشکارا به مرحله‌ای از تعالی می‌رسند ناگهان می‌بینید که مانند یک آهنربا چیزهای تازه‌تری را به خود جذب می‌کنید.

 

ما واقعا چقدر می‌دانیم ؟!‌:

 

اگر مصمم هستید که قبل از استفاده کردن از هر چیزی ابتدا آنرا درک کنید باید مدتها انتظار بکشید. تجربه به من ثابت کرده است اگر آنچه را داریم بپذیریم و از آن استفاده کنیم بیشترین لطف را به خود کرده‌ایم. بگذارید دیگران وقت خود را به توجیه مسائل بگذرانند بیایید دنبال نتیجه گرفتن باشیم.

 

زندگی بی‌ارزش است مگر آنکه شما به آن ارزش دهید: زندگی کسالت‌بار نیست بلکه کسالت در مردمی است که از پشت عینک‌های کثیف و تیره به دنیای خود نگاه می‌کنند. تا این لحظه هرچقدر هم از زیبایی‌ها لذت برده باشید امروز می‌توانید تصمیم بگیرید که بیشتر لذت ببرید. امروز زمان انتخاب است، امروز و هر روز.

 

فصل ششم

 

امروز مهم است:

 

هرجا که هستید همان‌جا نقطه‌ی آغاز است، تلاش بیشتر امروز، سازنده‌ی فردای متفاوت شماست.

 

« یک درخت هر چقدر هم که بزرگ باشد با یک دانه آغاز می‌شود، طولانی‌ترین سفرها با اولین قدم »

«لائوتسه»

منبع : خلاصه کتاب " راز شاد زیستن"

زندگی محشره!در حقیقت زندگی همه‌ی اینهاست. متاسفانه واقعیتی که هست، زندگی می‌تواند لحظه به لحظه خرد کننده‌تر از آنی باشد که در موردش می‌گویند. اغلب اوقات این روزها خیلی عادی است اگه بخواهی گریه کنی!

 

غوطه ور شدن در یک دوره‌ی کوتاه خود‌خوری ایرادی ندارد. نکته اینجاست که این دوره باید کوتاه باشد. خودخوری بیش از اندازه، هیچ نتیجه‌ای ندارد.


وقتی برای تغییر وضعیت آماده هستید 5 راه هست جلوی پای شما. 5 راه برای اینکه بخندید وقتی دنیا میخواد که گریه کنید‍!

 

نکته : من در مورد تراژدی واقعی، مثل وقتی که عزیزی از دست رفت، صحبت نمی‌کنم. من در مورد مواقعی حرف می‌زنم که یک مهمانی خودخوری برای خودمان راه می‌اندازیم چون دلتنگ شدیم یا تنها موندیم یا یک ترفیع را از دست دادیم یا ...

 

یک / یه نگاه به اطراف بندازین

 

حدس بزن چی شده است؟ زندگیت آنقدرها هم بد نیست. اگر الان داری این را می‌خوانی، پس حتما به کامپیوتر و اینترنت دسترسی داری. خودت می‌دانی برای میلیونها نفر در جهان، چیزهای خیلی بدتری ممکنه وجودداشته باشد که....

 

چند وقت قبل، زمانی که وسط یک خودخوری کوچک بودم، آخرین نظریاتRandy Pausch را خواندم.

 

حکایت یک مرد 46 ساله بود، با همسر و سه فرزندش، که برایشان تشخیص بیماری لاعلاج سرطان داده شده بود. این داستان درسهای زندگی فوق‌العاده‌ای دارد، اما یکی از بزرگترین درسهایی که گرفتم، آنی نبود که رندی به طور واضح در سخنرانیش گفته بود.

 

من پیش خودم فکر کردم: "wooow. زندگیم خیلی بد به نظر می‌رسه .خیلی بده. اما دست‌کم سرطان ندارم". ممکن است یک خورده بی‌رحمانه باشد اما من احساسی را داشتم که رندی میخواست آن را تقویت کند.

 

تراژدی‌های واقعی وجود دارد که می‌تواند به شما وارد شود. البته بیشتر اوقات مردم وقتشان را برای غصه خوردن روی چیزهایی تلف میکنند که تراژدی واقعی نیست. در مورد چیزهایی است که نهایتا هیچ اهمیتی ندارند.

 

از عجایب روزگار این است که بیشتر مردمی که می‌شناسم، آنهایی که با تراژدی‌های واقعی روبرو شدند، با غرور با مشکل برخورد کردند و بهترین نتیجه را هم گرفتند. اینجاست که زندگی عجیب می‌شود...

 

دفعه‌ی بعد که در مورد چیزهای کم‌اهمیت غمگین بودید، یک نگاه به اطراف بی‌اندازید. آدمهای زیادی وجود دارند که وضعیتی خیلی بدتر از آن چیزی که شما احساس می‌کنید، داشتند و به بهترین نحو از پسش بر‌آمدند. از این نمونه‌ها پیروی کنید و با چیزهایی که دارید خوش باشید.


دو / سفر زمان به "یه روزی"

 

ببینید، شما این حقیقت رو می‌دانید که در چند ماه آینده، دقیقا برمی‌گردید به همین الان و به خودتان می‌خندید که چقدر احمقانه عکس‌العمل نشان دادید. این یه حقیقت است. احتمالا قبل از این به خودتان گفتید: "یک روزی برمی‌گردیم و به این موضوع میخندیم". همین‌طور می‌دانید که در آینده چقدر خانواده و نزدیکان‌تان با آن شما را سوژه می‌کنند :)

 

ازمرحله‌ی غم و غصه عبور کنید و همین الان به آن بخندید :) فقط تصور کنید که الان همان "یه روزی" است و فکر کنید که شمای آینده، درباره آن به شمای الان چه خواهد گفت. من بعید می‌دانم شمای آینده کلمات آرامش‌بخشی مثل "به آینده نگاه کن. همه چی عالی میشه" را بگوید.

 

نه! شمای آینده خواهد گفت "هی ، آه و ناله رو تمومش کن. زندگی خیلی کوتاهه و هیچکس یا هیچ چی ارزش اونو نداره که براش گریه کنی".

 

تصور کنید آرنولد با تیپ و قیافه «ترمیناتور» بیاد و به عنوان «آینده شما» این‌ها را با آن لهجه اتریشی بامزه و تیپ و قیافه‌اش بگوید :)

 

نیازی نیست این تصویر بامزه را به همه نشان بدهید. فقط یک لبخند کوچولو هم می‌تواند شما رو بخنداند و دورنمایی که لازم است رو بهتان بدهد.

 

سه / قهقهه بزنید، حتی بی‌دلیل!

 

این یکی‌ را خواهشا توی خلوت انجام بدهید اما حتما امتحانش کنید. همین الان یک امتحانی کنید. فقط بلند بخندید. نه! نه! خنده ریز نه!! یک قهقهه‌ی طولانی از ته دل. اگر کسی آمد توی اتاق می‌توانید بگویید یک مطلب خیلی بامزه از یک فتحی خواندم. چقدر این فتحی بامزه است ماشالله :)) کنتور که ندارد!

 

از شوخی گذشته میدانم ممکن است سر سوزن احمقانه به نظر بیاد، اما من قول میدهم که الان یک خورده بهتر شدید. درست است؟ دقیقا دلایل فیزیولوژیکی و عصبیش را نمی‌دانم، اما می‌دانم که خندیدن، حال شما را بهبود می‌بخشد.

 

نسخه ی آبرومندانه و با تخفیفش یه لبخند ساده است، به جای خندیدن. همان اثر را دارد، و برای انجام دادن در جای عمومی یک کمی آسانتر است.

 

چهار / از گالاگر الگو بگیرید

 

گالاگر کمدینی بود که جک‌های خیلی بدی می‌گفت، اما برای برخی دلایل ناشناخته، کاملا در کارش موفق بود. او کارهای زیادی برای انجام دادن در برنامه‌اش داشت ولی بزرگترین قسمت از کارش خرد کردن میوه با یه پتک بسیار بزرگ بود.

 

من پیشنهاد نمی‌کنم هندوانه خرد کنید اما توصیه می‌کنم که سعی کنید خوشمزگی مخصوص به خودتان را داشته باشید، حتی وقت‌هایی که آن احساس را ندارید.

 

یک حقیقتی وجود دارد: برای ساختن جک، مجبور هستید به دنبال چیزهای بامزه باشید. وقتی دنبالش هستید، پیدایش میکنید و هر وقت پیدایش کردید، اولین قدم به سوی «خندیدن به جای زار زدن» را برداشتید.

 

وقتی ناراحت هستید، قول بدید دنبال شوخی بگردید. یه راه ساده برای انجام دادن این کار این است که عادت کنید از خودتان بپرسید "چه چیز خنده داری در این مورد وجود داره؟" ممکن است همیشه به جواب نرسید، اما سعی کردید که مغزتان دنبال یک چیز بامزه بگردد :)

 

عین گالاگر، حتما نیاز ندارید که هر حرفی می‌زنید خیلی هم بامزه باشد. شما جک‌تان را بسازید. خنده خودش می‌آید :)

 

پنج / بپرید وسط یه خروار هرهر، کرکر

 

عجیب است اما انسان‌هایی که غمگین هستند دوست دارند یک سری کارهایی را انجام بدهند که توی غم و غصه بمانند!!

 

آنها فیلم‌های اشک‌انگیز نگاه میکنند، به عکس‌های غمناک زل می‌زنند و موسیقی‌های غم‌انگیز گوش می‌کنند که آدم سالم را هم غمگین می‌کند.

 

وقتی شما وسط این پروسه هستید و دارید این کارها را انجام می‌دهید به نظرتان می‌رسد که دارید یک کار درست انجام می‌دهید اما هر ناظر بیرونی به راحتی می‌تواند به شما بگوید که توی یک وضعیت تاسف برانگیز گیر افتادید.

 

با قفل کردن روی چیزهای شاد و خنده‌دار از این وضعیت خلاص شوید. فیلم و شوهای تلویزیونی خنده‌دار ببینید. با افراد شوخ معاشرت کنید. کمدی‌های حمید ماهی صفت را برای همین وقت‌ها می‌سازند دیگر :) این باعث یک تغییر دورنمای زیبا میشود که حتی انتظارش رو هم نداشتید.


اگر موارد بالا موثر نبود چه؟

 

در این صورت دیگر تمرین کردن را متوقف کنید. باز بروید و به یک موجود بدعنق تبدیل بشوید. یک موجود ترحم‌ برانگیز. چندین سال بعد هم به خاطر روزهایی که می‌توانست معرکه باشد و از دستش دادید خودتان را سرزنش کنید. چند سال هم بعد به فرزندان‌تان بگویید ما نسل سوخته بودیم و غم و غصه یقه‌مان را گرفته بود و از این حرف‌ها :)

 

ولی اگر فکر می‌کنید کاری هست که حال‌تان را بهتر می‌کند از خودتان دریغ نکنید. مثلا داد و هوار بکشید البته نه سر کسی. بروید تو بیابان 6 ساعت جیغ بکشید تا خالی بشوید. یک نامه پر از عصبانیت بنویسید ولی هیچ وقت به فکر ارسال کردنش نباشید. بروید به یک کیسه شنی مشت بزنید. ورزش هم هست و برای سلامتی خوب است :)

 

توجه داشته باشید که بدخلقی فیزیکی و لفظی روی موضوع عصبانیت‌تان وارد نکنید. شما کار خودتان را انجام بدهید. بدخلقی و ناراحتی خودش از وجودتان می‌رود بیرون!

 

سالها پیش یک ماهی بود که خودم را اذیت می‌کردم. یک جایی تصمیم گرفتم دیگر وقتش است که از این حالت خارج بشوم، پریدم روی تردمیل. موضوع اینه که من از دویدن متنفرم و اصلا دست به دویدنم خوب نیست. اگر بتوانم برای 20 دقیقه با تمرکز بدوم می‌تواند موثر باشد.

این روزها تردمیل را روشن میکنم و شروع می‌کنم به دویدن و تمام احساسم و فکرم را روی دویدن متمرکز می‌کنم. بعد از 45 دقیقه، خسته که شدم، احساس میکنم بهتر از همه‌ی وقت‌های هفته‌های اخیر هستم.

خود من خیلی دوست دارم یک سر بروم بانجی‌جامپینگ ولی خوب اعتراف می‌کنم می‌ترسم :)

 

دقت کنید که کارهای احمقانه‌ای نکنید و به خودتان آسیب نرسانید، اما امتحانش کنید. وقتی انجامش دادید، دوش بگیرید و یه فیلم خنده‌دار نگاه کنید...

دفعه‌ی بعد که گرفتار ناراحتی‌های الکی شدید، یکی یا چند تا از این تکنیک‌ها را امتحان کنید.

 

در هر لحظه از روز، شما فقط یک انتخاب دارید. بخندید یا گریه کنید. زندگی خیلی کوتاه‌تر از این حرف‌هاست که بخواهید با گریه به پایان برسانیدش. حیفی به خدا

می خواهم رازی را به تو بگویم. آیا می دانستی که دو روز در هفته وجود دارد که تو اصلاً نباید در این دو روز احساس ترس و نگرانی داشته باشی. در این دو روز خیالت تخت تخت باشد. اولین روز، همان دیروز است. تمامی خطاها و اشتباهاتی که انجام داده ای، دردها و سختی هایی که کشیده ای مربوط به دیروز بود. بدان که دیروز رفته و دیگر باز نمی گردد.

 

هر چه قدر هم که می خواهی پول صرف کن، اما دیروز دیگر رفته که رفته. و اما روز دوم. روز دوم هم، همین فرداست. تو نمی دانی که فردا چه خواهد شد. شاید پر از امید و خوشی باشد. فردا هم از کنترلت خارج است. فردا باز هم آفتاب با شکوه خاص می تابد. آفتاب خواهد تابید اما شاید بالای سرت تکهٔ ابری مانع از رسیدن نور آن به تو شود، اما در ذات شکوهمند طلوع و ادراک بی چون و چرای آن محلی از تردید نیست. تا قبل از طلوع هم فردا متولد نشده، پس نگران چیزی که هنوز وجودش را با چشمانت ندیده ای نباش. همین امروز باقیست. همه باید در همین روز یعنی امروز به جنگ با مشکلات بروند.

 

این تجربه امروز نیست که ما را به سوی عصبانیت، نگرانی و حتی جنون می راند. این پشیمانی از کاری است که دیروزت را به خود اختصاص داده است و ترس از آنچه که فردا ممکن است برایت به ارمغان بیاورد. پس دیدی همین امروز باقیست.

تمام این برنامه‌ها و طرح‌ها باعث ایجاد وفاداری مشتریان به این برند و همچنین فرصتی عالی برای تولید محتوای کاربر است. در مجموع، نایک در این راه منحصر به فرد، تعامل بیشتری با مشتریان خود و سایر مردم سراسر جهان دارد. در حقیقت یک کار فوق‌العاده در زمینه ایجاد انجمن و پیدا کردن راه‌های معنادار و مفید برای ایجاد ارتباط با مردم انجام داده است. علاوه بر این نایک سعی کرده با ارسال تقدیرنامه برای مشتریان خود از آنها تشکر کند.

بر اساس این مطالعه افرادی که اینگونه می‌خوابند نسبت به افرادی که در سمت راست می‌خوابند نگاه روشن‌تری به زندگی دارند.

 

همه افراد به دنبال این هستند تا نکته کلیدی برای داشتن زندگی شادتر را پیدا کنند. یکی از کار‌هایی را که برای داشتن زندگی شاد‌تر و آرام‌تر می‌توان انجام داد این است که بر روی سمت چپ بدن خوابید.

 

محققان به تازگی دریافته‌اند افرادی که روی سمت چپ بدنشان می‌خوابند شادتر هستند و نسبت به زندگی نگاه مثبت‌تری دارند که باعث می‌شود زندگی شادتر و کم ‌استرسی را تجربه کنند.

 

بر اساس این مطالعه افرادی که روی سمت چپ بدن خود می‌خوابند نسبت به افرادی که در سمت راست می‌خوابند نگاه روشن‌تری به زندگی دارند.

 

به گزارش ایندین اکسپرس، محققان همچنین دریافته‌اند افرادی به سمت چپ بدن خود می‌خوابند راحت‌تر می‌توانند از فشارهای روانی سنگین مثل استرس بکاهند و در مواقع بحرانی آرام‌تر هستند و اعتماد به نفس بیشتری دارند.

در مقاله ی قبل ، به بررسی انواع ناکامی ها ی زندگی از قبیل احساس تحت فشار بودن ، ناتوانی در تصمیم گیری ها و درگیر شدن با انواع تعارضات ، وقایع و دگرگونی های زندگی و تاثیر آن بر روح و روان انسان پرداختیم . حال در این مقاله راهکارهای مقابله با فشار روانی را مورد بررسی قرار می دهیم .

 

از استرس به آرامش

 

راحت ترین راه مقابله با فشار روانی ، دور شدن از منبع آن یا از بین بردن آن است . مانند ترک یک شغل پر فشار ، ولی همان طوری که می دانید در بیشتر اوقات این راه ، عملی نیست ؛ بنابراین باید راه هایی برای کاهش آثار فشار روانی یاد بگیریم .

 

امروزه ، این راه ها تحت عنوان « مدیریت استرس» نام گذاری شده اند . در مدیریت استرس ، برنامه هایی ارائه می شود که با استفاده از این برنامه های نظری و عملی ، فشارروانی کنترل می شود .

 

مدیریت فشار روانی

 

همان طوری که گفته شد ، زمانی که شخص در یک موقعیت فشارزای روانی قرار می گیرد ، حالتی هیجانی تحت عنوان "مبارزه یا فرار " در وی ایجاد می شود که تحت تاثیر آن ، همه ی نیروهای بدن برای انجام دادن یک عمل فوری بسیج می شوند و در واقع بدن در یک حالت "آماده باش" به سر می برد .

 

حال ، برای اینکه این بسیجِ انرژی در بدن ، آسیب زا نباشد و سلامتی فرد را تهدید نکند ، لازم است که این انرژی مصرف شود ، تا بدن از حالت آماده باش به حالت " آزاد " در بیاید .

 

در اینجا برخی از فعالیت های مدیریت استرس ارائه می شوند :

 

ورزش :

 

به دلیل اینکه فشار روانی بدن را آماده ی فعالیت می کند ، هر فعالیت ورزشی سبب مصرف انرژی و سوزاندن چربی ذخیره شده می شود ؛ خصوصا ورزش هایی مانند شنا کردن و پیاده روی . باید سعی شود آن دسته از فعالیت های ورزشی انتخاب شوند که نه تنها تنش های فرد را تسکین می دهند ، بلکه لذت بخش و قابل تکرار نیز هستند چون ورزش وقتی موثر است که روزانه انجام شود .

 

برای ایجاد حالت مراقبه لزوما استفاده از روش های کلاسیک و رسمی آن ضروری نیست ، هر چیزی که افکار نامطلوب را از بین ببرد و سبب آرمیدگی در فرد شود یک نوع مراقبه است .

 

مراقبه :

 

مراقبه به ورزش های ذهنی اطلاق می شود که تولید آرامش و ایجاد تمرکز می کند . این ورزش ها ، برتوجه به خود و قطع افکار نامناسب و نگرانی ها متمرکز است . افرادی که مراقبه را برای کاهش فشار روانی استفاده می کنند ، اضطراب کمتری دارند ؛ حتی اگر به طور روزانه از آن استفاده نکنند نیز روشی موثر است .

 

برای ایجاد حالت مراقبه لزوما استفاده از روش های کلاسیک و رسمی آن ضروری نیست ، هر چیزی که افکار نامطلوب را از بین ببرد و سبب آرمیدگی در فرد شود یک نوع مراقبه است . در دین مبین اسلام نیز تاکید بسیاری به مراقبه شده است . البته مراد از آن "مراقبه ی نفس" است که چون می تواند افکار نامطلوب را از بین ببرد و سبب آرامش و اطمینان گردد ، بهتر است مورد توجه قرار گیرد .

 

آرمیدگی :

 

آرمیدگی یکی دیگر از روش های مقابله با واکنش های جسمی و روانی است . هنگام فشار روانی ، در ماهیچه ها و عضلات تنش ایجاد می شود و اگر یاد بگیریم که تنش یا کشیدگی ماهیچه ها را به کمک آرمیدگی کاهش دهیم ، خواهیم توانست استرس را به کنترل خود در آوریم .

 

برای آرمیدگی به ترتیب ، اعمال زیر را انجام دهید :

 

1.روی صندلی ، مبل یا تختخواب لم دهید ، خود را شل کنید و آرام وعمیق نفس بکشید .

 

2. روی اولین گروه ماهیچه ها ( دست و ساعد ) متمرکز شوید .

 

3. ماهیچه ها را به مدت 5 دقیقه سفت کنید .

 

4. ماهیچه ها را به تدریج شل کنید ، در حالی که به خود می گوییم : آرام ، آرام ،...

 

5. روی تفاوت بین سفت شدن و شل شدن ماهیچه ها متمرکز شوید.

 

6. پیش از آنکه به سراغ گروه دیگری از ماهیچه ها بروید ، تمرین بالا را تکرار کنید .

 

7. همین مراحل را برای هر یک از گروه های 16 گانه ماهیچه ها انجام دهید.

 

تصورات هدایت شده :

 

می توان با مجسم کردن صحنه های آرام ، آرمیدگی را به وجود آورد . تصور کنید هم اکنون در کنار دریا یا در یک استخر آب گرم اید یا در زیر یک آفتاب مطبوع دراز کشیده اید . آنچه هدف این تکنیک است ، احساس آرمیدگی است با مجسم کردن مکان هایی که فرد در آنجا امنیت و آرامش دارد . هر چه تجسم به واقعیت نزدیکتر باشد ، این آرمیدگی بیشتر حاصل می شود . مثلا خود من با تصور کلمه ی "الله" بالای گنبد مسجد کنار خانه مان که گاهی از پشت بان خانه به آن خیره می شوم ، احساس امنیت و آرامش می کنم . اگر فرد بتواند چند بار در روز این کار را انجام دهد ، باعث کاهش اضطراب وی می گردد .

 

تعدیل فشار روانی

 

معمولا فشارهای روانی باعث می شود که فرد رفتارهای نامناسبی از خود بروز دهد مانند فرار، انکار ، عدم تصمیم گیری ، پرخاشگری ، قضاوت ضعیف و مصرف دارو ، که این رفتارها نه تنها در مقابله با فشار روانی موثر نیستند ، بلکه بیانگر نوعی اختلال رفتاری اند .

 

در برنامه های مدیریت استرس برای تعدیل رفتارهای غیر موثر ناشی از فشار روانی ، توصیه هایی شده است که برخی از آن ها در اینجا ذکر می شود :

 

شتاب نداشتن :

 

به خاطر داشته باشید که فشار روانی عمومیت می یابد و همه وجود فرد را فرا می گیرد . لذا سعی کنید کارها را بدون شتاب و به طور روشن ، و با آرامش انجام دهید و به خود بگویید هدف من سرعت نیست .

 

سازماندهی :

 

عدم سازماندهی و بی نظمی ، خود سبب فشار روانی می شود . سعی کنید با نگاه تازه ای به موقعیت هر بار آن را سازماندهی کنید . از خود بپرسید کدام مورد مهمتر است و باید به آن بیشتر توجه کرد یا آن را اول انجام داد .

 

متعادل بودن :

 

کار ، مدرسه ، دوستان ، علائق ، تفریحات ، ارتباطات ، و فعالیت های مذهبی همه ابعاد مختلف یک زندگی اند . باید به همه ی آن ها توجه کرد . وقت آزادی را برای خود در نظر بگیرید . همان وقتی که شما به نظر بیکارید و کاری انجام نمی دهید ، در واقع در حال انجام کارهای زیادی هستید مثل خندیدن ، چرت زدن و ... دست کم هفته ای یک روز را به خود اختصاص دهید و به تفریحات و علایق خود توجه کنید .

 

تشخیص و قبول محدودیت هایتان :

 

برخی از ما اهداف کمال گرایانه داریم . ما باید سعی کنیم اهدافی را برای خود در نظر بگیریم که منطقی باشد . همچنین دسترسی به آن ها ممکن باشد . همچنین ما باید یاد بگیریم که به تقاضا ها یا مسئولیت های اضافی « نه» بگوییم .

 

جستجوی حمایت اجتماعی :

 

مطالعات نشان داده است که ارتباط دوستانه و نزدیک با دیگران ، امکانات سلامتی بیشتری را فراهم می آورد و حمایت خانواده و دوستان ممکن است در مقابل تاثیرات فشار روانی در وقایع زندگی ، همچون یک ضربه گیر عمل می کند . بر همین اساس پیشنهاد شده است که اشخاصی که در موقعیت فشار زا قرار دارند سعی کنند کسی را پیدا کنند که برای او درباره وقایع فشارزای زندگی خود صحبت کنند و اگر کسی نبود که با آن صحبت کنند ، می توانند درباره افکار و احساسات خود در رابطه با وقایع فشارزا بنویسند .

 

طی مطالعه ای نشان داده شده است دانشجویانی که افکار و احساسات خود را درباره ی وقایع دانشگاه می نوشتند ، بهتر با فشار زاها مقابله می کردند و کمتر بیمار می شدند .

در نهایت تصمیم گرفتیم که با روش‌هایی قابل توجه، پلت فرم انجمن را از این حالت منفعل بیرون بیاوریم و آن را به اشخاص بشناسانیم و به زور قرار دادن محتوا و اطلاعات در آن و ارسال ایمیل روزانه، آن را فعال کنیم.

این درسی بزرگ از چشم‌انداز توسعه و محصول برای ما بود. اگر شما نیازهای کاربران خود را درک نمی‌کنید، نمی‌توانید در عرض یک روز به موفقیت برسید و نتیجه کارتان ارزشی نخواهد داشت. بنابراین توصیه می کنیم به چیزهایی که مشتری بهتر از شما میداند گوش فرا دهید.

بطور کلی مهارتهای زندگی عبارتند از توانایی هایی که منجر به ارتقای بهداشت روانی افراد جامعه ، غنای روابط انسانی ، افزایش سلامت و رفتارهای سلامتی در سطح جامعه می گردند.


دنیای امروز دنیای ارتباطات نامیده می شود. انسان توانسته است به دانش زیادی برسد و بیشترین امکانات را در اختیار گیرد.همچنین نیز پیش می رود تا بهترین و مرفه ترین زندگی را رقم بزند. باگسترش رسانه های همگانی از جمله رادیو، تلویزیون واخیراً اینترنت و ... اطلاعات زیادی در اختیار مردم قرار می گیرد بطوریکه بعضا باعث ایجاد بحران اطلاعات می شود. از سویی پیشرفت صنعت و تکنولوژی خصوصاً در پایان هزاره دوم و ادامه شتابناک آن در قرن بیست و یکم و تغییر ساختار خانواده و زندگی، شبکه گسترده و پیچیده ارتباطات انسانی و تنوع گستردگی و هجوم منابع اطلاعاتی ، انسان امروزی را با چالش ها و استرس ها و فشارهای متعددی روبرو کرده است که مقابله موثر با آنها نیازمند توانمندی های روانی- اجتماعی است. این مطلب گواه بر این است که برای رسیدن به سواحل آرامش علاوه بر آسایش، یکسری مهارت های زندگی نیز لازم است.. مهارت هایی که با گسترده شدن پیچیدگی های زندگی پیچیده تر می شوند.

 

تعریف مهارتهای زندگی

 

سازمان جهانی بهداشت مهارتهای زندگی را چنین تعریف نموده است :

 

توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه ای که فرد بتواند با چالشها و ضروریات زندگی روزمره خود کنار بیاد.

 

مهارت های زندگی عبارت است از مجموعه ای از توانایی ها که زمینه سازگاری و رفتار مثبت و مفید را فراهم می آورند.مهارت های زندگی شخص را قادر می سازد تا دانش، نگرش و ارزش های وجودی خود را به توانایی های واقعی و عینی تبدیل کند تا بتواند از این توانایی ها در استفاده صحیح تر نیروهای خود بهره گیرد و زندگی مثبت و شادابی را برای خود فراهم سازد.

 

بطور کلی مهارتهای زندگی عبارتند از توانایی هایی که منجر به ارتقای بهداشت روانی افراد جامعه، غنای روابط انسانی ، افزایش سلامت و رفتارهای سلامتی در سطح جامعه می گردند.

 

ضرورت و اهمیت آموزش مهارت های زندگی

 

یکی از راههای پیشگیری از بروز مشکلات روانی و رفتاری ارتقاء ظرفیت روان شناختی افراد است ،که از طریق آموزش مهارت های زندگی جامه عمل می پوشد. پژوهشگران ، تاثیر مثبت مهارت های زندگی (استفاده از ظرفیت ها و کنش های هوش) را، در پیش گیری از رفتارهای خشونت آمیز، هم چنین کاهش مصرف مواد مخدر، الکل و.. و همین طور تقویت خودباوری و خودپنداری تایید کرده اند. فقدان مهارت ها و توانایی های عاطفی روانی و اجتماعی افراد را در مواجهه با مسایل و مشکلات آسیب پذیر می کند و آنها را در معرض انواع اختلال های روانی- اجتماعی و رفتاری قرار می دهد. پژوهش های بی شمار نشان داده اند که بسیاری از مشکلات بهداشتی و اختلال های روانی عاطفی ریشه های روانی اجتماعی دارند.

 

در مطالعه ها نشان داده شده است که آموزش مهارت های زندگی به طور قابل توجهی منجر به کاهش مصرف الکل و مواد مخدر در جوانان می گردد(اسمیت و گری،2005) و نیز نشان داده اند آموزش مهارت های زندگی اثر معناداری بر توانایی های رهبری و مدیریت در جوانان دارد

 

در واقع بهتر است این چنین بیندیشیم که باید تمام افراد جامعه را در برابر مشکلات و مسائل زندگی واکسینه کرد. این کار با آموزش مهارت های زندگی عملی می گردد.

 

یادگیری موفقیت آمیز مهارت های زندگی ، احساس یادگیرنده را نسبت به خود و دیگران تحت تاثیر قرار می دهد. و علاوه بر این کسب این مهارت ها نگرش دیگران را نیز در مورد فرد تغییر می دهد. به همین خاطر کسب مهارت های زندگی هم شخص را تغییر می دهد و هم محیط را. و این اصل دو سویه ارتقاء بهداشت روانی را شتابی دو چندان می بخشد.

در فرهنگ دینی ما مهمان موجب برکت است و تا حدی محترم شمرده شده که از آن به حبیب خدا تعبیر کرده اند.بی احترامی به مهمان به هیچ دلیلی موجه نیست حتی اگر مهمان ،دشمن باشد .هر کس با هر نسبتی مادامیکه مهمان شماست به گردن شما حق دارد که او را اکرام کنید.


اکرام میهمان شامل هر کار پسندیده ایست که موجب خرسندی خاطر و آسایش میهمان باشد لذا تنها پذیرایی، شرط اکرام نیست .بلکه خوشحالی از حضور میهمان و گپ و گفتگوی صمیمانه بیش از پذیرایی نشانه اکرام است.

 

معروف است که« آدم از روی باز وارد می شه نه از در باز .»

 

شاید ناراحتی و اخم شما به خاطر مشکلی مثل خجالت کشیدنتان از نم روی دیوار منزل یا کهنه شدن مبلمان و ... باشد ،اما مهمان آن را به حساب خودش می گذارد. توجه داشته باشید که این چیزها برای شما اهمیت پیدا کرده است؛ برای مهمان شما اهمیتی ندارد و شاید اصلا آن را ملاحظه نکند.

 

آنچه برای مهمان اهمیت دارد این است که او را به نحوی شایسته و کریمانه تحویل بگیرید این همان حسی است که خود شما هم در میهمانی رفتن دارید.پس به روی مهمان هر چند سرزده باشد ،لبخند بزنید و با چهره ای عبوس تعارف نکنید.

 

زحمت کشیدن مهمان هم از ادب مهمان داری به دور است در برخی روایات است که معصومین _ علیهم السلام _ اجازه انجام کارهای کوچک هم به مهمانشان نمی دانند و می فرمودند ما خاندانی هستیم که از مهمان کار نمی خواهیم.(آداب و سنن رفتاری پیامبر اکرم ،45) البته وقتی با کسی زیاد رفت و آمد داشته باشید مثل خانواده همسر ،آنجا دیگر مهمان نیستید و موظفید کمک کنید.

 

آماده برای مهمان داری

 

موقع چیدمان دکوراسیون منزل ،فکر مهمان را هم بکنید تا بعدا به دلیل مهمان داری متحمل ضرر و زیان نشوید. وقتی فرشهایی با زمینه ی بسیار روشن بخرید ،یا مبلمانی شیک اما بسیار آسیب پذیر تهیه کنید، به زودی متوجه خواهید شد که جایی برای مهمان ندارید .مخصوصا مهمانی که کودکی به همراه داشته باشد. بنابراین اگر می خواهید بااخلاق باشید و از دیگران بیزاری نجویید منزلتان را به گونه ای بسازید و مرتب کنید که در صورت داشتن مهمان، آسوده بوده و آرامش داشته باشید.

 

اثر تربیتی مهمان داری

 

اگر مجبورید در شهری زندگی کنید که با اقوامتان فاصله زیادی دارند، طبیعتا برای مدتهای طولانی از امتیاز مهمان داری محروم خواهید شد. و این چیز خوبی نیست .خانه هایی که درهای بسته ای دارند هر چند در فعالیتهای اجتماعی شرکت داشته باشند، باز هم در برخی از جنبه های اخلاقی از رشد باز می مانند. مثلا بسیاری از آداب و رسوم لازم و رایج در جامعه را نمی آموزند و نمی توانند نرمال و طبیعی رفتار کنند. علاوه بر این ممکن است این دوری از مردم ، عادتشان شود و بعدها هم دیگر تحمل مهمان نداشته باشند . علاوه بر اینها تجربه مهمان در خانه تاثیر روانی و تربیتی خوبی روی بچه ها هم خواهد داشت .با اکرام مهمان می توانید بسیاری از دستورهای اخلاقی مثل احترام گذاشتن به دیگران ،رعایت ادب در حضور دیگران ،نحوه معاشرت و ... را به فرزندانتان عملا بیاموزید.تاثیر تربیتی مهمان را ،یک همکلاسی در کلاس ،یا یک بغل دستی در مترو ... نمی تواند داشته باشد .

 

کم مهمان داشتن می تواند موجب بی حوصله و کسل بار آمدن فرزندانتان شود و از آنها انسانهایی خودخواه و بد خلق بسازد.لذا برای آنکه منزلتان برای مدتی طولانی از مهمان خالی نباشد ،دوست ،همکار،یا همسایه ی نزدیکتان را به منزل دعوت کنید و مهمانی بگیرید

 

اثر درمانی مهمان داری

 

میزان رفت و آمد و کیفیت مهمان داری در هر خانواده ای ارتباط مستقیمی با شخصیت صاحب خانه دارد آقایی که حساب و کتاب غذای منجمد داخل فریزر منزلش را هم دارد انقدر از دیدن مهمان شوک می شود که مجبور است پیش بینی های لازم برای جلوگیری از این حادثه را از قبل بنماید فی الجمله مجبور است از معاشرت خود کم کند و عزلت اختیار کند.

 

خانمی که فقط برای حضور مهمان خانه را مرتب می کند، مهمانداری را یک زحمت و مشقت می بیند.

 

بنابراین افراد خسیس ،تنگ نظر ،تنبل ،خودخواه و از این قبیل، نمی توانتد میزبان خوبی باشند اما این دلیل نمی شود که میهمان خوبی هم نباشند زیرا زیادند کسانی که میهمانی رفتن را خیلی دوست دارند اما میهمان داشتن را دوست ندارند. اینها وقتی خودشان میهمانند خیلی خوش اخلاق و دوست داشتنی هستند ولی اگر موفق شوی میهمانشان بشوی ،دیگر از اخلاق خوبشان خبری نیست .

 

اما گاهی ترس از میهمان داشتن به جایی می رسد که شخص مجبور به محدود کردن روابطش با دیگران می شود. در این صورت صفات بدشان بیشتر محکم و ثابت می شود زیرا میهمان داری خود، موجب ترقی اخلاق و مهارتهای ارتباطی با دیگران می شود. بنابراین مادامی که این افراد در شرایطی قرار گیرند که مجبور به مهیمان داری باشند رو به اصلاح خواهند بود و یا لااقل انحطاط اخلاقی کمتری را پیدا می کنند.اگر کسی در اقوام شما هست که از میهمان بیزار است،نباید او را رها کنید تا در عزلت خودش روز به روز بیشتر به صفات بد خو بگیرد .بلکه باید هر چند علی رغم میلش، با او معاشرت نموده و او را از انحراف بیشتر روانی _ اخلاقی بازدارید.

تفکر مثبت، موجب آرامش درونی، موفقیت، روابط بهتر و سلامتی بیشتر می شود. امور روزمره زندگی با تفکر مثبت به آسانی سپری می شوند. زندگی، امیدوارانه تر و مسرت بخش تر می شود و خوشبختی و رضایت خاطر بیشتری بر زندگی حاکم خواهد شد.

 

تفکر مثبت مسری است. افراد پیرامون شما افکار شما را می گیرند و به همان ترتیب تحت تاثیر قرار می گیرند. به عبارتی احساسات شما به دیگران سرایت می کند. به خوشبختی، سلامتی و موفقیت بیندیشید. در آن صورت مردم هم شما را دوست خواهند داشت و به شما کمک می کنند، چراکه از نوسانات و احساساتی که از ذهن و فکر مثبت ساطع می شود، لذت می برند. برای اینکه تفکر مثبت نتایج خوبی را به بار آورد، یک سری کارهای درونی لازم است. باید ابتدا دیدگاه مثبتی به زندگی داشته باشید و در هر کاری، منتظر نتایج موفقیت آمیز باشید. در این راستا هر نوع عملکرد ضروری را برای اطمینان بخشیدن به موفقیت خود اتخاذ کنید.

 

تفکر مثبت تاثیرگذار، فقط تکرار واژه های مثبت یا اینکه مرتب به خودتان بگویید که همه چیز درست می شود، نیست. کافی است برای چند لحظه مثبت بیندیشید و بعد بگذارید ترس و بی اعتمادی به ذهن تان خطور کند. اگر می خواهید یک تحول درونی واقعی در خود ایجاد کنید، اگر می خواهید طرز فکر خود را تغییر دهید، اگر می خواهید مالک نیرویی ذهنی شوید که می تواند به طور سازنده و مثبت بر شما، محیط و افراد پیرامون تان تاثیر بگذارد، به دستورالعمل های زیر توجه کنید تا قدرت تفکر مثبت خود را بهبود بخشید:

 

۱ همواره از واژه های مثبت در گفت وگوهای درونی تان استفاده کنید. استفاده از واژه هایی مثل «من می توانم، من قادرم، این کار ممکن است، این کار می تواند صورت گیرد.»

 

۲ گفت وگوهای درونی تان را با احساسات خوشبختی، قدرت و موفقیت همراه کنید.

 

۳ به افکار منفی اعتنا نکنید. به آرامی با کار کردن از این نوع افکار اجتناب ورزید و آنها را با افکار شادی بخش و سازنده جایگزین کنید.

 

۴ در مکالمه های خود با افراد دیگر از واژه هایی که حس توانایی، قدرت خوشحالی و موفقیت را در ذهن آنان برمی انگیزاند، استفاده کنید.

 

۵ قبل از شروع هر کاری، به طور مشخصی در ذهن تان نتایج موفقیت آمیز آن را تجسم کنید. اگر با ایمان تمرکز کنید، مسلما با نتایج شگرفی روبه رو می شوید.

 

۶ هر روز حداقل یک صفحه نوشته روحیه بخش بخوانید.

 

۷ فیلم هایی تماشا کنید که شما را خوشحال می کنند. به اخبار گوش دهید و روزنامه بخوانید، اما به میزان کم و بدون اینکه بگذارید بر احساسات تان تاثیر بگذارد.

 

۸ با افرادی معاشرت کنید که مثبت می اندیشند.

 

۹ همواره پشت خود را هنگام نشستن و راه رفتن صاف نگه دارید، این کار اعتمادبه نفس و نیروی درونی شما را تقویت می کند.

 

۱۰ قدم بزنید، شنا کرده و در فعالیت های گوناگون شرکت کنید. این کار به توسعه و بهبود نگرش مثبت تر کمک می کند.

 

در نهایت اینکه مثبت بیندیشید و انتظار داشته باشید که به نتایج و موقعیت های مطلوب دست یابید، حتی اگر اکنون زندگی شما آنطور که می خواهید نباشد، بعد از گذشت مدتی مشخص، دیدگاه ذهنی و شرایط زندگی تان تغییر خواهد کرد. وقتی می گویید: می توانم و انتظار موفقیت را داشته باشید، خود را با اعتمادبه نفس تر و مسرورتر می کنید. ذهن خود را با روشنایی، خوشبختی، امید، احساس امنیت و قدرت پر کنید تا خیلی زود زندگی تان این مشخصات را منعکس کند.

منبع:روزنامه شرق

در دنیا تنها کسی موفق می شود که به انتظار دیگران ننشیند و همه چیز را از خود بخواهد.اعتماد به نفس یکی از کلید های طلایی و اساسی برای رسیدن به موفقیت در زندگی است. عزت نفس احساس ارزشمند بودن می باشد و از مجموع افکار، احساسات، عواطف و تجربه های صحیحی که در طول زندگی آموخته می شود، سرچشمه می گیرد. عزت نفس شاخص خودباوری انسان است. عزت نفس بر پایه توانایی ما در ارزیابی دقیق از خود(شناخت خود) بنا شده و نکته قابل توجه پذیرش خود و ارج نهادن بی قید و شرط به خویشتن است. این بدان معنا است که همه توانایی ها و محدودیت ها بخشی از وجود انسان می باشند که باید به شکل واقع بینانه بشناسیم و در عین حال، بدون هیچ قید و شرطی خود را پذیرفته و ارزشمند بدانیم.. عزت نفس زیر بنای اعتماد به نفس در انسان است.

 

به میزان ارزیابی و خشنودی شخص نسبت به توانایی ها، ویژگی ها و ارزشهای خودش اعتماد به نفس و به کلامی ساده تر خودباوری گفته می شود.

 

● فواید داشتن اعتماد به نفس را بدانیم

 

اعتماد به نفس اولین ایستگاه حرکتهای موفقیت آمیز در عرصه زندگی است. اعتماد به نفس عامل رشد و ارتقاء انسان است. اشخاصی که اعتماد به نفس بالایی دارند، ارزش خود را برای دوست داشتن دیگران و مورد علاقه واقع شدن از سوی آنان حفظ می کنند. خود را شایسته توجه دانسته و دیگران را نیز مورد توجه قرار می دهند.

 

اعتماد به نفس به آدمی شکوه می بخشد. اعتماد به نفس، یک انسان را از بقیه افراد متمایز می سازد. انسانهایی که اعتماد به نفس عالی دارند، اگر آن را با تواضع و لبخند ترکیب کنند از خود چهره ای شاداب، جذاب و محبوب می سازند.

 

اشخاصی که اعتماد به نفس بالایی دارند حرف های دیگران را می شنوند. ارزش خود را برای شناخت خود و اطرافیان حفظ می کنند. خود و دیگران را تشویق به انجام کارهای خوب کرده و برای خوب بودن و شناخت دیگران به عنوان انسان های خوب تلاش می کنند. اعتماد به نفس شاخص شجاعت و قدرت ابراز وجود است.

 

اعتماد به نفس توانمندی یک فرد را در عرصه زندگی و در مواجهه با مسایل نشان می دهد.اعتماد به نفس در انسان قاطعیت می آورد

 

افرادی که دارای اعتماد به نفس هستند، مسیولیت کارهایشان را به راحتی می پذیرند. نتایج و مسوولیت اعمال شان را می پذیرند و به سرزنش متوسل نمی شوند و از دیگران به عنوان قربانی برای اعمالی که نتایج منفی پیدا می کنند، استفاده نمی کنند. به راحتی در موقعیت های غیر ضروری به دیگران نه می گویند. شخصیتی خلاق دارند، آنها توانایی خود را برای موفقیت در مدرسه، محل کار و جامعه به بهترین نحو به دست می آورند. خودخواه و خودمحور نیستند. این اشخاص هدف گرا هستند و برای رسیدن به اهداف خود تلاش می کنند. آنها می دانند از کجا آمده اند، الان کجا هستند و به کجا می روند. خود را دانای کل نمی دانند و محدودیت های خود را در نظر می گیرند. انزوا طلب نیستند و روابط خوبی با دیگران دارند.

 

● معایب نداشتن اعتماد به نفس

 

کسی که اعتماد به نفس را از دست بدهد بیچاره و ناتوان خواهد شد، از امکانات و استعدادهای خود بهره برداری نخواهد کرد، وابستگی اش به دیگران افزایش می یابد، کم کم گوشه گیر و افسرده می شود و دهها مشکل دیگر گریبانگیرش می شود. افرادی که اعتماد به نفس پایین دارند، خود را گمشده می پندارند و برای مورد توجه واقع شدن، خود را بی ارزش می کنند. به خاطر ضعف های خود دیگران را سرزنش می کنند. استعدادها و قریحهه های خود را دست کم می گیرند. همچنین احساس بی هویتی و بی ارزشی می کنند. آنها اغلب در رفتار خود با دیگران کم رو هستند و از درگیری با دیگران می ترسند.

 

● چگونه اعتماد به نفس خود را بالا ببریم

 

▪ تصورات ذهنی در مورد خودتان را اصلاح کنید. هر شخصی دارای خصایص و ویژگی های خاص خود است. عدم توجه به این تفاوت ها باعث می شود تا شخص از خود توقع و انتظار بی جا داشته باشند و برای اثبات خود قدم در راهی بردارند که از همان ابتدا،آخرش پیداست. ما حصل این کار شکست بوده و شکستهای مکرر مخرب ترین چیز برای اعتماد به نفس است. بدانید که منحصر به فرد هستید. و احساس رقابت با دیگران نکنید. و همواره رقیب خودتان باشید. انسان هایی که اعتماد به نفس دارند خودشان را با دیگران مقایسه نمی کنند. فقط خودشان را با بهترین کسی که می توانند باشند مقایسه می کنند.ویژگی های منفی خود را شناسایی کرده و بر آنها غالب شوید.

 

▪ هر روز را روزی با ارزش تصور کنید و تمام توانایی خود را به کار گیرید تا از آن خوب استفاده کنید. علایق و توانمندی های خود را مشخص کنید و در جهت حصول و تکمیل آنها بکوشید. در این رابطه واقعیت ها را فراموش نکنید و سعی کنید منطقی باشید.

 

▪ هر زمانی که فرصت به دست می آورید در کارهای گروهی در مدرسه،منزل و غیره بر حسب توانایی های خود شرکت نمایید. گوشه گیر نباشید. زیرا از موثرترین عوامل تضعیف اعتماد به نفس می باشد.

 

▪ برای رسیدن به هدف برنامه ریزی کنید و آن را گام به گام به موفقیت نزدیک کنید. کارهایی را در طول هفته انجام دهید که به شما انرژی بدهد.

 

▪ در تمام مراحل زندگی مسئولیت کامل اعمالتان را بر عهده بگیرید. از اینکه دیگران را مقصر بدانید و بهانه تراشی کنید دست بردارید.

منبع:تبیان

با الهام از نیروی ایمان، خود را به سوی موفقیت سوق دهید.

 

به پیروزی خود ایمان پیدا کنید وآن را به چنگ آورید.

 

بی اعتقادی ونیروی ویرانگر حاصل از آن را نابود کنید.

 

از بزرگ اندیشی, نتایجی بزرگ بگیرید.

 

ذهن خویش را وادارید تا افکار مثبت ایجاد کند.

 

قدرت ایمان را در خود تقویت کنید.

 

یک برنامه موفقیت آمیز وجدی طرح کنید.

 

خود را در برابرآفت عذر تراشی واکسینه کنید، عافتی که عامل شکست هاست.

 

رمز ورازی که دردیدگاه شما نسبت به تندرستی وجود دارد دریابید.

 

برای رهایی از بهانه های مربوط به فقدان تندرستی چهارگام مثبت بردارید.

 

کشف کنید که چرا هوش به تنهایی در برابر تفکر ارزشی ندارد.

 

از ذهن خود برای اندیشیدن استفاده کنید نه برای انبار کردن اطلاعات.

 

سه شیوه آسان برای رهایی ازبهانه های فقدان هوش رایاد بگیرید.

 

بر مشکل سن غلبه کنید،«خیلی پیر»یا«خیلی جوان بودن»،

 

بهانه های مربوط به نداشتن شانس را به کنار نهید واقبال نیک را به سوی خود بکشانید.

 

از تکنیک اقدام برای رهایی از ترس وایجاداطمینان استفاده کنید.

 

حافظه خود را به گونه ای به کارگیریدکه میزان اطمینانتان را افزایش دهد.

 

بر ترس خود از دیگران غلبه کنید.

 

با گوش سپردن به ندای وجدان، اعتماد به نفس خود را افزایش دهید.

 

با اعتماد به نفس عمل کنید تا بتوانید با اعتماد به نفس بیندیشید.

 

روش های پنج گانه غلبه بر ترس را به کار ببندید.

 

دریابید که میزان موفقیت شما با وسعت تفکرتان نسبت مستقیم دارد.

 

ابعاد حقیقی خود را بسنجید وارزشهای خود رابشناسید.

 

بزرگ بیندیشید.

 

با یاری این چهار مرحله خاص دامنه بزرگ اندیشی خود را بگسترانید.

 

با تجسم ایده آلهای خود، اندیشه خود را گسترش دهید.

 

برای مردم وخودتان وهر آنچه وجود دارد ارزش قائل شوید.

 

به حرفه خود به شکلی«بزرگ اندیشانه» بنگرید.

 

ذهن خود را با مسائلی فراتر از امور جزئی مشغول کنید وروی مسائل مهم تمرکز داشته باشید.

 

خود را بیازمایید، دریابید که بزرگ اندیش تر از آنید که خود تصور می کنید.

 

از تفکر خلاق برای یافتن راههای بهتر وتازه تر برای انجام کارها استفاده کنید.

 

با ایمان داشتن به اینکه می توان کارها راانجام داد، نیروی خلاق را تقویت کنید.

 

با اندیشه های دست وپاگیر ومتحجر مبارزه کنید.

 

با استفاده از نیروی خلاق، بهتر وبیشتر کار کنید.

 

با تقویت گوش وهوش خود، از سه کلید برای پرورش خلاقیت استفاده کنید.

 

تفکر خود راگسترش دهید وذهن خودرا به فعالیت وادارید.

 

ایده ها وآرمان های خود را،که محصول تفکر شما هستند تحقق بخشید.

 

ظاهر خود را بیارایید، زیرا کمک می کند افکارآراسته تری داشته باشید.

 

فکر کنید دارید کار مهمی انجام می دهید تا آدم با اهمیتی شوید.

 

شخصیت خود را بر اساس شعار سازنده«خودرادست کم نگیرید»بنا کنید.

 

افکار خود راتعالی بخشید، مانند انسانهای بزرگ منش بیندیشید.

 

محیط پیرامون خود را به سود خود درآورید.

 

نگذارید آدمهای کوچک سد راه ایده آلهای بزرگ شما شوند.

 

بر محیط کار خود مسلط شوید.

 

در اوقات فراغت، به خود استراحت روحی کامل بدهید.

 

سموم فکری راازمحیط خودبه دورافکنید.

 

سعی کنید که همه کارها رابه نحو احسن انجام دهید.

 

دیدگاهی رابرگزینید که شما را سریعتر به خواسته هایتان برساند.

 

سر شوق بیایید، فعال شوید.

 

نیرویی را که دراشتیاق وجود دارد، تقویت کنید.

 

احساس کنید «مهم هستید».

 

سیاست«اولویت درارائه خدمت» رابرای کسب درامد بیشتر اتخاذ کنید.

 

با خوشبختی نسبت به مردم، توجه وحمایت آنان رابه سوی خود جلب کنید.

 

خود راروشنی بخش زندگی دیگران کنید تا دوست داشتنی تر شوید.

 

برای ایجاد رفاقت پیش قدم شوید.

 

«درمردم جز خوبی ندیدن» فنی است که باید در آن مهارت یابید.

 

سعی کنید که شنونده خوبی باشید تا دوستان جدید پیدا کنید.

 

بزرگ بیندیشید! حتی زمانی که اوضاع بر وفق مرادتان نیست.

 

عادت کنید که اقدام راجایگزین تعلل کنید، وبه دست آوردن اطمینان استفاده کنید.

 

با عملکرد ذهن خود آشنا شوید.

 

اهمیت واژه «الان» رادرک کنید.

 

عادت کنید که بلند وقاطع حرف بزنید تا احساس قدرت کنید.

 

به ابتکار که نوع خاصی از عمل است، رو آورید.

 

کشف کنید که شکست، چیزی جز یک حالت خاص ذهنی نیست.

 

ازهرمانعی که برسر راهتان قرار می گیرد، درسی بگیرید.

 

از نیروی سازنده انتقاد ازخویش بهره ببرید.

 

از پشتکاروآزمایش نتایج مثبتی بگیرید.

 

به مدد تمرکز بر جنبه های مثبت هر چیز، باناامیدی مبارزه کنید.

 

هدف ومقصد کاملاً مشخصی رابرای زندگی خودتان تعیین کنید.

 

برای ده سال آینده خود هدف ونقشه معینی طرح کنید.

 

ازپنج عاملی که موفقیت را نابود می کند دوری کنید.

 

با تعیین اهداف مشخص، نیروی خود راچند برابر کنید.

 

اهدافی رابرگزینید که موفقیت وشادکامی شما راتضمین می کند.

 

با بهره گیری از«خودسازی سی روزه»به اهداف خود نائل آیید.

 

برای داشتن آینده ای ثمر بخش روی خودتان سرمایه گذاری کنید.

 

چهار اصل رهبری رایادبگیرید.

 

نیروی خورا برای تبادل نظر باافرادی که می خواهید آنها را تحت تاثیر قرار دهید، افزایش دهید.

 

از نگرش«انسان بودن» برای کسب موفقیت استفاده کنید.

 

به پیشرفت بیندیشید. به پیشرفت ایمان داشته باشد. برای پیشرفت بکوشید.

 

خودرابسنجیدتاببینید آیا ترقی خواهانه فکر می کنید یا خیر.

 

از قدرت تفکر بی نظیر خود بهره مند شوید.

 

دربحرانی ترین لحظات زندگی، ازجادوی بزرگ اندیشی استفاده کنید.

برنامه ریزی:مشخص کردن هدف‌های زندگی و برنامه‌ریزی کردن برای دستیابی به آنها را، خیلی‌ها مهم‌ترین مهارت برای موفق شدن می‌دانند. خوشبختانه می‌توان این مهارت را آموخت و تمرین کرد. مشخص کردن اهداف و اولویت‌های زندگی، بیشتر از هر کار دیگری، به شما کمک می‌کند عاقلانه‌تر زندگی کنید و به سمت موفقیت گام بردارید.

 

تلاشی ارزشمند است که معطوف به هدف باشد، تلاش بی هدف پرتاب تیر در تاریکی است یکی از موانع بسیار مهم موفقیت و کامیابی ، ناتوانی افراد و سازمانها در تدوین اهداف می باشد

 

برنامه‌ریزی برای دستیابی به این هدف‌ها نیز این توانایی را به شما می‌دهد که کاری را که دوست دارید انجام دهید؛ جایی که دوست دارید، زندگی کنید و با مردمی باشید که از بودن با آنها لذت می‌برید و خلاصه، به آن شخصیتی تبدیل بشوید که آرزویش را داشته‌اید. مهمترین عامل ، در کسب هر موفقیتی ، تدوین و مشخص کردن دقیق اهداف می باشد. هدفگذاری مهمترین عامل حرکت و خلق آینده است ، هدفها هستند که مقصد و مسیر زندگی فردی و سازمانی را روشن می کنند.هدف گذاری به مثابه ترسیم جاده ای برای آینده است . تلاشی ارزشمند است که معطوف به هدف باشد، تلاش بی هدف پرتاب تیر در تاریکی است یکی از موانع بسیار مهم موفقیت و کامیابی ، ناتوانی افراد و سازمانها در تدوین اهداف می باشد . آنهایی که رویایی در ذهن و هدفی بر روی کاغذ نداشته باشند مقصدشان ناکجا آباد خواهد بود .

 

نتیجه تنظیم کردن اهداف و برنامه‌ریزی کردن برای رسیدن به آنها، این است که می‌‌توانید نوع زندگی‌تان را انتخاب کنید و آن‌گونه زندگی کنید که می‌خواهید. بین هدف گذاری و برنامه ریزی ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. برنامه بدون هدف اثر بخشی نداشته و هدف بدون برنامه ، خیال و رویایی بیش نیست . هدف گذاری جزء لاینفک برنامه ریزی است و برنامه ریزی فرایندی است که چگونگی حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب ( هدف ) را مشخص می نماید. برنامه ریزی خود هدف نیست بلکه وسیله و ابزاری برای تحق اهداف است . برای موفقیت و بهبود فردی و سازمانی ، هدف گذاری خوب شرط لازم و برنامه ریزی مناسب شرط کافی است .

 

با این حال، افرادی که اهداف‌شان را تنظیم می‌کنند، خیلی نادرند. طبق برخی تحقیقات ، کمتر ازسه درصد مردم، اهداف‌شان را می‌نویسند و کمتر از یک درصد، آنها را مرور کرده و به اهداف‌شان توجه می‌کنند و دلایلی که باعث می‌شود مردم سراغ تنظیم هدف‌ها و برنامه‌ریزی برای آنها نروند، چهار چیز است. این دلایل را با هم می‌خوانیم.

 

برایان تریسی می‌گوید آنهایی که در زندگی موفق‌ترند، قطعا اهل برنامه‌ریزی‌اند


آنها جدی نیستند.

 

وقتی با افرادی که به چیزهای قابل توجهی در زندگی‌شان دست یافته‌اند صحبت می‌کنم معمولا به این نتیجه می‌رسم که دستیابی آنها به هدف‌شان درست بعد از اینکه تصمیم گرفته‌اند جدی باشند، رخ داده است. تا وقتی که شما برای هدف‌تان کاملا جدی و مصمم نباشید، هیچ‌گاه پیروزی رخ نمی‌دهد.

 

آنها در خانواده‌شان چیزی از برنامه‌ریزی یاد نگرفته‌اند.

 

افرادی که از کودکی در خانواده‌شان برنامه‌ریزی را دیده‌اند و خودشان از سنین پایین شروع به تنظیم اهداف‌شان کرده‌اند، اهمیت اهداف‌شان را بیشتر درک می‌کنند. تصمیماتی که درون خانواده و در زمان بچگی گرفته می‌شوند، مهم‌ترین تاثیر را در زندگی شما دارند. اگر والدین شما هدفی نداشته‌اند و در مورد اهداف صحبتی نمی‌کرده‌اند، شما را برای تنظیم کردن اهداف‌تان دلگرم نمی‌کرده‌اند و در مورد کسانی که هدف داشته‌اند و توانسته‌اند به مدارج بالایی برسند صحبت نمی‌کرده‌اند، پس شما هم با این طرز تفکر بزرگ شده‌اید که هدف‌ها قسمتی از زندگی‌تان نیستند.

 

هدف‌های‌تان را پیش خودتان نگه دارید. فقط یک استثنا وجود دارد: می‌توانید آن را با کسانی در میان بگذارید که آنها هم اهدافی داشته‌اند که به آن رسیده‌اند و کسانی که واقعا موفقیت شما را می‌خواهند

 

آنها از انتقاد می‌ترسند.

 

ترس از مردود شدن که به علت انتقادهای مخرب در دوران کودکی به وجود می‌آید، در بزرگسالی به صورت ترس از انتقاد دیگران نمود پیدا می‌کند. خیلی از افراد از هدف‌های ارزنده‌ای که دارند، عقب می‌کشند؛ صرفا به این دلیل که هر وقت هدفی را برگزیده‌اند، کسی جلوی‌شان درآمده و به آنها گفته که نمی‌توانند به آن دست یابند یا اینکه آنها پول‌شان را از دست می‌دهند و زمان‌شان را تلف می‌کنند و...

 

بیشتر ما تحت تاثیر نظرات دیگران هستیم و به همین دلیل، اولین چیزی را که باید بدانید این است که وقتی هدفی را برای خودتان تنظیم کردید باید آن را مانند یک راز پیش خود نگه دارید و در مورد آن به هیچ کس چیزی نگویید. اغلب اوقات ترس از انتقاد بیشتر از هر عامل دیگری شما را هنگام تنظیم هدف‌های‌تان متوقف می‌کند. پس هدف‌های‌تان را پیش خودتان نگه دارید. فقط یک استثنا وجود دارد: می‌توانید آن را با کسانی در میان بگذارید که آنها هم اهدافی داشته‌اند که به آن رسیده‌اند و کسانی که واقعا موفقیت شما را می‌خواهند و به جز آنها نباید با کس دیگری از هدف‌های‌تان بگویید؛ مخصوصا آنهایی که اصلا در مقامی نیستند که بتوانند شما را نقد یا دلسرد کنند.

 

همه موفقیت‌های بزرگ در پی شکست‌های بزرگ حاصل شده‌اند. اگر این آرزو را دارید که استعدادها و توانایی‌هایتان را تماما به نمایش بگذارید، باید این میل را در خودتان ایجاد کنید که بارها و بارها ریسک شکست خوردن را بپذیرید

 

آنها از شکست می‌ترسند.

 

بعضی‌ها هم دنبال تنظیم کردن اهداف‌شان نمی‌روند زیرا از شکست می‌ترسند. در واقع ترس از شکست از بزرگ‌ترین سدهای سر راه موفقیت است که در زندگی افراد بزرگسال وجود دارد. ترس از شکست بیشتر از هر عامل روانی شما را عقب نگه می‌دارد.

 

دلیل اولیه‌ای که شما از شکست می‌ترسید این است که نقشی که شکست در رسیدن به اهداف‌تان بازی می‌کند ادراک نمی‌کنید. شکست پیش‌نیاز اصلی موفق شدن است. همه موفقیت‌های بزرگ در پی شکست‌های بزرگ حاصل شده‌اند. اگر این آرزو را دارید که استعدادها و توانایی‌هایتان را تماما به نمایش بگذارید، باید این میل را در خودتان ایجاد کنید که بارها و بارها ریسک شکست خوردن را بپذیرید زیرا اگر می‌خواهید به اهداف‌ ارزشمندتان دست یابید راه دیگری ندارید به جز اینکه بارها به صورت به زمین بخورید تا بالاخره درسی را که برای رسیدن به پیروزی‌های بزرگ لازم دارید بیاموزید و حالا برای موفق شدن شما احتیاج دارید روی انرژی جسمی و روحی‌تان تمرکز کنید و همه آن را برای هدفی که از قبل تعیین کرده‌اید به کار ببرید.

 

افرادی که به طور خاصی انرژی زیاد دارند یا باهوش هستند کمی با این کار مشکل دارند زیرا اغلب آنها همیشه تلاش می‌کنند چند کار را با هم انجام دهند و در آخر بدون اینکه آنها را به خوبی به آخر برسانند رهای‌شان می‌کنند. مشخص کردن هدف زندگی، به شما کمک می‌کند تلاش‌های‌تان در مسیر مشخصی انجام شود و انرژی و تمرکزتان را روی پیش‌بردن مهم‌ترین چیزی که در ذهن دارید، بگذارید. داشتن هدف مشخص و تنظیم شده به زندگی شما نظم و ترتیب می‌دهد و کمک‌تان می‌کند با همه توان‌تان برای رسیدن به آن تلاش کنید.

 

محاسن و مزایای هدف گذاری :

 

هدف گذاری؛امکان اندازه گیری پیشرفت و بهبود را فراهم می نماید.

 

هدف گذاری؛انگیزه و روحیه تلاش را بهبود می بخشد.

 

هدف گذاری؛ باعث ایجاد هماهنگی و وحدت می گردد.

 

هدف گذاری؛ شرط لازم برنامه ریزی است ، برنامه بدون هدف بی معنی است .

 

هدف گذاری ؛باعث تمرکز بر فعالیت ها می شود.

 

هدف گذاری؛ امکان تدوین شاخصها و معیارها و ارزیابی عملکرد را فراهم می نماید .

 

هدف گذاری؛ امکان مقایسه نتایج و پیامدها را فراهم می کند.

 

هدف گذاری؛ انحراف در عملکرد ها و برنامه ها را مشخص می کند.

 

هدف گذاری؛ فعالیتهای زاید را شناسایی و مشخص می کند.

 

هدف گذاری ؛احتمال موفقیت را بیشتر می کند.

 

هدف گذاری؛ باعث افزایش اعتماد به نفس می شود.

 

هدف گذاری؛ باعث رشد و تعالی می گردد.

توانایی هماهنگ‌کردن زندگی حرفه‌ای خسته‌کننده با زندگی خانوادگی کاملا منظم یک شاهکار است؛ مخصوصا اگر خانم خانه، مادر هم باشد. امروز در اکثر کشورهای پیشرفته 85 درصد زنان 25 تا 49 سال درکنار زندگی خانوادگی خود، زندگی حرفه‌ای‌شان را نیز دنبال می‌کنند. مادران شاغل عموما تلاش می‌کنند از پرستار بچه یا مهدها یا اطرافیان برای هماهنگ‌کردن کار و کودکشان، کمک بگیرند ولی با این حال برخی زنان بهتر از دیگران قادر به برنامه‌ریزی کردن برای زندگی خود هستند.

 

 

کارشناسان برای شما پیشنهاداتی در این زمینه دارند:

 

برنامه‌ریزی داشته باشید

 

زمان می‌تواند بهترین دوست و بهترین دشمن شما باشد. در صورتی که شما هم مادر هستید هم یک زن شاغل بهتر است از زمان بهترین بهره را ببرید. بسیاری از زنان شاغل در روز جمعه برای تمامی هفته غذا می‌پزند و آنها را در فریزر آماده نگاه می‌دارند تا هر روز مجبور نباشند ساعاتی را به پخت غذا اختصاص دهند و شب که باز می‌گردند به جای آنکه غذا درست کنند می‌توانند تنها غذا را گرم کرده و ساعات باقی مانده خود را به آماده‌کردن لباس‌ها و برنامه‌های درسی فرزندشان اختصاص دهند. از سوی دیگر سعی می‌کنند صبح‌ها زودتر از خواب بیدار شوند و برخی از کارهای ضروری مثل امور بانکی و... را در اول وقت اداری انجام دهند.

 

از کارتان ندزدید

 

مادربودن به این معنی نیست که شما کمتر از یک حقوق‌‌بگیر بدون فرزند کار کنید. جالب است بدانید مادران شاغل بیش از زنان شاغل می‌توانند تمرکز و تحرک داشته باشند. برای آنکه رییس خود را همیشه راضی نگاه دارید و به او اثبات کنید که بسیار موثر هستید روزهایی که وقت بیشتری دارید زودتر به محل کار بیایید و دیرتر آن را ترک کنید تا اگر روزی مجبورید کمی دیرتر بیایید و زودتر به خانه بازگردید، کسی شما را سرزنش نکند. البته همیشه این موضوع را درنظر بگیرید که شما یک زندگی خانوادگی هم دارید و نباید در صورت اصرار همکاران، ساعات متعلق به اعضای خانواده را به کارتان ببخشید.

 

وقت شناس باشید

 

برای آنکه هم خانواده و هم رییس خود را راضی نگه دارید بهترین راه حل آن است که هر کاری را در زمان خودش انجام دهید. در خانه کارهای اداری را فراموش کنید و در اداره مرتبا به خانه زنگ نزنید. بدین ترتیب شما می‌توانید بیشترین استفاده را از ساعات خود ببرید و موثر باشید در صورتی که شما روزی مجبور بودید کارهای اداره‌تان را به منزل ببرید بهتر است صبح این موضوع را با اعضای خانواده در میان بگذارید و نظر آنها را جلب کنید. از سوی دیگر اگر کودکان شما عادت دارند بدون هیچ دلیلی بعدازظهرها به محل کار شما بیایند، بهتر است این عادت را متوقف کنید. تنها در صورتی که کار ضروری پیش آمد، اعضای خانود‌ه‌تان می‌توانند به محل کارتان مراجعه کنند یا با شما تماس بگیرند. برعکس در صورتی که رییس و همکارانتان عادت دارند، خارج از وقت اداری با شما تماس بگیرند بهترین کار این است که وقتی در خانه هستید تلفن همراهتان را خاموش کنید یا تنها به sms جواب دهید.

 

استراحت کنید

 

نباید تمامی انرژی خود را صرف زندگی خانوادگی و کاری‌تان کنید. گرچه هر دوی آنها به شما نیاز مبرم دارند اما فراموش نکنید که شما هم باید برای خودتان وقتی قایل شوید. به عنوان مثال فعالیت بدنی مورد علاقه‌تان را انتخاب کنید و ساعاتی از روز را به آن اختصاص دهید. پیاده‌روی، ژیمناستیک، یوگا یا حتی به خرید رفتن با دوستان می‌تواند به شما کمک کند احساس خستگی را از خود دور کنید. کمی با خود خلوت کنید تا بتوانید همیشه به اندازه کافی انرژی داشته باشید.

 

کمک بگیرید

 

کارکردن تصمیمی است که شما به همراه همسرتان آن را گرفته‌اید. پس از او در کارهای خانه و رسیدگی به امور فرزندان نیز کمک بگیرید. شستن ظروف، آماد‌ه‌کردن غذا، جاروکردن، بردن و آوردن کودکان به مدرسه و حمام‌کردن کوچولوها وظایفی هستند که بهتر است آنها را با همسرتان تقسیم کنید تا موفق باشید. در صورتی که شما کمبود مالی ندارید می‌توانید از پرستار بچه یا خدمتکار برای رسیدگی به امور منزل نیز کمک بگیرید. بدین ترتیب شما وقت آزاد بیشتری خواهید داشت.

 

خودتان را مقصر ندانید

 

هیچ زنی قادر نیست هم کارهای منزل و هم کارهای اداری خود را بدون هیچ کم و کاستی با هم هماهنگ کند. خود را مقصر ندانید. اگر امروز خسته‌اید و قادر نیستید آشپزی کنید، اشکالی ندارد اگر هرچند وقت یک بار پیتزا سفارش دهید یا غذای حاضری بخورید.

 

هویت‌تان را فراموش نکنید!

 

مادربودن، همسربودن و یک زن شاغل بودن نباید موجب شود که شما تبدیل به یک برده شوید. شما باید زنانگی خود را همیشه حفظ کنید. بسیاری از زنان عادت دارند از خود بزنند و فداکاری کنند تا دیگران در آسایش باشند. اما این کار چندان صحیح نیست. لذت‌های زنانه را همیشه در خود زنده نگاه دارید. هرچند وقت یک بار به آرایشگاه بروید و برای خودتان هم لباس‌های شیک بخرید. شما یک زن هستید و سعی کنید با غرور یک زن باقی بمانید.

هر شرکت و تجارتی که در کسب موفقیت خود جدی است، باید بداند که کیفیت خدمات کسب و کار میتواند موفقیتش را تضمین کرده یا نابود کند.

این مسئله به فقط “حق با مشتری است” ختم نمی‌شود و به رفتار درست با مشتری بر میگردد (همانگونه که دوست دارید با خانواده شما رفتار شود). این اتفاق زمانی می‌افتد که محترمانه به مشتری نگاه کنیم و به دنبال هر راهی نباشیم که از آنها سود بیشتری به دست بیاوریم. ما باید بسیار انعطاف پذیر باشیم، در ارائه خدمات به مشتری فراتر برویم و ارزش های بسیار بالایی را در زمان ارائه خدمات به مشتری داشته تا فعالیت خود را ارزشمند کنیم.

به طور متوسط هزینه جذب مشتری جدید ۵ برابر حفظ یک مشتری فعلی می باشد. چنین منطقی در نهایت نشان می دهد که داشتن خدمات مشتری بسیار خوب، اهمیت زیادی دارد. چرا ریسک کنید و مشتری از دست بدهید؟ پیدا کردن مشتریان جدید خود به خود هزینه های بالایی دارد و کسب و کارها باید تمام تلاش خود را بکنند تا اطمینان حاصل شود که مشتریان راضی هستند و فعالیت با آنها را ادامه میدهند.

مثبت اندیشی به معنای آن است که تصور خوبی از خود داشته باشیم نه آ ن که همواره خود را سرزنش کنیم. مثبت اندیش بودن یعنی نیک اندیشیدن درباره دیگران و با آنان به صورت مثبت برخورد کردن.

 

این واژه به معنای نادیده گرفتن کاستی ها، انتقاد نکردن و عدم تلاش در جهت بهبود آنها نیست، بلکه به معنای دیدن واقعیت و برنامه ریزی دقیق، هدفمند و امیدوارانه برای تغییر آن است. معمولا افراد مثبت اندیش در یک موقعیت ثابت ارتباطی، بیشترین لذت را می برند و اثربخش ترین ارتباط را برقرار می کنند.

 

مثبت اندیشان چشم و گوش و حواس خود را در راستای خوبی ها، حسن ها، نقاط قوت، زیبایی ها، توانایی ها، تشویق ها و پیدا کردن راه حل ها به کار می گیرند. این افراد امیدوار به آینده، پرتلاش، خلاق، فعال و شاد، پرانرژی و حمایت کننده اند، برخلاف افراد منفی نگر که تمام حواس خود را در راستای اشکالات، ایرادها، کاستی ها و ضعف ها به کار می گیرند و منفعل، غمگین، بدبین، شکاک، دو دل، کم انرژی و افسرده اند. افراد منفی هیچ گاه نمی توانند ارتباط موثری با دیگران برقرار کنند و از ارتباطشان لذت ببرند.

 

● افکار منفی را حذف کنید

 

نخستین گام در دستیابی به قدرت تفکر مثبت، درک صحیح افکار منفی و آموختن شیوه حذف آنهاست. اگر پیوسته در ذهن خود افکار منفی را بپرورانید، قطعا از طول عمرتان کاسته می شود، روابطتان با دیگران توام با هراس خواهد بود و بر مشکلاتتان اضافه می شود. علاوه بر این، نشاط را در پدیده های پیرامونتان درک نخواهید کرد. تفکر منفی، منفی بافی را تقویت می کند و بر دشواری های زندگی می افزاید. از طرفی آلودگی های فکری که از کاربرد ناشیانه احساسات نشات می گیرد، احساس ناخوشی و افسردگی را در ما ایجاد می کنند. ما برای دور شدن از افکار منفی، باید بیاموزیم که چگونه این افکار آلوده را از ذهن و جسم خود پاک کنیم و نیروهای تفکر مثبت را از آنها بیرون بکشیم.

 

به طور کلی ۸ نوع آلودگی فکری متداول وجود دارد که بر همه انسان ها تاثیر می گذارد. این آلودگی ها شامل غبطه، حسد، طمع، خشم، شهوت، خودپسندی، افکار و اعمال نسنجیده و خودخواهی است. این آلودگی ها موجب پیدایش انواع افسردگی ها می شود که بر سلامت جسمی، احساسی و معنوی ما تاثیر منفی می گذارد. اگر این آلودگی ها را به طور دائم تجربه کنیم، فعالیت های مغزمان تحت تاثیر آنها قرار می گیرد. این هشت آلودگی فکری، مسیرهایی میان ذهن و جسم پدید می آورند که زیانبار است. می توانند رنج، بدشانسی و بیماری های جسمی و روانی را پدید آورند. برای پیدا کردن منشأ هر بیماری جسمی و روانی لازم است به این آلودگی های فکری توجه کنیم. اگر بتوانیم نیروهای منفی نهفته در مشکلاتمان را بشناسیم، قادر خواهیم بود آن را تغییر دهیم.

 

یکی از مهم ترین این آلودگی ها، غبطه می باشد. غبطه می تواند در بسیاری از ارتباطات انسانی وجود داشته باشد از شادمانی و نشاط بکاهد و موجب بیماری در ۲ نفر شود؛ هم کسی که غبطه می خورد و هم شخصی که مورد غبطه است. وقتی احساس غبطه می کنیم حس شادی و ارتباط با دیگران را از دست می دهیم.

 

غبطه برای انسان سازنده و مثبت نیست، بلکه او را غمگین می کند. افرادی که درگیر این احساس مخرب هستند، بسختی نصایح دیگران را می پذیرند یا از اشتباهات خود درس می گیرند.

 

● معاشرت با افراد منفی را کم کنید

 

این که شما با چه کسانی معاشرت می کنید از اهمیت زیادی برخوردار است. وقتی در کنار افراد مثبت هستید طبیعتا شادمان تر می شوید و بر رضایت خاطرتان افزوده می شود. اما زمانی که با اشخاص منفی وقت صرف می کنید، احساس گرفتگی، تنش، تشویش، ناراحتی و بیماری می کنید. زمانی که در کنار افرادی قرار می گیرید که به شما استرس می دهند، آنان آدرنالین را در خون شما سرازیر می کنند و شما تحت تاثیر آن مشوش و گرفته می شوید هم چنین افزایش هورمون استرس کورتیزول، نورون های مغزی را با دشواری روبه رو می کند.

 

طی سال ها، افرادی معتقد بوده اند زندگی با کسانی که از اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی، افسردگی، اختلال وحشت، اختلال کمبود توجه یا اختلال شخصیت فردی رنج می برند روی سلامتی جسمانی و احساس آنها تاثیر منفی داشته است. ما باید خود را طوری تربیت کنیم که افراد منفی را از زندگی مان دور سازیم. معمولا ما فراموش می کنیم که تحت تاثیر افرادی که با آنها کار می کنیم، رابطه اجتماعی داریم و وقت مان را با آنها می گذرانیم، هستیم. راه حل این موضوع بسیار ساده است. خود را با آن دسته افرادی که دوست دارید مانند آنها باشید، احاطه کنید. روان شناسان ثابت کرده اند که حتی معاشرت عادی، با افراد خرده گیر و عبوس برای خراب کردن همه فرصت های موفقیت هایمان کافی خواهد بود.

 

تا جایی که تجربیات نشان می دهد یکی از نشانه های اشخاص ناخشنود و ناراضی این است که آنها با اشخاص منفی معاشرت می کنند. اشخاصی که آنها را تحقیر می کنند، به قابلیت هایشان اعتماد ندارند، اهدافشان را دست کم می گیرند و طوری با آنها رفتار می کنند که انگار هرگز به جایی نخواهند رسید. از طرفی معمولا کسانی که در محیط های منفی بزرگ می شوند، اغلب منفی رشد می کنند و به این محیط منفی و منفی بودن عادت می کنند و با آن که عجیب به نظر می رسد با این وضع راحت تر هم هستند. این چیزی است که مغز آنها می شناسد.

 

برای مثال اگر یک والد فاقد احساس امنیت خاطر برای این که خود به احساس بهتری برسد مرتب فرزندش را تحقیر می کند، این فرزند زمانی که بزرگ می شود احساس می کند که موجود ارزشمندی نیست و باید با کسانی بجوشد و زندگی کند که به او احساس خوب بودن می دهند یا کودکانی که شاهد مشاجره دائم پدر و مادر خود هستند به این نتیجه می رسند که اصلا رابطه زناشویی ذاتا مساله ساز است. خود آنها هم وقتی ازدواج می کنند انتظار چنین رابطه ای را با فرزندان خود دارند، پس روابط گذشته روی روابط حال حاضر تاثیر می گذارند. اگر روابط گذشته فرد مملو از منفی بینی بود این امکان وجود دارد که در آینده هم خود را در شرایط منفی احساس کند، فراموش نکنیم ما به اطرافیان خود یاد می دهیم که چگونه برخوردی با ما داشته باشند.

 

اگر با اعمال و رفتار خود به آنها بیاموزیم که باید به ما احترام بگذارند، آنها یا با ما محترمانه رفتار می کنند یا ما آنها را از زندگی خود دور می کنیم. اگر به آنها یاد بدهیم که حرف ها و نظرات منفی شان را می پذیریم یا بدرفتاری های کلامی و جسمانی آنها را تحمل می کنیم، ممکن است به بدرفتاری های خود با ما ادامه دهند. پس به اساس رابطه خود با دیگران فکر کنید، اگر اشخاص منفی پیرامون تان نخواهند یا نتوانند که تغییر کنند، از زمانی که با آنها می گذرانید، بکاهید. اگر قادر نیستید روابط خود را با افراد منفی در اطراف تان قطع کنید سعی کنید از آنها تا اندازه ای دوری کنید.

 

شما مجبور نیستید که با این افراد منفی بیش از اندازه وقت صرف کنید در عوض بهتر است با کسانی وقت خود را بگذرانید که روحیه شما را بهتر می کنند. شما نیازمند آن هستید که روابط جدید و مثبتی ایجاد کنید، پس وقتی کسی به زندگی شما چیز خوبی اضافه می کند، مراقب حفظ آن رابطه باشید و در تداوم آن بکوشید.

 

● تعادل لازمه مثبت اندیشی

 

اگر انسان، تعادل میان اجزای گوناگون زندگی خود را از دست دهد، دچار بیماری و اندوه می شود. بدرفتاری با خود، آزار رساندن به جسم، انجام کاری که دوست ندارند، ادامه روابط ناخوشایند و غذای نامناسب خوردن می تواند تاثیر ناگواری بر سلامت شما بگذارد، این مساله بسیار مهم است که پیشگیری، شامل قوانینی سخت و انعطاف ناپذیر نیست که حتما باید انجام شود، بلکه به معنای شناخت خود، نیازهای جسمی و فکری و همچنین شیوه زندگی متناسب با شماست.

 

عوامل مهم در یک زندگی متعادل، تفریح کردن، خوردن غذای مناسب، خواب کافی، ورزش منظم و روزانه، دوست داشتن و احساس دوست داشته شدن و انجام کار مورد علاقه است.

 

اگر می خواهید روحیه خود را تقویت کنید، تحرک داشته باشید. تمرین و ورزش سلامتی به همراه دارند تمرین های ورزشی کمک می کنند تا بتوانید با استرس و فشار روانی مقابله کنید. ورزش همچنین تولید مواد شیمیایی مغز را که باعث سرخوشی می شوند، افزایش می دهد، پس یک رژیم ورزشی را در پیش بگیرید که بتوانید از آن لذت ببرید و قدرت ادامه دادن آن را هم داشته باشید. همچنین سعی کنید که خواب خوب داشته باشید چراکه اشکال در خوابیدن، نشانه وجود مشکلی در مثبت اندیشی است.

 

بی خوابی موجب آشفتگی روانی، فشار و استرس و افسردگی می شود. تا حد امکان ساعات مشخص و معینی را برای خواب و بیداری خود معین کنید و آن را به طور منظم رعایت کنید. مثبت بودن با وجود فشار و استرس نیز بسیار مشکل است، برای کم کردن از سطح فشار و استرس در خود بلافاصله پس از احساس فشار به انجام کار عملی بپردازید. به هر تقاضای غیرمنطقی که از شما می شود «نه» بگویید. سعی کنید مشکلات زندگی را طبقه بندی کنید، برای استراحت یا انجام کارهای غیرضروری زمان های مناسبی را در نظر بگیرید. در ضمن بررسی کنید و ببینید که چه مواقعی فشارها، ناشی از احساس بی مصرفی یا خستگی هستند.

 

● تغذیه و تاثیر آن بر مثبت گرایی

 

این گفته که «عقل سالم در بدن سالم است» کاملا درست است. عواطف و احساسات شما رابطه بسیار نزدیکی با آنچه می خورید دارد. شواهد زیادی وجود دارد که مصرف غذاهای نامطلوب، بدن را به سوی هیجان ها و عواطف منفی سوق می دهد. اگر غذایی که می خورید سبب شود تا سطح قند خون شما یکباره بالا برود یا آدرنالین یکباره به طور ناگهانی در شما زیاد شود یا غذایی بخورید که به آن حساسیت دارید، احتمال دارد که دچار بی ثباتی عاطفی و احساس شوید. یک رژیم غذایی را انتخاب کنید که از افزایش هیدرات های کربن و قندها جلوگیری کند. بدن انسان به طور طبیعی، موارد انتقال دهنده عصبی مشخص تولید می کند که یکی از آثار آنها این است که کمک می کنند تا احساس خوشایندی داشته باشید.

 

ازجمله این مواد، ماده ای به نام سروتونین است که باعث آرامش و خونسردی می شود و شما را خوشبین می کند. برای به دست آوردن سروتونین، غذاهایی بخورید که از نظر هیدرات های کربن تصفیه نشده غنی باشند مانند غلات، ماکارونی، برنج و سبزی های نشاسته دار، همچنین مصرف غذاهایی که سرشار از اسیدهای آمینه باشند، مانند مرغ، ماهی، گوشت (گوسفند یا گوساله) ، آجیل، حبوبات و بنشن و مصرف غذاهایی که دارای انواع مختلف

 

ویتامین B، کلسیم، اسید فولیک، آهن، منیزیم و چربی امگا ۳ هستند.

 

به یاد داشته باشید ایجاد تندرستی که تاثیر زیادی بر مثبت اندیشی دارد، با غذایی که هر روز می خورید ارتباط دارد. غذایی که می خورید، قسمتی از وجود شما می شود و به جسمتان سوخت می رساند. هر چه وارد بدن شما شود جذب خواهد شد و بدن، نهایت تلاش خود را برای استفاده درست از آن به کار می گیرد. البته فرقی نمی کند که آن چیز خوب باشد یا بد.

 

وقتی غذا می خورید در حقیقت تمامی انرژی موجود در زنجیره تولید و فرآوری غذا را جذب می کنید. غذایی که بیش از حد فرآوری شده باشد شاید برای سلامت شما مضر باشد، هر چه زنجیره تولید غذا ساده تر و غذا سالم تر باشد، فایده بیشتری برای بدنتان دارد.

 

● واژه ها و عبارات مثبت را انتخاب کنید و به کار ببرید

 

زبان نه تنها نشانه رفتار است، بلکه بر آن تاثیر هم می گذارد. بنابراین برای مثبت زندگی کردن، واژه ها و کلمات مثبتی را انتخاب کنید و به کار ببرید. عبارات و جملات مثبت، جملاتی هستند که برای ارتقای مثبت نگری نسبت به خود و تشویق و افزایش روحیه طراحی می شود.

 

لازم است این جمله ها پی درپی تکرار شود تا به این وسیله در چارچوب ذهنی شخص جای گیرد. جملاتی مانند «من می توانم» یا «دیگران مرا دوست دارند» موجب می شوند تا باورهای مثبت بر بخش نیمه هشیار ذهن شما حک شوند و نقش ببندند.

 

این کار می تواند به شما کمک کند تا به هدف خود برسید. ساختن عبارت های مثبت، کار دشواری نیست، فقط سعی کنید از جملات منفی پرهیز کنید و از فعل زمان حال استفاده کنید تا بخش ناهشیار ذهنتان بفهمد که شما همین الان قصد انجام آن کار را دارید و می خواهید دست به کار شوید. پس از ساختن جمله تاییدی، آن را با انرژی در فواصل زمانی منظم تکرار کنید تا اثر خودش را بگذارد.

 

● چند توصیه

 

برای تقویت نگاه مثبت به دیگران، انجام دادن این موارد توصیه می شود:

 

هر کس را همان گونه که هست بپذیرید چراکه این تصور که همه انسان ها، همان گونه که ما می خواهیم باید خوب باشند و هیچ عیب و ایرادی نداشته باشند، تصویری غیرواقعی است.

 

با مثبت نگری و اعتماد به دیگران، در آنها انگیزش کافی ایجاد کنید و آنان را تحت تاثیر قرار دهید.

 

هیچ گاه از هیچ گفته ای، فورا نتیجه گیری نکنید، بلکه اول همه شنیده های خود را خوب بررسی کنید چراکه همیشه نمی توان ظاهر امر را پایه قضاوت قرار داد.

 

وقتی می خواهید اظهارنظر منفی کنید، آن را به نحوی ارائه دهید که به تغییر رفتار فرد منجر شود.

 

در ارتباط با دیگران هیچ گاه بی طرف نباشید، یعنی نسبت به اطرافیان خود بی توجهی نکنید، سعی کنید آنچه انجام می دهند را به طریق مثبت مورد توجه قرار دهید.

قانون زندگی قانون باورهاست .باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگ است .توانمندییک انسان را باورهای او تعیین می‌کند .

 

 

دانشمندان برای بررسی تعیین میزان قدرت باورها بر کیفیت زندگی انسانها آزمایشی را در «‌هاروارد یونیورسیتی » انجام دادند.نتیجه این تحقیقات بسیار جالب است:

 

80 پیرمرد و 80 پیرزن را براى این پروژه انتخاب کردند .یک شهرک را به دور از هیاهو برابر با 40سال پیش ساختند .غذاهای 40سال پیش در این شهرک پخته میشد .خط روی شیشه‌های مغازه‌ها ، فرم مبلمان ، آهنگها ، فیلم‌های قدیمی ، اخباری که از رادیو و تلویزیون پخش میشد ، را مطابق با 40 سال قبل ساختند . بعد این 160 نفر را از هر نظر آزمایش کردند .

 

تعداد موی سر ، رنگ موی سر ، نوع استخوان ، خمیدگی بدن ، لرزش دستها ، لرزش صدا ، میزان فشار خون ... بعد این 160 نفر را به داخل این شهرک بردند ، بعد از گذشت 5الی 6ماه کم کم پشتشان صاف شد ، راست می‌ایستادند ، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بین رفت ، لرزش صدا خوب شد ، ضربان قلب مثل افراد جوان ، رنگ موهای سر شروع به مشکی شدن کرد ، چین و چروکهای دست و صورت از بین رفت ...

 

علت چه بود ؟

 

خیلی ساده است .آنها چون مطابق با 40سال پیش زندگی کردند ، باور کرده بودند 40سال جوانتر شده اند .

 

انسانها همان گونه که باور داشته باشند می‌توانند بیندیشند .باورهای آدمی است که در هر لحظه به او القا میکند که چگونه بیندیشد .

 

اصولا فرق بین انسانها ، فرق میان باورهای آنان است .انسانهای موفق با باورهای عالی ، موفقیت را برای خود خلق میکنند.انسانهای ثروتمند ، باورهای عالی و ثروت آفرین دارند که با اعتماد به نفس عالی خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال کسب ثروت میروند و به لحاظ باورهای مثبتشان به ثروت مطلوب خود میرسند .

 

قانون زندگی قانون باورهاست .باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگ است .توانمندی یک انسان را باورهای او تعیین می‌کند .

 

انسانها هر آنچه را که باور دارند خلق میکنند . باورهای شما دستاوردهای شما را در زندگی میسازند . زیرا باورها تعیین کننده کیفیت اندیشه‌ها ، اندیشه‌ها عامل اولیه اقدامها و اقدامها عامل اصلی دستاوردها هستند .

 

اگر عادت دارید دائم بر روی کمبودها و نقاط ضعف خود تاکید کنید، این عادت را کنار بگذارید و به جنبه های مثبت خود (که بسیار زیاد هم هست) فکر کنید.

 

هنگامی که بیش از حد از خود انتقاد می کنید، درباره یک نکته یا حرکت یا رفتار مثبتی هم که داشته اید فکر و برای خود بازگو کنید. هر روز چند کار یا رفتاری که انجام داده اید و موجب رضایت و شادی تان شده است را بر روی کاغذ بنویسید.

 

هدف تان انجام کار باشد نه انجام کامل و بی نقص آن؛ همچنین گاهی بعضی از افراد به حد کمال رسیدن را مانعی برای زندگی خود می کنند و در نتیجه تا به آن حد مطلوب نرسند کاری انجام نمی دهند و در واقع زندگی خود را متوقف می کنند در صورتی که باید نقاط مثبت را دید و کار را انجام داد و از آن لذت برد.

 

اشتباهات را فرصتی برای یادگیری در نظر بگیرید؛ همیشه به خود بگویید که هرکسی ممکن است اشتباه کند و از اشتباه کردن نهراسید، اشتباه بخشی از یادگیری است.

 

کارها و تجربیات جدید را امتحان کنید؛ انجام کارها و فعالیتهای متفاوت در شناخت استعدادها و توانایی های تان کمک بزرگی به شما می کند همچنین در نتیجه کسب مهارت های جدید احساس غرور و رضایت به شما دست می دهد.

 

آنچه را که می توانید، تغییر دهید و آنچه را که نمی توانید، مشخص کنید؛ درباره عادات و خصلت های خود فکر کنید. اگر دریافتید که برخی از آنها شما را ناراحت می کند، برای تغییر آن اقدام کنید، اما اگر چیزی است که نمی توان آن را تغییر داد (مانند قد) سعی کنید از آنچه که هستید لذت ببرید و سازگاری کنید.

 

اهدافتان را مشخص کنید؛ فکر کنید چه کاری دوست دارید انجام دهید و سپس برای انجام آن برنامه ریزی کنید و طبق برنامه جلو بروید.

 

از نظرات و عقاید خود احساس رضایت کنید؛ از بیان افکار خود ابایی نداشته باشید.

 

به دیگران کمک کنید؛ با این کار احساس می کنید مفید هستید که خود در اعتماد به نفس نقش مهمی دارد.

 

ورزش کنید؛ با ورزش از استرس رهایی می یابید و سالم تر و شادتر خواهید بود.

 

تفریح کنید؛ از وقت خود لذت ببرید، با دوستانتان معاشرت کنید و زندگی خود را با افکار منفی متوقف نکنید.

 

افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند به راحتی با دیگران دوست می شوند، شادترند و روابط بهتری با همکاران، همسالان و ... دارند و با آرامش و راحتی با اشتباهاتشان کنار می آیند. هیچ وقت برای به دست آوردن اعتماد به نفس سالم و مثبت دیر نیست. اعتماد به نفس از جمله مهارت های زندگی است.) قانون علت و معلول

هر چیز به دلیلی رخ می دهد. برای هر علتی معلولی است و برای هر معلولی، علت یا علت های به خصوصی وجود دارد، چه از آن ها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید. چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد. در زندگی هر کاری را که بخواهید می توانید انجام دهید به شرط آن که تصمیم بگیرید که دقیقا چه می خواهید و سپس عمل کنید.

2) قانون ذهن

شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره آن بیشتر فکر می کنید. پس همیشه درباره چیزهایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید.

3) قانون عینیت یافتن ذهنیات

دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست. کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه خود را در درون خود خلق کنید. زندگی ایده آل خود را با تمام جزییات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید.

4) قانون رابطه مستقیم

زندگی بیرونی شما بازتاب زندگی درونی شماست. بین طرز تفکر و احساسات درونی شما، و عملکرد و تجارب بیرونی تان رابطه مستقیم وجود دارد. روابط اجتماعی، وضعیت جسمانی، شرایط مالی و موفقیت های شما بازتاب دنیای درونی شماست.

5) قانون باور

هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید به واقعیت تبدیل می شود. شما آن چه را که می بینید که قبلا به عنوان باور انتخاب کرده اید. پس باید باورهای محدودکنتده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید و آن ها را از بین ببرید.

6) قانون ارزش ها

نحوه عملکرد شما همیشه با زیر بنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است. آن چه که ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است.

7) قانون انگیزه

هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد. پس برای رسیدن به موفقیت باید انگیزه ها را مشخص کرد تا با یک برنامه ریزی اصولی به هدف رسید.

8) قانون انتظار

اگر با اعتماد به نفس، انتظار وقوع چیزی را در جهان پیرامونتان داشته باشید آن چیز به وقوع می پیوندد. شما همیشه هماهنگ با انتظارات تان عمل می کنید و این انتظارات بر رفتار و چگونگی برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد.

9) قانون تمرکز

هر چیزی را که روی آن تمرکز کرده و به آن فکر کنید در زندگی واقعی، شکل گرفته و گسترش پیدا می کند. بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که واقعا طالب آن هستید.

10) قانون عادت

حداقل ?? درصد از کارهایی که انجام می دهیم از روی عادت است. پس می توانیم عادت هایی را که موفقیت مان را تضمین می کنند در خود پرورش دهیم؛ و تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشود، تمرین و تکرار آگاهانه و مداوم آن را ادامه دهیم.

11) قانون انتخاب

زندگی ما نتیجه انتخاب های ما تا این لحظه است. چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستیم، کنترل کامل زندگی و تمامی آن چه برایمان اتفاق می افتد در دست خودمان است.

12) قانون تفکر مثبت

برای رسیدن به موفقیت و شادی، تفکر مثبت امری ضروری است. شیوه تفکر شما نشان دهنده ارزش ها، اعتقادات و انتظارات شماست.

13) قانون تغییر

تغییر، غیر قابل اجتناب است و ما باید استاد تغییر باشیم نه قربانی آن.

14) قانون کنترل

سلامتی، شادی و عملکرد درست از طریق کنترل کامل افکار، اعمال و شرایط پیرامونمان به وجود می آید.

15) قانون مسوولیت

هر چه و هر کجا که هستید به خاطر آن است که خودتان این طور خواسته اید. مسوولیت کامل آن چه که هستید، آن چه که به دست آورده اید و آن چه که خواهید شد بر عهده خود شماست.

16) قانون پاداش

عالم در نظم کامل به سر می برد و ما پاداش کامل اعمالمان را می گیریم. همیشه از همان دست که می دهیم از همان دست می گیریم. اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید.

17) قانون خدمت

پاداش هایی را که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد. هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار کنید و توانایی های خود را افزایش دهید، در عرصه های مختلف زندگی خود بیشتر پیشرفت می کنید.

18) قانون تاثیر تلاش

همه امیدها، رویاها، هدف ها و آرمان های ما در گرو سخت کوشی است. هر چه بیشتر تلاش کنیم؛ موفقیت بیشتری کسب خواهیم کرد.

19) قانون آمادگی

در هر حوزه ای موفق ترین افراد، آن هایی هستند که وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کارها می کنند. عملکرد خوب نتیجه آمادگی کامل است.

20) قانون حد توانایی

شاید برای انجام همه کارها وقت کافی وجود نداشته باشد ولی همیشه برای انجام مهم ترین کارها وقت کافی هست. هر چه بیشتر کار کنیم کارایی بیشتری پیدا می کنیم. اما باید اموری را بر عهده بگیریم که در حد توانمان باشد.

21) قانون تصمیم

مصمم بودن از ویژگی های اساسی افراد موفق است. در زندگی هر جهشی در جهت پیشرفت هنگامی حاصل می شود که در موردی تصمیم روشنی گرفته باشیم.

22) قانون خلاقیت

ذهن ما می تواند به هر چیزی که باور داشته باشد دست یابد. هر نوع پیشرفتی در زندگی با یک ایده آغاز می شود و چون توانایی ما در خلق ایده های جدید نامحدود است آینده نیز محدودیتی نخواهد داشت.

23) قانون استقامت

معیار ایمان به خود، توانایی استقامت در برابر سختی ها، شکست ها و ناامیدی ها ست. استقامت ویژگی اساسی موفقیت است. اگر به اندازه کافی استقامت کنیم، طبیعتا سرانجام موفق خواهیم شد.

24) قانون صداقت

خوشبختی زمانی سراغ ما می آید که تصمیم بگیریم هماهنگ با والاترین ارزش ها و عمیق ترین اعتقادات خود زندگی کنیم. همواره باید با آن بهترین بهترین ها که در درون مان وجود دارد صادق باشیم.

25) قانون انعطاف پذیری

در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید، اما در مورد روش دست یابی به آن ها انعطاف پذیر باشید. در عصر تحولات سریع و رقابت شدید، اتعطاف پذیری.

26) قانون خوشبختی

کیفیت زندگی ما را احساس مان در هر لحظه تعیین می کند و احساس ما را تفسیر خودمان از وقایع پیرامونمان مشخص می سازد، نه خود وقایع. هرگز برای این که تجربه خوشی از دوران کودکی داشته باشید دیر نیست. کافی است گذشته را مرور کنید و روشی را که برای تفسیر تجربیات خود داشته اید تغییر دهید.

27) قانون تعجیل

ما همواره دوست داریم که هر چه زودتر به آرزوهایمان برسیم، به همبن دلیل است که در تمام عرصه های زندگی بی قراریم.

28) قانون فرصت

بهترین فرصت ها اغلب در معمولی ترین موقعیت های زندگی مان به وجود می آید. پس بزرگ ترین فرصت ها به احتمال زیاد همیشه در دسترس ماست.

29) قانون خود شکوفایی

شما می توانید هر چه را که برای رسیدن به اهداف تعیین شده خود به آن نیاز دارید بیاموزید. آن هایی که می آموزند توانا هستند.

30) قانون بخشندگی

هر چه بیشتر، بدون انتظار پاداش، به دیگران خدمت کنید، خیر و نیکی بیشتری به شما می رسد. آن هم از جاهایی که اصلا انتظار ندارید. شما تنها در صورتی حقیقتا خوشبخت خواهید شد که احساس کنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید.

وقتی دانشمندان علوم اعصاب فعالیت مغز را در طول یک آزمایش تصمیم‌گیری ساده بررسی کردند، متوجه شدند که افراد معمولاً 10 ثانیه قبل از اینکه آگاه شوند تصمیم گرفته‌اند، تصمیم می‌گیرند.

 

 

چشم‌انداز مغز ما محل منطقی نیست.

 

 

ما هنوز هم همان مغز عصر حجری پیشینیانمان _ حجمی از احساسات، خاطرات ناقص و یک محدوده توجه کوتاه _ را داریم. مغز ما هیچوقت همه حقایق برای گرفتن تصمیم "ایدآل" را در خود ندارد.

 

از اینجا داستان بدتر می‌شود. حتی گاهی بدون اینکه بدانیم تصمیم می‌گیریم.

 

 

چطور می‌توانیم امیدوار باشیم که تصمیم درست گرفته‌ایم؟

 

 

در واقعیت وضعیت به این بدی نیست، ما هر روز تصمیماتی در زندگیمان می‌گیریم. دنیا تغییر می‌کند و احساس می‌کنیم که کنترل آن را به دست داریم.

 

خوشبختانه علم اعصاب و روان ما را از نواقص و کمبودهای مغز انسان آگاه کرده است. با دانستن این ضعف‌ها، می‌توانید از یک استراتژی ساده برای غلبه بر آنها استفاده کنیم.

 

 

9 راه برای تصمیم‌گیری درست

 

 

1 - به غریزه خود توجه کنید اما اجازه ندهید بر شما ریاست کند.

 

 

ما به یک دلیل غرایزمان را رشد داده‌ایم—آنها واقعاً خوب عمل می‌کنند. توانایی گرفتن یک تصمیم سریع برای پیشینیان عصر حجری ما می‌توانست تفاوت خورده شدن توسط یک ببر وحشی یا شکار آن ببر باشد. اما اخیراً با چند ببر روبه‌رو شده‌اید؟ واقعیت این است که در این عصر دیگر نیازی به اینگونه تصمیمات سریع نیست اما باز هم نمی‌توانید دست از گرفتن این تصمیمات بردارید. با آن مقابله نکنید اما به آن هم بسنده نکنید. از خودتان بپرسید "چرا این فکر را کردم؟" یا "چرا چنین احساسی داشتم؟"

 

 

2 - گزینه‌هایتان را لیست کنید.

 

 

مغز قدرتمندترین کامپیوتر موجود است اما قادر به انجام چند کار همزمان نیست. دشوار است که بیشتر از 7 فکر مختلف را در یک زمان در ذهنتان داشته باشید و غیرممکن است که بتوانید روی دو مورد از آن به طور همزمان تمرکز کنید. دلیل اینکه وقتی موقع رانندگی با تلفن‌همراه صحبت میکنیم، تصادف نکرده و ماشینمان را داغان نمی‌کنیم این است که می‌توانیم خیلی سریع تمرکز روی کارها را تغییر دهیم—اما خیلی کندتر و بی‌دقت‌تر از زمانیکه هرکدام را به تنهایی انجام می دادیم. برای تصمیمی که می‌خواهیم بگیرید، همه انتخاب‌ها و گزینه‌های موجود را لیست کنید، آن را بیرون ذهنتان بکشانید و زمانی را به بررسی هر کدام به تنهایی اختصاص دهید.

 

 

3 - سوالات را بازنویسی کنید.

 

 

می‌دانید برای اینکه یک دانشمند تمام‌عیار باشید به چه چیزی لازم است؟ گرفتن نمرات عالی یا به خاطر سپردن چیزها کافی نیست. مهم این است که سوالات درست بپرسید. هر مشکلی که دارید، سعی کنید آن را به سه یا چهار شکل مختلف بنویسید. اینکه خودتان را مجبور کنید به طرق مختلف به آن مشکل نگاه و فکر کنید باعث می‌توانید بتوانید راهکارهای متفاوتی نیز پیدا کنید.

 

 

4 - تاریخ را پیش‌بینی کنید.

 

 

حافظه ما آنقدرها که تصور می‌کنیم خوب نیست و درنتیجه یادمان نمی‌ماند که چقدر ممکن است بد باشد. همین حافظه‌های انتخابی است که باعث می‌شود یادتان بماند امروز با چه کسی حرف زدید اما یادتان نیاید که چهارشنبه هفته پیش صبحانه چه خوردید. استفاده از تاریخ برای گرفتن تصمیم نیازمند این است که به خاطر بیاوریم دفعه قبلی که در موقعیتی مشابه بودیم چه اتفاقی افتاد. کند پیش بروید و خاطره‌تان را خوب بررسی کنید  _ نباید فقط پیروزی‌هایتان را به خاطر سپرده باشید و شکست‌ها را فراموش کرده باشید.

 

 

5 - به خاطر داشته باشید که زمان طرف شماست.

 

 

سعی کنید خودتان را از احساسات آن لحظه دور کنید. البته انجام فوری این کار غیرممکن است اما بهترین راهکار این است که بین زمان حال و زمانی که می‌خواهید تصمیم بگیرید کمی فاصله بیندازید.

 

 

6 - این را یک آزمایش ببینید.

 

 

مغز انسان جداشده نیست _ برای عمل کردن در موقعیت‌های اجتماعی با همتایان خود طراحی شده است. حاصل آن این است که زمان و انرژی زیادی را برای کار گروهی و رابطه با دوستانمان صرف می‌کنیم. تصور کنید که قرار است برای تصمیمی که می‌گیرید به شما نمره بدهند و اتوماتیک‌وار توجه بیشتری به آن می‌کنید. بنویسید که چرا چنین تصمیمی گرفتید و بعد فکر کنید: "این یک امتحان است. من از پس آن برمی‌آیم و فرصت دیگری برای تغییر آن ندارم. بقیه قرار است تصمیم من را ببینند و به آن نمره بدهند". اینکار باعث می‌شود بیشتر به چرای تصمیمی که می‌گیرید فکر کنید و برنامه‌ها و دیدگاه‌های ضعیف را کنار بگذارید.

 

 

7 - دانش عمومی نیست.

 

 

زمان‌های "فراموش‌شده" را پیدا کنید و ببینید چرا آنطور بوده است. همه می‌دانند که نباید بعد از غذا خوردن شنا کرد اما چرا؟ برای همه همینطور است؟ تصوراتتان را زیر سوال ببرید و قضاوت کنید آیا درمورد شما هم صدق می‌کند یا خیر.

 

 

8 - تصمیم را بگیرید.

 

 

آیا می‌خواهید درمورد وضعیت شغلیتان تصمیم بگیرید یا اینکه چه مارک پنیری را برای صبحانه بخورید؟ همه تصمیمات برابر نیستند پس وقتتان را تلف نکنید. لازم نیست برای هر وعده صبحانه قدم 1 تا 9 را دنبال کنید.

 

 

9 - تصمیم را عملی کنید.

 

 

می‌توانید تا بی نهایت تصمیمی که گرفته‌اید را دوباره و دوباره تحلیل و بررسی کنید. اما بالاخره باید یکجا آن را متوقف کنید. آن را واقعی کنید، یادداشتش کنید. وقتی تصمیمتان بیرون از مغزتان و به دنیای واقعی آمد، مغزتان از بررسی گزینه‌های مختلف دست کشیده و سراغ کار بعدی می‌رود.

 

یادتان باشد چشم‌انداز مغز ما محل منطقی نیست. شما حتی نباید مغزتان را وادار به دنبال کردن قدم 1 تا 9 کنید. بهترین تصمیمی که می‌توانید اینجا بگیرید این است که فقط قدم هایی که دوست دارید را دنبال کنید، آن هم با هر ترتیبی که دوست داشتید. هر کاری که می‌کنید، رمز گرفتن بهترین تصمیمات در زندگی این است که بخواهید.

می خواهم بخوابم، اما نمی توانم داشتن تخیلی فعّال و خلاق، نعمتی بزرگ و فوق العاده است. با این حال، گاهی اوقات هنگامی که می خواهیم بخوابیم، این قوه خلاق اصلا خوشایند نمی باشد؛ در واقع، می تواند آزار دهنده نیز باشد. اماجای هیچ نگرانی نیست، زیرا روش های برای حل این مشکل وجود دارد.

 

درواقع بیداری شما میتواند دلایل متعددی داشته باشد مثلا در برخی موارد، شما ممکن است بیدار بمانید، چون در رابطه با مشکلی شخصی فکر می کنید و بابت آن نگرانید؛ مانند مشکلات ایجاد شده در محل کار، یا جر و بحث با دوستی صمیمی.

 

این مقاله به شما کمک می کند تا با وجود مشغله های ذهنی فراوان، باز هم خوابی آرام داشته باشید.

 

مراحل آرام کردن ذهن:

 

1. سنتی ترین روش برای کنار آمدن با ذهنی پر مشغله در نیمه شب، شمردن است. برای انجام این روش، گوسفندها انتخابی مناسب بشمار می آیند، اما شما می توانید هر چیزی را که دوست دارید انتخاب کنید. منطقی که پشت این رویکرد قرار دارد، می گوید که خسته کردن ذهن، سبب به خواب رفتن می شود. بنابراین، برای رسیدن به این هدف، چیزهای خسته کننده (مانند گوسفند) بهتر و مناسب تر می باشد.

 

2. روش دوم، تمرکز بر یک موضوع خاص می باشد، یک موضوع خسته کننده؛ و هدف از آن متوقف ساختن ذهن شما از سریع حرکت کردن می باشد. این روش، نیاز به تمرین بیشتری دارد، زیرا تخیل شما ممکن است این کار را دوست نداشته باشد.

 

بهتر است در مورد چیزی فکر کنید که تا حد امکان از سر شما دور باشد، مانند انگشت کوچک پای چپ خود. سعی کنید انگشت پای خود را احساس کنید و تنها درباره ی این انگشت فکر کنید. اگر فکرتان منحرف شد، باز هم به انگشت پا بر گردید.

 

3. می توانید موضوع دیگری را نیز تصور کنید، و آن دوچرخه سواری کردن است. مسیری خاص در محله ی خود را که به طور معمول در آن راه رفته، رانندگی کرده، یا دوچرخه سواری می کنید، تصور کنید (برای مثال، از خانه ی خود به محل کارتان یا مرکز شهر). تصور کنید که در امتداد این جاده در حال دوچرخه سواری هستید، و این کار رو واقعا و با تمام جزئیاتش تصور کنید.

 

در حالیکه دوچرخه سواری می کنید، نگاهی به اطراف خود کنید، به خانه ها، مغازه ها، درخت ها، و تمام چیزهایی که در مسیرتان با آنها رو به رو می شوید. انجام این کار بسیار خسته کننده می باشد و به احتمال زیاد شما بیش از صد متر را نتوانید تصور کنید (زیرا شما به خواب خواهید رفت).

 

با کمی تمرین، می توانید بیش از صد متر را نیز در خیال خود تصور کنید.

 

4. روش خوب دیگری نیز وجود دارد: تصور کنید که یک میلیارد تومان برنده شده اید؛ آن را در خیال خود مصرف کنید. محاسبه کنید که قیمت یک قایق، یک اتومبیل شیک، یک خانه ی رویایی، کارهای خیریه و غیره، چقدر خواهد بود. تصور جالبی است، این طور فکر نمی کنید؟!!

 

5. همچنین، می توانید تلاش کنید تا ذهن خود را قبل از خوابیدن آرام نمایید. انجام جدول کلمات متقاطع، جدول ساداکو، یا کمی خواندن (کتاب یا روزنامه)، ممکن است ذهن شما را آرام کرده و به راحتی به خواب روید.

 

توجه: برای برخی افراد، این کار نتیجه ی بالعکس دارد. ممکن ایت سبب شود تا آنها بیشتر بیدار بمانند، بخصوص اگر در حال خواندن کتابی هیجان انگیز باشند. یکی از بهترین انتخاب ها برای خواندن قبل از خواب، خواندن کتاب هایی هیجان انگیز است که قبلاً آنها را خوانده اید و از پایان ماجراها اطلاع دارید. بهتر است بدانید که خواندن کتاب های کدام ژانر شما را بیدار نگاه می دارد و کدام ژانر به خواب می برد.

 

6. به جای آنکه بر ذهن خود تمرکز کنید، ممکن است دوست داشته باشید که بر بدن خود تمرکز نمایید. پیش از خوابیدن کمی نرمش کنید (برای مثال، کمی راه بروید) یا کمی یوگا کار کنید تا بدنتان برای خوابیدن آماده شود. البتّه، انجام این کارها، بر روی برخی افراد اثر معکوس دارد.

 

7. قبل از خوابیدن کمی مراقبه (مدیتیشن)، انجام دهید. مراقبه ذهن شما را آرام می کند و برخی از انواع آن به شما یاد می دهد تا ذهن خود را به طور کامل از افکار مزاحم پاک کنید.

 

8. تلاش کنید، داستانی با جزئیات کامل در ذهن خود بسازید؛ داستانی که شما را جلب خود می کند. مطمئن باشید قبل از به پایان رسیدن داستان، به خواب خواهید رفت. 9. بر هر دم و بازدم خود تمرکز کنید. آرام تر نفس بکشید و از نفس کشیدن خود لذّت ببرید. بر این موضوع تمرکز کنید که نفس کشیدن، چه کار لذت بخشی است و چقدر خوب است که می توانید نفس بکشید.

 

هنگامی که آرام تر نفس می کشید، ضربان قلب شما نیز آرام تر می شود، و در نتیجه ذهن و بدن شما نیز آرام خواهد شد.

 

10. ذهن خود را از تمامی افکار پاک کنید، و بر موضوعاتی تمرکز کنید که به خالی ماندن ذهن شما از افکار کمک می کنند. اگر فکری خواست وارد ذهن شما شود، مانع ورودش شوید و فقط استراحت کنید.

 

11. ذهن خود را از افکاری که شما را بیدار نگاه می دارند، پاک کنید. یک کیسه ی زباله را تصور کنید. افکاری که بر ذهن شما غالب هستند و اجازه نمی دهند تا به خواب روید را از ذهن خود پاک کرده و در این کیسه قرار دهید.

 

حال که این فکر از ذهن شما خارج شده است، فکر دیگری شما را به خود مشغول می کند. این فکر را نیز در کیسه ی زباله قرار دهید. این کار را ادامه دهید تا زمانی که فکری در ذهن تان باقی نماند. حال سر کیسه را گره زده و آن را تا جایی که می توانید از ذهن خود دور نگاه دارید. حال زمان خوابیدن است.

 

12. میان وعده ای کوچک خورده و لیوانی شیر گرم بنوشید. گرسنه نبودن به شما کمک می کند تا درباره ی گرسنگی فکر نکنید. این به معنای پُرخوری نیست. می توانید یک عدد موز یا کمی نان گرم بخورید، اما مواد غدایی نمکی مصرف نکنید. زیرا نمک شما را تشنه کرده و مانع از به خواب رفتن شما می شود.

 

13. یک بطری آب در کنار رختخواب خود بگذارید، و هر زمان که احساس تشنگی کردید، جرعه ای از آن بنوشید.

 

14. بر روی فعالیت های مورد علاقه ی خود تمرکز کنید (برای مثال، بیسبال، فوتبال یا غیره). خود را در درون بازی قرار دهید.

 

15. برخی افراد توانایی عجیب اما شگفت انگیزی در استفاده از "رویاهای پشتیبان" دارند. اما رویاهای پشتیبان چیست؟ رویایی است که بارها و بارها آزمایش شده است و ثابت شده که چون یک لالایی آرام، افراد را به خواب می برد. برای مثال، یکی از عیب های خود را تصور کنید و تلاش نمایید تا به نحوی آن را تغییر داده و به سمت درستی هدایت کنید. نترسید؛ این تجربه شگفت انگیز خواهد بود.

 

16. تصور کنید که می توانید هر چیزی را در رابطه با خود تغییر دهید (چشم ها، مو، قدرت افسانه ای و غیره). تصور کنید اگر بتوانید کاری را انجام دهید، آن کار را انجام می دهید.

 

17. به آرامی خود را بی حس کنید. از انگشت کوچک پای راست خود شروع کنید تا به موهای سر برسید. این کار به احتمال زیاد شما را به خواب خواهد برد. اگر خوابتان نبرد، بار دیگر این کار را شروع کنید، اما این بار آهسته تر. اگر دچار خارش شدید، سعی کنید از آن چشم پوشی نمایید یا اینکه این کار را بار دیگر انجام دهید.

 

18. به موسیقی ملایمی گوش دهید تا به آرامی به خواب روید. موسیقی سبب می شود تا شما از فکر کردن دست بکشید و این یعنی آرام شدن ذهن و در نهایت به خواب رفتن. موسیقی را به اندازه کافی بلند کنید که حضورش را احساس نمایید، اما نه آنقدر بلند که تمرکز شما را بر هم زند.

 

نکات راهنمایی کننده

 

• هنگامی که تصمیم به خوابیدن گرفتید، و هنگامی که در رختخواب دراز کشیدید، صدای "تیک تیک" یک ساعت را در ذهن خود تصور کنید؛ تیک اول برای دم و تیک دوم برای بازدم. به خاطر بسپارید که این کار نباید استرسی به شما وارد آورد و نباید آن را به مثابه ی یک رقابت بدانید. اگر ذهن شما به سادگی منحرف می شود، باز از اول شروع کنید. این کار نیز به تمرین دارد.

 

• داروهایی (اعم از سنتی و جایگزین) نیز وجود دارد که مردم با مصرف آنها می توانند به خوب خوابیدن خود امیدوار شوند. ملاتونین دارویی است که بسیار توصیه می شود، چون کاملا طبیعی و غیر اعتیادآور است. در حالیکه داروهای سنتی در بدن، از طریق مواد شیمیایی کار خود را انجام می دهند، داروهای جایگزین مشخصی وجود دارند که سعی دارند تا به طور مستقیم با ذهن به تعامل بپردازند.

 

• مصرف کافئین خود را کاهش دهید.

 

• شکلات، مواد خوراکی شیرین، و همچنین نوشیدنی های شیرین را تا حد امکان مصرف نکنید. مواد شیرین، شما را بیدار نگاه می دارند. در عوض، نان و شیر مصرف کنید. مصرف مواد شیرین، بخصوص در مورد کودکان، می تواند موجب کابوس های شبانه شود. مصرف بیش از اندازه ی مواد شیرینی می تواند احساس بیماری را در شما ایجاد نماید.

 

• اگر در پاکسازی افکار ذهن خود دچار مشکل هستید، فقط تصور کنید که آنها را درون توالت انداخته اید، پاره پاره کرده اید، و یا در خاک مدفون ساخته اید. برخی افراد با انجام این کار، خواب آرامی را تجربه می کنند.

 

• روش دیگری نیز وجود دارد: تمامی افکار مزاحم خود را در یک جعبه قرار دهید، سپس این جعبه را از پنجره به بیرون پرتاب کنید؛ اگر برخی از این افکار باز به ذهن شما باز گشتند، فقط جعبه را به یاد آورید.

 

هشدارها

 

• بی خوابی می تواند مشکلی جدی به شمار آید، و اگر بر این باورید که عدم توانایی در خوابیدن، تاثیری منفی بر سلامتی شما خواهد داشت، حتماً به پزشک مراجعه نمایید.

 

• اگر با مشکلات خواب به طور مداوم سر و کار دارید و از آن رنج می برید، باید با پزشک خود مشورت نمایید، زیرا ممکن است بیماری جدّی داشته باشید.

 

• به ذهن خود اجازه ی سرگردانی ندهید. نکته ی اصلی در تلاش برای خوابیدن با داشتن تصوری عجیب و غریب این می باشد: بر یک موضوع خاص تمرکز کنید. اگر به ذهن خود اجازه سرگردانی دهید، ممکن است در پایان متوجه شوید در حال فکر کردن به موضوعی هستید که از آن فرار می کردید.

 

• درد مزمن می تواند چرخه ی خواب را بر هم زده و شما را دچار بی خوابی نماید. اگر از دردی مزمن رنج می برید، فراموش نکنید که قبل از خواب داروی خود را مصرف نمایید. اگر نیمه شب باید داروی خود را مصرف کنید، بدون آنکه از جای خود بلند شوید یا بخواهید لامپی را روشن کنید، دارو را بخورید. چیزهایی که به آنها نیاز دارید.

 

• یک رختخواب راحت

 

• یک نوشیدنی آرامش بخش (به عنوان مثال، یک لیوان شیر)

 

• یک بالش با اندازه ی مناسب

چه کاری را بهتر از هر کسی انجام می دهید؟چه کاری را اگر شما انجام دهید سود زیادی نصیب سازمان شما می شود؟

 

 

 کلید اول


 

تخصص عبارت است از توانایی شما در بکار بستن استعدادتان آنهم در قسمتی حیاتی که برای شما یا مشتریان تان ارزشمند است. انتخاب این قسمت که در چه زمینه ای تخصص داشته باشید در موفقیت بلند مدت شما بسیار تعیین کننده است. شما در چه زمینه ای تخصص و مهارت دارید؟

 

جنبه های مثبت خود را تقویت کرده، موارد ضعیف را در اولین فرصت ممکن، شناسائی و اصلاح نمائید.

 

 

 کلید دوم

 

 

تمایز عبارت است از اینکه چگونه در یک یا چند زمینه که تخصص دارید یا کارایی شما بهتر است برتری خود را نشان دهید. توانایی شما در متمایز کردن خود براساس کیفیت کار بالا بسیار مهم و کانون فعالیت شغلی شماست. شما به عنوان یک فرد باید حداقل در یک زمینه کاری برتر باشید. اگر از کارفرما یا کارمندان شما درباره شما بپرسند:

 

برتری او در چه زمینه ای است؟ آنها چه جوابی در مورد شما خواهند داد؟

 

در کدام قسمت کار، شما برجسته هستید؟

 

چه کاری را بهتر از هر کسی انجام می دهید؟

 

چه کاری را اگر شما انجام دهید سود زیادی نصیب سازمان شما می شود؟

 

اگر تاکنون در حرفه خود یک زمینه را مشخص نکرده اید تا در آن بهترین باشید، باید زودتر اقدام کنید.

 

نقشه شما برای تبدیل شدن به فردی برجسته، در حرفه خود چیست؟ و چگونه میزان برتری خود را چه از نظر دانش و چه از نظر مهارت در یک زمینه کاری اندازه می گیرید؟ این اندازه گیری، استاندارد شما را برای کارایی نشان می دهد.

 

بهترین بودن در یک زمینه مهم از شغل و حرفه شما بیشتر از هر چیزی به پیشرفت شما کمک می کند. اغلب شما می توانید خط مشی شغلی خود را با توجه به نیاز مشتریان مهم برای ساختن آینده تغییر دهید.

 

 

 کلید سوم

 

 

تقسیم بندی عبارتست از توانایی شما در مشخص کردن افراد و سازمانهایی که سود بیشتری برای شما دارند. نحوه کار بدین صورت است که شما به طور واضح مهمترین مشتریان خود را مشخص می کنید. و برای جلب رضایت این گروه خاص از مشتریان تصمیم گیری می کنید. اغلب شما می توانید خط مشی شغلی خود را با توجه به نیاز مشتریان مهم برای ساختن آینده تغییر دهید. مشتری های اصلی خود را درست بشناسید و به آنها نزدیکتر شوید. تا با نیاز آنها آشنا شوید.

 

 

 کلید آخر

 

 

تمرکز عبارتست از توانایی شما در تمرکز ذهنی بر روی خدماتی است که برای آن شخص یا سازمان اهمیت دارد. این چهار استراتژی نقطه کانونی حیاتی برای رسیدن به دست آوردهای فوق العاده در سازمان و حرفه شماست.

 

از خود بپرسید:

 

کدام مهارت است که اگر آن را در خود تقویت کنید بیشترین اثر مثبت را در حرفه شما به جا می گذارد؟

 

پاسخی که به این سؤال می دهید را به عنوان یک هدف بنویسید و برای آن یک ضرب العجل تعیین کنید. برای خود طرح و نقشه داشته باشید و برای رسیدن به هدف پر تلاش باشید تا بر آن نائل شوید. این کلید واقعی رسیدن به موفقیت شغلی است.

ما هم باور داریم که تفکر هوشمندانه زندگی را تغییر می‌دهد، در اینجا به 15 مورد از بهترین طرز فکرهای افراد موفق اشاره می‌کنیم .

موفق‌ترین افراد دنیا یک خصوصیت مشترک دارند: طرز فکرشان با دیگران فرق دارد.

چون ما هم باور داریم که تفکر هوشمندانه زندگی را تغییر می‌دهد، در اینجا به 15 مورد از بهترین طرز فکرهای افراد موفق اشاره می‌کنیم.

1 - فکر کردن یک نظم است. اگر می‌خواهید در آن بهتر شوید، باید روی آن کار کنید.

می‌توانید برای برنامه‌ریزی فکر کردنتان وقت بگذارید مثلاً هر دو هفته یکبار یک نصفه روز، هر یک ماه یک روز کامل و هر سال یک تا دو روز کامل.

2 - ببینید انرژیتان را باید کجا متمرکز کنید، و بعد از قانون 20/80 استفاده کنید.

80 درصد از انرژی تان را به 20 درصد از مهمترین فعالیت‌های تان اختصاص دهید. یادتان باشد که نمی‌توانید در آن واحد همه جا باشید، همه را بشناسید و همه کاری انجام دهید. و از انجام همزمان چند کار اجتناب کنید: ممکن است کارایی شما را به 40% برساند.

3 - افراد موفق خود را در معرض ایده ‌ها و آدم‌های مختلف قرار می‌دهند.

آنها سعی می‌کنند بیشتر وقتشان را با کسانی بگذرانند که آنها را به چالش می‌کشند.

4 - ایده داشتن یک چیز است، دنبال کردن آن چیزی دیگر.

ایده‌ها تاریخ مصرف کوتاهی دارند. باید قبل از اینکه تاریخ انقضای آنها فرا برسد، آنها را عملی کنید.

5 - افکار برای ایجاد شدن نیاز به زمان دارند. اولین چیزی که به ذهنتان می‌رسد را انجام ندهید.

آخرین باری که ساعت 2 صبح یک فکر عالی به سرتان زد و وقتی صبح از خواب بیدار شدید به نظرتان احمقانه می‌رسید، را به خاطر دارید؟

افکار تازمانی که ماده دارند باید شکل داده شوند و باید مورد بازجویی و سوال قرار گیرند.

6 - افراد باهوش با افراد باهوش دیگر همفکری می‌کنند.

فکر کردن با دیگران نتایج بهتری در بر خواهد داشت. مثل این می‌ماند که به خودتان یک راه میان‌بر بدهید. به همین خاطر است که جلسات طوفان مغزی تا این اندازه موثر هستند.

7 - تفکر عامه‌‌ پسند را رد کنید ( که معمولاً یعنی اصلاً فکر نکرده‌اید ).

خیلی از آدم‌ها وارد عمل می‌شوند با امید اینکه به فکر بقیه خوب برسد.

برای اینکه از وضعیت خارج شوید باید اول با احساس ناراحتی کردن کنار بیایید. همچنین به خاطر داشته باشید که همین الان آدم‌های دیگری هستند که سعی دارند برای خودشان فکر کنند و آنها هستند که موفق‌اند.

8 - بهترین متفکران از قبل برنامه‌ می‌ریزند، درحالیکه برای افکار ناگهانی نیز جا می‌گذارند.

وقتی با استراتژی وارد عمل شوید، احتمال خطا پایین می‌آید. داشتن افکار مبهم از اینکه کجا هستید و دوست دارید چه کاری انجام دهید، شما را به هیچ کجا نمی‌رساند.

کلید استراتژیک بودن: 1. موضوع را خرد کنید. 2. بپرسید چرا این مشکل باید حل شود. 3. موارد کلیدی را مشخص کنید. 4. منابع تان را مرور کنید. 5. افراد مناسب را در جای مناسب قرار دهید.

هنری فورد می‌گوید، "هیچ چیز سخت نیست اگر آن را به اجزای کوچکتر تقسیم کنید."

9 - برای متفاوت فکر کردن، باید کارهای مختلفی انجام دهید.

راه ‌های جدیدی برای انجام کارتان پیدا کنید، با آدم‌های جدید آشنا شوید، حتی کتاب‌هایی را بخوانید که فکر می‌کنید خسته‌کننده هستند. رمز کار این است که با ایده‌ها و سبک‌های زندگی جدید آشنا شوید.

10 - برای تقدیر از ایده‌های دیگران، باید به ایده‌های دیگر احترام بگذارید.

نمی‌توانید فکر کنید که همیشه حق با شماست. باید به نظرات دیگر هم فرصت دهید.

11 - برای هر روزتان و زمان‌هایی که افراد دیگر را ملاقات می‌کنید، برنامه و موضوع داشته باشید.

بیشتر آدم‌ها فقط برای روزشان برنامه‌ریزی می‌کنند. متفکران برای برنامه‌ریزی هفته، ماه و اهداف بلندمدتشان وقت می‌گذارند و بعد آن را دنبال می‌کنند.

همچنین بدون موضوعی برای حرف زدن وارد جلسات، مهمانی‌ها و قرارهای ملاقات نمی‌شوند. قبل از اینکه وارد چنین موقعیت‌هایی شوند، تصمیم می‌گیرند که از آدم‌ها یاد بگیرند.

تفکر انعکاسی در مهارت‌های تصمیم‌گیریتان به شما رویکرد و اعتمادبه‌نفس می‌دهد.

اگر تفکر انعکاسی نداشته باشید، بیشتر از آنچه که فکر می‌کنید شما را عقب می‌کشد.

12 - بر حرف‌های منفی که با خودتان می‌زنید غلبه کنید. برنده‌ها با عباراتی مثل "من می‌توانم" حرف می‌زنند.

افراد باهوش محدودیت‌ها را نمی‌بینند. آنها امکانات را می‌بینند.

سام ایوینگ قهرمان سابق بیسبال می‌گوید، "هیچ چیز شرم‌آورتر از این نیست که ببینید کسی کاری را انجام می‌دهد که شما می‌گفتید غیرممکن است."

13 - افراد خلاق خود را وقف ایده‌ها می‌کنند.

آنها ابهامات را در آغوش می گیرند و از شکست نمی‌ترسند و با افراد خلاق دیگر نشست و برخاست می‌کنند.

14 - افراد خوشبین نمی‌توانند متفکرانی واقع بین باشند.

داشتن رویکرد واقع بینی به شما این امکان را می‌دهد آنقدر به یک مشکل نزدیک شوید که بتوانید آن را بشکافید. روبه‌رو شدن با عواقب احتمالی هم به شما کمک می‌کند کارآمدتر باشید و به شما اعتبار بیشتر می‌دهد.

برای اینکه متفکری واقعبین‌تر باشید، باید: 1. از واقعیت تقدیر کنید. 2. کارتان را انجام دهید و واقعیات را به دست آورید. 3. نقاط مثبت و منفی آن را بسنجید. 4. بدترین حالت ممکن را در نظر بگیرید. 5. تفکرتان را با منابع تان هم‌ تراز کنید.

15 - خیلی مهم است که آخر روز به یاد بیاورید که می‌توانید طرز فکرتان را عوض کنید.

اینکه یاد بگیرید چطور در فکر کردن استاد شوید باعث می‌شود تفکری پربازده داشته باشید. اگر بتوانید این خصوصیت را در خود ایجاد کنید طوریکه به عادت همیشگی تان تبدیل شود، تمام طول زندگی فردی موفق خواهید شد.

افراد باهوش تصمیمات خوب می‌گیرند

مشتریان را طلا فرض کنید و با ارائه خدمات بسیارعالی به آنها مشکلات عمومی که مرتبط با کسب و کار، فروش و چالش‌های قانونی احتمالی میباشد را کاهش خواهید داد. اگر با مشتریان خود رفتار مناسبی نداشته باشید، مطمئن باشید که مشکلات زیادی را در مقاطع مختلف تجربه خواهید کرد و چنین مشکلاتی در اکثر مواقع به مرگ تدریجی کسب و کار ختم خواهد شد. پس سعی کنید با مشتریان ناراضی ارتباط برقرار کنید.

هیچ کسی نمی تواند تبلیغات دهان به دهان را خریداری کند و این امرمی تواند اثرات بسیار گسترده‌ای بر روی کسب و کار داشته باشد. بر روی این موضوع نمی‌توان قیمت گذاری کرد. مردم معمولاً به توصیه های دوستان بیشتر گوش می کنند تا تبلیغات و مواردی که به صورت آنلاین می بینند. اگر تمایل دارید که کسب و کار آنلاین یا آفلاین درآمد داشته باشد، خدمات مشتری عالی می تواند گروه بزرگی از طرفداران را برای شما ایجاد کند که شما را به دیگران توصیه کنند.

هـر فـردی در زنـدگی خـود روزهـایی را تجربه کرده که برایش خوشایند نبوده است. اما ناخرسندی مزمن می‌تواند سلامتی، شغل و روابط شما را تحت تاثیر قرار دهد.

خـوشحالی یک وضعیت خاص ذهـنـی اسـت. هـر فـردی در زنـدگی خـود روزهـایی را تجربه کرده که برایش خوشایند نبوده است. اما ناخرسندی مزمن می‌تواند سلامتی، شغل و روابط شما را تحت تاثیر قرار دهد. بـه خـوشـحال بـودن فـکر کـنـیــد تا احساس و ظاهر بهتری بدست آورید. دراین قسمت نکته‌های وجود دارند که شما را در این کار کمک می‌کند.

1 - خوش بین باشید بـه زنـدگی با دیـدی مثـبـت نگـاه کـنـید تـا خـود را بـه دلیل احساس انرژی و خوشحالی بسیار زیادی کـه نصیبتان خواهـد شد، متعجب سازید. بـه یاد داشته باشید که افراد شاد و مثبت بیشتر می‌توانند دیگران را مجذوب خود کنند.

2 - دید وسیعی داشته باشید اجازه ندهید مسایل کوچک شما را آشفته کند. بـرای رسیـدن بـه هـدف خـود پـایدار و مـقاوم باشید. در ایـن راه بـا موانـعی مواجه خواهید شد؛ به سرانجام و پـاداش تلاشتان فکر کـرده و از ناخرسندی بخاطر مسایل کم اهمیت دوری کنید.

3 - سپاسگزار باشید از دیگران قدردانی کنید.

4 - از زندگی لذت ببرید به کارهایی مبادرت کنید که از انجام دادن آن‌ها لذت می‌برید.

5 - از جسم خود مراقبت کنید خوب بخورید و ورزش کنید.

6 - برنامه های خود را تغییر دهید برنامه های روزانه خود را عوض کرده تا انرژی جـدیدی پیدا کنید. مرز مشخصی بین کار و تـفریح ایـجاد کنید. بـرای فـعالیت‌های ســرگرم کننده یا تفکر در محیطی آرام از خانه خارج شوید.

7 - با مردم در تماس باشید آیا به‌خاطر می‌آورید زمانـی کـه یک دوست قدیمی به‌طور غیر منتظره با شما تماس گرفت چه احساسی داشتید؟ با افراد فامیل و یا دوستان قدیمی خود تماس گرفته و از حال آن‌ها باخبر شوید.

8 - خلاق باشید روزنه‌ای برای انرژی خلاق خود بیابید. مهم نیست که چــقدر مشغله داشته باشید یا تا چه اندازه در آخر هفته احساس بی‌حالی می‌کـنـیـد، اگـر زمـانی را برای انـجـام فـعـالیت‌های خلاق اختصاص دهید، احساسی شادتر و سالم تر خواهید کرد.

9 - با کسی صحبت کنید یکی از دوستان خود را برای هم صحبتی و بیان احساسات و عقاید خود انتـخـاب کـنید. او در مـورد شما قضاوت نکرده و مشکلات شما را حل نخـواهد کرد. وی بـه حـرف‌هایـتـان گوش می‌دهد، چرا که می‌داند شما نیز همین کار را برایش انجام خواهید داد.

10 - بخشنده باشید شاید زمان آن فرا رسیده باشد که کسـی یـا خودتان را به‌خاطر چیزی که اتفاق افتاده یا گفتـه شـده مـورد بـخشایـش قـرار دهــید. اتفاقات و اشتباهات گذشته را پـذیرفته و فراموش کنید. بدانید که نمی‌توانید زمان را بـه عـقب برگردانید. شادمانی خود را با از یاد بردن نومیدی‌ها و شکست‌های گذشته دوباره بدست آورید. نگران نباشید، خوشحال باشید در دنـیای واقعی نمی‌توانیم از دیگران انتظار داشته باشیم تا برای ما شادمانـی ایـجـاد کنند. خوشحالی حالتی از ذهن است که کاملا می‌تواند تحت کنترل شما باشد. محیط پیرامون خود را به گونه‌ای مهیا سازید که فرصت‌هایـی بـرای شناختن و لذت بردن از جنبه‌های مثبت و خوشایند زندگی را فراهم آورد. برای شاد بودن تلاش کنید.

با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری دیگران با تو رفتار کنند. راه به سـوی خوشبختی، راهی است که همه می تواننداز آن عـبور کنند، کوچک و بزرگ، پیر و جوان. اما رسیدن به آن، مستلزم داشتن خصوصیاتی ویژه است.


در این مقاله که از سایت بانک مقالات فارسی انتخاب شده است قـصد داریـم شـما را بـرای رسیـدن به خوشبختی راهنمایی کنیم .

تعـجب نـکنـید اگـر دیدید کسی از اینکه » به او اطـلاق شـود، نــاراحت شود. این ناراحتی از مفهوصفت «خوبم «خوب بـودن» نشـات نمی گیرد، بلکه ممکن است آن فرد معنای واقعی آن را نداند .

عـقـاید و نـظرات مختلف و گاه متناقضی در رابطه با مفهوم « رفـتـار خوب و پسندیـده» وجــود دارد کـه انـسان را گـیـج و سـردرگم می کند. انسان ها از هـمان دوران کـودکی با این مفهوم دچار مشکل بوده اند. بچه ها نمی دانند که نمره انضباطشان در مدرسه به خاطر کدام رفتار یا عمل زشت یا ناپسندشان پایین آمده است. اعتقاد کلی بر این است که بچه ها باید جلوی چشم بزرگترها باشند اما صدایی از آنها در نیاید. با این عقیده، از «خوب بودن»، مفهوم غیر فعال بودن و ساکن بودن تلقی می شود .

اما، برای واضح شدن این مفهوم مبهم و گنگ، راه هایی وجود دارد .

در همه زمان ها و مکان ها، انسان ها برای خود ارزش ها و اعتقادات خاصی داشته اند که به آنها احترام می گذاشتند. این ارزش ها، فضیلت نامیده می شد که به انسان های خردمند، انسان های پاک و مقدس، قدیسان و خدایان اطلاق می شد. این همان چیزی بود که اختلاف میان انسان های وحشی و بی فرهنگ با انسانهای تربیت شده و تحصیلکرده، و اختلاف میان جامعه منظم و جامعه پر هرج و مرج را مشخص می کرد .

البته نیازی به انجام تحقیقات بسیار نیست که بفهمیم مفهوم واژه ی «خوب» چیست. می توان در رابطه با این موضوع از خرد خویش نیز کمک گرفت.

هر انسانی می تواند به این مفهوم دست یابد .

اگر هر کس فکر کند که دوست دارد دیگران با او چگونه برخورد کنند، فضیلت انسانی را کشف خواهد کرد. فقط کافی است ببینید که می خواهید رفتار دیگران با شما چگونه باشد .

احتمالاً قبل از هر چیز دوست خواهید داشت که رفتار دیگران با شما منصفانه باشد. دوست ندارید مردم در مورد شما دروغ بگویند یا بیرحمانه محکومتان کنند. درست است؟

▪ دوست دارید دوستان و همراهانتان به شما وفادار باشند. دوست ندارید به شما خیانت کنند

▪ دوست دارید مردم در ارتباطات و معاملاتشان با شما منصف باشند .

▪ دوست دارید با شما صادق باشند و فریبتان ندهند .

▪ دوست دارید با شما مهربانانه و به دور از هرگونه خشونت رفتار کنند .

▪ دوست دارید حقوق و احساسات شما را نیز در نظر گیرند و آنها را زیر پا ننهند .

▪ در زمان ناراحتی، دوست دارید با دلسوزی و شفقت با شما رفتار کنند .

▪ دوست دارید در مواقع خشم، به جای عصبانیت و داد و فریاد، در برخورد با شما خشمشان را کنترل کنند .

▪ اگر عیب و نقصی دارید، یا اشتباهی از شما سر می زند، دوست دارید دیگران به جای انتقاد، با مدارا و شکیبایی با شما رفتار کنند .

▪ به جای انتقاد یا تنبیه شما، دوست دارید بخشندگی کنند. درست است؟

▪ دوست دارید مردم با شما مهربان و خیراندیشانه برخورد کنند، نه بدجنسانه و از سر بدخواهی .

▪ دوست دارید دیگران به شما و توانایی هایتان اعتماد داشته باشند و به شما شک نکنند .

▪ دوست دارید و احترام بگذارند نه اینکه خوارتان کنند و به شما توهین کنند .

▪ دوست دارید مؤدبانه و باوقار با شما رفتار کنند .

▪ دوست دارید همه مردم تحسین و تمجیدتان کنند .

▪ وقتی کاری برای کسی انجام می دهید، دوست دارید از شما قدردانی کند .

▪ دوست دارید دوستانه و با صمیمیت با شما برخورد کنند .

▪ دوست دارید بعضی از آنها عاشقتان شوند .

و بیش از همه، دوست دارید آنها به این کارها فقط تظاهر نکنند، دوست دارید این کارها را از ته دل و از روی انسانیت انجام دهند .

اگر کمی فکر کنید، می بینید کسی که اطرافیانش با او اینچنین برخورد می کنند، زندگی بسیار خوشایند و مطبوع خواهد داشت. و مطمئناً چنین شخصی به هیچ وجه روح عناد و کینه را در برابر کسانی که با او اینگونه رفتار می کنند، در خود پرورش نخواهد داد .

پدیده جالبی در روابط انسانی هست به این صورت که وقتی یک نفر سر دیگری داد می زند، فرد دوم انگیزه ای برای برگرداندن این فریاد دارد. یعنی فرد همانطور که با دیگران رفتار می کند، مورد برخورد قرار می گیرد. اگر با دیگران با خشونت و بدجنسی رفتار کند، با او همانطور رفتار می شود و اگر با دیگران با مهربانی و دوستی برخورد کند، با او همانطور برخورد می شود .

در دنیای خیالی فیلم و داستان، ما افراد تبهکار و شرور مؤدبی می بینیم که زیردستانشان با آنها با احترام رفتار می کنند، و از طرف دیگر قهرمانانی می بینیم که بسیار خشن و بی نزاکت هستند. چنین چیزی در دنیای واقعی صحت ندارد. تبهکاران واقعی معمولاً افرادی خشن هستند که زیردستانشان حتی از خود آنها نیز خشن ترند. نمونه ای از آن ناپلئون و هیتلر هستند که از طرف نزدیکترین افرادشان مورد خیانت قرار گرفتند. قهرمانان واقعی نیز افرادی هستند که با دوستان و نزدیکانشان در کمال محبت و نزاکت صحبت می کنند .

وقتی شانس ملاقات و صحبت کردن با افراد تراز بالای حرفه ی خود را داشته باشید، خواهید دید که آنها نجیب ترین و نازنین ترین انسان هایی هستند که در طول عمرتان دیده اید. به خاطر همین رویه و اخلاق نیکوست که به این درجه رسیده اند: چون سعی می کنند با دیگران خوب و صحیح برخورد کنند. اطرافیانشان نیز به همین گونه به آنها پاسخ می دهند و خطاهای کوچکشان را با بزرگواری می بخشند .

از این نکات به این نتیجه می رسیم که افراد به طریقی می توانند به فضیلت انسانی دست یابند، که تشخیص دهند که دوست دارند چطور با آنها رفتار شود. از این طریق است که ابهام در مفهوم واژه «خوب بودن» نیز از میان می رود. حال می فهمیم که خوب بودن به معنای ساکت و غیر فعال در گوشه ای کز کردن نیست، بلکه می تواند نشانه فعالیت بسیار شدید باشد .

حال با خود فکر کنید اگر کسی سعی کند تا با اطرافیانش با انصاف، وفاداری، مردانگی، صداقت، مهربانی، دلسوزی، شکیبایی، بخشندگی، خیرخواهی، اعتماد، ادب و احترام، تحسین، رفاقت، عشق، و درستی رفتار کند، چه اتفاقی می افتد؟

ممکن است کار سختی باشد، اما به این فکر کنید که چندین انسان دیگر نیز به شما همینطور پاسخ خواهند داد.

به این روش، در صورت بروز هر گونه اشتباه و خطا، دیگران او را راحت تر خواهند بخشید و خطاهایشان را نادیده می انگارند. و انسان زندگی خوشایندتر و زیباتر خواهد داشت.

انسان می تواند بر رفتار اطرافیانش نیز تاثیر بگذارد. با اتخاذ یکی از این فضیلت های اخلاقی در هر روز، و اعمال آن بر اطرافیانتان، یک قدم به خوشبختی نزدیک تر شوید. با این اقدام شما، کم کم همه اطرافیانتان نیز این گونه خواهند شد. و علاوه بر منفعت های شخصی، با این اقدامتان می توانید دریچه ای به سوی روابط انسانی باز کنید.

منبع: بانک مقالات فارسی

دستیابی به سعادتمندی، کامیابی و خوشبختی، عظمت بالایی دارد و حضرت علی(ع) از خداوند متعال آن را درخواست می کند. ایشان می فرماید: «نسأل ا... منازلَ الشُّهَداءِ و معایش السّعداء و مرافقه الانبیاء»: «از خداوند متعال درجات شهیدان و زندگی سعادتمندان و همنشینی با پیامبران را درخواست می کنیم.» (خطبه ۲۳ نهج البلاغه)...

 

 

توجه به عوامل خوشبختی و تصمیم به استفاده از یکایک آنها، یقینا پایانی جز آرامش و شادی و نشاط نخواهد داشت، گرچه در این مسیر دشواری هایی وجود دارد اما همراه با شادکامی خواهد بود. به همین دلیل لازم است به اسباب سعادت و خوشبختی در زندگی از دیدگاه دین اشاره کنیم.

 

اولین عامل خوشبختی از نگاه دین، آگاهی است. عمر طولانی، دارایی و تمام امکانات رویایی و غیررویایی، در صورتی زمینه ساز خوشبختی و سعادت خواهند بود که در راه روشن و انگیزه ای الهی به کار گرفته شوند. این مهم هم بدون بینش و بصیرت که همان آگاهی و بصیرت و شناخت است، میسر نخواهد بود. با این مشعل روشنگر معرفت و شناخت، تمام لحظه های انسان، روشن خواهد شد و همه نعمت ها، کیمیایی ارزشمند در راه رسیدن به خوشبختی و سعادت خواهد بود.

 

پیغمبر اکرم(ص) فرمودند: «۴ چیز از عوامل سعادت و خوشبختی است؛ همسر صالح، خانه وسیع، همسایه خوب و مرکب» بی شک با توجه به گفته رسول خدا(ص) هریک از این عوامل زمینه ساز خوشبختی هستند البته نه اینکه هر کس از این نعمت ها بی بهره باشد، بدبخت و شقاوتمند است؛ هرگز!

 

 

اگر کمی دقت کنید، متوجه خواهید شد که انگیزه، نیت، معرفت و شناخت از فرصت های طلایی و نعمت های در اختیار، سرعت انسان را در دستیابی به سعادت واقعی بیشتر فراهم می کند. به این ترتیب که همسر خوب، ما را به انواع خوبی ها تشویق می کند و خانه وسیع، عرصه حسنات جاری می شود و روح و روان انسان را آرامش می دهد. همسایه خوب، کمک کار ارزشمندی است و مرکب هم عامل استفاده از لحظه های عمر انسان.

 

داشتن این نعمت ها، بدون ویژگی های الهی و ارزشی، نه تنها زمینه ساز خوشبختی نیست بلکه وبال ما خواهد شد. دومین عامل خوشبختی، تعهد، توجه و توکل است. درواقع پس از راه روشن، بیداری و آگاهی و معرفت؛ تعهد، تلاش، توجه و جهت دهی به اعمال و پاک سازی آنها و توکل در تمام فراز و نشیب های زندگی، از گام های موثر دیگر برای رسیدن به خوشبختی هستند. این مولفه ها در عین حال، حقیقتی لبریز از پویندگی و بالندگی اند که حضرت علی(ع) همه شیفتگان را به آن دعوت کرده است. ایشان می فرماید: «به دانایی و آموخته های خود عمل کنید تا به سعادت برسید.» بدون تلاش و پایداری، دستیابی به نیکبختی و کامیابی، آرزویی دست نیافتنی است بلکه زمانی به خوشبختی خواهیم رسید که ملازم حق و حقیقت شویم. کسی که در راه صلاح و درستی، تلاش کند، سعادتمند است و کسی که در لذت ها و خوشی های باطل، گوهر وجود خود را رها کند، بدبخت و شقاوتمند.

 

حضرت علی(ع) می فرمایند: «خوشبخت و کامیاب نخواهد شد کسی که حدود الهی را برپا نداشت. شقاوت پیشگی فراهم نمی شود مگر با بی اهمیتی به خداوند. با طاعت پروردگار است که فرد به سعادت دست می یابد و با معصیت او به شقاوت.» در جایی دیگر نیز امیرالمومنین(ع) در مورد پاک بودن نیت و ناب بودن انگیزه برای پروردگار می فرماید: «سفیدبخت و شادکام، انسانی است که بدون توجه به گفتار اطرافیان، کارهای خود را برای رضای خدا انجام دهد تا ذخیره ای جاودان از لحظات زودگذر خود فراهم کند.» چنین انسانی هیچ گاه به آنچه فناپذیر و پوچ است، توجه نمی کند. چنین شخصی ارزش خود را می داند و زندگی خود را با زر و زیور معاوضه نمی کند. امام سجاد (ع) تمام سعادت و شادکامی را در همین توکل می داند و می فرماید: «من همه خوشبختی را در قطع طمع و دوری از آنچه مردم از آن برخوردارند، می دانم و تمام شادکامی را در حفظ صیانت نفس از هوا و هوس ها.» سومین عامل خوشبختی از دیدگاه آموزه های دینی، اخلاق نیکو، زبان ذاکر و قلب خاشع است.

 

درحقیقت میوه و ثمره آگاهی، تعهد و توکل، اخلاق نیک، زبانی شکرگزار و قلب خاشع است، زیرا تمام اعمال صالح، مانند عسل شیرینی است که اگر با تلخی اخلاق و زهر سخن و غرور قلب در هم آمیخته شود، مانند این است که سرکه ای بدبو در ظرف عسل، واژگون شود. رمز دستیابی به قله رفیع خوشبختی، این است که انسان در عرصه زندگی و مدار حق و بندگی، اخلاق شایسته ای پیدا کند و به دور از افراط و تفریط و شکستن حریم دین، گشاده رو و خوش برخورد باشد و با اخلاقی ملایم، سخنانی زیبا و مودبانه به زبان بیاورد. متاسفانه عده ای خودسازی را با تحمیل سلیقه های شخصی و به نام دین، مسلمانی را در بی حالی، بی نشاطی و بداخلاقی و سکوت بیجا می دانند. در حالی که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «کسی که اخلاق نیکو، زبان ذاکر و قلبی خاشع داشته باشد، خوشبختی دنیا و آخرت از آن اوست.»

 

شخصی از پیامبر اکرم(ص) روشی درخواست کرد تا با عمل به آن، محبت خدا، محبت خلق خدا و طولانی شدن عمر و محشور شدن با پیامبر که دستاوردی جز خوشبختی دنیا و آخرت ندارد، به دست بیاورد. حضرت فرمودند: «اگر محبت خداوند را می خواهی پرهیزگار و متقی باش، اگر در پی علاقه مردم هستی به آنها نیکی کن و از آنچه در دستشان می بینی روی برگردان و چنانچه افزایش دارایی خود را طلب می کنی آنها را پاک از حقوق الهی و مردم کن.» پس بیایید با هم عبارت های مثبت را جایگزین باورهای بسته و منفی و محدودکننده خود کنیم. چرا که با این کار، گام بلندی به سوی موفقیت برداشته و درحقیقت به سوی خوشبختی، پنجره ای بزرگ گشوده ایم: «من هرچه احساس گناه، ترس، خشم، غضب، نفرت و انزجار است، از خود دور می کنم.»

 

«من از موفقیت لبریزم، من خودم را موفق می دانم.»

 

«من تمام موانعی را که بر سر راه خوشبختی ام وجود دارد، برمی دارم.»

 

«من همه را می بخشم.»

 

«من از توفیق و خوبی و نیکی و توکل آکنده ام.»

 

«من خدا را به روشنی ستارگان، در دل زیبای شبانه آسمان احساس می کنم.»

 

«من با خدا هستم و خدا هم با من است پس موفقم و خوشبخت.»

 

«من کنترل زبانم را به دست خواهم گرفت، چراکه کلام نیروی خارق العاده ای دارد.»

 

«من تمام سختی ها، دردها و امتحانات الهی را با آغوش باز خواهم پذیرفت، زیرا داروهایی هستند که خداوند برای من تجویز کرده است.»

 

«من کلماتی مانند ناامیدی، غیرممکن و شکست را برای همیشه در گورستان دفن خواهم کرد.»

منبع:روزنامه سلامت



بهره گـیـری از " خنده" برای درمان ناهنجاری های فکـری و عارضـه های جـسمـی، نخستین بار نیست که به مرحله اجرا درمی آید. پیش از این در کشور ژاپن به معجزه خنده پی برده و از آن برای آرامش روح و روان استفاده نموده اند.

 

 

نتایج بررسی‌ها تایید کرد که خنده درمانی نگرانی و آشفتگی در بیماران را 20 درصد کاهش می‌دهد که این بازده برابر با روش دارودرمانی و مصرف داروهای معمول روان پریشی است. پس از 12 هفته اجرای برنامه‌های خنده درمانی، شادی و رفتارهای مثبت دراین بیماران مشاهده شد.

 

پزشکان در یک آزمایش جالب و شگفت‌انگیز دریافتند که خنده درمانی به اندازه داروهای پرمصرف روان پریشی در کنترل اضطراب و ناآرامی در بیماران مبتلا به زوال عقل موثر است و در عین حال از عوارض جانبی خطرناک داروها نیز جلوگیری می‌کند.

 

این آزمایشات بعنوان اولین مطالعه اصلی در زمینه تاثیر خنده درمانی روی خلق‌ وخو، اضطراب، آشفتگی‌های رفتاری و حضور اجتماعی نشان داد که این روش چه در کوتاه مدت و چه در بلندمدت از نگرانی و ناآرامی‌های بیماران مبتلا به زوال عقل می‌کاهد.

 

نتایج بررسی‌ها در این مطالعه تایید کرد که خنده درمانی نگرانی و آشفتگی در این بیماران را 20 درصد کاهش می‌دهد که این بازده برابر با روش دارودرمانی و مصرف داروهای معمول روان پریشی است. پس از 12 هفته اجرای برنامه‌های خنده درمانی، شادی و رفتارهای مثبت دراین بیماران مشاهده شد.

 

آیا تاکنون از خود پرسیده ایدکه چند بار در روز از ته دل می خندید؟ آیا آدم خوش خنده و خوشرویی هستید یا گرفته و عبوس و به اصطلاح جدی و مبادی آداب! پژوهشهای گوناگون در زمینه اثرات خندیدن بر جسم و روح بیانگر این واقعیت است که خندیدن سبب از بین رفتن بسیاری از فشارهای روحی و روانی شده و راندمان کاری را در افراد بالا می برد. خنده تنها مجموعه یی از اصوات بلند و گاه ناهنجار نیست که از حنجره ما خارج شود، بلکه خنده می تواند بر تمام ابعاد انسان تاثیر بگذارد.

 

دکتر «مجید پزشکی» روانشناس و نماینده باشگاه جهانی خنده در ایران و پژوهشگر خنده درمانی است. به این بهانه با او گفت وگویی انجام دادیم که با هم می خوانیم:

 

در کشور هندوستان برای تشویق مردم به اینکه از دل مشغولی های روزانه خود دست برداشته برای لحظه ای هم که شده با "خنده" مشکلات خود را فراموش کنند، دست به ابتکار جالبی زده اند و دوره هایی تحت عنوان "خنده درمانی" تشکیل داده اند این دوره ها با استقبال بسیاری روبه رو شده است. بهره گـیـری از " خنده" برای درمان ناهنجاری های فکـری و عارضـه های جـسمـی، نخستین بار نیست که به مرحله اجرا درمی آید.

 

پیش از این در کشور ژاپن به معجزه خنده پی برده و از آن برای آرامش روح و روان استفاده نموده اند. طی یک برنامه از پیش تعیین شده در کلاس های خنده درمانی برای علاقمندان به آرامش درونی، فواید خنده به طور مبسوط، شرح داده می شود. در این راستا بر این نکته تاکید می شود که بسیاری از ما اکثر وقت خود را در محل کار سپری می نماییم، جایی که بیشترین فشار را از لحاظ کاری متحمل می شویم، بیماری های زیادی مانند "فشار خون"، "نارسایی های قلبی"، "بی خوابی و افسردگی" حاصل فشارهای بیش از اندازه ای هستند که هر کدام از ما روزانه با آنها دست و پنجه نرم می کنیم، اضطراب و استرس محیط کار و فعالیت ممکن است به وضعیت بدتر مانند اعتیاد به مواد مخدر یا تفریحات غیر سازنده منجر شود. از این رو، تمرین خنده به فواصل زمانی در روز باعث می شود اکسیژن بیشتری به مغز برسد و با آزاد شدن هورمون های انرژی زا در بدن، فرد احساس آرامش بیشتری کند. پس سعی کنید همیشه لبخند بر لبانتان باشد.دست کم پس از هر دو یا سه ساعت کار مداوم یک نفس عمیق کشیده گردن و شانه هایتان را به عقب خم کنید تا به اصطلاح خستگی از تنتان بیرون برود. خنده درمانی سیستم ایمنی بدن را افزایش داده باعث می شود کمتر دچار سرماخوردگی و عطسه شوید همین طور بروز عفونت های حلق و ریه را تا حد قابل ملاحظه ای کاهش می دهد. خنده استقامت بدن را در ابتلا به بیماری هایی همچون آسم، برونشیت، سردردهای عصبی و میگرن، و نیز دردهای ناشی از آرتروز، دیسک کمر و ستون فقرات افزایش می دهد.

 

خنده درمانی درحقیقت نوعی تمرکز فکری محسوب می شود که افکارانسان را از دنیای فیزیکی جدا می کند تا جایی که ذهن به هیچ چیز دیگری نمی اندیشد.

 

خوشبختانه ما ایرانیان انسان های معاشرتی و اجتماعی هستیم و همیشه در جمع های خودمانی لطیفه می گوییم و همه با هم می خندیم. این نشان می دهد که تا چه اندازه در درون، شادی نهفته داریم. حتی بزرگان و شاعران برجسته ما هم آثار مثبت خنده را خیلی پیش تر از دیگران کشف کرده اند. به طوری که حتی در اشعار شاعران کهن همانند سعدی، حافظ، مولانا و غیره از خنده سخن به میان آمده است.

        

سعدی در قرن هفتم درباره خنده می گوید

 

چو به خنده درآیی چه جای مرهم ریش             که ممکن است بر جسم مرده جان آری

 

یا فردوسی می گوید

 

چو شادی بکاهد، بکاهد روان                             خرد گردد اندر میان ناتوان

 

در سال های اخیر تحقیقات زیادی درباره خنده انجام شده که با نگاه به این تحقیقات می توان دریافت تا چه اندازه این پدیده می تواند مهم باشد. بر این اساس اگر انسان یک ساعت به صورت متوالی بخندد به طور متوسط 500 کالری می سوزاند، یک دقیقه خنده مساوی با چهل بار تنفس عمیق است. وقتی پانزده دقیقه بخندیم یعنی پانزده دقیقه بر روی نقاله های متحرک دویده ایم. پس می بینید که پدیده به ظاهر ساده خنده چه آثار مفیدی می تواند بر تمام دستگاه های مهم بدن مثل دستگاه تنفس، گوارش، اعصاب، مغز و دستگاه ایمنی بدن داشته باشد.

امروزه ممکن است فقط ۴ % ازکسب و کارها ده سال دوام بیاورند و ۹۶ درصد آنها از بین میروند. وقتی که شما نیازهای مشتری را نادیده می گیرید و بر روی خدمات فراتر از مشتری متمرکز نیستید از عمر مفید کسب و کار شما کاسته خواهد شد. با تعداد بالای تعهدات و مسئولیت های موجود، اگر در مورد کسب و کار خود جدی هستید باید بر روی مشتریان متمرکز شوید که پایه و اساس کسب و کارها هستند. بدون مشتریان کسب و کاری وجود نخواهد داشت. بنابراین سعی کنید همین امروز یک فرهنگ مشتری محور ایجاد کنید تا بتوانید در کسب و کار خودتان موفق شوید

شاید بخشی از کم رویی شما ریشه در ساختار ژنتیکی تان داشته باشد. اما به نظر برخی از صاحب نظران یادگیری ( اکتساب از محیط) خیلی مهمتر است. چه بسیار کودکان با نشاط و سلامتی بوده اند که، بخاطر داشتن والدینی نالایق و بد زبان و یا بخاطر درگیر شدن با شرایطی آسیب زا، شخصیتشان به کلی دگرگون و ویران شده است. البته عکس این مورد هم صادق است! افراد ساکت، ترسو، گوشه گیری هم هستند که در اثر تماس با محیط مناسب به افرادی اجتماعی تبدیل شده اند. کسانی که به جنون یا توهم دچار باشند هم می توانند خوب شوند... البته به شرطی که ابزار صحیح در اختیارداشته باشند.

 

 

در این مقاله شما را با ساختار ذهنتان و هم همچنین چگونگی تاثیر افکارتان بر روی روند رفتاری آشنا می سازیم سپس در مقاله بعدی به راهکارهای موثر در از بین بردن کم رویی خواهیم پرداخت.

 

واقعیت این است که تمام جنبه های شخصیت شما تغییر پذیرند. قدم اول برای ایجاد تغییر این است که بفهمید چرا در هر لحظه کار خاصی را انجام می دهید. ذهن ما دائما اطلاعات گوناگونی را از طریق حواس پنج گانه دریافت و ذخیره می کند، حتی اطلاعات و مطالب بی اهمیت را. وقتی عقیده ای را دائما تکرار نمائیم آن عقیده بصورت " باور" در می آید و همین باورها روی نحوه درک ما از واقعیت و طرز رفتار ما تاثیر می گذارند. اگر شما در یک خانواده متعهد و مذهبی بزرگ شده باشید،همیشه شنیده اید که عدم صداقت منشاء بسیاری از گرفتاری ها می باشد و چون این عقیده بارها در ذهنتان تکرار شده است احتمالا آن را بدون هیچ مشکلی پذیرفته اید.

 

جالب این است که وقتی شما عقیده و باوری را می پذیرید ذهنتان بطور خودکار پیام هایی که با آن عقیده جور نباشد را رد می کند و یا اصلا آنها را مطرح نمی کند. تنها راه برای تغییر دادن این باور این است که پیام هایی را به ذهن بفرستیم که بسیار قوی و محکم و غیر قابل چشم پوشی باشند. بطوری که مغز نتواند آنها را رد کند. راه دیگر آن است که این پیغام های جدید را بطور مستمر و با اطمینان در گوش ذهنمان تکرار نمائیم. با شناخت چنین قانون هایی است که می توانیم دو از درمانهای سریع بزنیم و ادعا کنیم که نصیحت هیچ تاثیر مفیدی بر جا نخواهد گذاشت.

 

مغز شما همواره " تداعی یا پیوستگی "خاصی بین محرک ها و پاسخ ها ایجاد می کند و این تداعی ها را ثبت می نماید. بطوری که در آینده هرگاه با همان محرک یا حتی محرک هایی شبیه به آن مواجه شود بلافاصله پاسخ متصل شده و پیوند زده شده را در ذهن ایجاد خواهد کرد.وقتی این تداعی در مغز انجام میشود، هر قدر احساس شما در آن لحظه شدیدتر و قوی تر باشد، تداعی هم به شکل قویتر ایجاد و ثبت خواهد شد.مثل احساس فردی که با تجاوز جنسی مواجه شده باشد. به همین خاطر تجارب بعدی فرد مرتبا به این تداعی دامن می زند و حتی آن را تقویت می کند. این تاثیر" شرطی سازی" یا " ایجاد تکیه گاه ذهنی" نام دارد.

 

حالا که با این الگو آشنا شدید، براحتی می توانید بفهمید ریشه کم رویی شما در کجاست. گاهی ما تعمیم های خطرناکی درباره خود یا دیگران بکار می بریم. " مثلا من جذاب نیستم." همین تصمیم ها و ادراکات، رفتار ما را شکل می دهند. تصمیم ها و ارزیابی های غلط، مستقیما به سیستم عصبی ما وصل اند و بر تمام کارهایی که ما انجام می دهیم نظارت دارند. شاید این عقیده در ابتدا احمقانه به نظر برسد اما واقعیت دارد. وقتی شما تجربه ای را در ذهنتان مرور می کنید، همان پاسخی را می گیرید که اگر این اتفاق واقعا می افتاد.


بدترین دشمن شما: حالا که فهمیدید افکار چه قدرتی دارند، سراغ کاربردهای این طرز تفکر می رویم.

 

** از این به بعد هروقت شکست ها یا طرد شدگی هایتان رابه خاطر آوردید، هروقت خود را محکوم کردید و احساس تاسف نمودید بخاطر داشته باشید که با این کار مشکلتان را تقویت می کنید و به آن دامن می زنید. اگر به طور افراطی منفی گرا باشید، به سلامت خود آسیب خواهید رساند.

 

** هر وقت متوجه شدید بیشتر از 5 دقیقه است که احساس ناراحتی می کنید، بسرعت خودتان را مشغول کنید. مهم نیست چه کاری باشد. مهم این است که در برابر احساس ناخوشایندتان مقاومت کنید و آن را از خود برانید.

 

** در ضمن اگر گروهی از مردم هستند که هر وقت با آنهائید احساس بدی نسبت به خودتان پیدا می کنید، یا هرچه سریعتر راهی برای بهبود روابطتان پیدا کنید و یا رابطه تان را با آنها قطع کنید.


همه ما در زندگی الگوهای رفتاری معینی داریم که با آن خو گرفتیم. مثلا اجتناب بعضی از مردم از حضور در اجتماع یک الگوست. اینکه احساساتمان را بروز نمی دهیم یا نمی توانیم از دیگران درخواست ملاقات کنیم و سپس خودمان را سرزنش می کنیم همه ی اینها بصورت الگو در زندگی ما رخنه کرده اما اگر این الگوهای مضر را همراه با درد یا رنجی همراه سازیم، می تواند این الگوهای محدودکننده را خنثی و بی اثر کند.

 

بعنوان مثال فرض کنید به مهمانی دعوت شدید، با خود قرار گذاشتید که در این مهمانی باید با چهار نفر جدید هم کلام شوم و در آخر شماره تماس هایشان را برای ارتباط بیشتر بگیرید. قبل از مهمانی هم چنین قراری را با دو تن از دوستان خود مطرح کنید و یادآور شوید که اگر در پایان مهمانی موفق نشدید به هر کدام 20 تا 30 هزار تومان بعنوان جریمه خواهید داد.

 

در این حالت شما باید رنج ملاقات و مصاحبت با آن چهار نفر را تحمل کنید. اما مهم این است که رنج پرداختن 30 هزار تومان به هر نفر، به مراتب دردناکتر است. به همین خاطر احتمالا با اولین کسی که در مهمانی می بینید، سر صحبت را باز خواهید کرد.

 

من فکر می کنم که شما خجالتی ها، هرگز رنج زیادی را با کم رویی همراه نکردید. اگر چنین بود هرگز به این مشکل دچار نمی شدید. درست است که تنهایی رنج آور است اما ما با آن انس گرفتیم بعلاوه هنگام تنهایی لذت آرامش را هم حس می کنیم. اگر می خواهیم از شر تنها ماندن خلاص شویم باید ان را نوعی تهدید به شمار آوریم و از مواجه شدن با مردم نترسیم.

منبع: نشریه پیام همدلی

احتمالا شنیده اید که هر موجودی که بر روی زمین ساکن است برای او روزی خاصی وجود دارد و هر کس روزی مربوط به خودش را داردو می تواند از آن بهره ببرد. بدون شک تعیین کننده این روزی، پروردگاری است که تمامی عالم و خزینه های موجود در آن، از آن اوست. پروردگاری که قدرت برتر آفرینش است و به راستی او قادر و تواناست.

 

قناعت

آنچه مهم است اینکه بدانیم و باور داشته باشیم که تعیین میزان و چگونگی روزی افراد، به مصلحت و حکمت خداوند متعال مربوط است. بی تردید خداوند دانا و حکیم است و بنابراین هر چه برای بندگانش قرار دهد، بر اساس مصلحت آنهاست و یا ممکن است امتحانی از جانب خداوند باشد.

اگر این موضوع را باور داشته باشیم، متوجه می شویم که قسمتی از تلاش های ما نتیجه ای در افزایش روزی نخواهد داشت.

خداوند متعال از بندگانش خواسته است تا برای کسب روزی قدم بردارند اما آنچه قرار است برای افراد حاصل شود، همان چیزی است که خداوند برای آنها تعیین کرده و در بسیاری از واقع حرص زدن های بیهوده و عدم قناعت به آنچه که در دست داریم، مشکلی را حل نمی کند.

 

آنچه مهم است اینکه بدانیم قناعت از چه جایگاه وسیع و مهمی در زندگی ما برخوردار است. مسلما کسی که از روحیه قناعت برخوردار است برای کسب روزی تلاش می کند، اما به هر چیزی که خدا به عنوان روزی او قرار داده، رضایت دارد. بنابراین هیچگاه اعتراضی ندارد و حس ناکامی در درون او رخنه نمی کند. پس از زندگی اش راضی است و آرامش دارد.

پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) می فرمایند: " بر اولین در بهشت نوشته شده است: هر چیزی چاره ای دارد و چاره زندگی، چهار چیز است که یکی از آنها قناعت است.1

 

ثروتمندشدن

ممکن است فردی با روزی محدودی که خدا برایش قرار داده، با قناعت روزگار را سپری کند و شخص دیگر با روزی بیشتر، با احساس حرص و نارضایتی زندگی کند که نصیب یکی آرامش و نصیب دیگری عدم آرامش و رضایت است. آنچه مشخص است اینکه حرص زدن فرد حریص، به مقدار روزی او اضافه نمی کند و نه قناعت فرد قانع موجب می شود تا روزی کمتری به او برسد. چه بسا فردی که نسبت به آنچه خدا برایش مقدر کرده، رضایت داشته باشد، با آرامش زندگی می کند و شاید به خاطر همین احساس قناعت و شکرگذاری، روزی اش افزون گردد و این نعمتی است که فرد حریص از داشتن ان محروم است.

 

زندگی برای برخی از افراد، گاهی آنچنان سخت و طاقت فرساست که برای آنها غیرقابل تحمل است اما برای برخی با همان شرایط، چندان سخت و سنگین نیست. آنچه مشخص است اینکه عدم قناعت در افراد، موجب می شود تا زندگی سخت و سنگین شود و بر عکس، داشتن روحیه قناعت، زندگی را سبک و آسان می کند

 

پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) می فرمایند: آگاه باشید که برای هر کس، روزی ای هست که به ناچار به او می رسد. پس اگر کسی به آن راضی باشد، مایه برکت او شده و نیازهایش را فرا می گیرد و کسی که به آن راضی نباشد، مایه ی برکت اونشده و نیازهایش را فرا نمی گیرد.2

 

از این رو می توان اینطور بیان کرد که نیاز انسان به قناعت، بیشتر از نیاز او به حرص و طمع است.3   و گواراترین زندگی از آن کسی است که به روزی خدا قانع و از آن راضی باشد.4 درک و فهم این موضوع بسیار راحت است و هر یک از ما با نگاهی به زندگی خود و اطرافیانمان، می توانیم نقش قناعت و حریص نبودن را در زندگی، ببینیم. مسلما هر کس که به تقدیر الهی رضایت داشته باشد، نیازی به این ندارد که برای رفع خواسته هایش، به سوی مردم برود و به این ترتیب از مردم بی نیاز است. اما کسی که حریص است با کسب هیچ چیزی در این دنیا نمی تواند خود را راضی و خشنود سازد. هیچ ثروتی به اندازه راضی بودن از روزی، احساس فقر و نیازمندی انسان را از میان نمی برد.5

 

 

به

ثروتمندشدن

زندگی برای برخی از افراد، گاهی آنچنان سخت و طاقت فرساست که برای آنها غیرقابل تحمل است اما برای برخی با همان شرایط، چندان سخت و سنگین نیست. آنچه مشخص است اینکه عدم قناعت در افراد، موجب می شود تا زندگی سخت و سنگین شود و بر عکس، داشتن روحیه قناعت، زندگی را سبک و آسان می کند. آن کس که روحیه قناعت ورزی دارد، هیچگاه به خاطر نداشتن برخی چیزها، غصه دار و اندوهگین نمی شود و ذهن و روح خود را برای به دست آوردن هر چه بیشتر، آزرده و خسته نمی کند. چرا که همواره فکر می کند که آنچه در اختیار دارد برای او کافی است.

 

در حقیقت کسی که به آنچه برای او بس است، بسنده کند، به سوی راحتی و آسایش حرکت کرده است و آنرا در دستان خود گرفته است و بنابراین برای چنین کسی، زندگی مایه ی روشنی چشم و دل است. بدون تردید چنین فردی علاوه بر اینکه مطابق امر الهی زندگی کرده، از نعمت های بی شمار دیگری هم بهره مند می شود. ممکن است فردی در این دنیا از روزی مادی، سهم کمی داشته باشد اما از روزی معنوی، بهره های بسیار داشته باشد. این چیزی است که اغلب ما به ان توجهی نداریم. اینکه به دست اوردن روزی را همواره در امور مادی خلاصه نکنیم و از خداوند بخواهیم تا  روزی معنوی، به ما ارزانی دارد.../تبیان

این ۷روشی که برای تان شرح داده ایم، می تواند در زندگی شما تفاوت بزرگی را به وجود بیاورد. امتحانش ضرری ندارد!

 

 

بیشتر اوقات عادت کرده ایم که خودمان را از دریچه نگاه دیگران بشناسیم و اگر در این راه افراد نگاه خوبی به ما نداشته باشند اعتماد به نفس مان تا اندازه زیادی پایین می آید و اگر شانس با ما باشد و کسی از ما خوشش بیاید، تقریبا در آسمان ها سیر می کنیم اما یادتان باشد که درک ما از خودمان تاثیر زیادی روی نوع نگرش دیگران دارد زیرا آدم ها همان طوری راجع به ما فکر می کنند که ما در مورد خودمان فکر می کنیم. در این بین عوامل زیادی وجود دارند که تحت کنترل ما هستند و می توانیم با رعایت آن اعتماد به نفس مان را بالا ببریم. این ۷روشی که برای تان شرح داده ایم، می تواند در زندگی شما تفاوت بزرگی را به وجود بیاورد. امتحانش ضرری ندارد!

 

1 - لباس مناسب به تن کنید

 

وقتی که شما خوب به نظر برسید دیگران دید متفاوتی نسبت به شما پیدا می کنند. با حمام و مرتب کردن سر و صورت و پوشیدن لباس تمیز می توانید اعتماد به نفس لازم را کسب کنید اما آراستگی به این معنا نیست که پول زیادی خرج کنید.می توانید به جای تهیه انبوهی لباس ارزان قیمت، چند تکه لباس با کیفیت مناسب خریداری کنید و با این کار ظاهر خود را آراسته تر کنید.

 

2 - به نحوه ایستادن خود توجه کنید

 

اگر با سستی و بی حالی و شانه های افتاده صحبت می کنید، وقتی نسبت به آنچه انجام می دهید علاقه نشان نمی دهید و به خودتان عشق نمی ورزید این به این معناست که شما اعتماد به نفس کافی ندارید. در هنگام صحبت کردن صاف بایستید، سرتان را بالا بگیرید و تماس چشمی داشته باشید. با تمرین این موارد نه تنها احساس مثبتی در دیگران نسبت به خود ایجاد می کنید بلکه احساس قدرت بیشتری نیز می کنید.

 

3 - در ردیف و صف جلو قرار گیرید

 

اکثر مردم در مدرسه، اداره و جلسات ترجیح می دهند در ردیف عقب قرار گیرند چون از مورد توجه قرار گرفتن وحشت دارند و در واقع اعتماد به نفس ندارند. تصمیم بگیرید برای رفع آن در ردیف جلو بنشینید و بر ترس خود غلبه کنید. نکته دیگر آنکه افراد با اعتماد به نفس بالا سریع راه می روند، آن ها همیشه جایی برای رفتن و دیدن دارند. حتی اگر عجله ندارید با انرژی حرکت کنیداین باعث می شود مهم به نظر برسید.

 

4 - با صدای بلند صحبت کنید

 

اگر جزو گروهی هستید که از صحبت کردن با صدای بلند در جمع وحشت دارید از همین حالا شروع کنید. سعی کنید حداقل یک بار در گروه با صدای رسا صحبت کنید؛ از این روش نه تنها اعتماد به نفس خود را بالا می برید بلکه در جمع دوستان تان محبوب تر نیز می شوید.

 

5 - سخنران خود باشید

 

۳۰ تا ۶۰ ثانیه از سخنرانی هایی که اهداف و آرزوهای شما را در بردارد بر روی کاغذ بنویسید و آن را در جلوی آینه با صدای بلند مانند یک سخنران بازگو کنید حتی می توانید در ذهن خود نیز آن را مرور کنید. شاید این کار برای تان قدری خنده دار به نظر برسد اما باور کنید که می تواند معجزه ای را در بالا بردن اعتماد به نفس تان ایجاد کند.

 

6 - سپاسگزار باشید

 

به جای آن که به نداشته ها و نقاط ضعف خود تاکید کنید لیستی از چیزهایی که دارید تهیه کنید و هر روز زمانی را به قدردانی و سپاسگزاری اختصاص دهید. موفقیت های گذشته، مهارت های منحصر به فرد و حرکت های مثبت خود را مرور کنید.

 

7 - از دیگران تعریف کنید

 

وقتی ما نسبت به خود احساس مثبت نداریم به توهین و غیبت دیگران می پردازیم. برای تغییر آن باید یاد بگیرید از دیگران تعریف و از شایعه پراکنی در مورد دیگران خودداری کنید. با یافتن بهترین ها در دیگران بهترین ها را در خود می یابید.

امروزه فضای مجازی بستر مناسبی برای تبلیغات دیجیتال است. در حالی که استفاده از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی روز به روز در حال افزایش است شما می توانید از این فرصت استفاده کنید و تبلیغات خود را انتشار دهید.

اگر در فضای مجازی مشتریان رضایت مندی داشته باشید آنها می‌توانند تاثیر بسیار خوبی روی رونق کسب و کار شما داشته باشند. در این مقاله به اهمیت تبلیغات دیجیتال و نکاتی کلیدی برای بهبود کیفیت و بازخورد تبلیغات شما می پردازیم.

چرا تبلیعات دیجیتال باعث موفقیت کسب و کار شما می شود؟

با تبلیغ در فضای مجازی شما می توانید مشتریان جدید پیدا کنید و رابطه بلند مدت با مشتری داشته باشید. البته باید اهمیت زیادی به این موضوع بدهید و با دقت بالا اقدام به تبلیغ در فضای مجازی کنید،  چون  همان‌ طور که مشتریان رضایتمند شما می توانند به سرعت در فضای مجازی باعث پیشرفت و بهبود کسب و کار شما شوند،  اگر مشتریان ناراضی داشته باشید به همان سرعت ممکن است باعث افت رونق کارتان شوند.

استرس یک عامل شناخته شده برای ابتلا به افسردگی است و همچنین می‌تواند بر روی سلامت جسمی شما تاثیر بگذارد.

 

علائم استرس کدامند؟
برخی از علائم شایع برای استرس بسیار زیاد ،عبارتند از افزایش تحریک پذیری، حساسیت بسیار بالا در انتقاد کردن، علائم تنش مانند جویدن ناخن‌ها، اشکال در خوابیدن و بیدار شدن از خواب در صبح بسیار زود، مصرف نوشیدنی‌های الکلی و افزایش کشیدن سیگار، اشکال در گوارش و فقدان تمرکز هستند.

مهمترین علائم فیزیکی استرس عبارت از گرفتگی عضلانی، سردرد، درد قفسه سینه، ناراحتی معده، اسهال و یا یبوست، افزایش ضربان قلب، سرد و مرطوب شدن دست‌ها، خستگی، تعریق شدید، بثورات، تنفس سریع، لرز، تیک‌های عصبی، کم اشتهایی یا بی اشتهایی، ضعف، احساس خستگی و گیجی هستند.

همچنین علائم عاطفی استرس شامل عصبانیت، اعتماد به نفس پایین، افسردگی، بی‌تفاوتی، ‌تحریک پذیری، ترس و پاسخ‌های هراسی، اشکال در تمرکز، احساس گناهکاری،‌ نگرانی، بی‌قراری، اضطراب و وحشت هستند.

به لحاظ رفتاری نیز برخی از این علائم عبارت از روی آوردن به الکل و سیگار، افزایش کشیدن سیگار و کاهش حافظه و منگی هستند.به گفته متخصصان اقدام برای بهبود استرس مخرب تا قبل از این که بر روی سلامت جسم و روان شما تاثیر بگذارد از اهمیت به سزایی برخوردارست.

 

راهکارهای کاهش استرس:روشهای کاهش استرس

 

برای کاهش استرس شمارش کنید:

یک روش موثر برای برخورد با موقعیت‌های استرس‌آور و کاهش استرس، شمارش تا عدد 10 است. این کار به شما کمک می‌کند تا از لحاظ فکری و روانی از آن لحظه استرس‌آور دور شده و 10ثانیه به شما وقت می‌دهد تا از آن شرایط خود را رها کنید. فرض کنید این عمل «ریموت کنترل» زندگی شماست و در آن لحظه دکمه توقف یا PAUSE آن زده شده است. وقتی به آرامی تا عدد 10 شمردید، حالا دو بار دکمه PLAY را فشار دهید. در نتیجه در وضعیت بهتری نسبت به قبل قرار خواهید گرفت.
گروهی معتقدند که شمارش اعداد از انتها به سمت ابتدا یعنی از عدد 10 به سمت عدد صفر می‌تواند نتایج بهتری برای کاهش استرس داشته باشد. شما می‌توانید امتحان کنید. کدام یک برای شما بهتر است؟


برای کاهش استرس موقتاً از آن محیط بگریزیدروشهای کاهش استرس

هنگامی که در خود استرس شدیدی احساس می‌کنید، بهتر است به طور فیزیکی خود را از محیط دور کنید. کمی قدم زده و نفسی تازه کنید. مدتی به محیطی رفته که بتوانید فکر خود را از مسایل دغدغه‌آور رها کنید این یک روش مفید برای کاهش استرس است، البته منظور این نیست که برای کاهش استرس کاملاً میدان را خالی کنید، بلکه ترک موقعیت برای چند لحظه و مراجعت دوباره با فکری آزاد و تازه باعث کاهش استرس و انجام بهتر کارها خواهد شد. اگر در ترافیک خیابان گیر کرده باشید، ترک موقعیت مشکل به نظر می‌رسد. در این شرایط می‌توانید با گوش کردن به رادیو و موزیک سعی کنید به یکی از خاطرات روزهای قبل یا برنامه‌های آینده خود فکر کنید. بهتر است اگر صدای سایر اتومبیل‌ها شما را آزار می‌‌‌دهد پنجره‌ها را بالا کشیده و بدانید که با استرس و ناراحتی شما نه ترافیک کم خواهد شد و نه راه شما باز که زودتر به مقصد مورد نظر برسید. پس آرامش داشته باشید تا زمان هم راحت‌تر بگذرد.


برای کاهش استرس شی‌ای را فشار دهید:روشهای کاهش استرس

همان‌طور که می‌دانید در هنگام استرس، تخلیه انرژی‌های اضافی انباشته شده در بدن ضروری است. گروهی این کار را با زدن ضربه یا شکستن جسمی انجام می‌دهند. گروهی عادت دارند کتاب و یا هر کاغذی که جلوی آنها هست پاره‌ کنند، ولی بهترین راه فشردن شیئی در دست‌هاست.معمولاً فشردن چیزی با دست باعث کاهش استرس و دغدغه ظاهر می‌شود. شما می‌توانید یک حلقه‌ تقویت کننده ‌مچ‌دست همیشه همراه داشته باشید و در هنگام استرس آن را در دست خود فشار دهید.البته توأم کردن این روش با سایر روش‌ها می‌تواند اثر بخشی بهتری داشته باشد.
در صورت نداشتن حلقه تقویت‌کننده، خمیر بازی بچه‌ها نیز برای این کار بسیار مناسب است. اگر توجه داشته باشید می‌بینید که شما این عکس العمل را غیرارادی با بازی کردن و فشردن خودکار در دست یا مچاله کردن کاغذ در دست یا ضربه زدن دست به روی میز انجام می‌‌دهید.

کاهش استرس, روشهای کاهش استرس, راه های کاهش استرس,روشهای کاهش استرس

 

سخت نگیریدروشهای کاهش استرس

وقتی به دلیل موضوع خاصی دچار استرس می‌شوید،برای کنترل و کاهش استرس از خودتان سوال کنید که آیا این موضوع آن‌قدر اهمیت دارد که به خاطر آن دچار پریشانی شوید.واقعیت این است که اکثر مسایل روزمره که باعث ایجاد استرس می‌شوند، تهدیدی برای زندگی به شمار نمی‌روند مگر این که مربوط به اموری از قبیل خانواده یا سلامت افراد باشند. هر گاه احساس کردید جلسه امروز آن‌طور که انتظار داشتید نتیجه نداشت و یا متوجه لکی روی لباس خود شدید، دچار پریشان خاطری نشوید، این‌ها مسائل تعیین‌کننده زندگی نبوده و باعث بروز فاجعه نمی‌شوند.با وجود مشکلات زیادی که هر روز به سمت شما هجوم می‌آورند، افتراق مسایل مهم و تعیین‌کننده از سایر مسایل می‌تواند نقش مهم و اساسی در جلوگیری از استرس شما داشته باشد. کمی راحت‌تر گرفتن موقعیت‌ها باعث کاهش استرس و فشارهای روانی ناشی از آن در شما می‌شود.


برای کاهش استرس نفس عمیق بکشید
نفس کشیدن غیراز داشتن اثرات حیات بخش، می‌تواند در آرام نمودن و کاهش استرس شما بسیار موثر باشد. هنگام استرس سه نفس عمیق بکشید و در فاصله هر دم و بازدم مکث لازم را حفظ کنید.دم را از بینی کشیده و بازدم را از دهان تخلیه کنید. در هنگام دم و بازدم بدن خود را کاملاً رها کرده و ذهن خود را از تمامی مسایل جدا کنید و خود را از لحاظ جسمانی و روانی آرام کنید.

 

تجسمروشهای کاهش استرس
وضعیتی آرام،منظره ای زیبا ، صدایی خوش آهنگ، بویی خوش رایحه را تصور کنید. جملات خوش بینانه ای مثل " من احساس آرامش می کنم" " من سرشار از عشق هستم" را تکرار کنید. قبل از بروز هر نوع شرایط پر استرس، آن را تصور کرده و ذهن مرور کنید که چه اتفاقی خواهد افتاد و سرانجام اینکه خود در وضعیتی تصور کنید که کاملا آرام و راحت بر این شرایط غلبه کرده اید.

 

مدیتیشن یکی از روشهای کاهش استرسروشهای کاهش استرس
یکی دیگر از روشهای کاهش استرس مدیتیشن است.این کار شامل یک استراحت فوق العاده بدنی و روحی است .مستقیم بنشینید، چشمان خود را ببندید و خود را رها کنید. فکر خود را روی یک چیز متمرکز کنید. چهار مرتبه نفس عمیق بکشید ، سپس به شعله شمع یا گلی نگاه کنید یا کلمه ای مثل "صلح" یا غیره ...را برای 15 تا 20 دقیقه تکرار کنید.

 

 

کاهش استرس, روشهای کاهش استرس, راه های کاهش استرس,

روشهای کاهش استرس

 

برای کاهش استرس مواد غذایی زیر را مصرف کنید:


کارشناسان مصرف هشت ماده خوراکی زیر را برای کاهش استرس توصیه کردند:


ماست:روشهای کاهش استرس
مصرف ماست به خصوص در تابستان به دلیل سبک بودن و هضم راحت آن غذای مناسبی برای کاهش استرس است. به اعتقاد کارشناسان ماست و دیگر مواد لبنی که سرشار ازاسید آمینه «تیروزین» است مقدار ترشح «سروتونین» در مغز را افزایش داده و باعث آرامش می‌شود و استرس را کاهش میدهد.


شکلات تلخ:روشهای کاهش استرس
از آنجایی که بدن به آنتی‌اکسیدان نیاز دارد با مصرف شکلات تلخ می‌توان این آنتی‌اکسیدان را که به شکل فلانوئید است به بدن رساند و این ماده ترشح هورمون‌های استرس‌زا را کاهش می‌دهد.


مرکبات:روشهای کاهش استرس
مصرف مرکبات به دلیل داشتن شکر طبیعی می‌تواند استرس را کاهش دهد.


بادام:روشهای کاهش استرس
بادام نیز یکی دیگر از مواد غذایی است که برای کاهش استرس مفید است.بادام به دلیل داشتن ویتامین B2 ،E و منیزیم می‌تواند با تاثیرات نامطلوب استرس‌ مبارزه کند.


چای:روشهای کاهش استرس
مصرف چای می‌تواند همانند یک دارو ذهن شما را آرام کند.


ماهی:روشهای کاهش استرس
ماهی نیز به دلیل داشتن ویتامین B12 و B6 می‌تواند حالت‌های افسردگی را از شما دور کند.


کلم بروکلی:روشهای کاهش استرس
مصرف این نوع کلم به دلیل داشتن اسید فولیک برای کاهش استرس مفید است و احساس اضطراب، ترس و افسردگی را دور کند.


سیر:روشهای کاهش استرس
سیر علاوه بر اینکه برای کاهش استرس مفید است،می‌تواند مقدار گلوگز خون را کاهش دهد.

آیا تا به حال برایتان پیش آمده که به خاطر ترس از ناکامی در امتحان حتی از فکر کردن به آن نیز وحشت داشته باشید، و هرچه به روز امتحان نزدیک تر شده اید حالت عصبی و استرس شما بیشتر و بیشتر شده باشد؟ و یا از داشتن برخورد ضعیف در مقابل شخصی به دلیل ترس از درگیری احساس گناه کنید و این احساس با گذشت زمان کمرنگ نشود؟ یا اینکه خشمگین و عصبانی باشید و در افکار کینه توزانه خود در مورد کسی گیر کرده باشید و نتوانید آن را فراموش کنید؟

 

 

احساسات دردناک همانند خشم، اضطراب، سرخوردگی و یا احساس گناه اغلب در ارتباط با حس نگرانی در مورد عواقب منفی اعمالمان، اهداف ما را با شکست مواجه کرده، به انتقاد گرفته و خودخواهانه به جلو می رود. شدت احساسات و نگرانی می تواند ما را در یک چرخه افکار منفی قرار داده و رشد فزاینده ترس به یکباره بنائی از خشم را برای ما فراهم آورد.

 

البته احساسات حتی از نوع درناکش نیز خدمات بزرگی به ما در زندگی خواهند کرد. ترس همانند یک زنگ خطر است. به عنوان مثال ترس ایجاد شده از یک تصادف به دلیل قرار گرفتن در ماشینی که راننده آن از لحاظ روانی حالت طبیعی نداشته باعث می شود که از بودن در موقعیت مشابه اجتناب کنیم.

 

شرم و گناه می تواند رفتارهای ما را با توجه به معیارهای اخلاقی جامعه تنظیم کند؛ بدین ترتیب که ما برای جلوگیری از احساس شرم و گناه سعی می کنیم به هنجارها و قوانین جامعه پایبند بمانیم. خشم نیز می تواند حس مبارزه طلبی ما را در رابطه با موضوعات مهم، برانگیخته و در غلبه بر موانع ایجاد انگیزه کند.

 

اما گاهی نیز این احساسات جنبه مثبت ندارند و ما را درگیر می کنند. ترس و نگرانی های ما ممکن است به موقعیت هایی سوق داده شوند که حافظ جان ما نباشند و یا احساس گناه آنقدر توسعه یابد که ما افکار و اعمالمان را به صورت پنهانی انجام دهیم. این احساسات می تواند ما را احاطه کند، به روابطمان صدمه بزند و از تجربه یک زندگی مثبت دور نگه دارد.

 

گاهی اوقات تنها راه تغییر چنین احساسات دردناکی، تغییر نوع برخورد ماست. توجه کنید که در این جمله از عبارت «گاهی اوقات» استفاده شده است. برای مثال قرار گرفتن مجدد در ماشینی که راننده آن حالت روانی مناسبی ندارد نه تنها ترس ما را کاهش نمی دهد بلکه ممکن است زندگیمان را نیز در معرض خطر قرار دهد. تغییر چگونگی برخورد با موضوع می تواند سطح ترس و اضطراب ما از این ماجرا را تغییر دهد.

 

مثالی دیگر اضطراب صحبت کردن در جمع است. این مورد می تواند با تکرار عمل کاهش یابد. معمولاً ترس ما از انتقاد، بسیار مبالغه آمیز تر از هرگونه بی احترامی است که ممکن است واقعاً با آن مواجه شویم.

 

و اما در مورد خشم اندکی متفاوت است. مهم نیست که شما دلیل موجهی برای خشم خود دارید یا خیر. خشم اغلب توجیه شده است اما سودمند نیست و کمکی به ما نمی کند. هنگامی که خشمگین هستید از خود این سوال را بپرسید: «آیا این احساس خشم برای من مفید است؟». اگر خشم به شما قدرت ایستادگی دهد و باعث شود که اشتباهی را اصلاح کنید مسلماً مفید خواهد بود و خشمتان نیز فروکش خواهد کرد. اما اگر خشم به روابط شما صدمه می زند یا مشکلات را بدتر می کند، تغییر برخوردتان می تواند بر احساس شما تاثیرگذار باشد.

 

تغییر واکنش تنها عاملی است که می تواند بر احساستان تاثیر داشته باشد به شرطی که همزمان هم عکس العمل و هم افکارتان را تغییر دهید. صحبت کردن در جمع در حالی که همزمان با خود فکر می کنید: «این افتضاح است»، «من از پس آن بر نمی آیم» یا «وای فاجعه است» قطعاً چیزی از اضطراب شما کم نخواهد کرد. عکس العمل مهربانانه نیز با شخصی که شما را عصبانی کرده تا زمانی که شما در حین برخورد اینگونه فکر کنید که «چه آدم دورویی» یا «من نمی توانم این شخص را تحمل کنم» هم نمی تواند خشم شما را کاهش دهد. شما باید طرز تفکر خود را نیز همانند رفتارتان تغییر دهید تا به نتیجه برسید. به عنوان مثال اینگونه فکر کنید: «من عصبی هستم ولی از پس این کار بر می آیم» یا «با اینکه با این شخص موافق نیستم ولی می توانم بفهمم که چرا چنین کاری را انجام می دهد».

 

راههای تغییر احساسات ناخوشایند

 

۱- احساسات خود را بشناسید

 

احساسات می توانند بسیار پیچیده و گیج کننده باشند. فهمیدن اینکه چه احساسی دارید (خشم، ترس، سرخوردگی یا احساس گناه) به تعیین چگونگی اثرگذاری و تغییر آن بسیار کمک خواهد کرد.

 

۲- از خود بپرسید چه واکنشی با این احساس همراه است

 

به عنوان مثال، طفره رفتن و کناره گیری غالباً با ترس، پرخاشگری با عصبانیت، گریه کردن و غلت زدن و در رختخواب ماندن با غمگین بودن و در نهایت پنهان شدن معمولاً با احساس شرم همراه است.

 

۳- از خود بپرسید: «آیا من می توانم این حس را کاهش دهم؟»

 

این بدان معنی است که سعی کنید آن احساساتی را تغییر دهید که واقعاً می خواهید تغییر کنند.

 

۴- عکس العمل مخالف را کشف کنید

 

متضاد اجتناب و کناره گیری نزدیک شدن است. نقطه مقابل کم لطفی و بدجنسی، مهربانی و نجابت است. مخالف غلت زدن، بلند شدن و فعالیت و متضاد پنهان شدن نیز آشکار ساختن آسیب پذیریهایمان است. به یاد داشته باشید که در مورد ترس و اضطراب، اگر ترس شما توجیه پذیر نیست راه حل تاثیر گذار، تغییر برخورد شماست. در مورد گناه و شرم نیز اگر شما اصول اخلاقی را زیر پاگذاشته اید، اقدام مخالف شما پرداخت غرامت و عذرخواهی خواهد بود.

 

۵- متفاوت عمل کنید خودتان را برای انجام برخوردی متفاوت در اعمال و افکارتان آزاد بگذارید

 

رفتار متفاوت بدون داشتن افکاری متفاوت عملی نخواهد بود. باید هردو را یکجا داشته باشید. توانایی حل مشکلات زندگی و اینکه بتوانیم به آن سبک که می خواهیم زندگی کنیم گاهی نیاز به مقابله با احساساتمان دارد. شاید گاهی لازم باشد که یک تجربه ترسناک داشته باشیم و یا موقعیتی که ما را عصبانی می کند ترک کنیم، در افکارمان نسبت به کسی که به ما صدمه زده منصف باشیم، به خاطر کار غلطمان عذرخواهی کنیم و تاوان آن را بپردازیم و یا با قاطعیت از نظراتمان دفاع کنیم. با انجام این کارها می توانیم خود را از احساسات دردناک و طولانی مدت رهایی بخشیم.

اتاق پذیرایی، اتاق نشیمن، آشپزخانه و اتاق کودک مورد استفاده قرار بگیرد. با کمک این وسیله است که گذشت زمان و ارزش آن برای افراد خانواده به ویژه کودکان اهمیت پیدا می کند و بچه ها به مرور می آموزند که چگونه زمانی که در اختیار دارند را به فعالیت ها و برنامه های مختلف اختصاص دهند. امروز کمتر خانه ای وجود دارد که از ساعت به عنوان یک وسیله ضروری در دکوراسیون منزلش استفاده نکند.

 

 

قرار دادن یک ساعت مناسب در سالن پذیرایی، آشپزخانه و اتاق غذاخوری می تواند تا حد زیادی توانایی مدیریت زمان اعضای خانواده به ویژه کودکان و خانم منزل را افزایش دهد. تنها کافی است بدانید از چه ساعتی در کجا و درکدام یک از اتاق های خانه تان استفاده کنید.

 

خراب ها را فورا تعمیرکنید

 

باوری میان مردم سرزمین های شرقی از قبیل هند، تبت و چین وجود دارد که اگر در منزل ساعت شکسته یا خرابی وجود دارد باید فورا آن را از خانه دور یا تعمیر کرد. مردم این سرزمین ها معتقدند، وجود یک ساعت خراب یا شکسته در محیط خانه مانع برنامه ریزی منظم و استفاده بهینه از وقت و زمان می شود. به همین دلیل مردم این سرزمین ها به دقت مراقب ساعت های شان هستند و آن ها را در زمان معین کوک کرده و به خوبی از آن مراقبت می کنند. آن ها معتقدند، برای احاطه داشتن به زمان و کسب موفقیت باید مدیریت زمان را به دست گرفت و دور کردن ساعت های خراب یا شکسته از منزل یکی از این راه حل هاست.

 

ساعتی برای خواب

 

کدام ساعت ها را باید در اتاق خواب قرار داد؟پیش از آن که پاسخ این سوال را بدانیم بهتر است این نکات را با یکدیگر مرور کنیم که اتاق خواب یکی از مهم ترین محل های خانه و مکانی برای ایجاد استراحت، آرامش، تجدید قوا و به دست آوردن انرژی و توان برای روز بعدی است. توصیه می کنیم در این اتاق برخلاف دیگر اتاق های منزل از ساعت های بزرگ و پر سر و صدا استفاده نکنید. بهترین ساعت برای این اتاق ساعت ذهن و روح انسان است که آرام و ریلکس برای خواب و استراحت آماده می شود. کوچک ترین صدای تولید شده توسط عقربه ها، چرخ دنده ها یا ملودی های موجود در ساعت ممکن است تمرکز ما را برای داشتن خوابی آرام و انرژی بخش کم کند. بنابراین توصیه می کنیم در اتاق خواب به داشتن یک ساعت کوچک، دیجیتال و بی سروصدا قناعت کنید تنها برای آن که در ساعت معینی که قصد دارید از خواب برخیزید از آن کمک بگیرید.

 

اگر کلکسیون ساعت دارید، بخوانید

 

اگر از آن جمله افرادی هستید که علاقه مند به جمع آوری ساعت هستند، باید مراقب باشید که قرار دادن این کلکسیون در اتاق خواب یا محلی نزدیک به اتاق خواب یک تصمیم نادرست است. سر و صدای ناشی از پاندول، عقربه و فنرهای این ساعت ها در سکوت شب موجب از بین رفتن آرامش افراد منزل شده و تمرکز آن ها برای فرورفتن به خوابی عمیق را به مرور کاهش می دهد. بنابراین باید دقت داشته باشید که بهتر است این کلکسیون را در فضایی دور از اتاق خواب به ویژه اتاق خواب کودکان قرار دهید زیرا آشفتگی خواب و نداشتن خواب مفید و عمیق در دوران کودکی موجب کاهش توانایی بدن در مقابله با بیماری ها می شود.

 

فلزی یا چوبی؟

 

اگر قصد دارید اتاق پذیرایی یا اتاق نشیمن خود را با کمک یک ساعت بزرگ تزئین کنید، بهترین انتخاب ساعت هایی است که شکل آن ها گرد و دایره ای است. از میان ساعت هایی که جنس آن ها فلزی، شیشه ای، پلاستیکی و چوبی هستند بهترین گزینه ساعت های از جنس چوب است که علاوه بر وقت شناسی در محیط خانه به ایجاد فضای صمیمی و طبیعی در منزل نیز کمک می کند. بنابراین انتخاب یک ساعت دیواری بزرگ دایره شکل از جنس چوب که رنگ صفحه آن روشن و از میان رنگ های گرم باشد، می تواند به ایجاد فضایی آرام بخش در خانه کمک کند.

نوروز، نخستین روز بهار هم هست. در این روز، طبیعت، از خوابی طولانی برمی‌خیزد و کار و بار حیاتیِ خویشتن را از نو آغاز می‌کند

 

نوروز، روزی‌ست نو؛ روز، روز همان روشنی‌ست. پس نوروز، یعنی تابش آفتابی تازه در زندگی و سرزندگی نو‌به‌نوی انسان و جهان.

 

نوروز، نخستین روز بهار هم هست. در این روز، طبیعت، از خوابی طولانی برمی‌خیزد و کار و بار حیاتیِ خویشتن را از نو آغاز می‌کند و سال آغاز می‌شود که یعنی این ایرانیان‌اند که هر سال، بیداری طبیعت و شروع تازه‌ی زندگی را جشن می‌گیرند. جشنی که در آن، از دیرباز، روشنی و زیبایی و زندگی را ستوده‌ و نوروز را جشن‌گرفته‌اند.

 

در آستانه‌ی نوروز، ایرانیان به خانه‌تکانی می‌پردازند و هم‌زمان، دل خود را نیز از کینه‌ها پاک‌می‌کنند و آماده می‌شوند تا در فصلی تازه، بر شاخه‌های زندگانی‌‌شان، عشق و مهر و مهرانگیزی، جوانه بزنند و به شکوفایی بنشینند.

 

ایرانیان، نوروز را لبخنده‌ی خداوند بر لبان طبیعت تلقی کرده‌اند و آن‌گاه که خداوند به زندگی لبخند می‌زند، گل لبخند بر لبان جهان هم می‌شکفد.

 

نوروز، یادآور آن است که ما مدام باید جان و جامه و جامعه‌ی خود را پاک و شاد و سرشار از انرژی ناپیداکرانه‌ی الهی نگه‌داریم.

 

نوروز، یادآور اهمیتِ دیدن و توجه کردن‌ست.

 

نوروز، آغاز فصلِ تفرج و تماشاست. چشم‌ها را بازکنیم و زیبایی‌ها را ببینیم. گوش‌ها را باز کنیم و آواز پرنده‌ها را بشنویم. دل‌ها را باز کنیم و دوست‌بداریم. روز، نو می‌شود. سال، نو می‌شود. طبیعت، نو می‌شود. مبادا که ما کهنه بمانیم. مبادا که ما محروم بمانیم. پیامبر گرامی اسلام(ص) فرموده است: « در زندگی شما، روزهایی هست که نفس خداوند بر شما می‌دمد. خود را در معرض نفس‌های پاک قراردهید. مبادا از آن روبگردانید!»

 

این نفس‌های پاک خداست که بر آدم و عالم می‌دمد. دارد طبیعت از نو آغاز می‌شود. سال دارد از نو آغاز می‌شود. روز نو دارد آغاز می‌شود. نوروز دارد از راه می‌رسد؛ لبالب از بشارت و طراوت و تازگی و تناوری...

بدخوابی و خواب آلودگی دو معظل در حوزه سلامتی هستند که می توانند به شدت سلامت انسان را تحت تاثیر قرار بدهند.


پزشکان و متخصصان تغذیه در سالهای اخیر تلاش های زیادی را انجام داده اند تا به دلایل کم خوابی یا خواب آلودگی انسان و همچنین راه های درمان آن پی ببرند. در این مطلب با نتایج تازه ترین تحقیقات در این حوزه آشنا می شوید.

 

کیوی بخورید تا بخوابید

 

بر اساس یک تحقیق صورت گرفته در کشور تایوان مشخص شده است که افرادی که از بی خوابی یا کم خوابی رنج می برند می توانند با مصرف 2 کیوی یک ساعت قبل از خواب به مدت 4 هفته مشکل خود را حل کنند. بنا بر این تحقیق کیوی حاوی ماده ای به نام "سروتونین" است که به روند به خواب رفتن در مغز شما کمک می کند.

 

مقابله با خواب آلودگی در عصر

 

احساس خواب آلودگی در عصر پدیده ای است که بسیاری از افراد شاغل یا دانش آموزانی که در مقطع عصر تحصیل می کنند تجربه کرده اند. بسیاری برای غلبه بر این حالت خواب آلودگی به سمت مواد کافئین دار مثل قهوه و یا چای میروند. اما حقیقت این است که علت احساس خواب آلودگی این افراد دلیلی دیگر دارد.

 

بسیاری ترجیح می دهند تا با مصرف کافئین و شکر بر احساس خواب آلودگی خود غلبه کنند. اما سلولهای شکر بعد از شکستن در بدن ما به صورت چربی در بدن ما ذخیره می شود. بر اساس تحقیقات جدید انجام شده مشخص شده است که مشکل اصلی که به احساس خواب آلودگی در هنگام عصر منجر می شود به علت کمبود پروتئین است.

 

در این تحقیق مشخص شده است که با مصرف آمینو اسیدها و مواد پروتئینی مغز انسان به بیدار ماندن و تحرک داشتن تشویق می شود. بخشی از مغز ما وظیفه دارد تا به بدن ما دستور دهد که هوشیار باقی بماند و انرژی را برای بخش های مختلف بدن ما ارسال می کند.

 

در این مطالعه مشخص شده است که پروتئین بیشترین اثر را بر این بخش داشته و باعث می شود که بدن احساس شادابی و نشاط داشته باشد. این نوع تغذیه نه تنها بدن را سر حال نگاه داشته ، بلکه باعث می شود تا عملیات چربی سوزی در بدن انسان بیشتر و سریعتر صورت بگیرد. این درحالی است که در صورت استفاده از شکر عمل کرد این سلولها با کاهش رو به رو شده و بدن انسان بیشتر احساس خستگی می کند.

 

توصیه کارشناسان این است که برای رسیدن به حالتی شاداب و سر حال در عصرها از میان وعده های حاوی حجم پروتئین بالا استفاده کنیم.

معمولا گفته می شود که برونگرایی بیشتر از آنکه رفتاری اکتسابی باشد. خصیصه یی است که با آن به دنیا می آیید و خودتان نقشی در انتخاب، کاهش یا افزایش آن ندارید. حتی اگر این موضوع درست باشد و شما فردی کاملاً درونگرا هم باشید. اما باز هم امیدی برای کسب برخی خصوصیات افراد برونگرا وجود دارد. برای ایجاد تغییر و تحول در خودتان باید همیشه سه اصل را رعایت کنید

 

 

۱ـ با گروه های مختلف مردم راحت باشید

 

۲ـ ملاقات با دیگران را زیاد برخودتان سخت نگیرید

 

۳ـ بدون نگرانی از اینکه چه باید بگویید باب گفت و گو را باز کنید

 

به دنبال فعالیت های گروهی مورد علاقه خود بگردید

 

یکی از موانعی که راه اجتماعی شدن را بر بسیاری از افراد درونگرا سد می کند. این است که نمی توانند فعالیت های اجتماعی مورد علاقه ی خود را به درستی پیدا کنند

 

شما می توانید افرادی را شناسایی کنید که از بودن در کنار آنها لذت می برید و همراه آنها به انجام فعالیت های دسته جمعی بپردازید . قرار نیست که شما با هر تیپ آدمی در ارتباط باشید و معاشرت کنید. چرا که سنگ بزرگ علامت نزدن است. قدم به قدم و آهسته آهسته خود را با وضعیت جدید وفق دهید . این روش نقطه ی شروع مناسبی خواهد بود

 

ـ هنر خوب صحبت کردن را یاد بگیرید

 

درست است که خوب گوش دادن مهارت بسیار مهمی است و شاید در بیشتر مواقع مهم تر از خوب صحبت کردن باشد، اما به هر حال خوب صحبت کردن خصیصه یی است که در بین تمام افراد برونگرا مشترک است

 

پس شما هم اگر می خواهید خود را در این گروه جای دهید باید زره و کلاه خود به تن کرده و به جنگ سکوت بروید و بتوانید بی وقفه حرف بزنید. اما خوب می دانید که در عمل توانایی چنین کاری را ندارید

 

مطمئناً شما و تمام درونگراها براین عقیده اید که بهترین گفت و گوها آنهایی هستند که به عنوان متکلم نقش کمی در آن داشته باشید و به عنوان یک درونگرا خوب می دانید که از بودن در یک جمع دوستانه و تنها شنونده ی سخنان آنها بودن چه احساس خوبی در شما ایجاد می کند

 

اما از همین امروز رویه ی خود را تغییر دهید. برای شروع تنها چند کلمه هم کفایت می کند. لازم نیست مثل یک برونگرای حرفه یی مسلسل وار حرف بزنید. همین که بتوانید در حد چند کلمه نظرات و احساسات خود را بیان کنید. اعتماد به نفس شما برای برخورد با موقعیت های اجتماعی افزایش می یابد

 

در اینجا وقت آن شده که فوت کوزه گری افراد برونگرا را به شما یاد دهیم. این افراد بدون اینکه مطمئن باشند درباره ی چه موضوعی می خواهند صحبت کنند. باب گفت و گو را باز کرده و همچنان به حرف زدن ادامه می دهند.

 

پس شما هم فقط حرف بنید تا حرف زده باشید. شاید باز هم برای شما که به چنین روش های نه چندان دلچسبی عادت ندارید انجام چنین اعمالی کمی سخت باشد. اما به هر حال در همین حد که برای صحبت تلاش کنید پیشرفت خوبی محسوب می شود

 

بالاخره روزی می رسد که شما هم مثل یک برونگرای واقعی بی وقفه حرف بزنید

 

● برونگرایی را در خود تقویت کنید

 

شما می توانید بدون اینکه دست به تغییر شخصیت خود بزنید و فقط با برداشتن چند گام ساده مهارت های برونگرایی را در درون تان ایجاد کرده و تقویت کنید

 

برای شروع و در اولین گام باید سعی کنید بیشتر وقت خود را با دیگران بگذرانید. اگر احساس می کنید با قرار گرفتن در موقعیت هایی که به معاشرت با تعداد زیادی از افراد نیاز دارد. تحت فشار قرار می گیرید و معذب می شوید. مطمئن باشید که این موضوع زیاد ارتباطی به ساختار شخصیتی شما ندارد و تنها به این دلیل است که تجربه حضور در چنین موقعیت هایی را نداشته اید. برای برداشتن گام اول ابتدا به یک پیش گام احتیاج دارید. به دلیل اینکه شما تا به حال فردی برونگرا نبودید. برای ملاقات و معاشرت با دیگران انگیزه ی لازم را نداشتید و تا زمانی که این انگیزه در شما ایجاد نشود نمی توانید برونگرا شوید

 

اگر در چنین حلقه ی انزوا طلبانه یی گرفتار شوید. برای خلاص شدن و شکستن آن دوراه بیشتر ندارید

 

۱ـ به دنبال فعالیت های گروهی مورد علاقه ی خود بگردید

 

۲ـ پیله ی تنهایی را که به دور خود تنیده اید پاره کنید

 

● پیله تنهایی خود را پاره کنید

 

در درون تمام افراد درونگرا ترسی ناخودآگاه نسبت به قرار گرفتن در محیط های اجتماعی وجود دارد. راهکار دومی که به شما پیشنهاد می کنیم این است که این ترس ها را دور بریزید. همه ی افراد برای خود یک حریم خصوصی دارند که در مورد افرادی که به شدت برونگرا هستد. این حریم محدود شده و زیاد به چشم نمی آید. اما افراد درونگرا برای خود حریم خصوصی گسترده تری قایل هستند. پس در نتیجه برای اینکه فردی اجتماعی باشید باید این حریم خصوصی را محدود کنید و زیاد خود را در پیله ی تنهایی تان محصور نکنید. اگر یک بار دست به این کار بزنید. تکرار آن برای تان راحت تر خواهد شد. به طور مثال اگر تازه به یک ساختمان نقل مکان کرده اید و مواجهه با همسایه های جدید چندان هم کار ساده یی به نظر نمی آید. برای غلبه براین ترس می توانید هر روز صبح شما برای سلام کردن پیش قدم شوید. البته لازم به ذکر است که لازم نیست از همان شروع کار گام های بیش از حد بلندی بردارید. همیشه مسیرهای جدید را با گام های کوتاه شروع کنید تا رفته رفته به شرایط جدید عادت کنید

 

● لذت درونگرایی

 

در آخر اگر از حق نگذریم. در درونگرایی لذتی هست که در برونگرایی نیست. شما به عنوان یک فرد درونگرا می توانید از کارایی خود حداکثر استفاده را ببرید. همچنین خلوت تنهایی بهترین قضا برای تفکر و کارهای خلاقانه است. پس این درونگرا بودن چندان هم بد نیست و باعث افزایش و ارتقای مهارت های دیگر شما می شود

 

ایده ال ترین روش برای بکار بستن در زندگی ، تلفیقی از درونگرایی و برونگرایی است . می توانید به کمک مهارت های اجتماعی افراد برونگرا و آرامش ذهن و نظم و ترتیب افراد درونگرا از زندگی خود لذت برده و حداکثر استفاده را از توانایی های خود ببرید

 

● برونگراها و درونگراها

 

برونگرایی و درونگرایی اصطلاحاتی است که «یونگ»وضع کرده و حاکی از دو نوع شخصیت متناقض است. فعالیت کلی با شوق و کشش در شخص برونگرا آفاقی(یعنی متوجه دنیای خارج) و در درونگرا انفسی(یعنی متوجه درون شخص است.

 

هر فردی به این دو متمایل است. اما همواره براثر محیط و خصوصیات خلقی یکی بر دیگری چیرگی دارد و به نحو بارزی آشکار می شود. برونگرایی حاد فرار نامعقول و غیرمنطقی از نفس و نمایش دادن احساسات در جمع است(مانند عقب نشینی به دنیای درون است و در این حال خیالبافی جانشین واقع بینی می شود

هنر بهتر زیستن یعنی اینکه بدانیم که زندگی در این جهان ابدی نیست و لحظات آن برای ما تکرارنمی شود. پس تا حد امکان تلاش کنیم که از لحظه لحظه آن استفاده و از آن لذت ببریم.

 

ریتم و آهنگ زندگی یکنواخت نیست، درست مانند ریتم قلب دارای منحنی هایی است که نشانگر زنده بودن انسان است. و در غیر این صورت قلب از کار افتاده و انسان دیگر زنده نمی ماند.

 

▪ آیا شما می خواهید بهتر زندگی کنید؟

 

۱ـ گذشته را فراموش کنید و چنانچه خاطرات خوبی از آن ندارید آن را تکرار نکنید اگر خوب بوده از تجربه های آن در آینده استفاده کنید. قبول کنید در زندگی هر انسانی تلخی ها و شیرینی های فراوانی وجود دارد ولی افراد موفق تسلیم و درگیر تلخی های گذشته خود نمی شوند. بپذیرید که همیشه افرادی هستند که از شما موقعیتشان و یا بعضاً شرایطشان از شما کمی آسان تر بوده است.

 

۲ـ نگران آینده نباشید. البته آینده نگری چیزی خوبی است اما به شرطی که مانع احساس خوشبختی و سعادت فعلی شما نشود.

 

۳ـ هر کس را مسئول سازندگی زندگی خود بدانید. اگر می توانید از هر راهی به آن ها کمک کنید. اگر نمی توانید به زندگی خود ادامه دهید تا در فرصت مناسب تری به آن ها کمک کنید.

 

۴ـ هر روزتان را با امید و اندیشه مثبت شروع کنید. و تصمیم بگیرید با همه رفتاری مهربان تر و روی خوش و با لبخندی زیبا در چهره رو به رو شوید. با این کار انرژی های مثبت شما را احاطه می کنند و موقعیت های بهتری برایتان پیش خواهد آمد.

 

۵ـ در شرایط حساس خونسردی خود را کاملاً حفظ کنید. توجه داشته باشید افراد آرام دلنشین تر و محبوب ترند و باعث دلگرمی و آرامش اطرافیانشان می شوند.

 

۶ـ همیشه برای آینده چند هدف طراحی کنید و بیندیشید که چگونه می توانید یکی پس از دیگری به آن ها برسید، و همواره با افکاری مثبت برای رسیدن به آن ها زمان بندی خوبی داشته باشید.

 

۷ـ کارهای روزانه خود را یادداشت کنید تا در موقع مناسب آن ها را انجام دهید و توجه داشته باشید(افت هر کاری تأخیر در انجام آن است)

 

۸ـ طالب فعالیت و کار بیشتر باشید و در آن ابتکار به خرج دهید و از چیزی نترسید. حتماً شما هم پس از کسب تجربه موفق تر خواهید شد. سعی کنید چیزهای جدید یاد بگیرید و از آن ها در کارهایتان بهره بگیرید.

 

۹ـ برای کارهایی که انجام می دهید، همچنین برای حرفه خود ارزش قائل شوید شما فرد مهمی در این جامعه هستید.

 

۱۰ـ سپاسگزار کسانی باشید که برای شما زحماتی هر چند کوچک کشیده اند و سعی کنید کار مثبتی برایشان انجام دهید.

 

۱۱ـ برای تفریح و سرگرمی خود حتماً برنامه ریزی کنید. از یک پیاده روی در پارک گرفته تا تماشای فیلم یا مسافرت کوتاه...

 

۱۲ـ اشتباهات دیگران را ببخشید تا خودتان آرامش بیشتری داشته و فکرتان درگیر نباشد و سعی کنید خودتان آن اشتباهات را تکرار نکنید.

منبع:نشریه راه کمال

آیا شما واقعا خوشحال هستید؟ اگر صادقانه بگوییم، بسیاری از ما حتی به خودمان وقت نمی دهیم که به این سوال پاسخ دهیم.

 

خوشبختی اصلا چه هست؟ باید چه شکلی باشد؟ و مهم تر از همه چگونه می توانید آن را به دست آورید؟

 

حالا که دارید به سال جدید می رسید بیایید به آنچه پشت سر گذاشته اید نگاهی بیندازید و یک برنامه خوشبختی برای خود بریزید و تصمیم بگیرید سال ​۹۱ خوشبخت تر از سال قبل باشید.

 

این که شما چند سال از عمرتان را گذرانده اید یا چند سال دیگر از آن باقی مانده است هیچ تاثیری در میزان خوشبختی شما ندارد، زیرا خوشبختی چیزی است که در هر لحظه می توانید آن را حس کنید.

 

همه ما در جستجوی خوشبختی هستیم.گاهی فکر می کنیم می توانیم آن را با صرف مقداری پول یا کنار گذاشتن یک عادت بد یا کسب پول بیشتر به دست آوریم و همین طور هر سال وقتمان را با همین روش صرف می کنیم.

 

اما خوشبختی واقعی وقتی خودش را به ما نشان می دهد که از آنچه هستید و آنچه دارید لذت ببرید و از ویژگی های منحصربه فرد خود تقدیر کنید. در واقع خوشبختی وقتی شروع می شود که خودتان را دوست داشته باشید.

 

گرچه راه رسیدن به خوشبختی برای هر فرد متفاوت است، اما عشق به خود، به عنوان موجودی منحصر به فرد، که هرگز تکرار نخواهد شد، شاه کلید این گنجینه است.وقتی ما بتوانیم دست از شماتت خود به خاطر اشتباهاتمان برداریم و شروع به جشن گرفتن برای کارهای درستمان بکنیم بالاخره می توانیم خوشحال باشیم.

 

باید تفکرمان را در مورد خودمان تغییر دهیم و این برای بعضی ها راه دشواری است و البته خوشبختانه میانبری هم دارد که بتوان زودتر به مقصد رسید.

 

آنچه می خوانید گزیده ای از میان نسخه های آزموده است.

 

● ورزش دوای جسم و روح

 

اگر ورزش نمی کنید همین حالا ورزش را شروع کنید. می دانید که ورزش شما را سلامت نگه می دارد و به کنترل وزنتان کمک می کند، اما آیا می دانید که ورزش خود یک داروی ضدافسردگی به شمار می رود؟

 

می توانید تصمیم بگیرید که در سال نو ورزش، بخشی از شیوه زندگی شما باشد. حتی یک ورزش ۲۰ دقیقه ای می تواند خلق و خوی شما را بهتر کند و احترام به خویشتن را افزایش دهد. همسر و فرزندانتان می توانند شما را در این مسیر همراهی کنند و در همین مسیر خوشبختی را تجربه کنید.

 

● قدم های کوچک برای مقصدی بزرگ

 

میانبر دوم سخت نگرفتن زندگی است. گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت می گیرد جهان بر مردمان سختکوش.

 

بسیاری از برنامه هایی که برای سال بعدمان در نظر می گیریم سختگیرانه تر از آن است که رغبتی به انجام آن پیدا کنیم. مثلا یک دفعه قرار می گذاریم ۲۰ کیلو، وزن کم کنیم چون از ظاهرمان خوشمان نمی آید.

 

فلسفه این تصمیم مشکل دارد. اگر قرار است طرز فکر خود را عوض کنیم به خاطر این است که خودمان را دوست داریم و به سلامتی خود اهمیت می دهید. باید برنامه هوشمندانه تری برای کاهش وزن ترتیب می دهیم.

 

● خود را سرزنش نکنید

 

رقابت چیز خوبی است، اما وضع اقتصادی ما ایرانی ها گاهی ما را در چنان موقعیتی قرار می دهد که احساس کمبود می کنیم.

 

مثلا حسن کارمند بازنشسته ای است که ماهانه ۷۵۰ هزار تومان ثابت دریافت می کند و به طور متوسط در سال هشت میلیون تومان درآمد دارد، اما همچنان احساس ناخوشایندی از بی عرضگی او را اذیت می کند. او می گوید: اگر من هم مثل همکارم زمین زیادی خارج از تهران خریده بودم امروز که آن منطقه های بی ارزش، ارزش پیدا کرده مرا یک میلیارد می کرد، اما من بی فکر بودم.

 

این نوع سرزنش کردن ها باعث می شود یک عمر احساس بدبختی کنیم. باز هم تکرار می کنم باید بتوانید خود را ببخشید و از آنچه دارید لذت ببرید.

 

● به استعدادهایتان پشت نکنید

 

توصیه دیگر این است که یکی از استعدادهای خود را پرورش دهید. اگر در کارتان این موضوع امکان پذیر نیست، راه دیگری بیابید البته اگر می توانید بهتر است کاری بیابید که متناسب با استعدادهای شما باشد.

 

به بازی گرفتن نقاط قوت، شما را خوشبخت می کند مثلا اگر شما دبیری بازنشسته هستید، می توانید در یک آموزشگاه تدریس کنید یا به نویسندگی مشغول شوید.

 

● دوستانه ترین روابط

 

با کسانی که دوستشان دارید روابط خود را محکم تر کنید. آیا از این که ازدواجتان را به حال خودش رها کرده اید، راضی هستید ؟ بیشتر وقت تان را یا سر کار هستید یا دارید مطالعه می کنید؟ تماشاکردن سریال های پشت سر هم و خبر مشغولیت اصلی تان شده؟

 

این با خوشبختی فاصله زیادی دارد. اگر قرار است یک روز به خاطر نادیده گرفتن عزیزانتان خود را شماتت کنید امروز آنان را دریابید تا خوشبختی دوچندانی را تجربه کنید. سال ۹۱ را سال بهبود روابط قرار دهید و توجهی که دوست دارید دریافت کنید به عزیزانتان هدیه دهید.

 

● زمانی برای تولد عشق

 

توصیه بعدی در مورد ازدواج شماست. آیا هنوز سالگردهای ازدواجتان را جشن می گیرید و از ازدواجتان احساس خرسندی دارید؟ یا از ته دل از آن افسرده اید و به اصطلاح می سوزید و می سازید؟

 

اگر چنین است در این هفته های پایانی سال به این فکر کنید که چطور سال آینده عشق را دوباره در زندگی خود متولد کنید و به بازسازی روابط با همسرتان بپردازید. زندگی با یک زوج خوب چیزی است که به انسان حس خوشبختی می دهد.

 

گرچه راه رسیدن به خوشبختی برای هر فرد متفاوت است اما عشق به خود، به عنوان موجودی منحصر به فرد​ که هرگز تکرار نخواهد شد، شاه کلید این گنجینه استاگر به جایی رسیده اید که از ازدواج خود لذت نمی برید خودتان مسوول هستید و تنها کسی هستید که می توانید آن را تغییر دهید.

 

با مهربانی و وضوح در مورد آن با همسرتان صحبت کنید. با هدایای کوچک و تصادفی یکدیگر را شاد کنید حتی اگر تهیه یک ناهار خوشمزه از بیرون و معاف کردن همسر خسته تان از ناهار پختن باشد، اما این کارها را از ته دل و برای خوشحالی و خوشبختی خودتان انجام دهید که فردا منتش را سر همسرتان نگذارید. خوبی، همیشه اثربخش است.

 

● قدرت قدردانی

 

توصیه بعدی این است که از دیگران قدردانی کنید. بله البته شما گاه به خانواده و دوستانتان می گویید که در موردشان چه فکری می کنید، اما در مورد همکارانتان چطور؟ آرایشگرتان، معلم فرزندتان، همسایه ای که وقتی به مسافرت می روید از خانه تان مراقبت می کند. بیشتر ما بیشتر به سر و صداهای اطراف اهمیت می دهیم تا آدم هایی که دوروبرمان زندگی مان را راحت تر می کنند.

 

تا حالا کسی که راه پله هایتان را تمیز می کند یا رفتگر محل را برای عید مبارکی در آغوش گرفته اید؟ همسایه تان را چطور؟ با این کار خودتان بیش از او احساس وجد و شعف خواهید کرد و با هر بار دیدن اطرافیانتان انگار خوشبختی تان تکثیر می شود.

 

مطالعه ای که توسط استاد روان شناسی دانشگاه کالیفرنیا انجام شد نشان می دهد که افراد سپاسگزار ۲۵ درصد شادتر از افراد ناسپاس هستند.

 

● بخشایش و گشایش

 

اگر هیچ وقت نمی توانستید مسائل گذشته را نادیده بگیرید الان وقت آن است. این دو سه هفته فرصت دارید خوب فکر کنید و ببینید چه کسانی در فهرست غضب شما قرار دارند. هرچه بیشتر بتوانید ستم ها و تبعیض هایی که در حق تان روا شده را ببخشید، بیشتر احساس خوشبختی می کنید. اگر اجازه دهید درد، رنج، نفرت و غضب در شما لانه کند هرگز احساس خوشبختی نخواهید کرد.

 

تحقیقات دانشمندان نشان می دهد این افکار سمی علاوه بر استرس، باعث ایجاد انواع بیماری ها می شود. اگر کسی که از او ناراحتی دارید دیگر در دنیا نباشد هم به صورت نمادین می توانید نامه ای به او بنویسید و در کنار مزارش خاک کنید یا به نیت او به آب بسپارید یا بدون آدرس پست کنید یا هر چیز دیگری که به ذهنتان می رسد، خواهید دید که بسیار سبک و راحت می شوید.

 

شادی تنها چیزی است که بخشش آن، شما را ثروتمندتر می کند. کمک کردن به یک خانواده نیازمند، نذر غذای گرم برای بیماران یا نیازمندان یا حتی رهگذارانی که هنگام غروب از مقابل منزل شما گذر می کنند، کمک در امور خیریه و بخشش از موهبت های خدادادی که دارید، شما را خوشبخت ترمی کند.

 

● تا ملاقات خدا

 

شما در هر سن و سالی که باشید هر چقدر که خود را به خدا نزدیک تر کنید و بارتان را از گناه سبک تر کنید خوشحال تر می شوید. اگر نماز یا روزه قضا شده دارید برای جبران آن برنامه ریزی کنید.

 

در سال جدید دعایی را بر آنچه می دانستید اضافه کنید یا عبادات خود را بهبود بخشید مثلا نمازهایتان را سر وقت به جا آورید و هرگاه ناامیدی به شما روی آورد نعمت های خدا را بشمارید و بابت آنها سپاسگزار باشید.

 

به قرآن مراجعه کنید و ببینید خداوند از مومنان چه خواسته است. سعی کنید هر ماه از سال آینده را برای انجام یکی از اعمال در نظر بگیرید؛ مثل دوری از دروغ، انجام انفاق و....

 

اتصال با قدرت برتر به شما آرامش و خوشبختی می دهد.

 

شما مجبور نیستید برای رسیدن به خوشبختی همه این میانبر ها را سال ۹۱ تجربه کنید، اما برداشتن هر یک از این گام ها می تواند شما را به خوشبختی نزدیک تر کند.با این وضعیت کدامیک از تبلیغات بازخورد بهتری خواهد داشت؟  همیشه در  خدماتی که ارائه دهندگان آن زیاد است و به اصطلاح خودمانی تر دست در آن کار زیاد شده است کسب و کاری موفق است که خدمات خود را با کیفیت بهتر ارائه دهد و در واقع بین این حجم وسیع از محصولات و خدمات مشابه منحصر به فرد باشد. پس در تبلیغات خود از تکرار خودداری کنید. سعی کنید از ایده ای نو در تولید محتوای تبلیغاتی استفاده کنید.

شاید بگویید که هدف از تبلیغات کاملا واضح و مشخص است و دلیل این که همه تجارت ها اقدام به تبلیغ می‌کنند افزایش فروش است. با وجود اینکه فروش و افزایش رونق کسب و کار هدف اصلی تبلیغات است، اما باید تمام نکات را در محتوای تبلیغ خود رعایت کنید تا به سمت هدف خود حرکت کنید. تبلیغات شما نباید بی برنامه باشد. در جملاتی که استفاده میکنید دقت کنید.

کار کوچک برای داشتن زندگی بهتراگر رفتارتان را تغییر دهید، ادراکتان، اعمالتان و زندگی تان راتغییر داده اید؛ و با تغییر تک تک زندگی ها، دنیا تغییر خواهد کرد.

 

رفتار و طرز برخورد، شالوده و پایه ی موفقیت است. یک انسان سخاوتمند با رفتار و منشی مثبت مطمئناً کامیاب خواهد شد. اگر رفتارتان را تغییر دهید، ادراکتان، اعمالتان و زندگی تان را تغییر داده اید؛ و با تغییر تک تک زندگی ها، دنیا تغییر خواهد کرد. در این مطلب ۳۰ نوع کار را عنوان می کنیم که هر کدام فقط ۳۰ ثانیه زمان می برد.

 

تصور کنید اگر میلیون ها یا بیلیون ها انسان روی زمین اگر فقط یکی از این کارها را انجام بدهند، دنیا چطور تغییر می کند! به همین دلیل سعی کردیم راههای جدیدی برای رشد و پیشرفت شخصی شما دوستان را یادآور شویم که می توانید در کمتر از ۳۰ ثانیه آن ها را انجام دهید.

 

1. تُن صدایتان را تغییر دهید. برای ۳۰ ثانیه سعی کنید نرم تر، آرام تر، و کمی خوشایندتر صحبت کنید. با نتایج شگفت انگیزی روبه رو خواهید شد. آیا می دانستید وقتی با صدای نرم تر و آرام تر به بچه ها دستور بدهید، نسبت به اینکه سرشان داد بزنید، تأثیر بیشتری خواهد داشت؟ اگر در کار خسته شده اید، حتی فقط برای ۳۰ ثانیه سعی کنید لحن صدایتان را آرام تر کنید، شاید زودتر به نتیجه رسیدید!

 

۲. ایده های قدیمی تان را به یاد آورده و دوباره آنها را از سر گیرید. برای ۳۰ ثانیه، ایده قدیمی تان را دوباره امتحان کنید. آیا این ایده ی یک اختراع، یک پروژه کاری، یا کاری بوده که به نظرتان خسته کننده می آمده؟ یکی از آن کارها را انتخاب کرده و یک بار دیگر امتحانش کنید. تصور کنید اگر همه ی آدم ها اینقدر جرات داشتند که از نبوغ خدادادی در جهت استعدادهایشان بهره گیرند چه می شد؟ می دانید چه چیزهای جدیدی در دنیا ابداع می شد؟

 

۳. برای ۳۰ ثانیه به یک نفر یک فرصت دوباره بدهید. یک بار دیگر به حرف هایش گوش دهید یا یک بار دیگر به او فرصت دهید شاید که تغییر کرده باشد.

 

۴. به فرزندانتان بگویید "دوستتون دارم" و "به شما افتخار می کنم." به چشم های شان نگاه کنید، و به آن ها نشان دهید که چقدر برای شان ارزش قائلید. تصور کنید اگر همه ی والدین ۳۰ ثانیه در روز هم که شده به فرزندانشان اطمینان خاطر می دادند، شاهد چه تغییرات شگرفی بودیم.

 

۵. دفعه بعدی که منتظر خشنودی آنی یا چیزی بودید که نمی توانید در همان لحظه داشته باشید، برای آنچه که در حال حاضر دارید، ۳۰ ثانیه از خدا تشکر و قدردانی کنید. این کار باعث تغییر رفتارتان خواهد شد.

 

۶. ۳۰ ثانیه محکم تر و صاف تر بایستید و سرتان را بالاتر بگیرید. در چشم های دیگران نگاه کنید و با اطمینان بیشتر راه بروید. ببینید چه احساس خوبی دارد.

 

۷. کاری را که قبلاً از انجام آن دست کشیده اید و نیمه رها کرده اید را انتخاب کنید که امروز انجامش دهید. ۳۰ ثانیه بیشتر طول نمی کشد که برای انجام کاری تصمیم بگیرید. قولتان را پیش خودتان نگه دارید و مطمئن باشید که حتماً انجامش خواهید داد.

 

۸. به هم ریختگی هایی که کس دیگری ایجاد کرده را تمیز و مرتب کنید.

 

۹. از کسی تعریف و تمجید کنید.

 

10. برای چیزی یا کسی که باورش دارید، بایستید. یک جمله ی حمایت کننده، حوزه ی نفوذ شما را گسترده تر خواهد کرد.

 

۱۱. کسی را در کارش تشویق کنید و به او اطمینان خاطر بدهید. به او بگویید که "تو می توانی!" او را باور داشته باشید و این باور را نشان دهید.

 

۱۲. کسی را که دوست دارید بیشتر با او آشنا شوید را به خانه تان دعوت کنید. می توانید شام را کنار هم صرف کنید. از این دعوت برای یک دوستی تازه استفاده کنید.

 

۱۳. به مدت ۳۰ ثانیه در جمع همسرتان را ناز و نوازش کنید. اگر بچه هایتان بفهمند که پدر و مادرشان همدیگر را دوست دارند و برای ابراز علاقه به هم راحت هستند. مطمئناً اگر همه ی زوج ها فقط ۳۰ ثانیه در روز برای چنین کاری وقت می گذاشتند، این قدر زندگی های زناشویی درهم و برهم نبود.

 

۱۴. یک کلمه ی جدید ( کلمه ای از زبانی خارجی که به خوبی به آن تسلط نداری د) یا یک چیز تازه در مورد یک فرهنگ دیگر یاد بگیرید.

 

۱۵. چکی به مبلغ %۱۰ از حقوق ماهانه تان بنویسید و به مؤسسات خیریه هدیه کنید.

 

۱۶. هر روز ۳۰ ثانیه برای غالب آمدن بر ترس ها و شجاعانه روبه رو شدن با همه ی موقعیت های زندگی تان دعا کنید. رفتاری مثبت و هدفی مثبت در ذهن داشته باشید. برای کارهای آن روزتان طبق اولویت ها برنامه ریزی کنید. بعد از ۳۰ ثانیه برای تغییر آماده خواهید بود.

 

۱۷. از کسی بپرسید، "حالت چطور است" و واقعاً به جوابی که به شما می دهد خوب گوش کنید.

 

۱۸. مبلغی (در حد توانایی) در یک پاکت گذاشته و با عنوان "ناشناس" برای کسی بگذارید که می دانید به آن احتیاج دارد. نیکوکاری بدون اینکه شناخته شوید احساسی فوق العاده در شما ایجاد خواهد کرد. امتحان کنید!

 

۱۹. یک اقدام سریع برای محیط زیست بکنید. به پرنده ها غذا بدهید، زباله ها و آشغال ها را جمع و جور کنید و…

 

۲۰. یک صبحانه ی عالی برای خود انتخاب کنید ( انرژی روزانه ی خود را با یک تصمیم ۳۰ ثانیه ای شروع کنید ). کمتر مواد قندی بخورید و بیشتر پروتئین و میوه بخورید و صبحانه ای سالم و مقوی برای خود انتخاب کنید.

 

۲۱. اگر خیلی وقت است که درون خانه یا شرکت هستید، بیرون بروید و اجازه بدهید که نور آفتاب روی صورتتان بنشیند. این کار حالتان را خیلی سریع بهبود خواهد داد.

 

۲۲. وقتی کسی از شما تقاضای کمک خواست ( کمک مالی )، پاسخ مثبت بدهید.

 

۲۳. در هر موقعیتی از ورزش کردن غافل نشوید حتی یک نرمش سرو گردن 30 ثانیه ای ...

 

۲۴. یک دانه بکارید (یا اگر وارد هستید، یک نهال بکارید). تصور کنید اگر میلیون ها آدم روی زمین این کار را بکنند دنیا شاهد چه فضای سبز پایان ناپذیری خواهد بود.

 

۲۵. چراغ اتاق هایی که خالی است را خاموش کنید ( لامپ اضافی خاموش ). هر ۳۰ ثانیه هم ارزش دارد.

 

۲۶. در سطل زباله ی خانه چند کیسه ی زباله بگذارید تا انواع مختلف زباله ها را جداگانه دور بریزید. شما بازیافت زباله را از همین امروز شروع کرده اید.

 

۲۷. یک عادت بدتان را در ۳۰ ثانیه ترک کنید؛ و ۳۰ ثانیه به ۳۰ ثانیه آن را تکرار کنید.

 

۲۸. ۳۰ ثانیه بخندید. استرس تان فروکش خواهد کرد.

 

۲۹. آب را به مقدار کافی بنوشید.

 

۳۰. ۳۰ ثانیه از هر آنچه که دارید احساس رضایت کنید؛ و همیشه قدردان نعمت های خداوند باشید.

رسیدن به موفقیت، قدرت و هر چیز خوب دیگری در این دنیا آرزوی مشترک بیشتر انسانهاست ولی با این حال هنوز اکثریت انسان ها از وضعیت مالی، فکری و روحی مناسبی برخوردار نیستند.

 

در دنیایی که ما انسان ها در آن زندگی می کنیم فرصت های زیادی برای رسیدن به موفقیت وجود دارد ولی متأسفانه کمتر کسی می تواند از این فرصت ها به نفع خود استفاده کند. متأسفانه انسان ها بیشتر دررؤیای رسیدن به موفقیت زندگی می کنند تا این که بخواهند برای رسیدن به آن تلاشی از خود نشان دهند.

 

حقیقتی که هر انسانی در راه رسیدن به موفقیت باید همواره به آن توجه کند این است که نه کسی شانسی و از روی اتفاق به موفقیت می رسد و نه کسی به همین صورت موفقیت های خود را از دست می دهد. این موضوع بیانگر این مطلب است که رسیدن به موفقیت خود مراحلی دارد و فقط کسانی که از این موضوع باخبرند که می توانند امیدوار به دستیابی به آن باشند.

 

● افکار، همه چیز شماست

 

با کمی مطالعه و تحقیق در زندگی بیشتر انسان های موفق جهان به این نتیجه می رسیم که پشتکار داشتن و سخت کوش بودن ویژگی مشترک تمام انسان های موفقی است که تا به حال روی کره زمین زندگی کرده و می کنند. اگر در زندگی بیشتر انسان های موفق جهان نگاهی بیندازید به این نتیجه می رسید که بیشتر آنها در ابتدا به اشخاصی خانه به دوش شبیه بوده اند اما، در عین حال افکاری سلاطین گونه داشته اند!

 

بنابراین اگر شما هم می خواهید به موفقیت برسید (بسته به این که موفقیت برای شما چه مفهومی دارد) باید جنس ذهنیت شما از افکار مثبت و امید به آینده باشد تا شما بتوانید با اشتیاق و طراحی برنامه ای مناسب برای رسیدن به آن تلاش کنید.

 

● همه از صفر شروع کرده اند

 

با این حال، ممکن است این ذهنیت در شما ایجاد شده باشد که حتی با وجود این که ذهنیتی مثبت دارید ولی به علت کمبود منابع و امکانات لازم نمی توانید به اهداف خود برسید. فراموش نکنید که تمام انسان های موفق هم در ابتدای کار وضعیتی مانند شما داشتند ولی با این حال توانستند با تلاش بیش از حد و داشتن افکار و برنامه ای مناسب به اهداف خود برسند. اصولاً انسانی که در ذهن خود هدف قاطعی دارد که باید به آن برسد هیچ وقت به محدودیت ها فکر نمی کند. تنها منبعی که انسان های موفق از آن بهره می برند ذهن است.

 

این افراد از آنجایی که می دانند مغز انسان با افکار او دوست می شود، همیشه بهترین افکار را برای دوستی با ذهن خود انتخاب می کنند. اگر شما به خود، به چشم یک انسان موفق نگاه کنید ذهنتان نیروی درونی شما را برای رسیدن به وضعیتی که دوست می دارید هماهنگ می کند اما، اگر افکار و تصورات شما علیه خودتان باشد حتی اگر از منابع خوبی نیز برخوردار باشید به زودی همه چیز را از دست خواهید داد.

 

متأسفانه بسیاری از انسان ها فکر می کنند که محدودیت، معیار سنجش انسانهاست، در حالی که معیار حقیقی سنجش انسان ها، افکاریست که آنها در سر دارند.

امروز داشتم در کافی ‌شاپ مورد علاقه ‌ام کتابی می‌خواندم که متوجه دو نوجوان 18 ساله شدم که درباره آینده شان باهم صحبت می کردند . یکی از آنها به دوست دیگرش گفت : چند هفته دیگر از دبیرستان فارغ‌ التحصیل می‌شود و بعد می‌خواهد بلافاصله از پاییز دانشگاهش را شروع کند. گفت، "اما نمی‌دانم می‌خواهم با زندگیم چه بکنم. الان فقط دارم با جریان پیش می‌روم."

 

و بعد، با اشتیاق و با چشمانی صادق شروع کرد به سوال کردن ازمن :

 

* "تو چکار می‌کنی، شغلت چیه؟"

 

* "کی و چطور تصمیم گرفتی که این کار را انتخاب کنی؟"

 

* "چرا این را انتخاب کردی؟ چرا کارهای دیگر نکردی؟"

 

* "چیزی بوده که دوست داشته باشی جور دیگه‌ای انجامش می‌دادی؟"

 

و ....


سوال هایش را تاجایی که می‌توانستم جواب دادم و سعی کردم با توجه به وقتی که داشتم خوب نصیحتش کنم. و بعد از یک ساعتی حرف زدن، از من تشکر کرد و رفت.

 

در راه برگشت به خانه متوجه شدم که بحثی که با آن جوان داشتم برای خودم بسیار نوستالژیک بود. او 10 سال پیش من را به یادم آورد. به خاطر همین دوباره به سوال‌های او فکر کردم و به چیزهایی فکر کردم که امروز افسوس می‌خورم یک نفر وقتی 18 سالم بود به من می‌گفت.

 

بعد آن را یک قدم جلوتر بردم و به همه چیزهایی فکر کردم که اگه می‌توانستم زمان را به عقب و به 18 سالگیم برگردانم دوست داشتم به خودم بگویم و خودم را نصیحت کنم.

بعد از نوشیدن چند فنجان قهوه و چند ساعت فکر کردن، این 18 چیز به ذهنم رسید:

 

خودتان را به اشتباه کردن متعهد کنید.

 

اشتباهات به شما درس‌های مهمی یاد می‌دهد. بزرگترین اشتباهی که می‌توانید مرتکب شوید این است که هیچ کار نکنید چون می‌ترسید که اشتباه کنید. تردید نکنید—به خودتان شک نکنید. مهم این نیست که فرصتی برایتان پیش بیاید یا نه، مهم این است که ریسک کنید. هیچوقت 100% مطمئن نخواهید بود که خوب پیش می‌رود اما نمی‌توانید هم 100% مطمئن باشید که هیچ کار نکردن خوب است! و مهم نیست که نتیجه چه شود، همیشه همانطور که باید تمام می‌شود. یا موفق می‌شوید یا از آن درس می‌گیرید که هر دو آن به نفعتان است. یادتان باشد اگر هیچوقت دست به عمل نزنید، همیشه همان جایی که هستید باقی خواهید ماند.


کار سختی که دوست دارید را پیدا کنید.

 

اگر می‌توانستم به خودم در 18 سالگی نصیحتی بکنم این بود که انتخاب شغلم را براساس ایده‌ ها، اهداف و توصیه‌های دیگران پایه‌ریزی نکنم. به خودم می‌گفتم رشته ‌ای را به این دلیل انتخاب نکنم که رشته‌ پرطرفداری است یا آنهایی که از آن فارغ‌التحصیل می‌شوند پول بیشتری در می‌آورند. به خودم می‌گفتم که بهترین انتخاب شغلی برای من بر یک نکته مهم و اساسی متکی است: کار سختی که از انجام آن لذت ببرم. تا زمانیکه با خودتان صادق باشید و علایق و ارزش‌هایتان را دنبال کنید، می‌توانید با این عشق به موفقیت برسید. و مهمتر اینکه دوست ندارید چندین سال دیگر متوجه شوید که روز و شبتان را به شغلی می‌گذرانید که هیچ علاقه‌ای به آن ندارید. پس اگر متوجه شدید که از هر ثانیه انجام هر کار سختی بالاترین لذت را می‌برید، دست از آن نکشید. چراکه وقتی روی علایقتان تمرکز کنید، کار سخت دیگر سخت نخواهد بود.

 

هر روز برای خودتان وقت، انرژی و پول هزینه کنید.

 

وقتی برای خودتان خرج کنید، هیچوقت نمی‌بازید و به مرور زمان قسمت‌های ناراحت ‌کننده زندگیتان را تغییر خواهید داد. شما محصول چیزهایی هستید که می‌دانید. هرچه وقت، انرژی و پول بیشتری برای دست یافتن به علم و دانش برای خودتان هزینه کنید، کنترل بیشتری روی زندگیتان پیدا خواهید کرد.


هر از گاهی ایده ‌ها و فرصت‌های جدید را امتحان کنید.

 

ترس طبیعی شما از شکست باعث می‌شود نخواهید چیزهای جدید را امتحان کنید. اما باید این ترس‌ها را کنار بگذارید زیرا داستان زندگی شما از این تجریبات کوچک و خاص ساخته می‌شود. و هرچه تجربیات شما خاص‌تر باشد، داستان زندگیتان جالب‌تر خواهد شد. پس تا جایی که می‌توانید تجربیات جدید به دست آورید و حتماً آن را با دیگران هم درمیان بگذارید.


وقتی مهارت‌های کاریتان را ارتقاء می‌دهید، روی کمتر، بیشتر تمرکز کنید.

 

مثلاً ورزش کاراته را در نظر بگیرید، کمربند مشکی خیلی هیجان ‌انگیزتر از کمربند قهوه ‌ای به نظر می‌رسد. اما آیا کمربند قهوه ‌ای هیجان ‌انگیزتر از کمربند قرمز نیست؟ شاید برای خیلی‌ها اینطور نباشد. یادتان باشد جامعه ،متخصصین را تا اوج بالا می‌برد. این تلاش و زحمت است که اهمیت دارد اما به این شرط که در جهت‌های مختلف پراکنده نشود. پس تمرکزتان را روی یاد گرفتن کارهای کمتر و استاد شدن در آنها باریکتر کنید.


آدم‌ها نمی‌توانند فکر بخوانند، به آنها بگویید که چه فکری می‌کنید.

 

آدم‌ها هیچوقت نمی‌فهمند چه احساسی دارید مگر اینکه به آنها بگویید. رئیستان؟ بله، او نمی‌داند که آرزوی ترفیع دارید چون به او نگفته ‌اید. دختر زیبایی که دوستش دارید اما چون خجالت می‌کشید تابحال با او حرف نزده‌اید؟ بله، درست حدس زدید؛ بخاطر این روزش را در اختیارتان قرار نمی‌دهد که شما هم روزتان را در اختیار او قرار نداده ‌اید. در زندگی، باید با دیگران ارتباط برقرار کنید. باید دهانتان را باز کرده و با آنها صحبت کنید. باید به آدم‌ها بگویید که به چه فکر می‌کنید، به همین سادگی!


زود تصمیم بگیرید و زود وارد عمل شوید.

 

اگر شما وارد عمل نشوید یا فرصت‌های جدید را امتحان نکنید، یک نفر دیگر اینکار را خواهد کرد. با نشستن و فکر کردن درمورد آن نمی‌توانید چیزی را تغییر دهید یا پیشرفت کنید. یادتان باشد، بین اینکه بدانید چطور کاری را انجام دهید و واقعاً آن را انجام دهید تفاوت زیادی وجود دارد. علم بدون عمل بی‌فایده است.


تغییر را قبول کرده و در آغوش بکشید.

 

یک موقعیت، بد باشد یا خوب، تغییر می‌کند. روی این می‌توانید حساب کنید. پس تغییر را در آغوش بکشید و بدانید که تغییر به دلیلی رخ می‌دهد. شاید همیشه اول کار ساده و واضح نباشد اما در آخر ارزشش را خواهد داشت.


درمورد اینکه دیگران درموردتان چه فکری می‌کنند نگران نباشید.

 

در اکثر مواقع اینکه بقیه چه فکری درمورد شما می‌کنند اهمیتی ندارد. وقتی من 18 سالم بود، نظر همکلاسی هایم تاثیر زیادی در تصمیماتم داشت. و گاهی اوقات آنها من را از ایده‌ ها و اهدافی که شدیداً باورشان داشتم، دور می‌کردند. الان می‌فهمم این روش زندگی واقعاً احمقانه بود مخصوصاً وقتی می‌فهمم که تقریباً همه این افراد که ایده ‌هایشان برایم خیلی مهم بود دیگر بخشی از زندگی من نیستند. به جز وقتی که می‌خواهید یک تاثیر اولیه عمیق روی کسی بگذارید (مثلاً در یک مصاحبه شغلی، اولین قرار ملاقات اولیه و از این قبیل)، اجازه ندهید ایده ‌های دیگران سر راهتان قرار گیرد. اینکه آنها چه فکر می‌کنند و درموردتان چه می‌گویند اصلاً اهمیتی ندارد. آنچه مهم است این است که خودتان درمورد خود چه فکر می‌کنید.


همیشه با خودتان و دیگران صادق باشید.

 

صادق زندگی کردن باعث آرامش فکر است و آرامش‌ فکر واقعاً ‌قیمتی.


در دانشگاه با آدم‌های زیادی درمورد کارتان حرف بزنید.

 

رئیس‌ها، همکاران، پروفسورها و اساتید دانشگاه، همکلاسی‌ها، بقیه دانشجویان خارج از دایره اجتماعی شما، استادیارها، دوستان دوستانتان، همه! اما چرا؟ این یعنی شبکه ‌سازی حرفه‌ای. من از وقتی از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم، برای سه کارفرما کار کرده‌ام اما فقط با کارفرمای اول مصاحبه کردم. دو نفر بعدی قبل از اینکه حتی یک مصاحبه رسمی انجام دهم، بنابر توصیه یک مدیر (کسی که چندین سال شبکه حرفه ‌ای من بود) به من کار پیشنهاد کردند. وقتی کارفرماها می‌خواهند کسی را استخدام کنند، اولین کاری که می‌کنند این است که از کسانیکه می‌شناسند می‌پرسند که کسی را می‌شناسند که به درد آن مقام بخورد یا نه. اگر این شبکه حرفه‌ای را زود بسازید، خودتان را خوب جا خواهید انداخت. به مرور زمان، با افراد جدیدی در شبکه حرفه‌ ایتان آشنا می‌شوید و حرف می‌زنید و این افراد فرصت‌های تازه‌ای در اختیارتان قرار خواهند داد.


هر روز حداقل 10 دقیقه در سکوت بنشینید.

 

از این زمان برای فکر کردن، نقشه کشیدن، برنامه ریختن و خیالپردازی استفاده کنید. تفکر خلاق در سکوت و تنهایی اتفاق می‌افتد. در سکوت می توانید افکارتان را بشنوید، به عمق وجودتان دست پیدا کنید و روی قدم منطقی بعدی زندگیتان تمرکز کنید.


زیاد سوال بپرسید.

 

بزرگترین ماجراجویی ممکن، توانایی سوال کردن است. گاهی ‌اوقات در این فرایند، خودِ جستجو مهم‌تر از پاسخ‌هاست. پاسخ‌ها از دیگران، از جهان علم و تاریخ و از بینش و خرد عمیق درون خودتان سرچشمه می‌گیرند. این پاسخ‌ها اگر نتوانید سوالات درست را بپرسید هیچ‌وقت به ظاهر نمی‌آیند. درنتیجه، عمل ساده سوال کردن و پرسیدن سوالات درست، پاسخ اصلی است.

 

منابعی که در اختیار دارید را کاوش کنید.

 

آدم‌های سالم وقتی یک فرد علیل را می‌بینند که نشانه ‌هایی از شادی احساسی بروز می‌دهد، تعجب می‌کنند. چطور کسی که چنین وضعیت فیزیکی محدودی دارد می‌تواند اینقدر شاد باشد؟ پاسخ در این است که چطور از منابعی که در اختیار دارند استفاده می‌کنند. استیو واندر نمی‌توانست ببیند، به همین دلیل از حس شنوایی خود برای موسیقی استفاده کرد و الان 25 جایزه بین ‌المللی از آنِ اوست.


پایین ‌تر از سطح معیشتتان زندگی کنید.

 

یک زندگی راحت داشته باشید، نه یک زندگی تظاهری. برای تحت ‌تاثیر قرار دادن دیگران خرج اضافی نکنید. طوری زندگی نکنید که خودتان را گول بزنید که ثروت با اموال مادی سنجیده می‌شود. پولتان را عاقلانه مدیریت کنید تا پولتان شما را مدیریت نکند.


به دیگران احترام بگذارید و به آن‌ها حسی خوب منتقل کنید.

 

در زندگی و کار، اینکه چقدر حرف می‌زنید مهم نیست، اینکه چطور باعث می‌شوید دیگران شاد شوند اهمیت دارد. به بزرگترها و کوچکترهایتان و همه آدم‌هایی که شایسته احترامند احترام بگذارید. با همه با همان سطح احترامی که با پدربزرگتان برخورد می‌کنید و با همان میزان صبری که برای برادر کوچکترتان صرف می‌کنید رفتار کنید.


در هر کاری بهترین باشید.

 

اگر قرار نیست کاری را درست انجام دهید اصلاً چه دلیلی دارد آن را انجام دهید. در کار و در تفریحاتتان بهترین باشید. برای خودتان یک اعتبار ایجاد کنید، اعتبار انجام فوق ‌العاده هر کار.


کسی باشید که برای آن زاده شده‌اید.

 

باید از قلبتان پیروی کنید و کسی شوید که قرار بوده بشوید. بعضی از ما زاده شده‌ایم که موسیقیدان شویم. بعضی از ما شاعر به دنیا آمده‌ایم و بعضی دیگر به دنیا آمده‌ایم که تجارت کنیم. هرکاری که تصمیم می‌گیرید دنبال کنید را باید در همه نسوخ بدنتان حس کنید. زندگیتان برای برآوردن آمال و آرزوهای دیگران تلف نکنید.

 

اما از اینها گذشته ، هرکجا که توانستید بخندید ، هرکجا که باید عذرخواهی کنید و چیزی را که نمی‌توانید تغییرش دهید، رها کنید. زندگی کوتاه اما اعجاب‌انگیز است . از آن لذت ببرید .

آدم‌های زیادی از زندگی‌شان خسته شده‌اند. این خستگی و بیحوصلگی می‌تواند یک مارپیچ روبه‌پایین ایجاد کند. این مارپیچ می‌تواند افسردگی، بی‌میلی، ناامیدی و بسیاری احساسات منفی دیگر در خود داشته باشد. احتمالاً مهمترین مسئله برای فردی که در چنین موقعیتی قرار دارد این حس است که نمی‌دانند چه باید بکنند و به همین خاطر هیچ کاری نمی‌کنند.

 

اینجا می‌خواهیم 8 مهارت بسیار مهم برایتان معرفی کنیم که باید برای به دست آوردن آنها تلاش کنید. این مهارت‌ها به شما کمک می‌کنند خودتان را از این مارپیچ منفی دور نگه دارید.

 

مهارت 1: برای آینده رویاپردازی کنید

 

برای دیدن رویا حتماً نباید بخوابید. زمانی را به فکر کردن درمورد اتفاقات خوشایندی که دوست دارید در آینده بیفتد اختصاص دهید. اگر از دوران کودکی تابحال رویایی انجام‌نشده دارید، دوباره آن را امتحان کنید. همین می‌تواند یک نقطه شروع دوباره باشد.

 

مهارت 2: موانع موجود برای رویای زندگیتان را از میان بردارید

 

احتمال اینکه خودتان مانع سر راه خودتان باشید خیلی زیاد است. چه چیزی شما را عقب نگه می‌دارد؟ خیلی‌ها هستند که همیشه افسوس می‌خورند که چرا به دانشگاه نرفتند. تصور می‌کنند که الان دیگر خیلی دیر شده است. منظور این نوع موانع است.

 

مهارت 3: هدف و معنا به دست آورید

 

بعد از 40 سالگی به دنبال پیدا کردن هدف با راه‌های جدید هستیم. در جوانی هدف ما ایجاد و ساختن عناصر زندگی مثل ازدواج، بچه‌دار شدن، خانه‌دار شدن و پیشرفت کاری است. اما حالا که خیلی از این هدف‌ها به سرانجام رسیده‌اند، هدف‌هایمان تغییر می‌کنند. هدف می‌تواند قرار دادن خود در کنار چیزهایی باشد که شما را بالغ‌تر و کامل‌تر می‌کند. خودتان باید هدفتان را مشخص کنید.

 

مهارت 4: قدرت انتخاب مسیر زندگی

 

آینده ما چیزی فراتر از موقعیت‌های گذشته‌مان است. فقط دو چیز است که در آن حق انتخاب ندارید: مرگ و مالیات. این خودتان هستید که می‌توانید تعیین کنید در زندگیتان چه اتفاقاتی بیفتد. زندگی خودتان است پس مسئولیت آن را به گردن بگیرید.

 

مهارت 5: بطور مداوم چیزهای جدید یاد بگیرید

 

یادگیری فواید زیادی دارد. اولین فایده آن برای شما ایجاد فرصت‌های جدیدی است که در اختیارتان قرار می‌گیرد. احتمالات نامحدود هستند. می‌توانید یک مهارت جدید یاد بگیرید، درمورد مکان‌های جدید اطلاعات پیدا کنید، علایقتان را دنبال کنید. با این روش همیشه در حال رشد خواهید بود. اگر رشد نکنید، موفق نخواهید بود.

 

مهارت 6: ممکن‌ها را تشخیص دهید

 

یکجایی در زندگیمان ممکن‌ها را کم می‌کنیم. زمانی را که فکر می‌کردید هر کاری از دستتان برمی‌آید را به یاد می‌آورید؟ خیلی‌ها را دیده‌اید که باوجود نقص‌های جسمانی بسیار به افرادی موفق در جامعه تبدیل شده‌اند. اینها محدودیت‌ها را ندیده‌اند، ممکن‌ها را پیدا کرده‌اند.

 

مهارت 7: از اشتباهاتتان درس بگیرید

 

شکست اگر باعث شود درسی از آن بگیرید چیز خوبی است. یک دلیل دیگر برای خوب بودن آن این است که می‌فهمید برای رسیدن به چیزی مهم تلاش می‌کنید. شکست می‌تواند یک نگرش باشد. توماس ادیسون 10،000 بار شکست خورد اما هیچوقت خود را بازنده ندید. او به این نتایج بعنوان 10،000 فرصتی که می‌تواند برای بالا بردن کار خود از آنها استفاده کند نگاه کرد. اگر اخیراً شکست نخورده‌اید، بد نیست امتحانش کنید!

 

مهارت 8: روابطی معنادار بر پایه اعتماد و احترام ایجاد کنید

 

ما با حضور دیگران در زندگیمان پرورش می‌یابیم. ما موجوداتی اجتماعی هستیم که نیاز به گیرش و دهش داریم. این موضوع را مثل یک پارچه تصور کنید. پارچه تارهای زیادی دارد که هریک به یک سمت مختلف رفته‌اند. یک تکه پارچه مطمئناً بسیار محکم‌تر از یک تار به تنهایی است.

 

این مهارت‌ها را تا چه اندازه در خودتان پرورش داده‌اید؟ از همین امروز شروع کنید. با کمک این مهارت‌ها می‌توانید از نیمه دوم زندگیتان هم درست مانند دوران جوانی لذت ببرید.

همان طور که علم و تکنولوژی پیشرفت می کند، عواملی که موجب اضطراب، نگرانی، استرس وافسردگی می شوند نیز بیشتر شده اند. استرس پدیده ای اجتناب ناپذیر است و صرف نظر از جنس، سن، طبقه اجتماعی، ثروت، شغل و مقطع زمانی همواره حضور دارد.

 


بعنوان یک پدیده روحی و روانی ، استرس حالتی است که اکثر ما در زندگی روزمره چه در محیط خانواده و چه در اجتماع و محیط کار آنرا تجربه می نماییم و این تجربه منجر به نتایج گاه مثبت و گاه منفی می گردد. استرس لزوماً مضر نیست و مادامی که بتوان بین افراد رقابت سالم برقرار کرد به یک موهبت تبدیل می شود. اگر استرس وجود نداشت فعالیت های سازنده زیادی صورت نمی پذیرفت. ولی از آنجا که استرس عمدتاً به پیامدهای ناگوار منجر می شود ضروریست تا استرس و موقعیت های استرس زا به نحو شایسته ای مهار کرد.

 

کنترل تنفس(تنفس شکمی)

 

مسلماً هر کسی طرز نفس کشیدن را می داند. اما تعداد کمی از افراد از روش صحیح تنفس آگاهند. کنترل تنفس، یا تنفس کردن به مدت چند دقیقه اغلب به خودی خود راه موثری برای استراحت و تمدد اعصاب است. این شکل تنفس(شکمی) بر حسب مقدار اکسیژنی که دریافت می کنید موثرترین نوع تنفس است. اگر عادت کنیم که به این شکل نفس بکشیم علاوه بر آرامش ذهنی می توانیم فشار خون را کاهش داده و اضطراب را کم کنیم. نفس کشیدن شکمی نه فقط به ایجاد آرامش جسم کمک می کند، بلکه قادر است اثرات منفی فشار روانی را نیز خنثی سازد.

 

ورزش کنید

 

اگر ورزش کنید و وضعیت جسمی خود ر ا در حالت طبیعی و مناسب نگهدارید، نسبت به زمانی که از نظر جسمی وضعیت خوبی ندارید، کمتر مضطرب و افسرده خواهید شد. ورزش کردن از نظر روحی اضطراب را کاهش می دهد، سبب بهبود عملکرد در مدرسه شده، تمرکز و حافظه را تقویت می کند، افسردگی را از بین می برد، اعتماد به نفس را افزایش می دهد و حتی باعث بیشتر شدن خلاقیت می شود. و بالاخره ورزش نیرو و نرمی و قدرت بدنی را افزایش می دهد و مقاومت دستگاه قلبی- عروقی را زیادتر می کند.

 

تغذیه سالم داشته باشید

 

استرس به روش های گوناگون بر افراد تاثیر می گذارد که از شمار آنها می توان به نوع تغذیه، تغییردر رژیم غذایی، حضور در مکان های پر جمعیت و شلوغ، بی نظمی و خستگی مفرط اشاره کرد. وقتی تغذیه مناسب باشد و ساعات خواب تنظیم شود، بدن آمادگی بیشتری برای روبه رو شدن با فشار روانی پیدا خواهد کرد. یک رژیم غذ ایی متعادل که در آن مواد لازم رعایت شده باشد در کاهش استرس نقش اساسی دارد.

 

مدیریت زمان داشته باشید

 

بسیاری از افراد محدودیت های زمانی را به عنوان یکی از مهم ترین منابع استرس خود ذکر می کنند. درست مثل کم کردن وزن که نیاز به تغذیه به جا و ورزش دارد، عادت اجرای الویت ها و مدیریت شخصی هم محتاج رعایت حق تقدم در کارهاست.از نشانه های ضعف در مدیریت زمان می توان به تعجیل دایمی و دستپاچگی- دیر رسیدن همیشگی- احساس کمبود انگیزه و انرژی- عصبانیت- به پایان نرساندن کارها و.. اشاره کرد. زمان یکی از مهم ترین مهارت هایی است که انسان برای موفقیت در انجام هر کاری به آن نیاز دارد.مدیریت زمان رابطه مستقیم با تعیین اهداف کوتاه مدت و درازمدت در زندگی دارد. ابتدا باید فعالیت هایمان را الویت بندی کنیم. هرچه بیشتر از اهداف و ارزش هایمان مطلع باشیم بهتر می توانیم آنطور که دوست داریم و به آن معتقدیم زندگی کنیم. انسان باید بداند که از زندگی چه می خواهد و سپس برای رسیده به آن برنامه ریزی کند.

"من از زندگی فقط آرامش را می خواهم !"

شاید بتوان مهم ترین هدف انسان را در تاریخ حیاتش ، رسیدن به ساحل امن آرامش دانست، کشش به این هدف در دوره های مختلفی، در لباس های متفاوتی خود را نشان داده است : پول، مادیات ، لذّت، شهرت ، محبوبیت، قدرت، دین، خدا، رسیدن به استقلال، وابستگی و ... . ولی شاید مهمترین و پر رجوع ترین جایی که انسان ها به دنبال آرامش در آنجا می گردنند ارتباط است، انسان به این درک رسیده که حس های بشری را تاحدی می توان به تنهایی تجربه کرد و از یک مقدار به بعد باید در جمع و با هم در تجربه یک حس مشترک بود مثلاً تا حدی می توان به تنهایی خوشحال بود و برای دریافت میزان بیشتر خوشحالی باید در جمع خوشحال بود . و اینجاست که انسان برای حل مهم ترین دقدقه زندگی خود یعنی آرامش دست به دامن ارتباط می شود. اما جدا از چگونگی و موقعیتی که آرامش در آن مورد جستجو قرار می گیرد احساس شخصی و شرایط دیگری هم در تجربه این حس دخالت دارد.

 

آرامش داشتن مسری است. نداشتن آرامش هم همین طور

جیم رون نویسنده موفق می گوید: " شما جزو آن پنج نفری هستید که بیشتر وقت خود را با آن ها می گذرانید. " به واقع این جمله میزان تاثیر پذیری فرد را از گروه و افرادی که با آنها در تعامل است را نشان می دهد برای پاسخ با این که "چقدر در زندگی ام آرامش دارم ؟ " می توان به خانواده، همکاران، دوستان و همه کسانی بیشتر اوقات روز را با آنها می گذرانید نگاه کنید و یک جواب مشترک بین این سوال و اینکه "چقدر آنها آرامش دارند ؟ " وجود خواهد داشت. همه ما به تدریج شبیه کسانی می شویم که اوقات خود را با آنها می گذرانیم و اگر تنها باشیم بهتر است تا وقت خود را صرف کسانی کنیم که ما را با ذهنیت قربانی خودشان، به دنیای نا آرام وارد می کنند.

 

گذشته انسان و آرامش

چه چیزی در تجربه آرامش دخالت دارد؟

شاید شرایط و موقعیت جاری اولین و تنها جایی است که برای جواب این سوال مورد جستجو قرار می گیرد ، اما توجه با این که شرایط حال بر روی چه بنایی شکل گرفته ضروری به نظر می رسد و این بنا، گذشته نام دارد.

گذشته تاریک انسان ها می تواند فاکتور مهمی باشد که اثر بخش زیادی از موارد مثبت را از بین ببرد.

گذشته مانند کوله باری از سنگ های سنگین و بزرگی است که حرکت را کند تر و کند تر می کند ، جهت حرکت را تغییر می دهد و گاهی هم متوجه می شویم که کوله بارمان ما را به این سو و آن سو می برد نه ما، و دردناک تر این که تنها عذاب حمل کردن آن با ما می ماند .

افراد زیادی هستند که صدمات و خاطرات تلخ گذشته را از یاد نمی برند و هیچ گاه از ترس و خشم رهایی نمی یابند، افرادی که والدین خود را نمی بخشند و زندگی نا آرامی را برای خود، همسر و فرزندانشان به ارمغان می آورند.

آنچه روشن است برای فرمانروایی آرامش باید از موضع عشق و بخشش وارد شد. برای دعوت آرامش به زندگی باید دست های مشت شده از خشم را برای در آغوش گرفتن دنیای آرام باز کرد، باید چشم های بسته شده از ترسی که از گذشته در ما خانه کرده را به سوی نور امید گشود و این که نه برای دیگران ، بلکه برای خود بخشید و گذشته را رها کرد.

 

حفظ آرامش

گاه آنقدر از رسیدن به آرامشی که به آن دست می یابیم مست و مغروریم که از یاد می بریم که این نهال زیبا ، این شگفت انگیزترین خلقت خدا نیازمند توجهی ویژه است. نکته ای که انسان ها زود فراموش می کنند که حفظ آرامش از رسیدن به آرامش مهم تر است. تغییرات زمانی، مکانی، ارتباطی ، همه و همه این قابلیت را دارند که نوساناتی را در آرامش به وجود آورند و حالا است داشتن مهارت مدیریت آرامش بیشتر از هر چیزی مهم به نظر خواهد رسید . نکته قابل تامل و امیدوارانه این است که مهارت چگونگی رسیدن و نگهداری آرامش اکتسابی و یادگرفتنی است.

 

تغییرات و آرامش

تغییرات در زندگی و گذر زمان این قابلیت را دارد که به حس ها رنگ و بویی تازه بدهد. این ذهن بشر است که تعیین می کند که چگونه روح و جسم بدن در برابر تغییرات از خود عکس العمل دهد. در برابر تغییر، ذهن است که می گوید متناسب با باورها ، عقاید و آموزش های گذشته آرامش یا اضطراب را باید تجربه کرد .

در دنیای امروز، با تغییر مرزهای ارتباطی جدید، شیوه های زندگی و رفتاری دستخوش تحول و دگرگونی شده است و باید این نکته را همیشه در نظر داشت که اگر می خواهیم تغییری مثبت برای رسیدن به آرامش به وجود بیاوریم یا اینکه بخواهیم در برابر تغییرات آرامش مان تهدید نشود همیشه باید خودمان قسمتی از تغییری باشیم که می خواهیم در دنیا بدهیم و به بیان بهتر باید یکنواخت شدن با تپش قلب طبیعت را تمرین کنیم.

اکسیژن ناب آرامش ، گوارای وجود. به مردم بیش از انتظاراتشان ببخشید و اینکار را با روی خوش انجام دهید.

 

2. شعر مورد علاقه تان را از بر کنید.

 

3. هر آنچه که میشنوید را باور نکنید، همه دارایی تان را خرج نکنید و هر چقدر که می خواهید نخوابید.

 

4. وقتی میگویید "دوستت دارم"، واقعاً داشته باشید.

 

5. وقتی میگویید "متاسفمa"، در چشم طرف مقابل نگاه کنید.

 

6. پیش از ازدواج حداقل شش ماه نامزد بمانید.

 

7. به عشق در نگاه اول اعتقاد داشته باشید.

 

8. هیچگاه به رویاهای دیگران نخندید.

 

9. عمیق و مشتاقانه عشق بورزید. ممکن است صدمه ببینید ولی این تنها راه کامل زندگی کردن است.

 

10. در اختلافات، منصفانه مبارزه کنید. بدون صدا زدن اسامی افراد.

 

11. مردم را از روی خویشاوندانشان مورد قضاوت قرار ندهید.

 

12. آرام صحبت کنید، سریع فکر کنید.

 

13. وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که تمایلی به پاسخ دادن ندارید، لبخند زده، و سوال کنید، "چرا میخواهی بدانی؟"

 

14. بیاد داشته باشید که عشق بزرگ و کامیابی های بزرگ ریسک بزرگ می طلبند.

 

15. با مادرتان در تماس باشید.

 

16.وقتی کسی عطسه میکند به او بگویید "عافیت باشه!"

 

17. وقتی شکست میخورید، درسی که از آن شکست می آموزید را فراموش نکنید.

 

18. سه چیز را بیاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و پذیرفتن مسئولیت همه کارهایتان.

 

19. اجازه ندهید یک مشاجره کوچک یک دوستی بزرگ را خراب کند.

 

20. وقتی متوجه اشتباه خود شدید، قدمهای فوری برای جبران آن بردارید.

 

21. وقتی گوشی تلفن را برمی دارید لبخند بزنید، فرد تماس گیرنده لبخند شما را در صدایتان خواهد شنید.

 

22. با زن یا مردی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. وقتی سنتان بالاتر میرود، مهارتهای محاوره ای به اندازه مهارتهای دیگر اهمیت پیدا خواهد کرد.

 

23. مقدار زمانی را در تنهایی سپری کنید.

 

24. آغوشتان را برای تغییر باز کنید ولی نه به اندازه ای که ارزشهایتان زیر سوال رود.

 

25. بیاد داشته باشید که گاهی سکوت بهترین پاسخ است.

 

26. بیشتر کتاب بخوانید و کمتر تلویزیون تماشا کنید.

 

27. شرافتمندانه و خوب زندگی کنید تا در زمان پیری وقتی به گذشته فکر کردید، فرصتی دوباره برای لذت بردن از آن پیدا کنید.

 

28. به خدا توکل کنید ولی درب ماشینتان را قفل کنید.

 

29. وجود فضایی عاشقانه در خانه تان بسیار مهم است. هر آنچه که میتوانید برای ایجاد خانه ای آرام، آسوده و امن انجام دهید.

 

30. در اختلافات با کسی که دوستش دارید، با موقعیت کنونی دست و پنجه نرم کنید. گذشته را پیش نکشید.

 

31. مفهوم عمیق و ژرف مطالب را درک کنید.

 

32. دانش خود را به اشتراک بگذارید. این روشی است برای دستیابی به ابدیت.

 

33. با محیط زیست مهربان باشید.

 

34. با خدا راز و نیاز کنید. قدرت بیکرانی در این کار است.

 

35. وقتی کسی از شما تعریف میکند هیچگاه حرفش را قطع نکنید.

 

36. حواستان به کار خودتان باشد.

 

37. به کسی که زمان بوسیدن شما چشمانش را نمی بندد اعتماد نکنید.

 

38. یکبار در سال به جایی بروید که تابحال نرفته اید.

 

39. اگر درآمد زیادی دارید، بخش از آنرا در زمان زنده بودنتان برای کمک به دیگران اختصاص دهید. این بزرگترین لذت بردن از ثروت است.

 

40. بخاطر داشته باشید که دست نیافتن به چیزی که دوست دارید گاهی خوش اقبالی است.

 

41. قوانین را بیاموزید سپس برخی را بشکنید.

 

42. بیاد داشته باشید بهترین رابطه آنی است که عشق شما به یکدیگر بزرگتر از نیاز شما به یکدیگر باشد.

 

43. موفقیت خود را اینگونه محک بزنید که چه چیزی را از دست می دهید تا چه چیزی را بدست آورید.

 

44. بخاطر داشته باشید که شخصیت شما سرنوشت شما است.

 

45. متهورانه به عشق خود نزدیک شوید.

مشتری عصبانی را چطور مدیریت کنیم

 

۴۹. گروهی انحصاری برای خودمانی تر ها تشکیل بدهید.

بازخورد نسبت به پیشنهادات جدید را بر روی یک گروه کوچک متمرکز امتحان کنید. نمایش های خصوصی با دعوت از افراد داخل لیست، برگزار کنید. آنها را می توانید آن ین یا آف ین برگزار کنید.


تقدیرنامه برای تشکر از مشتریان ارسال کنید

 

۷# همه رکورد های فعلی را در هم بشکنید

در تاریخ بعنوان یک تغییر-دهنده بازی بمانید

۷۱. محدودیت ها را کنار بزنید.

برای مبارزه با این روحیه و کاهش یا از بین بردن آن باید با توجه به هر یک از عوامل تاثیرگذار، راه و روش مناسب و راه کار عملی خاصی را اتخاذ کرد

 

عوامل مختلفی همچون، نداشتن هدف، نداشتن برنامه صحیح، ضعف و سستی اراده، داشتن افکار منفی و عدم توجه به توانایی‌ها و استعدادهای خویش، خودکم بینی و غیره در ایجاد کم حوصلگی نقش دارند. بنابراین برای مبارزه با این روحیه و کاهش یا از بین بردن آن باید با توجه به هر یک از عوامل تاثیرگذار، راه و روش مناسب و راه کار عملی خاصی را اتخاذ کرد، بدین منظور به نکات و مطالب زیر توجه کنید:

 

1 - قبل از هر چیز با توجه به توانایی‌ها و استعدادهای خویش هدفی معقول و قابل دسترسی و مطابق با شرایط و امکانات موجود برای خود ترسیم کنید.

 

2 - به منظور رسیدن به هدف مورد نظر از یک برنامه مدون و جدول زمان بندی شده‌ای استفاده کنید و خود را مقید به انجام آن کنید.

 

3 - اگر افکار منفی و احساس ضعف و خودکم بینی باعث کم حوصلگی شما شده است، با به خاطر آوردن توانایی‌ها و استعدادها و موفقیت‌های گذشته خویش و توجه به نقاط قوت زندگی، یاس و نا امیدی نسبت به آینده را به امیدواری و خوشبینی نسبت به آینده تبدیل کنید.

 

4 - یاد خدا و توجه و توکل به ذات مقدس لایزال الهی و طلب کمک و یاری از او نقش موثری در ایجاد آرامش و امید به آینده دارد، بنابراین یاد و توجه و توکل به خداوند را در انجام کارها فراموش نکنید.

 

5 - باید علل و عوامل ضعف اراده خویش را بشناسید. توجّه کنید ضعف اراده غالبا در عدم اعتماد به بینش و تفکر، عدم شناخت خویش، با ارزش تلقى نکردن خود، عدم امنیت روانى، عدم تدبیر عقلانى در تشخیص امور و تمیز دادن امور از هم، شکست‏هاى گذشته و عوامل باز دارنده رشد و قوت نفس مانند محرومیت، سرزنش و رنج‏هاى مستمر ریشه دارد. زدودن هر یک از این عوامل در پرتو سرمایه گزارى و برنامه ریزى ممکن است.

 

6 - باید باور کنید مانند دیگر انسان‏ها از توانمندى‏هاى بسیار برخوردارید. فراموش نکنید نقاط قوت انسان از نقاط ضعفش بیش‏تر است. تصمیم خوب در پرتو تکیه بر قوت‏ها، جبران ضعف‏ها و احساس توانمندى شکل مى‏گیرد.

 

7 - بکوشید براى هر رفتارى انگیزه‏اى قوى داشته باشید و به ویژه از آثار مثبت تصمیم‏گیرى‏ها و رفتارهاى خاص خویش به طور کامل آگاه شوید.

 

8 - در موقعیتى که به سرزنش و متهم شدن به ناتوانى و ناپختگى می‏انجامد، قرار نگیرید. براى تصمیم‏گیرى‏ها و اقدامات خویش امنیت روانى فراهم آورید تا بتوانید به آرامى در برابر دیگران یا همراه آنان ابراز وجود کنید و برجستگى فکرى و فعالیت به جا را از طریق تصمیم آشکار سازید.

 

9 - در برابر اراده پولادین انسان همه سختى‏ها آسان مى‏شود. به استقبال کارهاى به ظاهر دشوار بروید و به خود تلقین کنید مى‏توانید در این امور درست تصمیم بگیرید و افتخار موفقیت در انجام آن‏ها را به دست آورید.

 

10 - از خواب زیاد، پرخورى و دیگر اسباب تنبلى و سستى اراده بپرهیزید.

 

11 - تردید در تصمیم‏گیرى و تاخیر در عمل سبب از دست رفتن منافع معنوى و مادى فراوان مى‏شود و زیان‏هاى بسیار را به ارمغان مى‌آورد.

 

12 - تصمیمات به جا و پر ارزش گذشته‏ خود را به یاد ‌آورید و توجه کنید که چون گذشته براى انجام دادن کارهاى مهم آمادگى دارید.

 

13 - در تصمیم‏ها و فعالیت‏هاى اسوه ‏ها دقت کنید، در همسان‌سازى و الگوپذیرى جدى باشید تا جرات انجام کار یابید و توان تصمیم‏ گیرى و اجرا در شما تقویت شود.

 

14 - ورزش مستمر و منظم را که در تقویت اراده بسیار موثر است، فراموش نکنید.

 

15 - با تصمیم‏هاى آسان در کارهاى ساده، به تدریج خود باورى و توانمندى را در خویش پدید آورید و راه را براى تصمیم ‏گیرى در امور مشکل و پیچیده هموار سازید.

مسایل مالی، وجه مشترک زوج‌ها در تمام سال‌ها خواهد بود بنابر این لازم است هریک از طرفین از همان ابتدا با یکدیگر صادق بوده، در مورد مسائل مالی هم همفکری نموده و متحد عمل کنند.

 

تصمیم‌گیری مالی در سال‌های اول ازدواج نقش مهمی در رفاه سال‌های آتی دارد. زوج‌های جوان این فرصت را دارند با تصمیمی که در مورد مسایل مالی در سال‌های اول ازدواج می‌گیرند، سالیان سال از رفاه مالی بهره‌مند شوند.

 

مسایل مالی، وجه مشترک زوج‌ها در تمام سال‌ها خواهد بود بنابر این لازم است هریک از طرفین از همان ابتدا با یکدیگر صادق بوده، در مورد مسائل مالی هم همفکری نموده و متحد عمل کنند. برای رسیدن به هدفی مشترک، آینده‌ای روشن و پرهیز از جر و بحث‌های مالی که در بعضی خانواده‌ها دیده می‌شود، موارد زیر را رعایت کنید.

 

- خلوص و صداقت:

 

خیلی از زوج‌های جوان به دلیل صادق نبودن طرف مقابل، در مورد مسایل مالی دچار مشکل می‌شوند.

 

بعضی وقت‌ها یکی از طرفین بدهی‌ها یا مخارج خود را از دیگری پنهان می‌کند. این پنهان‌کاری، زمینه‌ساز مشکلات برای طرف مقابل بوده، او نمی‌تواند مخارج یا میزان سرمایه را به طور صحیح برآورد و از نظر مالی برنامه‌ریزی کند.

 

- حساب درآمد و مخارج را داشته باشید :

 

زوج‌های جوان باید حساب درآمد خود را داشته باشند و با برنامه‌ریزی، بیش از آن خرج نکنند. برنامه‌ریزی شامل پس‌انداز مقداری از پول و سرمایه‌گذاری برای دوران بازنشستگی است.

 

حساب و کتاب به هر کدام از آن‌ها اطمینان می‌دهد که با توجه به میزان درآمد، مخارج و روش زندگی و با توجه به موقعیت مالی فعلی در سطح یکسانی هستند. این باعث می‌شود هر طرف مشکلات مالی دیگری را پذیرفته و در مورد درآمد و مخارج به توافق برسند.

 

- سعی نکنید خود را با دیگران مقایسه و همپای سایرین خرج کنید :

 

بسیاری از زوج‌های جوان نمی‌توانند پس‌انداز کنند و بیش از حد هزینه می‌کنند. خرج کردن پا به پای دیگران، اکثرا منجر به بدهی شده یا حداقل آن است که نمی‌توانند پس‌انداز کنند. درآمد و هزینه باید بر اساس نیاز زوج‌ها باشد نه بر حسب عادات دیگران.

 

- با دید بلندمدت سرمایه‌گذاری کنید :

 

زوج‌های جوان فرصت زیادی برای پس‌انداز و سرمایه‌گذاری دارند. در نتیجه نسبت به سایر زوج‌ها به سرمایه‌گذاری مشتاق‌ترند.

 

در واقع مشاوران مالی زوج‌های جوان را به سرمایه‌گذاری به خصوص در سهام و سرمایه‌گذاری با ریسک کم‌تر (مانند اوراق قرضه) تشویق می‌کنند.

 

داشتن افق و دید بلندمدت، آینده‌ای مرفه‌تر و هزینه کردن با پشتوانه مالی را به همراه دارد.

مدیریت زمان

آیا شما هم به این فکر می‌کنید که کاش زمان بیشتری برای انجام کارهای‌تان داشتید؟ آیا به این فکر می‌کنید که کاش می‌توانستید وقت خود را به کارهای مفیدتری اختصاص دهید؟ آیا شما هم با کمبود وقت شدید درگیر هستید؟

مدیریت زمان عنوان مهارتی است که به شما کمک می‌کند تمام کارهای خود را سر وقت و به موقع انجام دهید و هیچ گاه دچار کمبود زمان نشوید.اما به دست آوردن مهارت مدیریت زمان که فکر می‌کنم تک تک ما به شدت دنبال آن هستیم خیلی ساده نیست.

اگر با دیدن تیتر چشم‌های‌تان برق زد خوشحال باشید.در ادامه 11 قانون طلایی مدیریت زمان را که برگرفته از این مقاله فوق‌العاده است با هم مرور خواهیم کرد.

 

یک/ باور داشته باشید مدیریت زمان یک افسانه است!

خوب این خیلی عنوان خوبی برای اولین قانون یک مقاله درباره مدیریت زمان نیست. اما شما که نمی‌خواهید خود را گول بزنید؟ برای شروع باید باور داشته باشید شما به هیچ عنوان نمی‌توانید مدیریت زمان داشته باشید!

در واقع یک روز فقط و فقط 24 ساعت است و این 24 ساعت هم خواه ناخواه می‌گذرد. شما به جای تلاش برای مدیریت زمان، باید «خودتان را مدیریت کنید» برای انجام به موقع کارها. این راز بسیار مهم شما را وادار می‌کند به شخصیت خودتان دقیق‌تر بشوید.

 

دو/برای مدیریت زمان به دنبال جاهایی بگردید که زمان را تلف می‌کنید.

اولین قدم در مدیرت زمان این است که به دنبال سارقین زمان بگردید. ببینید کجا وقت‌تان به صورت نادرست هدر میرود و شما نمی‌توانید از آن زمان‌ها استفاده مناسبی در جهت بهره‌وری ببرید.

خیلی وب‌گردی الکی می‌کنید؟ همیشه تلفن می‌سوزانید؟ به خداوندگار sms تبدیل شدید؟ برای وقت‌گذاری کارتون‌هایی مانند فوتبالیست ها را هم نگاه می‌کنید؟ انتظار هم دارید وقت کم نیاورید؟

 

سه/ برای تلاش‌هایتان برای مدیریت زمان هدف بگذارید.

یادآوری می‌کنم، توجه مدیریت زمان روی تغییر رفتارهای شماست و نه تغییر زمان  [گام شماره یک].  یکی از بهترین جاها برای شروع این تغییر رفتار تلاش برای حذف جاهایی است که وقت شما الکی تلف می‌شود [گام شماره دو]برای مثلا یک هفته سعی کنید یک هدفی بگذارید و حتما هم انجامش بدهید. نگاه نکردن برنامه عمو پورنگ که سخت نیست! هدف می‌تواند نزدن sms برای یک هفته باشد.

 

چهار/ برنامه‌های مدیریت زمان‌تان را اجرایی و گسترده کنید.

این شاید یک جورهایی با گام شماره سه از یک رده باشند. شما توانستید یک هدف را برای یک مدت محدود تنظیم کنید و به آن عمل کنید.در این گام شما باید یک خورده به خودتان فشار بیاورید. نترسید به ذخایر چربی شما آسیبی وارد نمی‌شود.

شما کم‌کم باید این زمان‌های محدود را افزایش بدهید و در عین حال تعداد اهداف را هم زیاد کنید. برای مثال برای یک ماه نه sms بزنید. نه برنامه‌های وقت‌گیر و بعضا وقت تلف‌کن تلوزیون را نگاه کنید. نه وبگردی بیهوده کنید و نه …

طبیعتا وقتی قدم سوم را با موفقیت برداشتید با کمی تلاش این قسمت را هم می‌توانید پشت سر بگذارید. هر چند شاید خیلی ساده به نظر نرسد!

 

 

مدیریت زمان

مدیریت زمان

 

پنج/ از ابزارهای مدیریت زمان استفاده کنید.

خوب بدیهی است که حتی یک برگ کاغذ هم می‌تواند ابزار مدیریت زمان باشد، اگر شما کارهای‌تان را مرتب و منظم روی آن بنویسید و تحلیل کنید.در حقیقت قسمت مهم کار هم همین جاست.

چه نرم افزارهای بسیار پیشرفته و چه outlook ساده همه می‌توانند شما را در رسیدن به مقصودتان کمک کنند.مهم این است که شما خودتان بتوانید به نوبه خودتان کمک کنید.با استفاده از ابزارهای زیادی که وجود دارد زمان بندی روزانه خودتان را بنویسید و کلاه‌تان را قاضی کنید ببینید کجای کار را اشتباه کردید و کجاها را هم درست رفتید.پشت گوش نندازید خیلی زود عیب و ایرادهای کارتان را متوجه می‌شوید.

 

شش/در برنامه ریزی مدیریت زمان  بی‌رحمانه اولویت‌ بندی کنید.

ممکن است شما 10 تا کار داشته باشید. آیا شما انسانی هستید که بتوانید در یک لحظه هر 10 کار را انجام دهید؟ اگر می‌توانید انسان نیستید. فرشته‌ای چیزی هستید احتمالا!

کارهای‌تان را اولویت‌بندی کنید. مسلما به کارهایی برمی‌خورید که سریع‌تر باید انجام شوند یا کارهایی که اگر عقب بیافتند ضرر بیشتری را به شما تحمیل می‌کنند. یادتان باشد اگر اشتباه اولویت‌بندی کنید ضرر می‌کنید پس برای جلوگیری از آسیب‌های زمانی هم که شده است بی‌رحم و خشن باشید.

 

هفت/ «به دیگران محول کردن» را یاد بگیرید.

این بیشتر برای بیزینس و مدیریت تجاری کاربرد دارد اما می‌شود به زندگی شخصی هم تعمیمش داد.شما مدیر شرکت هستید و نه کسی که بخواهد همه فن حریفی خود را به رخ دیگران بکشد.سعی کنید یاد بگیرید چطور بار کارها را میان افرادی که سوپروایزر یا سرپرستشان هستید تقسیم کنید.decide to delegate یک منبع انگلیسی خوب برای آشنایی با مبانی تقسیم کار به این سبک است.

 

هشت/ یک برنامه روزمره تنظیم کنیم.

در برنامه مدیریت زمان یک برنامه روزمره برای خودتان درست کنید.برای مثال فکر کنید صبح که بیدار شدید کار شماره یک را بکنید ( مثلا ایمیل چک کردن ) و سپس کار شما دو را بکنید ( مثلا رفتن به بانک برای امور مالی ) و … در آخر هم یک برنامه جمع‌بندی داشته باشید[گام شماره پنج ].

در مواقع پیدایش بحران‌های زمانی اگر بتوانید هر چه بیشتر به برنامه روزمره خود وفادار بمانید، کمتر دچار مشکل می‌شوید. حالا شما کم‌کم به یک مدیر زمان موفق تبدیل می‌شوید.

 

نهم/ عادت بدهید به قرار دادن زمان‌های محدودی در میانه فعالیت‌ها

یکی از قانون های طلایی مدیرت زمان این است که خودتان را عادت بدهید بین کارهایی که می‌کنید یک زمان محدود هم در نظر بگیرید برای یک سری کارهای خاص. بگذارید مثال بزنم.

شما نمی‌توانید کل روز را به ایمیل جواب دادن بگذرانید. ولی می‌توانید بین فعالیت‌های‌تان زمان‌های کوتاه 15 دقیقه‌ای به پاسخ دادن به email اختصاص بدهید. همان 15 دقیقه هم باید اصولی پاسخ داد و بی‌جهت ایمیل چک کردن را کش نداد!

 

دهم/ مطمئن بشوید همه چیز مرتب و منظم است.

یکی دیگر از قانونهای طلایی مدیریت زمان نظم است.از کودکی همیشه به ما یاد داده‌اند که هر چیز را که بر می‌دارید سر جای خود بگذارید یا همه چیز را در جای مناسب خود قرار دهید اما ما وقتی کمی مشغولیت پیدا می‌کنیم دیگر این دو اصل را فراموش می‌کنیم.

برای مثال همیشه به دنبال فایل‌ها در کامپیوتر خود می‌گردیم در حالی که اگر یک بار آنها را در کامپیوتر مرتب کرده بودیم و نظم بخشیده بودیم دیگر هر بار این همه دچار اتلاف وقت نبودیم. همین را تعمیم بدهید به چیزهای دیگر در محیط کار.نظم و ترتیب بزرگترین عامل در جلوگیری از سرقت وقت شما توسط خودتان است. به زیردستان خود ( مثلا به بچه‌ها وقتی مادر آنها هستید یا کارگران وقتی سرکارگر هستید ) یاد دهید چگونه با نظم در بهینه‌سازی وقت کل سیستم یاری‌گر باشند.

 

یازدهم/وقت‌تان را طوری تنظیم کنید که اسیر انتظار نشوید.

شما می‌توانید به مطب دندان‌ پزشک تان بروید و منتظر بمانید تا وقت ویزیت‌تان برسد. اما راستش را بخواهید شما اصلا نیازی ندارید بروید آنجا و با انگشت‌های‌تان بازی کنید یا مجلاتی بخوانید که تاریخشان حداقل برای سال 85 است.

با موبایل یا  pda یک لیست از کارهایی که باید بکنید درست کنید. برای یک زن خانه‌دار این می‌تواند خرید مایحتاج، تلفن زدن به مادر مثلا، انجام کارهای خانه، رفتن دنبال بچه‌ها یا کارهایی از این دست باشد که بعضا بسیار وقت‌گیر هم هست.

حالا خیلی راحت‌تر هستید که طوری برنامه‌ریزی کنید در صف یا انتظار نایستید یا حداقل از قبل بتوانید پیش‌بینی درستی از شرایط پیش رو داشته باشید.تکنولوژی به کمک شما می‌آید.

دیگر شما هستید که باید تلاش کنید این 11 گام مدیرت زمان را به ترتیب در زندگی پیاده کنید و تاثیرات شگفت‌انگیز آن را در طولانی مدت ببینید.

منبع:تبیان

وقتی به چیزی فکر می‌کنید، در واقع برایش کارت دعوت می‌فرستید. آیا هرگز برایتان پیش آمده که به دوستی که مدت‌ها از او بی‌خبر بوده‌اید فکر کنید و او ناگهان پس از سال‌ها، به شما تلفن بزند؟

 

شما با کلام خود می‌توانید روند حوادث را تغییر دهید. آیا هیچ‌وقت به این موضوع فکر کرده‌اید که ارادهٔ شما، تولید کننده افکارتان است نه اتفاقات روزمره. افکار و تصاویر ذهنی خود را کنترل کنید و اراده خود را بر آن‌ها تحمیل کنید. هرگز اجازه ندهید فردی یا موضوعی افکار شما را دستخوش نوسان کند یا تصویر ذهنی نامطلوبی برای شما بسازد. به‌جای تصاویر درهم و منفی، تصاویری زیبا از ذهنتان بسازید آن‌گاه خواهید دید که ذهن شما چه پیشگوی قابلی است.

 

آینده را تصاویر ذهنی انسان می‌سازد

 

وقتی به چیزی فکر می‌کنید، در واقع برایش کارت دعوت می‌فرستید. آیا هرگز برایتان پیش آمده که به دوستی که مدت‌ها از او بی‌خبر بوده‌اید فکر کنید و او ناگهان پس از سال‌ها، به شما تلفن بزند؟ آیا می‌دانید این اتفاق چگونه رخ می‌دهد؟ فکر شما امواجی تولید می‌کند که باعث جذب ذهن و فکر دوست شما می‌شود و او با شما تماس می‌گیرد. در مورد آینده نیز همین قانون صدق می‌کند. وقتی شما شرایطی را برای آینده در نظر می‌گیرید و به آن فکر می‌کنید امکان وقوع آن را به طرز چشم‌گیری قطعی می‌کنید.

 

تصاویر ذهنی شما، به‌سوی شما باز می‌گردند.

 

زندگی مانند آینه‌ای است که همیشه تصویر ذهن خودتان را منعکس می‌کند. افراد مثبت، مهربان، شاد و باگذشت، دنیا را مانند خودشان شاد و دلنشین می‌بینند و افراد منفی، غمگین، ناراضی و کینه‌جو تصاویر سخت و تاریکی در آن خواهند دید.

 

همیشه انتظار بهترین رویدادها را داشته باشید

 

امیدوار باشید ( امید، همان ایمان است ) امید یکی از زیباترین وجوه ذهن شماست و ناامیدی بدترین جنبه آن است. هنگامی‌که از رویدادی ناامید می‌شوید در واقع درهای ارتباط خود را با خداوند می‌بندید، در حالی‌که وقتی به آینده امیدوارید و دعا می‌کنید، رحمت خداوند را به‌سوی خود می‌کشید.

 

اگر می‌خواهید در این آینه کروی، آنچه به‌سویتان می‌آید زیبا و شادی بخش باشد، همان‌طور بیندیشید

 

اگر انتظارات منفی و بدبینانه داشته باشید به طرف بدبختی و اتفاقات نامطلوب خواهید رفت ولی اگر انتظار بهترین‌ها را داشته باشید و ذهن خود را مملو از تصاویر و اتفاقات مثبت و زیبا از آینده نمائید برای شما همان اتفاق مثبت رخ خواهد داد.

 

ناامیدی دیواری است محکم، که پشت آن یک پرتگاه است

 

امید جاده‌ای است روشن که به مقصود نهایی، منتهی می‌شود.

 

دربارهٔ آینده صحبت کنید. سعی کنید در استفاده از کلمات، آنهائی را انتخاب کنید که در آن علامتی از تحقق آرزوهای شما وجود داشته باشد. سعی کنید قالب‌های فکری نادرست کلمات منفی را درون خود ویران کنید و هنگام سخن گفتن از قدرت نفوذ کلام خود، نهایت بهره را ببرید. با کلمات امیدوار کننده، در خود شور و شوق ایجاد کنید. شما هم حتماً در اطراف خود به افرادی برخورد کرده‌اید که معروف به منفی‌بافی هستند؟ آیا هرگز دقت کرده‌اید که همین افراد تا چه میزان ( نسبت به دیگران ) بیشتر دچار بد شانسی و بد بیاری می‌شوند؟ فکر می‌کنید علت چیست؟ مسلماً علت این امر، منفی‌بافی درونی خود آنهاست. در گذشته وقتی قصد انجام کاری را داشتند می‌گفتند: نفوس بد نزنید یا نفوس خوب بزنید. این اصطلاح نیر دقیقاً به همین اصل باز می‌گردد که شما با کلام خود می‌توانید روند حوادث را تغییر دهید.

بسیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند. آنها می گویند اگر انسان بتواند فقط ۱۸ ثانیه روی چیزی که واقعاً می خواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب می کند.

 

اگر این ۱۸ ثانیه بتواند تا ۶۸ ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند.

 

اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.

 

در نگاه اول شاید این عدد ۶۸ ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد.

 

۶۸ ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد می گویند که تمرکز به مدت ۶۸ ثانیه هیچ کاری ندارد!؟

 

خب آیا شما هم همین طور فکر می کنید؟

 

بسیار عالی است! امتحان کنید.

 

خواهید دید که هنوز ۱۸ ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف می شود.

 

ایده ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر می شود و نجواگر درونی تان به سخن در می آْید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و …

 

ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم.

 

ما صبح از خواب بر می خیزیم بدون این که فقط ۶۸ ثانیه برای کارهای روزانه وقت بگذاریم شروع می کنیم به خوردن صبحانه و سر کار رفتن.

 

بدون اینکه ۶۸ ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهایمان وقت بگذاریم اسب سرکش ذهن را به این سو و آن سو می تازانیم تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد دوباره کار و سپس شب و دور هم جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن.

 

هر ساعت ۶۰ دقیقه است و شبانه روز شامل هزار و چهارصد و چهل دقیقه است اما ما خیلی مواقع در این ۱۴۴۰ دقیقه شبانه روزمان نمی توانیم ۶۸ ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمان را متمرکز کنیم!!

 

به راستی این فکر پر جست و خیز که نمی تواند ۶۸ ثانیه آرام بگیرد به چه دردی می خورد؟!

فکر پریشان و ناآرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد.

 

پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد.

 

فکری که نتواند آرام گیرد و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح می داند متمرکز شود، مطمئناً به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است، کارآیی ندارد و فلج می شود.

 

باید همین الان هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن ناآرام خود برویم و ۶۸ ثانیه آن را مهار کنیم.

 

۶۸ ثانیه به شرایطی که الان در آن قرار داریم بیندیشیم.

 

۶۸ ثانیه بعد به این که واقعا در زندگی چه می خواهیم فکر کنیم.

 

۶۸ ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و ۶۸ ثانیه دیگر به این فکر کنیم که چقدر آرام می شویم وقتی روی مسائل زندگی خودمان با آرامش فکر می کنیم.

 

کاینات بیرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را می خواهیم به او ابلاغ کنیم.

اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم.

 

۶۸ ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه می خواهیم.

 

آن وقت می بینی که می توانی …

دستیابی به فرهنگ مشتری محور

 

۹۱. همه جا دیده شوید.

درباره ابزاری که برای به اشتراک گذاری مابین رسانه های اجتماعی وجود دارند، یاد بگیرید. شروع به استفاده از آنها کنید. از ابزارهای لیست کردن در گوگل، بینگ، یاهو و امثال آنها، استفاده کنید.

خوشبختانه، راه‌هایی وجود دارد که به آزاد کردن این انرژی از خودمان و کوتاهتر کردن مدت زمانی که موجبات ناراحتی ما را فراهم می‌کند، کمک می‌کند.

 

تابحال شده گفتگویی با کسی داشته باشید که یک تا دو روز ناراحت تان کرده باشد؟ شاید کسی در زندگیتان باشد، مثل رئیستان یا یکی از اعضای خانواده که این اتفاق با او مدام تکرار می‌شود؟ در مکالمات و اتفاقات انرژی رد و بدل می‌شود و اگر این اتفاق برای تان افتاده باشد احتمالاً انرژی منفی دریافت کرده‌اید. اگر این اتفاق در دفعات مختلف با بعضی آدمها برایتان تکرار شود، این احتمال وجود دارد که آن افراد عادت به صادر کردن انرژی منفی دارند و شما هم نمی‌دانید چطور باید از شر آن انرژی منفی خلاص شوید. مخصوصاً برای آن دسته از ما که حساس‌تر هستند رها کردن این انرژی منفی می‌تواند خیلی دشوار باشد.

 

اینکه صبر کنید این انرژی به خودی خود پراکنده شود ممکن است یک تا دو روز طول بکشد اما خیلی بد است اگر مدت زمان طولانی بعد از این که کسی به خاطر یک گفتگوی ضعیف یا ناآگاهی کسی چه کلاماً و چه غیره تاثیر منفی بگذارد، اذیت شود. خوشبختانه، راه‌هایی وجود دارد که به آزاد کردن این انرژی از خودمان و کوتاهتر کردن مدت زمانی که موجبات ناراحتی ما را فراهم می‌کند، کمک می‌کند.

 

1 - یک راه ساده آن این است که خیلی راحت خودتان را تمیز کنید. وقتی معمولاً دیگران این توصیه را به ما می‌کنند بیشتر منظورشان از نظر فکری است اما اینکار را می‌توانید فیزیکی هم انجام دهید. دست‌ها، پاها، سر و پشتتان را با یک برس یا دستمال تمیز کنید انگار که می‌خواهید یک لایه گرد و خاک از روی بدنتان تمیز کنید. بلافاصله بعد از این که ابرهای تیره انرژی منفی از روی بدنتان بلند شد، احساس خوبی پیدا خواهید کرد. بهتر است این عمل را در فضای باز و در طبیعت انجام دهید. این روش، روش اولیه است و سایر روش‌ها باید به دنبال این انجام شوند.

 

2 - یک تکنیک دیگر این است که با عقب دادن شانه‌ها، آن را از شانه‌هایمان بیندازیم. انرژی، مخصوصاً انرژی منفی مثل خشم که وقتی کسی کار بدی در حق تان انجام می‌دهد ایجاد می‌شود، معمولاً روی شانه‌های شما می‌نشیند. با چندین بار عقب دادن شانه‌ها به تکان خوردن آن انرژی کمک می‌کنید و وقتی آن انرژی به حرکت درآید می‌توانید آن را دور بیندازید به جای اینکه در جای خود بماند.

 

3 - فوت کردن آن هم یک راه فیزیکی دیگری است که کمکتان می‌کند. پس یک نفس عمیق بکشید و هوا را به سرعت و با قدرت از دهانتان بیرون کنید. این کمک می‌کند انرژی منفی از محیط درونیتان بیرون بیاید.

 

4 - نمک دریایی هم می‌تواند انرژی منفی را تغییر دهد. یک محلول ساده که از چند قاشق غذاخوری نمک‌ دریایی خوب با چند قاشق روغن نارگیل یا زیتون درست شده است می‌تواند کمک تان کند. این محلول را با یک فنجان آب داغ مخلوط کنید تا نمک دریایی در آن حل شود و آن را به آرامی زیر دوش روی سر و بدنتان بریزید. آن را چند دقیقه خوب روی پوست سرتان و بدنتان ماساژ دهید و به این روش محلول پاک‌کننده خانگی خودتان را ساخته‌اید. بعد پوستتان احساس فوق‌العاده‌ای پیدا می‌کند و انرژی منفی قبل به انرژی مثبت تبدیل می‌شود. خوابیدن در وان با آبی که یک فنجان نمک دریایی در آن ریخته شده است هم به ریلکس شدن شما و از بین بردن انرژی منفی کمک می‌کند.

 

در این مورد هم مثل مشکلات دیگر بدن، پاکسازی عمیق بدن هم می‌تواند مفید باشد. این کار مخصوصاً اگر منتشر کننده این انرژی منفی خودتان باشید خیلی موثر است زیرا این احتمال وجود دارد که مقدار زیادی انرژی منفی را در درونتان نگه می‌دارید. پاکسازی روده و کبد خیلی کمک می‌کند زیرا احساسات ساکن معمولاً در روده جای می‌گیرند و یک کبد سمی معمولاً زودتر خشم را احساس می‌کند. در واقع، اگر کبدتان تمیز باشد، احساس کردن خشم سخت‌تر خواهد شد. اما احساسات ساکن می‌توانند در هر جای بدن رخنه کنند و برای بیرون آوردن آنها نیاز به پاکسازی عمیق بدن است.

بدن شما معبد درونی شماست و خانه‌تان معبد بیرونیتان. برای خانه‌تکانی معبد درونیتان، این نکات می‌تواند کمکتان کند:


منظور از درون احساسات، عواطف، رفتارها و اعتقاداتی است که درونتان قرار گرفته، چیزهایی که زندگی ما را می‌چرخاند. الان وقت آن رسیده که رفتارها و الگوهایی بی‌بازده و منفی و بسیاری از تجربیات بدگذشته را داخل صندوقی بیندازیم. این نیاز به بررسی کردن و دسته‌بندی کردن دارد. مثل زمانی که می‌خواهیم خانه‌مان را تمیز کنیم. تصمیم می‌گیریم که چه چیزهایی را می‌خواهیم نگه داریم، بیرون بیندازیم یا اهداکنیم.


بدن شما معبد درونی شماست و خانه‌تان معبد بیرونیتان. برای خانه‌تکانی معبد درونیتان، این نکات می‌تواند کمکتان کند:

 

1 - تمرکز کنید

 

برای اینکه تصمیم بگیرید کدام ارزش‌ها، اعتقادات، خاطرات تحربیات گذشته، پیام‌هایی که آموخته‌اید و رفتارهایی که داشته‌اید را برای خود نگه دارید باید خود را آرام کرده و لحظاتی را به تفکر و تعمق بپردازید.

 

بگذارید سکوت معلم شما باشد. برای ثبت افکار و روند پیشرفتتان، دفتری در کنار خود داشته باشید. بعد از خود سوال کنید، " کدام الگوهای رفتاری و واکنش‌های احساسی به درد من نمی‌خورند؟ " بعد به درونتان

 

گوش دهید. ممکن است تصاویر، کلمات، عبارات، صداها و تصاویر محرکی جلوی چشمتان بیاید که می‌تواند پاسخ سوالتان باشد. همه آنها را یادداشت کنید.

 

2 - حالا که لیستتان کامل شده است، ببینید چه احساسات و واکنش‌هایی اتفاق می‌افتد. در صورت تمایل لیستتان را به چند قسمت تقسیم کنید

 

مثلاً، دسته‌ بندی‌ هایی مثل : گفتگوی منفی با خود، بهانه‌ها، نمی‌توانم‌ها، تعلیق‌ها، ای کاش‌ها، احساسات افراطی مثل خشم و عصبانیت.

 

3 - لیستی از پیام‌ها، احساسات و واکنش‌های مثبتی که دوست دارید در زندگیتان تجربه کنید تهیه کنید

 

در لیست تان به مواردی اشاره کنید که باعث قدرت‌دهی به شما می‌ شوند.

 

4 - لیستی از اهداف تازه تهیه کنید

 

حالا آماده‌اید که لیستی از اهداف تازه تهیه کنید حداقل دو تا چهار هدف برای هر مشکل احساسی که می‌خواهید از آن رها شوید، تصمیم بگیرید که دوست دارید اول از کدام مشکل احساسیتان خلاص شوید. سایر

 

اعتقادات و واکنش‌های منفی که ایجاد شده را شماره‌ بندی کنید تا ترتیب مواردی که می‌خواهید روی آن کار کنید از بین نرود.

 

5 - روش و تکنیکی که برای خلاص شدن از دست واکنش‌های قدیمی می‌خواهید استفاده کنید را انتخاب کنید

 

برای بعضی از مشکلات مثل عصبانیت‌های هر روزه روش شناختی می‌تواند موثر باشد، "وقتی عصبانی می‌شوم قبل از اینکه حرفی به زبان بیاورم یا کاری انجام دهم باید تا 10 بشمارم." یا "تا وقتی کمی از

 

عصبانیتم فروریزد، در دفترچه خاطراتم چیز می‌نویسم."

 

6 - برای کار کردن روی هر مشکل احساسی یک چارچوب زمانی تعیین کنید

 

به خاطر داشته باشید: از آنجا که احساسات منفی مثل انجام یک کار فیزیکی خانه‌ تکانی نیستند، چارچوب زمانی شما باید انعطاف‌پذیر باشد. با خودتان به نرمی برخورد کنید.

 

7 - ترس‌ها، نگرانی‌ها و مشکلاتی که با تغییر رفتارتان ظاهر می‌شود را بررسی کنید

 

ممکن است لازم باشد که درصورت بروز چنین مواردی با آنها برخورد کنید.

 

8 - روند پیشرفتتان را ارزیابی کنید

 

ممکن است تصمیم بگیرید اینکار را به طور هفتگی یا ماهیانه انجام دهید. این خودتان هستید که باید انتخاب کنید کدام حالت برای شما بهتر است.

 

9 - لیست پاداش تهیه کنید

 

هر بار که کاری مثبت در جهت تغییر رفتارتان انجام می‌دهید، یک لیست پاداش تهیه کنید.

 

10 - به خودتان پاداش دهید

 

راهی برای پاداش دادن به خودتان پیدا کنید.

 

این کار را امتحان کنید مطمئناً دوست خواهید داشت.

 

شما باید بتوانید مسئولیت کامل واکنش‌های احساسی و الگوهای رفتاری خودتان را بپذیرید. با ایجاد رفتارها و اعتقادات مثبت و جدید، پنجره‌ای جدید به یک زندگی لذت‌بخش به روی خودتان می‌گشایید!

کسی را نمی‌شناسم که بدون زحمت کشیدن توانسته باشد در چیزی موفق شود. یکی از مهمترین اجزاء و مولفه‌های برتری، تلاش و کوشش است.

 

 

1 - همیشه هدف را در ذهن داشته باشید

 

همه چیز با هدفی که می‌خواهید به آن برسید شروع می‌شود. اگر ندانید هدفتان چیست، هیچ راهی برای رسیدن به آن وجود ندارد. تصور کنید وارد یک تاکسی می‌شود، اولین کاری که می‌کنید چیست؟ شاید اول به راننده سلام کنید اما بعد چه؟ به راننده می‌گویید که کجا می‌خواهید بروید تا او بتواند شما را به آنجا برساند. به همین ترتیب باید بدانید جایی که در زندگی می‌خواهید به آن برسید کجاست.

 

به همین دلیل خیلی مهم است که هدف‌های مشخص از چیزهایی که می‌خواهید برای خودتان ایجاد کنید. چه می‌خواهید؟ اهداف و رویاهای شخصیتان چیست؟ من خودم کنار تختم کاغذی چسبانده‌ام که روی آن اهداف ورویاهایم را نوشته‌ام. این اهداف به من یادآوری می‌کنند که دقیقاً چه می‌خواهم و هر روز من را به سمت آنها حرکت می‌دهد.

 

2 - کاری را بکنید که دوست دارید

 

وقتی کاری را انجام دهید که دوست دارید مثل این می‌ماند که سوختی نامحدود دارید که شما را همیشه در حرکت نگه می‌دارد. عطش شما برای موفقیت در آن کار خیلی بیشتر از هر کار دیگری خواهد بود.

 

اگر مطمئن نیستید که کار مورد علاقه‌تان چیست، ببینید نسبت به چه چیزی الان بیشتر مشتاق هستید؟ اگر قدرت انتخاب داشته باشید که هر کاری که دوست داشتید انتخاب کنید، آن چه خواهد بود؟ عشق و علاقه شما به یک کار سوختی است که شما را به سمت برتری می‌رساند.

 

3 - سخت‌تر از بقیه کار کنید

 

کسی را نمی‌شناسم که بدون زحمت کشیدن توانسته باشد در چیزی موفق شود. یکی از مهمترین اجزاء و مولفه‌های برتری، تلاش و کوشش است. می‌توانیم استراتژی‌ها و گام‌های موثری برداریم اما بدون تلاش و کوشش میسر نخواهد بود. خوشبختانه اگر قدم دوم را اجرا کرده باشید و کاری را انجام می‌دهید که دوست دارید، کار چندان هم برایتان کار نیست.

 

4 - از تمامی لحظه‌ها استفاده کنید

 

همه لحظات ارزشمندند. افراد فوق‌العاده می دانند که زمان ارزش زیادی دارد. جمله‌ای از دونالد ترامپ در یکی از کتاب‌هایش خواندم که می‌گفت، ارزش وقت خیلی بیشتر از پول است زیرا پول را می‌توان دوباره به دست آورد اما زمان را هیچ وقت نمی‌توانید به عقب برگردانید. به همین علت، من همیشه مطمئن می‌شوم که از زمان بهترین بهره را می‌برم و از تمام لحظاتم استفاده می‌کنم.

 

دقت کنید که این عادت به این معنی نیست که باید 24 ساعت شبانه‌روز کار کنید. استفاده بردن از تمام لحظات زندگی به معنی زمان استراحت و بازسازی هم هست زیرا کمکتان می‌کند راه طولانی به سمت موفقیت را راحت‌تر سپری کنید.

 

5 - برای به دست آوردن نتیجه دلخواه وارد عمل شوید

 

داشتن زندگی موفق به این معنی است که باید اهل عمل باشید. کارهایی که می‌کنیم یا نمی‌کنیم تعیین‌ کننده میزان رشد و پیشرفت ما هستند. اگر بخواهیم نتایج خوبی در زندگی به دست آوریم باید برای رسیدن به آنها اقدام و عمل متناسب انجام دهیم.

 

6 - بطور مداوم خودتان را به‌روز کنید

 

باید یاد بگیرید که هیچ وقت عقب ننشینید. همیشه برای بهتر شدن کاری هست که می‌توانید انجام دهید. ممکن است امروز توانایی‌ها و مهارت‌های زیاد و عالی داشته باشیم اما باوجود خوب بودن آنها، مهارت‌های ما باید مداوم رشد کند. آدم‌های فوق‌العاده و موفق همیشه در حال یادگیری، مطالعه و رشد دادن خودشان هستند. پس برای رسیدن به موفقیت باید همیشه سطح خودمان را بالا بکشانیم.

 

7 - فیدبک بخواهید

 

مهم نیست که چقدر باید پیشرفت کنیم، مهم این است که نقاط کوری خواهیم داشت. نقاط کور چیزهایی درمورد ما هستند که اطلاعی از آنها نداریم و هیچوقت نمی‌توانیم چیزهایی که نسبت به آن کور هستیم را رشد دهیم. خواستن نظر و فیدبک دیگران ساده‌ترین، سریع‌ترین و موثرترین راه برای ارتقاء فردی است.

 

8 - سعی کنید در هر کاری اول شوید

 

صبر کنید، فکر کردید عادات لازم برای دستیابی به موفقیت و برتری فقط 7 مورد است؟

یک عادت دیگر هم هست که مخصوص افراد فوق‌العاده و موفق است و آن اینکه سعی کنید در هر کاری همیشه اول شوید. کسی که دنبال رتبه متوسط است هیچ وقت فوق‌ العاده نخواهد شد. برای فوق‌ العاده بودن باید سعی کنید همیشه بالاترین باشید. فقط زمانی می‌توانید بهترین نتایج را به دست آورید که استانداردهای زندگیتان را بالا ببرید.

روانشناسی-خیلی وقت ها، انسان هایی را در محیط اطراف خود می بینیم که با وجود مواجهه با مشکلات متعدد و حتی لاینحل در زندگی خود به خوبی بر این مشکلات مسلط می شوند و به موفقیت های زیادی نیز دست پیدا می کنند...

 

مشکلاتی مانند بیماری های لاعلاج و صعب العلاج، قطع عضو، از دست دادن نزدیکان و... اگرچه سختی های فراوانی برای این افراد ایجاد کرده ولی همچنان با جدیت، مسیر خود را دنبال و سعی می کنند برتر از دیگران باشند.

 

شاید اولین پرسشی که با دیدن این افراد موفق در ذهن بیننده نقش می بندد، این باشد که «رمز موفقیت آنها چه بوده است؟» زیرا خواه ناخواه ما در محیط پیرامون خود افراد فراوانی را می شناسیم که با بروز مشکلات بسیار کوچک تر، خود را از مسیر تلاش برای زندگی بهتر کنار می کشند، از اجتماع گوشه گیری می کنند و خود را «تمام شده» می دانند. حقیقت این است که برخلاف آنچه تصور می شود، عامل موفق نشدن این افراد، بیش از آنکه مشکلات فیزیکی باشد، جنبه روانی دارد. در واقع تفاوت بین افراد موفق و غیرموفق که با شرایط اجتماعی و محیطی یکسان دچار یک حادثه شده اند، در چند عامل اولیه روان شناختی خلاصه می شود:

 

● پذیرش

 

یکی از مهم ترین و شاید اصلی ترین مؤلفه ها برای پشت سر گذاشتن مشکلات و داشتن زندگی معمولی، پذیرش واقعیت است. البته باید توجه داشت که پذیرش، به معنای اقرار به شکست و دست از تلاش کشیدن نیست، بلکه به فرد کمک می کند با واقعیت ها روبرو شود و اهدافش را با توجه به شرایط خود، با روشی منطقی دنبال کند. بیشتر افرادی که با وجود مشکلات جسمی حاد توانسته اند در مسیر موفقیت گام بردارند، از واقعیت فرار نکرده اند. افرادی که مشکل یا بیماری خود را نپذیرفته اند، حتی از صحبت درباره مشکل خود دوری و سعی می کنند همواره آن را به صورت یک راز مخفی کنند ولی افراد موفق در این باره بسیار راحت هستند و حتی خود باب بحث در این مورد را باز می کنند.

 

● نوع نگرش

 

نکته دیگری که هنگام بروز مشکل یا بیماری وجود دارد، نوع نگرش به مشکل است. افراد موفق، معمولا سعی می کنند به مشکل خود نگرش مثبتی داشته باشند، یعنی مثل نمونه ای که در این شماره «سلامت» معرفی شده، اگرچه فرد به خاطر یک سانحه جدی ماه های زیادی را از بسیاری فعالیت ها محروم شده، ولی این زمان استراحت اجباری را فرصتی برای درس خواندن دانسته و از آن به نفع خود بهره گرفته است.

 

● توانمندی ها

 

مشکل یا بیماری فرد ممکن است مادام العمر باشد و او را از بسیاری فعالیت ها بازدارد ولی در عین حال این به معنای از بین رفتن همه توانایی ها و استعدادهای وی نیست. فرد بیمار در این موارد می تواند با تمرکز بر توانایی های مثبت خود همچنان حرف های زیادی برای گفتن داشته باشد. در سال های اخیر، افراد زیادی را دیده ایم که حتی بعد از قطع دو دست، تنها با به کارگیری دهان و ذوق و سلیقه خود کارهایی از قبیل نقاشی، خطاطی و... انجام می دهند. توجه به توانایی های فردی در این افراد، نقش بسیار موثری در حفظ فرد در جریان عادی زندگی یا هدایت او به سمت انزوا دارد که در این موارد هم اطرافیان می توانند نقش بسیار تعیین کننده ای داشته باشند. در مورد «کاظم» نیز می توان از درس خواندن و گرایش او به سمت عکاسی به عنوان توانایی هایش یاد کرد.

 

● تعامل با اجتماع

 

فرد بیمار اگر با پذیرش مشکل خود و تکیه بر توانایی هایش بتواند دوباره خود را در بین گروه های مختلف اجتماعی مطرح کند، می تواند در ارتباط با اجتماع باقی بماند و خود را عضوی از آن بداند. در جمع خانواده و دوستان بودن و گذراندن اوقات با افراد موفقی که قبلا در این زمینه تلاش کرده اند، نقش بسیار اساسی ای در بازگشت فرد به اجتماع دارد. کانون های اجتماعی، جمع دوستان، کارگروه ها، خانواده و هر جمعی که فرد بیمار را برای «مانند دیگران شدن» تشویق کند، می تواند گزینه خوبی برای این فرد باشد.

 

● تعادل و تناسب

 

در بسیاری از موارد، با افرادی مواجه هستیم که بعد اینکه دچار یک بیماری یا سانحه جدی شدند، خود را رها می کنند یعنی وقتی متوجه می شوند یک بیماری در وجودشان است که آنها را محدود کرده، خود را ازدست رفته می دانند و دیگر تلاشی برای به دست آوردن شرایط ایده آل فیزیکی نمی کنند. به سر و وضع خود اهمیتی نمی دهند، در لباس پوشاندن شلختگی به خرج می دهند، رژیم غذایی خود را به هم می زنند و به تناسب اندامشان اهمیت نمی دهند. در صورتی که افراد موفق، برخلاف این گروه عمل می کنند و حتی با توجه به پذیرش واقعیت (آثار بیماری یا سانحه) سعی و تلاش آنها برای حفظ شرایط ایده آل دوچندان می شود تا به این طریق روند بهبود خود را تسریع کنند. در نمونه فوق نیز دقیقا همین اتفاق افتاده است. بیمار مورد نظر با توجه به شرایط بیماری خود سعی کرده در طول دوره درمان وزنش را کاهش دهد و به شرایط آرمانی برسد و به این طریق درمان بیماری را سرعت ببخشد.

نگاهی به آمار روز افزون طلاق در کشور زنگ خطر را برای همه زوج های ایرانی به صدا درمی آورد؛ زنگ خطری که اگر آن را نشنوید ممکن است خدای ناکرده شما هم یکی از زوج هایی باشید که در نیمه راه زندگی از هم جدا می شوند. اکسیر معجزه آوری که می تواند زندگی شما را از بهم پاشیدگی حفظ کند، عشق و ابراز علاقه است.

 

یادگرفتن این که چطور به هم محبت کنید تا به آرامش برسید و احترام میان تان از بین نرود. هیچ گاه فراموش نکنید که شما و همسرتان باید مکمل یکدیگر باشید. با هم شدن شما، نقاط ضعف و قوت تان را تشدید یا برطرف می کند و از شما دو نفر یک خانواده با تعاریف جدید می سازد. بنابراین سعی کنید فردیت خود را بهبود ببخشید تا بتوانید «ما» را در زندگی تان تقویت کنید. باید آنچه را که شما را نسبت به او ناامید می کند در خود بشناسید و بپذیرید، آنچه را که در آن افراط کرده اید رها کنید، مواردی را که در آن کم کاری و قصور ورزیده اید با کوشش خود جبران کنید و در حقیقت از مهارت های ارتباطی ای که بلد نیستید، استفاده نکنید. کاملا طبیعی است که بین یک زوج صفت های شخصیتی وجود داشته باشد که همخوانی ندارند و در افکار و عقایدشان اختلاف نظر وجود داشته باشد.

 

همسرانی که می گویند نمی دانیم چرا دعوایمان می شود؟ به دلیل عدم آشنایی به صفات یکدیگر است. اگر بدانیم سر چه موضوعاتی اختلاف خواهیم داشت، می توانیم آنها را کنترل کنیم و چاله های اتوبان زندگی را بشناسیم تا در مواقع عبور ، دیگر در آن نیفتیم.

منبع:روزنامه اطلاعات

 

آیا شنونده خوبی هستید و در گفت‌وگو با دیگران با دقت به سخنان آنها گوش‌ می‌دهید؟ آستانه تحمل شنوایی شما در گوش‌سپردن به گفته‌های اطرافیان چنددقیقه یا حتی چندثانیه است؟ آیا دقت کرده‌اید که بین گوش‌دادن و شنیدن تفاوت زیادی وجود دارد؟می‌دانید که بدون گوش‌دادن دقیق به دیگران، ارتباط موثر و مثبت با آنها برقرار نمی‌شود و بسیاری از مشکل‌های فردی، بدگمانی و جدال‌های خانوادگی به‌دلیل بی‌اعتنایی و نشنیدن پیام افراد به‌وسیله یکدیگر به وجود می‌آید؟

 

بیشتر مردم فکر می‌کنند شنوندگان خوبی هستند در حالی که واقعیت چیز دیگری است. تحقیقات نشان می‌دهد ما معمولا از مهارت‌های لازم در عرصه شنونده خوب‌بودن برخوردار نیستیم. حتما در شکایت‌های خانوادگی میان همسران با عبارت‌هایی مانند: «تو حتی یک کلمه از حرفم را نشنیدی، تو اصلا گوش نمی‌دهی، حرف‌هایم برای تو بی‌ارزش است و...» زیاد برخورد کرده‌اید؛ سخنانی که می‌تواند زمینه‌ساز بسیاری از کشمکش‌های خانوادگی شود!

 

حتما می‌پرسید گوش‌دادن موثر چگونه گوش‌دادنی است و چه تفاوت‌هایی با شنیدن معمولی دارد؟ گوش‌دادن موثر یک فرایند و عمل فعال است، در حالی که شنیدن عملی انفعالی، غیردقیق و کم‌اثر است.

 

گوش‌دادن موثر به دیگران، درک درست پیام‌ آنها و واکنش مناسب به آن، مهم‌ترین گام برای ایجاد تفاهم و همدلی است. محققان، گوش‌دادن موثر را گوش‌دادن همدلانه می‌دانند که شنونده را قادر می‌کند پیام موجود در سخنان دیگران را درک کند و جواب‌های منطقی و زیبا ارائه دهد. حتما تاکنون احساس مثبتی را پس از گفت‌وگو با برخی افراد تجربه کرده‌اید. احساسی که به شما آرامش و امیدواری داده است. ممکن است دیگران هم از گفت‌وگو با شما همین حس را پیدا کنند. اینجاست که نوعی ارتباط سازنده و مفید اتفاق می‌افتد.

 

ما ساعت‌ها صرف یادگیری مهارت‌هایی مانند خواندن، نوشتن و سخن‌گفتن در خانه و مدرسه می‌کنیم، اما کمتر یاد می‌گیریم که چگونه به دیگران گوش بسپاریم و افکار و عواطفشان را دریابیم.

 

تلاش برای پیشرفت در گوش‌دادن همدلانه می‌تواند از ما انسانی بسازد که در روابط خانوادگی و اجتماعی خود موفق‌تر عمل کنیم و از احترام و مقبولیت بالاتری برخوردار شویم. در واقع این قضیه فقط مربوط به رابطه شما با همسر یا نامزدتان نیست. شما باید یاد بگیرید به صحبت های همه با همین شیوه توجه کنید. مادر و خواهر همسر و حتی والدین خودتان. با این کار می توانید تبدیل به عروس یا داماد مورد علاقه خانواده همسرتان شوید و خودتان در میان آنها جا کنید.

 

صاحب‌نظران بر این باورند که گوش‌دادن همدلانه مهارتی آموختنی و قابل یادگیری است که باوجود نقش اساسی آن در ایجاد و تقویت روابط مثبت خانوادگی و اجتماعی، کمتر موردتوجه قرار می‌گیرد. ما ساعت‌ها صرف یادگیری مهارت‌هایی مانند خواندن، نوشتن و سخن‌گفتن در خانه و مدرسه می‌کنیم، اما کمتر یاد می‌گیریم که چگونه به دیگران گوش بسپاریم و افکار و عواطفشان را دریابیم.

 

در اوج یک کشمکش جدی و هنگامی که دوطرف درگیری در اوج بروز هیجان‌های منفی قرار گرفته‌اند باز هم ممکن است با وجود خشم و عصبانیت به سخنان طرف مقابل توجه کنند و واکنش مناسبی از خود نشان دهند. حتی در بدترین موقعیت، دو همسر می‌توانند شنیده‌های خود را آگاهانه و منصفانه ویرایش یا به عبارت دیگر، بخش‌های منفی و اهانت‌آمیز گفت‌وگو را کمرنگ ببینند تا بتوانند پیام اصلی و احتمالا بر حق طرف مقابل را به درستی بشنوند و پاسخ‌ دهند.

 

گوش‌دادن همدلانه میان همسران باعث می‌شود زن یا مرد احساس کند، همسرش او را درک می‌کند و آمادگی هماهنگی عاطفی بیشتری با او دارد. به این ترتیب شکایت‌‌‌های عادی کمتر به نزاع و خشونت‌های خانوادگی تبدیل می‌شود.


رازهای شنونده فعال بودن

 

حرف طرف ‌مقابل را قطع نکنید

 

وقتی کسی حرف می‌زند، بین حرف او نپرید. سعی نکنید در همه گفتگوها حرف خودتان را به کرسی بنشانید. وقتی با کسی گفتگو می‌کنید، به همان اندازه که حرف می‌زنید باید گوش کنید.


توضیح بیشتر بخواهید

 

وقتی کسی با شما حرف می‌زند، اگر در حرفهایش متوجه چیزی نشدید، حتماً از او بخواهید برایتان بیشتر توضیح دهد تا دچار سوءتفاهمات نشوید. این مسئله مخصوصاً در گفتگوهای کاری اهمیت ویژه‌ای دارد. نکته‌ ای که باید رعایت کنید این است که وقتی هنوز فرد حرفش تمام نشده است، از او توضیح نخواهید. اجازه بدهید حرف‌هایش را به پایان برساند و وقتی مکث کرد، اگر هنوز منظور او را متوجه نشده بودید، بخواهید که بیشتر توضیح دهد.


از زبان بدن استفاده کنید

 

بااستفاده از زبان بدن مثبت و فعال، به فرد نشان دهید که به حرف‌های او گوش می‌دهید و به بحث علاقه‌ مندید. موقع گوش کردن لبخند بزنید، ارتباط چشمی برقرار کنید، سر خود را به نشان تایید و تکذیب تکان دهید، هرازگاهی از کلماتی مثل "بله"، "صحیح" و "درست است" استفاده کنید. این رفتارها فرد را به ادامه گفتگو دلگرم می‌کند.


پاسخ مناسب بدهید

 

طوری با او رفتار کنید و به او پاسخ دهید که دوست دارید با خودتان رفتار کنند. احساسات، ایده‌ ها و افکارتان درمورد موضوع بحث را بیان کنید. اگر حرف‌های طرف ‌مقابل اطلاعات و دیدگاه تازه ‌ای در اختیارتان قرار داده است، حتماً از آن تحسین و تشکر کنید. هر گفتگوی منطقی شامل بحث، تبدل ‌نظر و به‌دست آوردن اطلاعات و دانش جدید است.

طوری رفتار کنید که دیگران احساس کنند مهم هستند و هر کاری که از دستتان بر می آید صادقانه برایشان انجام دهید.

 

اصول دوستیابی و نفوذ بر دیگران و رهبری مؤثر به قرار زیر است :

 

1 - انتقاد، شکایت و محکوم نکنید.

 

2 - صادق باشید.

 

3 - در دیگران انگیزه ایجاد کنید.

 

4 - ذاتاً به دیگران علاقه مند باشید.

 

5 - همیشه حتی در هنگام مشکلات و سختی ها خنده رو باشید.

 

6 - به یاد داشته باشید که نام هر فردی زیباترین و مهمترین کلمه است.

 

7 - شنونده خوبی باشید . دیگران را تشویق کنید در مورد خود صحبت کنند.

 

8 - بر اساس علایق دیگران صحبت کنید.

 

9 - طوری رفتار کنید که دیگران احساس کنند مهم هستند و هر کاری که از دستتان بر می آید صادقانه برایشان انجام دهید.

 

10 - بهترین راه موفقیت در بحث، اجتناب از آن است.

 

11 - به « نظر » دیگران احترام بگذارید. هرگز نگویید « اشتباه می کنید »

 

12 - اگر اشتباه کردید، سریع و صادقانه آن را بپذیرید.

 

13 - دوستانه صحبت کنید.

 

14 - طوری صحبت کنید که طرف مقابل همیشه در پاسخ تان « بله » بگوید.

 

15 - اجازه دهید طرف مقابل بیشتر صحبت کند.

 

16 - اجازه دهید طرف مقابل احساس کند از شما برتر است.

 

17 - صادقانه همه چیز را از نگاه طرف مقابل ببینید.

 

18 - با عقاید و آرزوهای مثبت و سازنده دیگران همراه شوید.

 

19 - با افراد مثبت و انگیزه دهنده دوست باشید.

 

20 - عقایدتان را به دیگران تحمیل نکنید.

 

21 - خود را با علائم غیر کلامی طرف مقابل هماهنگ کنید.

 

22 - صادقانه از دیگران تعریف کنید.

 

23 - اشتباهات دیگران را غیر مستقیم تذکر دهید.

 

24 - قبل از انتقاد از دیگران در مورد اشتباهاتتان صحبت کنید.

 

25 - به جای دستور صریح، سؤال کنید.

 

26 - در دیگران احساس امنیت ایجاد کنید.

 

27 - هر پیشرفت جزیی و هر نکته مثبتی را تحسین کنید.

 

28 - مشوق باشید و بکوشید اشتباه دیگران را آسان و قابل اصلاح نشان دهید.

 

29 - بگذارید افراد از انجام پیشنهادات شما خوشحال شوند.

 

30 - اگر برای کسی کاری انجام می دهید، انتظار جبران نداشته باشید.

روانشناسی-اگر افراد در یک روز کاری، دارای خلق‌ و خوی شادی باشند، به احتمال زیاد نسبت به روزهای دیگر، خلاق‌تر هستند. از نظر فرآیند شناختی، افراد شاد به لحاظ روانی، منعطف و گشوده‌ ذهن بوده و تفکر خلاق دارند.

 

شاد بودن نه تنها مراحل زندگی هر فرد را تحت تاثیرات مثبت قرار می دهد بلکه در محیط کار نیز همین شاد بودن در جهت هر چه بهتر انجام شدن کار نقش بسزایی دارد. بطوری که انرژی مثبتی که از یک فرد شاد انتقال می یابد اثرات معجزه آسایی دارد که نگو و نپرس :

 

افراد شاد، بهتر از دیگران کار می‌کنند :

 

افراد شاد، حامل پیام‌ها و رفتارهای شادی‌ بخش هستند و در محیط کار، روابط خوبی با همکاران دارند در نتیجه :

 

- در کار گروهی، همکاری بهتری خواهند داشت.

- اگر مدیر باشند، روابط خوبی با کارکنان دارند.

- اگر در مشاغل اداری و خدماتی باشند، مشتریان راضی‌تر خواهند بود.

- اگر در بخش فروش باشند، میزان فروش بیش‌تری خواهند داشت.

 

افراد شاد، خلاق‌ترند :

 

اگر افراد در یک روز کاری، دارای خلق‌ و خوی شادی باشند، به احتمال زیاد نسبت به روزهای دیگر، خلاق‌تر هستند. از نظر فرآیند شناختی، افراد شاد به لحاظ روانی، منعطف و گشوده‌ ذهن بوده و تفکر خلاق دارند.

 

افراد شاد، به‌ جای آن‌ که مرتب شکایت کنند مشکلات را حل می‌ کنند :

 

وقتی شغل خود را دوست نداشته باشید، هر کپه‌ خاک به‌ نظر یک کوه می‌آید. دشوار است بتوانید هر مشکلی را بدون زحمت و تلاش و فقط با نق‌زدن حل‌ کنید. شاد بودن موجب می‌شود که به مشکلات، از جنبه‌های مختلف بنگرید.

 

افراد شاد، انرژی بیش‌تری دارند :

 

افراد شاد، از انرژی بیش‌تری برخوردارند بنابراین بهتر می‌توانند از عهده‌ کارها برآیند.

 

افراد شاد، خوش‌بین‌ترند :

 

افراد شاد، مثبت‌اندیش‌تر و دارای چشم‌ انداز مثبتی هستند. دکتر "مارتین سیلگمن" خوش‌بینی را روشی برای موفقیت و بهره‌وری بیش‌تر می‌داند.

 

افراد شاد، با انگیزه‌ ترند :

 

انگیزه‌ کم به‌معنی بهره‌ وری پایین است. یکی از روش‌های مطمئن افزایش انگیزش در افراد، تقویت روحیه‌ی شادابی در آنان است.

 

افراد شاد، کم‌تر بیمار می‌شوند :

 

اگر شغل‌تان را دوست نداشته باشید، احتمال این‌که به بیماری‌هایی مانند دیابت، فشارخون، سردرد، زخم معده، دیسک کمر و ... مبتلا شوید، زیاد است. افراد غمگین، بیش‌تر مستعد استرس‌ها و افسردگی‌های شغلی هستند. نتایج مطالعه‌ای که در زمینه‌ی تأثیر فشارهای شغلی بر سلامت در میان بیش از دو هزار نفر از پرستاران در "آمریکا" صورت‌ گرفت، نشان‌می‌دهد پرستارانی که شغل خود را دوست ‌ندارند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به سایر بیماری‌ها هستند و سلامت جسمی و درمانی آنان، بیش‌تر از کم‌‌تحرکی و سیگارکشیدن، در معرض خطر می‌باشد.

 

افراد شاد، آموزش‌ پذیرترند :

 

وقتی شاد و در کمال آرامش هستید، ذهن‌تان برای یادگیری مطالب جدید، آماده‌تر است؛ درنتیجه بهره‌وری افزایش می‌یابد.

 

افراد شاد، کم‌ تر نگران خطا کردن هستند؛ در نتیجه کم‌ تر مرتکب خطا می‌شوند:

 

وقتی در محیط کار، شاد هستید، خطاهای تصادفی، کم‌ تر شما را دچار هراس می‌کند؛ به خودتان مسلط می‌شوید و از این خطا پند می‌آموزید و به کارتان ادامه می‌دهید، به دیگران نمی‌گویید: "دست و پایم را گم‌ کرده‌ام، کار را شما ادامه دهید"؛ بلکه استوار و محکم مسؤولیت خطا را پذیرفته، عذرخواهی کرده و آن را جبران می‌کنید. این نگرش همراه با آرامش، بدین معنی‌ست که احتمال بروز خطا را کم کرده‌اید.

 

افراد شاد، بهتر تصمیم می‌گیرند :

 

روش‌های کاری افراد غمگین، حادثه‌ساز است چون تمرکز حواس کافی ندارند، در چارچوب اهداف سازمان فعالیت نمی‌کنند و این‌که آنی تصمیم‌ بگیرند، زیاد است؛ برعکس افراد شاد، تصمیمات بهتر و منطقی‌تری می‌گیرند و در کارشان همیشه اولویت‌بندی وجود دارد.

بهترین نصیحتی که پدرم به من کرده و او هم خود از پدرش شنیده این است که در شب اقدام به رفع و رجوع مشکلات نکنم چرا که در شب خاصیتی هست که موجب می شود مشکلات وجهه بغرنج تری پیدا کنند .

 

 

مری یوسن Mary Usen از نیویورک گفته است :

 

پدر من اهمیت مرتب کردن رختخوابم در هر صبح را به من آموخت . شش ساله بودم و او به من نشان داد که افراد در ارتش چگونه تختخوابشان را مرتب می کنند و بدین منظور هر روز تختخواب مرا چک می کرد . امروزه تختخوابم تنها چیز موجود در زندگیم می باشد که همواره مرتب و منظم می باشد .

 

مونیک سیترون استامپلمن Monique Citron Stampleman   از نیویورک گفته است :

 

شاد بودن چقدر مهم است . پدر من هرگز خسته نبود ؛ او اغلب روی سرش می ایستاد تا سه فرزندش را تحت تاثیر قرار دهد و با انجام کارهای ساده این چنینی این زندگی یکنواخت و بی هیجان ما را شور و هیجان می بخشید . به عنوان مثال یک بار ما را ترغیب کرد یکی از داستانهای پر مخاطره ژول ورن به نام سفری به ماهی فروش ( با اختاپوس زنده اش ) را تجسم کنیم . پدرم آموخت که زندگی وقتی قرین شادی گردد بهتر خواهد بود و دیگران را همراه ما می سازد .

 

هیلاری هیندل Hilary Heindl از ماساچوست گفته است :

 

اکثر صبح ها زمانی که پدرم مرا به مدرسه می رساند این ضرب المثل را تکرار می کرد " کلاهت را بپا " منظورش این بود که قدر و منزلت خودت را فراموش نکن . بارها در طول زندگی این ضرب المثل را مورد استفاده قرار دادم . این ضرب المثل انگیزه بخش من برای اتمام روابط خطرناک بود و خاطر نشان می کرد که در کار، تواناییهای خودم را دست کم نگیرم . به یمن این نصیحت حکمت آمیز اجازه ندادم عدم خودباوری مانعی برای تحقق اهدافم گردد .

 

وینفرد نوروود Winifred Norwood از ماینی Maine گفته است :

 

در اوایل دهه 1960 که من در حال بزرگ شدن بودم پدرم مطمئن شد که هر آنچه را که یک مرد باید بتواند انجام دهد را من یاد گرفته ام . او به من یاد داد چگونه از لوازم برقی استفاده کنم ، برای نصب آنتن رادیو به پشت بام بروم. او می خواست من تشخیص دهم که می توان زن باشم اما کاملا متکی به خود و مستقل .

 

کارولین ژوریس Carolyn Juris از نیویورک گفته است :

 

وقتی برای اولین بار پا به دنیای کار گذاشتم پدرم به من گفت به خاطر داشتن نام معاون شرکت به اندازه از یاد نبردن نام کار فرما اهمیت دارد . اگر شما چیزی نیاز داشته باشید این درخواست شما به گوش کارفرما نخواهد رسید مگر اینکه با کسی که برنامه های رییس را مدیریت می کند رابطه خوبی داشته باشید و این فرد کسی نیست به جز معاون و دستیار رییس . بعد از مدتی که خودم به عنوان دستیار شرکتی کار کردم اقرار می کنم مطلبی که پدرم گفت کاملاً صحت دارد .

 

کیم پریوس بلومبرگ Kim Prywes Bloomberg از شیکاگو، ایلینویس Illinois گفته است :

 

پدرم می گوید " اگر می خواهی کاری انجام شود آن را به فرد پر مشغله ای بسپار تا آن را انجام دهد .او پزشک کوشا و سخت کوشی است که تلاش می کند بیمارانش را خوب بشناسد. با فرزند بزرگش توپ بازی می کند و سرگرمی های بی شمارش را دنبال می نماید . در زندگی شخصی ام دریافتم هر زمان که مشغله ام بیشتر می باشد فعالتر و خلاقتر می شوم .

 

لارا کار وینتون LaraCarr-Winton از آلاباما Alabama گفته است :

 

پیش از ازدواج پدرم توصیه کرد که هرگز شکایت همسرم را نزد دوستان نبرم اگر مشکلاتمان را با همسرمان حل نکنیم زمینه دلخوری های پنهان فراهم می شود و باعث می شود که دوستان نسبت به همسرم دیدگاه خوشایندی نداشته باشند . با رعایت این راهنمایی پدرم، ازدواج موفقی داشتم .

 

جسیکا بار- گابریل Jessica Bar-Gabriel از آلبرتا Alberta گفته است :

 

به دلیل اینکه تلفن دارد زنگ می خورد مجبور نیستید آن را جواب دهید . پدرم همواره احساس می کرد اگر در کنار دوست یا عضو خانواده ای هست آن فرد به شخص آن سوی خط ارجحیت دارد . او به من آموخت که بدون توجه به شرایط، بر روی افرادی که در کنارشان هستم تمرکز کنم .چرا که آنها شایسته دریافت توجه کامل من هستند .

 

لائورا سینرود Laura Sinrod از نیویورک گفته است :

 

بهترین نصیحتی که پدرم به من کرده و او هم خود از پدرش شنیده این است که در شب اقدام به رفع و رجوع مشکلات نکنم چرا که در شب خاصیتی هست که موجب می شود مشکلات وجهه بغرنج تری پیدا کنند . اگر چه گاهی اوقات این موضوع را رعایت نکردم اما در این سالها گذر زمان بر درستی این پند صحه گذاشت . تاریکی شب می تواند باعت شود که کوچکترین موانع نفوذ ناپذیر و غیر قابل عبور به نظر آیند .

 

کریستین موناکو Kristin Monaco از واشینگتن دی سی گفته است :

 

به یمن حرفهای پدرم دانستم که قبل از آنکه شروع به قلمه زدن کنم میانگین زمان آخرین یخبندان در منطقه ای که زندگی می کنم را بررسی کنم . آرزو دارم حیاط خانه ام روزی به مانند حیاط خانه او رشک برانگیز شود .

 

ایمی کنبی Amy Canby از کلورادو Colorado گفته است :

 

پدرم می گفت برای جلوگیری از بروز افسردگی می بایست همواره چشم انتظار تحقق اتفاق خوبی باشید . حالا زمانی که بد خلق می شوم به آن چیز خوب فکر می کنم این چیز خوب می تواند یک تفرجگاه آفتابی ، سفر و ... باشد .

تمام آن‌هایی که پولدار شده‌اند از روز اول این همه سرمایه نداشتند و با استفاده از ذهن اقتصادی خود پول زیادی به دست آورده‌اند.

 

بعضی کارها هستند که حتی بدون سرمایه اولیه می‌شود انجام‌شان داد اما لازمه آن تحقیق کردن، وقت گذاشتن و مهم‌تر از آن عجول نبودن است. پس نگران نباشید، کمی وقت بگذارید و فرصت‌های شغلی منطقه زندگی خود را بشناسید. به‌دنبال نیازهای منطقه بگردید. برای این کار باید مدتی در محل زندگی‌تان بچرخید و درددل‌های کسبه و مشتریان را بشنوید.

 

مطمئن باشید این روزها همه به‌دنبال یک گوش شنوا می‌گردند، ایده‌های شما از همین درددل‌ها بیرون می‌آیند، ما هم از همین درددل‌ها و تجربه‌هایی که در از کارشناس و استادهای فن پرسیدیم به نتایج جالبی دست پیدا کردیم. شاید از نظر شما 35 میلیون تومان، پول زیادی برای سرمایه‌گذاری کردن نباشد اما باور کنید به جای این‌که با این پول و به اضافه پول وامی که از بانک مسکن می‌گیرید، بروید و دنبال خانه باشید، می‌توانید نهایت سودآوری را از این سرمایه به ظاهر کم داشته باشید. 30 میلیون تومان سرمایه زیادی است؛ به شرط این‌که قدرش را بدانید و در راه مناسبی سرمایه‌گذاری کنید.

 

ما برای شما پیشنهادهایی را ارائه می‌دهیم که هرچند صد درصد تضمین سود آوری را نمی‌دهند اما از آزمون و خطای دیگران با سربلندی بیرون آمده‌اند. در حقیقت آنچه در این گزارش می‌‌خواهیم بگوییم، حاصل تجربه کسانی است که با همین سرمایه شروع به کار کرده‌اند. به هر حال یادتان باشد که شما 100 میلیون هم پول داشته باشید و بهترین شیوه سرمایه‌گذاری را هم بدانید، اگر دانش کافی آن کار و تجربه در آن زمینه را نداشته باشید، فرصت‌ها، محدودیت‌ها و رقبای آن بازار را نشناسید نه تنها سود نمی‌کنید، بلکه سرمایه اولیه خود را هم بر باد می‌دهید.

 

1 - بیاموزید و آموزش دهید

 

اگر تخصص و سواد کافی برای انجام برخی از فعالیت‌های اقتصادی را ندارید، نگران نباشید. در نخستین قدم کمی درباره کارهایی که به تخصص کمتر و مکان محدودتر نیاز دارند، تحقیق کنید. در این تحقیق خود به مقوله سود و فروش خوب دقت کنید. قسمت کمی از سرمایه‌تان را صرف پرداخت هزینه‌های کلاس‌های تخصصی کنید و حرفه‌ای را بیاموزید. به‌طور مثال، طلا‌سازی‌ یاد بگیرید و بعد یک کارگاه طلاسازی بزنید یا مدتی در همین شغل کارکنید و بعد از چند سال که مهارت لازم را کسب کردید با سرمایه‌تان یک کارگاه راه بیندازید یا یک کلاس آموزشی. به هرحال می‌توانید دنبال هر هنری که دوست دارید بروید، بیاموزید و سپس با همین سرمایه یک دفتر کوچک اجاره کنید و هرچه مهارت کسب کرده‌اید را آموزش بدهید. این مطمئن‌ترین روش است و شما درصورت موفق نشدن، هیچ ضرری نکرده‌اید. البته یک راه ساده‌تر هم وجود دارد که سود خوبی دارد و با این سرمایه به راحتی می‌شود، راه انداخت. مهم‌ترین موضوع این است که بدانید چه راه‌هایی برای سودآوری شما وجود دارد و آن را راه بیندازید. برای قدم اول سری به خیابان انقلاب بزنید و دقت کنید که مغازه‌هایی که به تکثیر، چاپ، تایپ و... مشغول هستند و تعدادشان هم بالاست، همیشه شلوغ هستند. این کار سرمایه زیادی نمی‌خواهد و سود خوبی هم دارد. فقط کافی است اگر با کامپیوتر و برنامه آفیس و فتوشاپ آشنایی ندارید به یک دوره کلاس آفیس بروید. کارکردن با دستگاه کپی هم کار سختی نیست. شما می‌توانید روزانه بیش از 100 هزار تومان درآمد داشته باشید، به‌خصوص اگر محل کارتان در مکان مناسبی مثلا نزدیک مدرسه یا دانشگاه باشد.

 

2 - به‌دنبال مجوز باشید

 

اگر ایده خاصی به ذهن‌تان نمی‌رسد، می‌توانید از ایده دیگران استفاده کنید و درصد ایده آن‌ها را سر هر ماه بپردازید. مثلا می‌توانید یک گشتی در شهر بزنید و فهرستی از رستوران‌های کوچک اما معروف را تهیه کنید. در این زمینه رستوران‌های بین‌المللی که زیاد گران نیستند مثل رستوران‌های عربی یا ترکی مناسب هستند. شما می‌توانید مجوز راه‌اندازی یک شعبه را از آن‌ها بگیرید و ماهانه درصدی از سودتان را به آن‌ها بدهید. یا می‌توانید مجوز پیک موتوری بگیرید. تا جایی که می‌دانیم «پیک بادپا» که در حال حاضر از معتبرترین پیک‌هاست، این فرصت را در اختیار متقاضیان می‌گذارد. خب برای این کار فقط کافی است تا مکانی را اجاره کنید و چند پیک موتوری استخدام کنید و البته بیمه اجناس هم فراموش نشود. گرفتن نمایندگی فروش شارژ ایرانسل یا همراه اول و فروش اینترنت پرسرعت نیز گزینه‌های بعدی هستند که با ریسک پایین‌تری همراه هستند.

 

3 - تولیدی راه بیندازید

 

سرمایه افراد از یک حدی که بالا می‌رود دوست دارند برای خودشان کسب و کاری راه بیندازند و به‌اصطلاح خودشان آقای خودشان باشند اما این کار به این سادگی‌ها نیست و بدون تجربه و دانش کافی نه تنها سودآوری ندارد بلکه ممکن است سرمایه خودتان هم از دست برود. برای مثال خیلی‌ها دوست دارند تولیدی راه بیندازند، به‌خصوص آن‌هایی که مکانی هم برای این کار در اختیار دارند و نیازی نیست تا اجاره محلی برای راه‌اندازی تولیدی را بدهند. ما به شما پیشنهاد می‌کنیم اگر که جایی مناسب برای این کار دارید پس از به‌دست آوردن دانش و تجربه کسب و کار کوچکی راه بیندازید. بهتر است سراغ کارهای خیلی سخت نروید و مهم‌تر از همه این‌که فرصت‌های محل زندگی‌تان را بشناسید. شما می‌توانید کارگاه تولید جوراب زنانه راه بیندازید که همیشه بازار خودش را دارد. شما با خریدن چند ماشین ساده جوراب‌بافی، می‌توانید جوراب‌های زنانه را به سادگی تولید کنید. جوراب‌های زنانه به‌دلیل مصرفی بودن‌شان، قیمت مناسب آن و نوع مشتری همیشه بازار پر فروشی دارد و ضمن این‌که کار کردن با این ماشین‌ها بسیار ساده است و قطعات یدکی آن هم به وفور در کشور موجود است و اگر دستگاه خراب شود یک تکنسین داخلی هم می‌تواند آن را تعمیر کند. جالب است بدانید که ممکن است کارتان بگیرد و حتی به کشورهای همسایه صادرات هم داشته باشید. بله، در حال حاضر جوراب‌هایی که با نام « پارازین » تولید می‌شوند به برخی از کشورهای همسایه صادر می‌شوند. شما می‌توانید روزانه حداقل 100 هزار تومان از این کار درآمد داشته باشید پس بهتر است تحقیقات کافی انجام بدهید و اگر بازار را مناسب دیدید، برای گرفتن مجوز به صنف جوراب‌بافان بروید. باور کنید اگر کمی تحقیق کنید، کارهای ساده‌تر و پرسودتری هم پیدا می‌کنید.

 

4 - مواد‌غذایی همیشه پرسود است

 

از آنجایی که خوراک از نیازهای اولیه هر انسانی است پس در هر شرایطی باید این نیاز برآورده شود. به خاطر همین نیاز ساده، این شغل و هر حرفه‌ای که با مواد‌غذایی در ارتباط است، همیشه بازار خودش را دارد و سود بالایی هم دارد. اشتباه نکنید، منظور ما این نیست که بروید و یک کارخانه مواد‌غذایی راه بیندازید، کمی بیشتر فکر کنید. شما می‌توانید به خدمات جانبی که کارخانه‌های مواد‌غذایی نیاز دارند هم فکر کنید و روی آن‌ها سرمایه‌گذاری کنید. به‌طور مثال این روزها صنعت بسته‌بندی از خود مواد‌غذایی هم بیشتر اهمیت دارد و مردم بیشتر جذب بسته‌بندی‌های خاص و متفاوت می‌شوند. بهتر است به‌دنبال یک یا چند ایده خوب باشید و در یک کارگاه کوچک به بسته‌بندی با طراحی‌های مخصوص خودتان بپردازید. ایمان داشته باشید که اگر در این کار خلاقیت به خرج دهید در کمتر از یک سال فرد ثروتمندی می‌شوید. این روزها به راحتی می‌توان با استفاده از ظرفیت خالی کارخانه‌ها یا کارگاه‌ها‌یی که پروانه بهداشت دارند، حبوبات و ادویه‌جاتی مثل فلفل، دارچین، زردچوبه و... را به‌صورت سفارشی تحویل گرفت و آن‌ها را با بسته‌بندی‌های خود و با برند خاص خودتان در بازار خاصی چون پادگان‌ها، دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها و... توزیع کرد. البته ممکن است کارتان حسابی بگیرد و از یک کارخانه بزرگ، سفارش بسته‌بندی محصولات‌شان را بگیرید. هر گاه گذرتان به میدان راه‌آهن افتاد، حتما یک سری به مغازه‌های ظروف یک‌بار مصرف بزنید و سر صحبت را با مغازه‌داران این حرفه باز کنید. آن‌ها تنها صنفی هستند که همیشه بازار خاص خودشان را دارند و نگران مشتری و ضرر کردن نیستند. به گفته آن‌ها در این حرفه سودآوری حتمی است به شرط این‌که بتوانید نبض بازار را در دست بگیرید.

 

5 - یک بوتیک و یک مشاور برندینگ لازم است

 

ما ایرانی‌ها به سوی هر ایده‌ای که جالب باشد، ناخود آگاه جذب می‌شویم و به قول معروف؛ حسابی هم جوزده می‌شویم. شما باید به‌دنبال یک ایده تک باشید. حتما داستان صاحب اصلی « هایدا » یا « آیس پک » را بخوانید. آن‌ها دانشجویان معمولی بودند که با یک ایده جدید که اتفاقا خیلی هم کم‌خرج بودند، امروزه به دسته میلیاردرها پیوسته‌اند. اگر راهنمایی ما را می‌خواهید که باید بگوییم ایده شما بهتر است در راستای خوراکی‌هایی باشد که اتفاقا ارزان باشند، خاص باشند و اسم زیبایی هم داشته باشند. مثلا ذرت مکزیکی هم ایده جدید بود، هم اسم زیبایی داشت و هم قیمت آن مناسب بود که این روزها این همه طرفدار دارد. بعد از خوراکی، خدمات پوشاک نیز ایده مناسبی است به‌خصوص برای افرادی که دنیای مد را خیلی خوب می‌شناسند. البته منظور ما راه انداختن یک بوتیک صرف نیست بلکه شما باید ایده خاصی هم داشته باشید. به‌طور مثال می‌توانید از یک کارشناس برندینگ مشاوره بگیرید و به مشتریان خود بگویید که شما یک طراح مد دارید که به آن‌ها مشاوره می‌دهد. باور کنید این ایده جالبی است که می‌تواند فروش شما را تا بیش از 50درصد افزایش بدهد. یادتان باشد که جوان‌ها از هیچ‌چیزی بیش از مشاوره گرفتن در امر مد و پوشاک خوشحال نمی‌شوند و این‌گونه برای سوال همیشگی‌شان یعنی؛ چی بپوشم؟ این مدل به من می‌آید؟ حالا باید با چی‌ ست بکنم؟ و... جواب مناسبی پیدا می‌کنند.

 

6 - کسب و کارهای کوچک پرسود

 

تمام آن‌هایی که پولدار شده‌اند از روز اول این همه سرمایه نداشتند و با استفاده از ذهن اقتصادی خود پول زیادی به دست آورده‌اند. باید پرس و جو کنید و ببینید در محل یا شهر شما چه کاری بازده و سود بیشتری دارد اما همیشه یکسری شغل‌ها به اقتضای زمانه شکل می‌گیرد که ریسک کمتری دارد و درآمد خوبی هم نصیب افراد می‌شود. برای مثال می‌توانید با این پول نمایندگی ایرانسل و فروش شارژ بگیرید یا این‌که از مخابرات شهرتان نمایندگی فروش اینترنت پرسرعت بگیرید. بیلیارد و تفریحاتی از این قبیل هم با استقبال جوانان روبه‌رو می‌شود. یک کار پرسود‌تر این است که شما بوفه یک مکان ورزشی، بیمارستان، فرهنگسرا، مدرسه، دانشگاه و امثال این مکان‌ها را اجاره کنید. اغلب این مکان‌ها با قیمت مناسبی اجاره داده می‌شوند و فروش بسیار خوبی هم دارند.

اگر شما هم دارای یک کسب و کار اینترنتی هستید، به شما پیشنهاد می کنیم سعی کنید با کسب اعتماد مشتریان روابطی واقعی با آنها ایجاد کنید.

به تابستان سال ۲۰۱۳ برمی‌گردیم، اصول سیگنال های سئو کم‌وب یش شبیه امروز بود. ما هنوز هم در زمان “محتوای بزرگ” زندگی می‌کنیم و از لینک‌ها کسب درآمد می‌کنیم (به‌جای اینکه آن‌ها را بخریم یا طراحی کنیم) و توانایی پاسخ دادن به پرسش‌های مهم افراد هنوز یک هدف بود. بااین‌حال دورنمای نتایج جستجو درست یک سال قبل از راه‌اندازی مرغ مگس‌خوار به‌طور برجسته‌ای متفاوت بود.

درس و مدرسه، موضوعات از پیش انتخاب شده و مشخصی هستند که بر پایه رشد عقلانی و روانی هر گروه سنی و با دقت خاصی برگزیده شده اند، اما درس های زندگی در طول زندگی اتفاق می افتند و به دنبال تجربه های تلخ و شیرین حاصل می گردند، بنابراین سلسله مراتب ندارند و با اولویت خاصی آموخته نمی شوند. درس های زندگی حاصل برآیند تجربه های ما و اطرافیان مان است، مسلما پایانی ندارد و در هر سنی قابل یادگیری و تکرار است.

 

در اینجا چند درس مهم اشاره شده است، شما می توانید درس هایی به آن بیفزایید :

 

1 - از کاه کوه نسازید

 

بسیاری مواقع درگیر مسایلی می شویم که به خودی خود چندان اهمیتی ندارد، ولی به خاطر نگاه قضاوت گر و بدبین ما مساله، پیچیده می شود و سختی هایی را برای زمان حال و آینده ایجاد می کند.

 

2 - زندگی می تواند غیرقابل پیش بینی باشد

 

آیا تاکنون این ضرب المثل را شنیده اید: « آمد به سرم از آنچه می ترسیدم » گاهی اوقات در طول زندگی خود درگیر مسایلی می شویم که هرگز انتظارشان را نداشته ایم و شاید دیگران را به خاطر آن موضوع مورد شماتت و انتقاد قرار داده باشیم. همیشه، همه چیز آن طور که در تصور ماست پیش نمی رود، پس منتظر غیرمنتظره ها باشیم. این نگاه به ما کمک می کند هنگام مواجهه با مسائل خاص دچار شوک و بهت نشویم و نیز شرایط دیگران را بیشتر درک کنیم.

 

3 - یکی از نامطلوب ترین کلمات در هر زبانی، کلمه « من » است

 

داشتن اعتماد به نفس و رضایت از خویشتن بسیار مطلوب است، اما دائما از خود گفتن، از موفقیت های خود صحبت کردن و از خود متشکر بودن، بیشتر مشخصات یک فرد از خود راضی است تا یک فرد با اعتماد به نفس.

 

4 - روابط انسانی از هر چیزی مهم تر است

 

داشتن روابط سالم انسانی در زندگی هر فرد از مهم ترین امتیازات محسوب می شود. اگر فردی برای رسیدن به موفقیت و امکانات اقتصادی و موقعیتی روابط انسانی خود را فدا کند، در حقیقت این موفقیت یک موفقیت حقیقی نیست. بدون عشق و حمایت خانواده و دوستان زندگی حتی در شرایط مالی ایده آل، سرد و بی روح است. پیش از حرکت در جاده موفقیت اولویت هایمان را مشخص سازیم تا روابط را فدای موقعیت نکنیم.

 

5 - هیچ کس نمی تواند موجب شادی شما شود

 

شاد بودن و آرامش خیال مسوولیت خود شما است نه هیچکس دیگر. هرکدام از ما بایستی بتوانیم با شناخت بهتر خویشتن، نقطه رضایت و تعادل را در خودمان پیدا کنیم. ارتباطات ما کیفیت زندگی ما را ارتقاء می بخشد و آن را غنی تر می سازد اما مستقیما موجب خوشحالی ما نمی شوند بلکه خودمان سبب ساز شادی خود هستیم.

 

6 - مراقب کلمات و رفتار خود باشید

 

طرز تفکر، کلمات مورد استفاده و رفتار ما شخصیت ما را می آفریند. همواره فردی باشیم که به خاطر آنچه هستیم از خودمان رضایت داشته باشیم و خانواده و آشنایانمان در کنار ما احساس افتخار کنند.

 

7 - خودتان، دوستانتان و حتی دشمنانتان را ببخشید

 

همه ما انسانیم، بنابراین گاهی بیراهه می رویم یا اشتباه می کنیم. چنانچه این اشتباه تکرار نشد و احساس پشیمانی به همراه داشت قابل بخشیدن است. درگیر شدن دائم با خطاهای خودمان و دیگران زندگی را بسیار سخت می سازد.

 

8 - خنده بر هر دردی دواست

 

هر روز خود را به شکلی برنامه ریزی کنید که برای شادبودن و پرداختن به طنز جایی وجود داشته باشد.

 

9 - نیروی پشتکار را جدی بگیرید

 

هیچ وقت تسلیم نشوید، همیشه هدف ها و رویاهایتان را زنده نگه دارید. حفظ انگیزه و استمرار در انجام کارها یکی از شروط موفقیت است. پشتکار در نهایت شما را به همه چیز می رساند.

 

10 - استفاده طولانی از تلویزیون، کامپیوتر و فضاهای مجازی موجب فرسودگی و آسیب روانی می شود

 

بخش قابل توجهی از زندگی انسان امروز صرف تماشای تلویزیون و ارتباط با اینترنت می شود. این سبک زندگی اگرچه دستاوردهای مثبتی نیز دارد ولی درصورت استفاده نامناسب مضرات خاص خود را دارد. متاسفانه این روزها، مطالعه کتاب، استفاده از منابع مطالعاتی صحیح و ورزش کردن کمی رنگ باخته است. بیایید دوباره اولویت هایمان را تعریف کنیم.

 

11 - شکست را بپذیرید

 

هریک از ما یک یا چندبار در مسیر هدف هایمان شکست خورده ایم. شکست معلمان بزرگی در زندگی هستند و اشتباهاتمان را به ما نشان می دهند و عملکردمان را تصحیح می کنند. توماس ادیسون نگرش بسیار خوبی نسبت به شکست داشت، او می گفت: من شکست نخورده ام بلکه ده هزار راه متفاوت پیدا کرده ام که موثر واقع نمی شود.

 

12 - از اشتباهات دیگران بیاموزید

 

ضرب المثلی می گوید: « عاقل آن است که از اشتباهات خود بیاموزد و عاقل تر کسی است که از اشتباهات دیگران نیز می آموزد ». بنابراین همواره و در هر شرایطی آماده و پذیرای یادگرفتن باشید.

 

13 - به دیگران محبت و عشق بورزید

 

زندگی کوتاه است بنابراین از اینکه به دیگران بگویید دوستشان دارید، هراسی نداشته باشید. در ارایه و دریافت عشق سخاوتمند باشید. دوست بدارید و دوست داشته شوید.

 

14 - همواره به گونه ای زندگی کنید که خودتان به وجود خود افتخار کنید

 

سعی کنید در هر سمتی که هستید بهترینی باشید که می توانید، بهترین همسر، بهترین والد، دوست، رئیس، کارمند، دانشجو و بدین طریق از دنیا، جهان بهتری بسازید.

و در نهایت به خاطر بسپارید که در مدرسه درسی را می آموزید، سپس آزمون می دهید، در حالی که در زندگی ابتدا در آزمون شرکت می کنید و سپس درس را می آموزید، آزمون های زندگی را جدی بگیرید…

 

15 - راستی چه کسی مقصر است؟

 

آیا شما هم از آن دسته افرادی هستید که دائما انگشت اشاره خود را به سمت دیگران نشانه گرفته اید و همه کس و همه چیز را مسبب مشکلات خود می دانید؟ آیا استادتان باعث شده در امتحان نمره کم بگیرید؟ آیا دوستان ناباب باعث مشکلات فعلی شما شده اند؟ آیا والدین تان در تربیت شما ضعیف عمل کرده اند؟ راستی چرا عادت کرده ایم دائما دیگران را سرزنش کنیم و آنها را عامل مشکلات خود بدانیم؟ چرا سهم خودمان را در بروز مشکلات نادیده می گیریم؟ دلایل زیادی وجود دارد که ما دوست داریم از سهم خودمان بکاهیم یا حتی نادیده اش بگیریم. در اینجا به چند دلیل عمده اشاره می کنیم :

 

۱ ) یکی از دلایلی که دائما دنبال مقصر می گردیم این است که حقیقتا هنوز بزرگ نشده ایم. معمولا کودکان وقتی مقصر شمرده می شوند به سرعت دیگری را مقصر اصلی خطاب می کنند. گویی در بعضی مواقع طبق همان عادت دیرینه کودکی خود عمل می کنیم و با مقصر شمردن دیگری بار خود را سبک می کنیم.

 

۲ ) گاهی این عادت را از اطرافیان خود یاد گرفته ایم و به عبارتی الگو برداری کرده ایم. مثلا ممکن است والدین، معلمین یا بزرگسالانی که در اطراف ما بوده اند هرگز مسوولیت هیچ مشکلی را برعهده نمی گرفته و دائما دیگران یا ما را مقصر شمرده اند. بدین ترتیب ما نیز تابع همین الگو شده ایم و همین رفتار را تکرار می کنیم.

 

۳ ) اگر فرد مسوولیت پذیری نباشیم ممکن است مثل هر کار دیگری بار مشکل خود را نیز بر دوش دیگران بیندازیم و به جای حل مشکل با سرزنش دیگران وقت خود را تلف سازیم.

 

۴ ) گاهی اوقات هم برای فرار از بار احساس گناه، به خودمان می قبولانیم که ما مقصر نبوده ایم.

 

16 - چرا باید از سرزنش دیگران دست برداریم؟

 

هیچ فردی صددرصد درست یا غلط فکر و عمل نمی کند، هر فردی بر اساس ارزش های فردی و باورهای درونی خود روشی خاص برای فکر کردن و عمل کردن دارد. بهتر است به جای اینکه سعی کنیم اشتباهات را پیدا کنیم با هدف حل مساله نگاه عمیقی به موضوع داشته باشیم، در نهایت خودمان مسوول ایم.

 

حتی اگر فکر می کنید کسی مشکلی در زندگی شما ایجاد کرده است، خود شما در نهایت مسوول اید و به جای تمرکز بر اینکه چه می خواهید بیشتر متمرکز بر اشتباهات و مشکلات موجود می شوید.

 

17 - چگونه بازی سرزنش را متوقف کنیم

 

۱ ) با ذهن باز فکر کنید

 

به مشکلات تکرار شونده یا مسائلی که به اشکال مختلف در موقعیت های متفاوت و با افراد متفاوت در زندگی تان رخ داده است توجه کنید.

 

۲ ) به قدم بعدی فکر کنید

 

شما قادر نیستید گذشته را پاک کنید یا افراد را تغییر دهید. پس به جای گرفتار شدن در دام « چرا چرا چرا » به « چگونه » بیندیشید و به فکر قدم بعدی باشید. شما می توانید خودتان را تغییر دهید و با تغییر چیزهایی در زمان حال، آینده متفاوتی را رقم بزنید. کنترل مواردی را که مربوط به شما می شود در دست بگیرید. شما می توانید بر روی نگرش خود کار کنید و تغییرات چشم گیری بر نحوه تفکر و رفتارتان ایجاد کنید.

 

۳ ) بعضی مسائل را رها کنید

 

با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید ، مهارتهای مکالمه ای مثل دیگر مهارتها خیلی مهم میشوند .


یک به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید .

 

دو با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید ، مهارتهای مکالمه ای مثل دیگر مهارتها خیلی مهم میشوند .

 

سه همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همانقدر که می خواهید نخوابید .

 

چهار وقتی می گویید "دوستت دارم" منظورتان همین باشد .

 

پنج وقتی می گویید "متاسفم" به چشمان شخص مقابل نگاه کنید .

 

شش قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید .

 

هفت به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید .

 

هشت هیچوقت به رؤیاهای کسی نخندید . مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند .

 

نه عمیقاً و بااحساس عشق بورزید . ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید .

 

ده در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید .

 

یازده مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید .


دوازده آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید .

 

سیزده وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید ، لبخندی بزنید و بگویید "چرا می خواهی این را بدانی؟"

 

چهارده به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیتهای بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند .

 

پانزده وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید "عافیت باشد "

 

شانزده وقتی چیزی را از دست می دهید ، درس گرفتن از آن را از دست ندهید .

 

هفده این سه نکته را به یاد داشته باشید : احترام به خود ، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن

 

هجده اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند .

 

نوزده وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید ، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید .

 

بیست وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید ، کسی که تلفن کرده آن را درصدای شما می شنود .

 

بیست و یک زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید .

مطمئناً موقعیت‌هایی در زندگی پیش می‌آید که زندگی را ناشاد می‌کند. اما معمولاً بخش بزرگی از این عدم خوشبختی از طرز تفکر، رفتارها و عادات خودمان ناشی می‌شود.

 

در این مقاله به 6مورد از مخرب‌ترین عادات روزانه‌ای که زندگیتان را از خوشبختی بیرون می‌آورد اشاره می‌کنیم. در کنار آن راهکارهایی نیز برای کم کردن و غلبه بر این عادات عنوان می‌کنیم.

 

جستجوی کمال

 

آیا برای اینکه شاد باشید زندگیتان باید کامل و ایده آل باشد؟آیا برای شاد بودن باید رفتاری کامل و بی‌عیب‌ونقص داشته باشید و همیشه نتایجی عالی و ایده آل بگیرید؟

 

اگر اینطور باشد، رسیدن به خوشبختی بسیار دشوار خواهد بود. اگر مقیاس سنجش عملکردهایتان را در سطحی غیرانسانی قرار دهید، اعتمادبه‌نفستان پایین آمده و حتی اگر نتایجی عالی به دست آورید، تصور خواهید کرد که به اندازه کافی خوب نیستید. خودتان و کارهایی که می‌کنید هیچوقت اینقدر خوب به نظرتان نخواهد آمد مگر گاهی اوقات که تصور می‌کنید همه چیز عالی و بی‌نقص است.


سه روش زیر برای غلبه بر عادت کمال‌گرایی کمکتان می‌کند

 

• تا اندازه‌ای پیش بروید که کافی است. به دنبال ایده آل بودن خیلی وقت‌ها باعث می‌شود خیلی کارهایتان ناتمام بماند. پس تلاش کنید تا جایی پیش بروید که کارتان تا مقداری که لازم است خوب باشد. از این بعنوان بهانه‌ای برای تنبلی استفاده نکنید. مسئله این است که درک کنید برای کاری تا چه سطح خوب بودن کافی است و وقتی به آن مقطع رسیدید، کارتان تمام شده است.

 

• ضرب‌العجل داشته باشید. هر زمان که کار یا پروژه‌ای را شروع می‌کنید، برای تمام کردن آن زمان تعیین کنید. فقط کار کردن روی پروژه‌هایتان و تحویل دادن آن هر زمان که تمام شد موثر نخواهد بود زیرا همیشه چیزهایی برای اضافه کردن به آن پیدا خواهید کرد. همچنین باعث می‌شود بیش از اندازه نیاز روی یک پروژه کار نکنید.

 

• وقتی اسیر ایده آل‌گرایی می‌شوید، ببینید به چه قیمتی برایتان تمام می‌شود. با دیدن فیلم‌های سینمایی و گوش دادن به موزیک‌های مختلف، افتادن در دام ایده آل‌گرایی آسان است. همه آنها خیلی خوب و عالی به نظر می‌رسند و شما طالبشان می‌شوید.

 

اما در زندگی واقعی، اغلب این مسائل با واقعیت در تضاد هستند و موجب استرس و عذاب بیشتر شما و اطرافیانتان می‌شوند. ممکن است حتی به شما آسیب برساند یا موجب تمام شدن روابطتان، کارتان، پروژه‌هایتان و ... شوند، فقط به این دلیل که انتظاراتتان فرای دنیای واقعی است. یادآور شدن این واقعیت ساده می‌تواند کمکتان کند.

 

زندگی در دریایی از نداهای منفی

 

هیچکس تنها نیست. کسانیکه با آنها ارتباط برقرار می‌کنیم، چیزهایی که می‌خوانیم، تماشا می‌کنیم و گوش می‌دهیم، تاثیری شگرف بر احساس و فکر ما دارند.

 

اگر اجازه بدهید اسیر نداهای منفی شوید، خوشبخت و شاد بودن برایتان سخت‌تر خواهد شد؛ نداهایی که می‌گویند زندگی در اکثر مواقع توام با ناراحتی و بدبختی، خطر و پر از ترس و محدودیت است؛ نداهایی که به زندگی از دیدگاهی منفی نگاه می‌کنند.


جایگزین کردن این نداهای منفی با تاثیراتی مثبت‌تر، خیلی مفید خواهد بود. مثل این می‌ماند که دنیای جدید رو به شما گشوده می‌شود.

 

پس سعی کنید وقت بیشتری را با افراد مثبت، موسیقی و کتاب‌های الهام‌بخش، فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی که موجب خنده‌تان می‌شوند و باعث می‌شوند به دنیا از دیدی تازه نگاه کنید، بگذرانید.

 

می‌توانید از کم شروع کنید. مثلاً وقتی مشغول خوردن صبحانه هستید، به جای خواندن روزنامه یا گوش دادن به اخبار رادیو یا تلویزیون، یک کتاب جالب و الهام‌بخش بخوانید یا یک موزیک مثبت و شاد گوش کنید.


گیر کردن در گذشته یا آینده

 

گذراندن بیشتر وقتتان در زمان گذشته و زنده کردن خاطرات قدیمی، تعارض‌ها، فرصت‌های از دست رفته و از این قبیل، می‌تواند خیلی مخرب باشد. گذراندن بیشتر زمانتان در زمان آینده و تصور و تجسم اتفاقاتی که ممکن است برای کارتان، روابطتان و سلامتتان بیفتد می‌تواند به سناریوهایی ترسناک تبدیل شود که مرتب در ذهنتان پخش می‌شود. زندگی نکردن در زمان حال باعث می‌شود تجربیات عالی زیادی را از دست بدهید. و جلوی احساس شادی و خوشبختی شما را می‌گیرد.

 

غیرممکن است که بتوانید به گذشته و آینده اصلاً فکر نکنید. و البته خیلی مهم است که برای آینده‌تان برنامه داشته باشید و سعی کنید از گذشته‌تان درس بگیرید.اما اگر بخواهید خودتان را اسیر آنها کنید، خوب نیست.

 

بنابراین باید سعی کنید بخش مهمی از زمان خود را صرف زندگی کردن در زمان حال کنید. هر کاری که انجام می‌دهید سعی کنید تمام تمرکزتان را به آن معطوف کنید، حتی درمورد نفس کشیدنتان.

 

مقایسه کردن خود و زندگی‌تان با دیگران و زندگی‌هایشان

 

یک عادت خیلی متداول و مخرب این است که مداوم خودتان و زندگیتان را با دیگران و زندگی‌هایشان مقایسه کنید: اتومبیل، خانه، کار، کفش و لباس، حساب بانکی، روابط، محبوبیت اجتماعی و امثال آن. و آخر کار خواهید دید که هیچ اعتمادبه‌نفسی برایتان باقی نمانده است و کلی احساسات منفی در خود جمع کرده‌اید.

 

این عادت مخرب را با دو عادت مثبت دیگر جایگزین کنید

 

• خودتان را با خودتان مقایسه کنید. اول به جای اینکه خودتان را با دیگران مقایسه کنید، سعی کنید خودتان را با خودتان مقایسه کنید. ببینید چقدر رشد داشته‌اید، به چه چیزهایی رسیده‌اید و چقدر به سمت رسیدن به اهدافتان پیشرفت کرده‌اید. این روش این فایده را دارد که وقتی می‌بینید چقدر جلو رفته‌اید و چطور بر موانع غلبه کرده‌اید، قدرشناسی و مهربانی نسبت به خودتان ایجاد می‌کند. با این روش بدون اینکه به دیگران فکر کنید، احساس خوبی نسبت به خودتان پیدا می‌کنید.

 

• مهربان باشید. رفتار و طرز فکر شما نسبت به دیگران تاثیری شگرف بر رفتار و طرز فکرتان نسبت به خودتان دارد. اگر عادت داشته باشید دیگران را مدام نقد کنید، از خودتان هم مدام انتقاد خواهید کرد. با دیگران مهربان‌تر باشید و به آنها کمک کنید و خواهید دید که چطور با خودتان نیز مهربان‌تر خواهید شد. روی نقاط مثبت خود و اطرافیانتان تمرکز کنید و آنها را تحسین کنید. با این روش به جای اینکه دیگران، خودتان و دنیای اطراف را طبقه‌بندی کنید، با خودتان راحت‌تر خواهید شد.

 

و یادتان باشد اگر مدام در حال مقایسه باشید، هیچوقت برنده نخواهید شد. دانستن همین نکته می‌تواند کمکتان کند. هر چقدر هم که خوب باشید به قول معروف دست بالای دست بسیار است و بالاخره کسی پیدا خواهد شد که از شما بهتر باشد، پس سعی نکنید ببینید که کی از شما بهتر است.

 

تمرکز بر جزئیات منفی زندگی

 

دیدن نقاط منفی موقعیت‌هایی که در آن هستید و درگیر آن جزئیات شدن یکراه قطعی برای ناراحت کردن خود و گرفتن شانس خوشبختی از خودتان است. با این کار روحیه اطرافیانتان را هم خراب می‌کنید.


غلبه بر این عادت کمی سخت است. یک روش این است که ایده آل‌گرایی را کنار بگذارید و قبول کنید که همه چیز و همه موقعیت‌ها بالا و پایین دارند و لزومی ندارد همه چیز همیشه عالی و مثبت باشد. باید همه چیز را همانطور که هست بپذیرید. با این روش می‌توانید منفی‌ها را از فکر و احساس خود دور کنید و دیگر از کاه کوه نسازید.

 

یک روش دیگر این است که سعی کنید سازنده باشید، به جای اینکه خودتان را اسیر منفی‌ها کنید. این کار را می‌توانید با پرسیدن سوالاتی بهتر انجام دهید. سوالاتی مثل:


چطور می‌توانم این چیز منفی را به چیزی مثبت و مفید تبدیل کنم چطور می‌توانم این مشکل را حل کنم؟

 

یک روش سومی هم وجود دارد. اینکه وقتی به مشکلی برمی‌خورید، از خودتان بپرسید، چه اهمیتی دارد؟ با این روش آن مشکل دیگر چندان مشکل به نظر نخواهد رسید.

 

محدود کردن زندگی به این دلیل که باور دارید دنیا حول شما می‌چرخد

 

اگر تصور می‌کنید که دنیا حول شما می‌چرخد و بخاطر اینکه می‌ترسید وقتی کاری جدید و متفاوت انجام می‌دهید، دیگران چه فکری در موردتان بکنند یا چه بگویند خودتان را عقب می کشید، فقط زندگیتان را محدود کرده‌اید.

 

بااین طرز فکر احتمال امتحان کردن چیزهای جدید و درنتیجه رشد کردن را از خود می‌گیرید چون فکر می‌کنید که آن منفی‌گرایی و انتقادی که با آن برخورد کرده‌اید به شما برمی‌گردد و تقصیر شماست (درحالیکه در واقعیت ممکن است به این دلیل باشد که فرد مقابلتان هفته خوبی نداشته است یا اینکه تصور می‌کنید می‌توایند ذهن دیگران را بخوانید.


• بدانید که مردم چندان به کاری که شما می‌کنید توجه نمی‌کنند. آنها بیشتر نگران زندگی‌های خودشان و اینکه دیگران درموردشان چه فکر می‌کنند هستند. بله، ممکن است با درک این مسئله در ذهنتان تصور کنید که خیلی مهم نیستید اما از خیلی قید و بندها آزادتان خواهد کرد.

 

به بیرون توجه کنید. به جای اینکه به خودتان و اینکه دیگران چه تصوری از شما دارند، فکر کنید، روی اطرافیانتان تمرکز کنید. به حرفهایشان گوش دهید و کمکشان کنید. اینکار باعث می‌شود اعتمادبه‌نفستان بالا رفته و خودمحور بودنتان کمتر شود.

لبخند زدن باعث می شود احساس خوبی پیدا کنیم که انعطاف پذیری در توجه را بالا برده و توانایی ما برای فکر کردن کلی نگر را تقویت می کند.

 

 

آدمها همیشه لبخند می زنند، مخصوصاً وقتی در جمع هستند اما لبخند فقط نشان دهنده شاد بودن آنها نیست. ما از لبخند برای اهداف خاص اجتماعی استفاده می کنیم زیرا لبخند می تواند پیام های مختلفی را به دیگران برساند.

 

در زیر به ۱۰ روشی که می توان از لبخند برای فرستادن پیام درمورد قابل اعتماد بودن، جذابیت، اجتماعی بودن و ویژگی های بسیار دیگر درمورد خودمان استفاده کرد، اشاره می کنیم.

 

1 - تشویق دیگران برای اعتماد به شما

 

در دنیایی که همه فقط به فکر خودشان هستند، واقعاً به چه کسی می توان اعتماد کرد؟ یک نشانه از قابل اعتماد بودن ما، لبخند است. لبخندهای واقعی پیام می فرستد که دیگران می توانند به ما اعتماد کرده و با ما همکاری کنند. کسانی که لبخند می زنند معمولاً سخاوت و برونگرایی بیشتری دارند.

 

2 - جلب ملایمت و ارفاق دیگران

 

وقتی افراد کار بدی انجام می دهند و دستگیر می شوند معمولاً لبخند می زنند. آیا این کار برایشان فایده ای دارد؟

براساس تحقیقی که توسط لافرانس LaFrance و هِچ Hecht در ۱۹۹۵ انجام گرفت، می تواند اینطور باشد. ما با کسانی که قانون شکنی کرده اند، اگر بعد از آن لبخند بزنند، با ملایمت و ارفاق بیشتری برخورد می کنیم. مهم نیست که لبخندی دروغین باشد، لبخندی از روی بیچارگی باشد یا یک لبخند واقعی، همه آنها باعث می شود برای فرد خاطی کمی تحفیف قائل شویم.

 

3 - رهایی از خطاهای اجتماعی

 

فراموش کردید به مناسبت سالگرد ازدواجتان برای همسرتان هدیه بخرید؟ اسم یک مشتری مهم را فراموش کرده اید؟ سهواً یک بچه کوچک را لگد زدید؟ اگر چنین مواردی برای شما هم پیش آمده باشد، احتمالاً خجالت زده شده اید.

عملکرد خجالت این است که شما را از مکان های اجتماعی پرفشار بیرون کند. لبخند های از روی خجالت با پایین انداختن سر همراه است و خیلی وقت ها هم یک خنده کوتاه احمقانه به آن اضافه می کنیم. این کار برای این انجام می شود که باعث شویم فرد مقابل اشتباه سهوی ما را فراموش کرده و سریعتر ما را ببخشد.

بنابراین لبخند از روی خجالت به ما کمک می کند از زندان رها شویم.

 

4 - در غیر اینصورت احساس بدی پیدا خواهم کرد

 

گاهی اوقات به این دلیل لبخند می زنیم که هم مودبانه است و هم اینکه بعد از آن احساس بدی پیدا نمی کنیم. مثل زمانیکه کسی با اشتیاق درمورد اینکه چطور مقداری پول در جیب یکی از لباس های قدیمی اش پیدا کرده برایمان تعریف می کند. شاید خیلی جای لبخند زدن نداشته باشد اما اینکار را می کنید چون مودبانه است.

به همین دلیل است که در اینگونه مواقع سر خود را تکان داده و لبخند می زنیم چون می دانیم اگر اینکار را نکنیم، بعد احساس پشیمانی خواهیم کرد. این احساس در زنان قوی تر از مردان است.

 

5 - خندیدن از ته قلب

 

لبخند زدن راهی برای کاهش فشار ناشی از موقعیت های ناراحت کننده است. روانشناسان به آن فرضیه فیدبک چهره می گویند. حتی وقتی به اجبار لبخند می زنیم برای اینکه کمی روحیه مان را بهتر کند کافی است.

 

6 - برای درک و بینش بهتر

 

وقتی عصبی هستیم، توجه ما کمتر می شود. متوجه نمی شویم که کنار دستمان چه می گذرد و فقط اتفاقی که درست روبه رویمان می افتد را می بینیم. این هم از نظر لفظی و هم استعاری صدق می کند: وقتی مضطرب هستیم یا استرس داریم، متوجه ایده هایی که در گوشه های ذهنمان است نمی شویم. اما برای به دست آوردن درک از یک مشکل، دقیقاً به همین ایده های پیرامونی نیاز پیدا می کنیم.

 

7 - برای جذابیت

 

لبخند خانم ها تاثیری جادویی بر همسرشان دارد و تاثیر آن حتی از ارتباط چشمی نیز بالاتر است. در یک تحقیق بر روی نحوه برخورد آقایان با خانم ها را در یک بار بررسی کرد . وقتی زنی فقط ارتباط چشمی با همسرش برقرار می کرد، در ۲۰% از موارد مرد به او نزدیک می شد. وقتی همان زن لبخندی را هم اضافه می کرد، در ۶۰% از موارد مرد به او نزدیک می شد.

اما وقتی مردها به زنان لبخند می زنند، تاثیر آن جادوییت کمتری دارد. با اینکه لبخند زدن جذابیت خانم ها را برای آقایان بیشتر می کند اما بر عکس آن چندان صادق نیست.

 

8 - پنهان کردن فکر

 

روانشناسان در گذشته تصور می کردند که یک لبخند واقعی هیچ وقت دروغ نمی گوید. لبخند های دروغین و مصنوعی فقط دهان را درگیر می کند درحالی که لبخندهای واقعی به چشم ها نیز می رسد.

 

9 - برای پول درآوردن

 

اقتصاد دانان نیز ارزش لبخند را دریافته اند، اما آیا لبخند می تواند واقعاً برایمان پول ساز باشد؟ تید و لوکارد Tidd and Lockard در سال ۱۹۷۶ در تحقیق خود دریافتند که مستخدم هایی که لبخند می زنند انعام بیشتری دریافت می کنند.

بطور کلی تر افرادی که در صنایع خدماتی هستند، مثل مهمانداران هواپیما یا آنها که در بخش سرگرمی و میهمان نوازی هستند، برای لبخند زدن به مشتریان خود پول می گیرند. اما مراقب باشید. تضاد مداوم بین آنچه واقعاً احساس می شود و آنچه نشان داده می شود می تواند موجب خستگی فرد و فرسودگی شغلی شود.

 

10 - لبخند بزنید تا دنیا به شما لبخند بزند

 

یکی از ساده ترین لذت های زندگی که معمولاً به خاطر خودکار بودن آن دیده نمی شود زمانی است که به کسی لبخند می زنید و او در جواب به شما لبخند می زند.

اما همانطور که ممکن است متوجه شده باشید همه آدمها در جواب یک لبخند، لبخند نمی زنند. هینز و توم هاو (Hinsz and Tomhave) در سال ۱۹۹۱ در تحقیق خود بررسی کردند که چه نسبت از افراد لبخند را با لبخند جواب می دهند. نتایج آنها نشان داد که حدود ۵۰% از افراد اینگونه رفتار می کنند. درمقایسه معمولاً هیچکس اخم را با اخم جواب نمی دهد.

 

11 - لبخند برای طول عمر

 

اگر هیچکدام از این تحقیقات نتونست لبخندی روی لبان شما بنشاند این را هم در نظر بگیرید: افرادی که زیاد لبخند می زنند معمولاً بیشتر عمر می کنند. در یک تحقیق که بر روی تصاویر بازیکنان بیسبال در سال ۱۹۵۲ انجام گرفت مشخص شد که آنها که لبخند زده بودند تا ۷ سال بیشتر از همسانان خود عمر کرده اند.

شاید حالا دلیلی برای لبخند زدن پیدا کرده باشید.

آیا چرخ زندگی من خوب می چرخد؟ آرام است یا تند؟ این سئوالی است که هر چند یکبار از خود پرسیده ایم یا شاید سئوالی باشد که از یکدیگر می پرسیم اما شاید سوال مهم تر این است که چه عواملی را باید در جواب دادن به این سئوال مدنظر داشت. این مقاله به چگونگی چرخه زندگی و حرکت آن به سمت جاده آرامش و زندگی شاد می پردازد.

 

 

الگوی چرخ زندگی :

 

الگوی چرخ زندگی به دایره ای که به 8 قسمت مساوی تقسیم شده است اتلاق می شود که که هر یک از این قسمت ها به بررسی یک بعد از زندگی می پردازد. مطابق شکل کار و درآمد مالی، سلامتی، تفریح و سرگرمی، عشق، خانواده، یادگیری و رشد، معنویّت، دوستان و ارتباطات قسمت های مختلف این دایره را تشکیل می دهند.

 

چرخه زندگی,جاده آرامش

 

شما به هر قسمت از زندگی تان پس از بررسی نمره 0 نا 10 را می دهید و سپس خانه های مربوط به آن را متناسب با نمره نقطه گذاری می نمایید، پس از اتصال نقطه ها به هم چرخ زندگی خود را به دست خواهید آورد. مثلاً تصویر زیر چرخ زندگی فردی است که از لحاط مالی و رشد و یادگیری موقعیت مناسبی دارد ولی از نظر خانواده، عشق، تفریح و دیگر موارد شرایط مناسبی ندارد پس خوب نچرخیدن چرخ زندگیش و نداشتن آرامش آن محتمل به نظر می رسد.

 

چرخه زندگی,جاده آرامش

 

برای بررسی هر یک از موارد می توانید از سولات زیر کمک بگیرید :

 

کار و درآمد مالی

 

درآمد سالیانه شما چقدر است؟ کجا زندگی می کنید؟ چقدر پول نقد دارید؟ دارایی شما چقدر است؟ اگر بخواهید به سطح مالی زندگی خود نمره دهید از 10 چه نمره ای می دهید؟ آیا از شغل خود راضی هستید؟ درآمد تان خوب است؟ چقدر جای رشد و ترقّی در شغل شما وجود دارد؟ همکاران و مشتریان شما چه کسانی هستند؟

 

سلامتی

 

آیا به بیماری مبتلا هستید؟ ورزش می کنید؟ احساس می کنید چقدر زنده می مانید؟ بدنتان را هر چند وقت چک می کنید؟ روزانه غذای خوب و میزان آب مناسب مصرف می کنید؟

 

خانواده

 

آیا می توانید به خانواده خود تکیه کنید؟ چند ساعت از روز را با خانواده می گذرانید؟ آیا با آنها خود به تفریح می روید؟ برای در کنار آنها بودن مشتاقید؟ آیا به خانواده خود افتخار می کنید؟

 

عشق و ازدواج

 

از ازدواج خود راضی هستید؟ در زندگی مشترک چقدر احساس یکنواختی می کنید؟ آیا ازدواج را به عنوان نقطه درخشان و آرامش بخش در زندگی می دانید؟ آیا کسی را دارید تا به او عشق بورزید؟ آیا کسی عاشق شماست؟

 

یادگیری و رشد

 

آیا همیشه در حال یادگیری هستید؟ به طور متوسط در ماه چه تعداد کتاب می خوانید؟ آیا به جای خواندن کتاب زیاد تلویزیون می بینید؟ (تحقیق ها نشان می دهد که مردم به صورت متوسط روزی 6 ساعت تلویزیون می بینند یعنی چیزی حدود یک چهارم عمرشان) آیا در زمینه علم کاری خود به روز هستید؟ آیا در حال یادگیری زبان جدید هستید؟

 

معنویت

 

چه قدر حضور خدا را در زندگی خود حس می کنید؟ چقدر به دیگران کمک می کنید ؟ آیا انسان دوستید؟ آیا همدرد دیگرانید؟

 

دوستان

 

چه تعداد دوست صمیمی دارید؟ آیا در مواقع غم دوستانی دارید؟ دوستان شما چه کسانی هستند؟ آیا در داشتن دوست تنهایید؟ چقدر از با دوستانتان بودن لذت می برید؟

 

تفریح و سرگرمی

 

چه میزان از وقتتان را به عنوان وقت آزاد و سرگرمی اختصاص می دهید؟ تعطیلات را چگونه می گذرانید؟ به کجاها سفر کرده اید؟ برای اینکه سرگرم و شاد باشید چه کارهایی می کنید؟

 

نکاتی در ارتباط با چرخ زندگی که گفتن آن لازم می باشد:

 

1. متناسب بودن قسمت های مختلف چرخ زندگی به اندازه کامل بودن هر قسمت اهمیت دارد، به بیان بهتر تناسب رشد بین قسمت های مختلف زندگی هر فرد باعث زندگی نرمال تر آن می شود.

 

2. در بررسی هر قسمت می توان به موارد میزان امنیت، رضایتمندی، میزان انرژی دریافتی، موفقّیت و شکست ها و از این قبیل توجه داشت.

 

3. می توان برنامه ریزی زندگی را (کوتاه مدت یا بلند مدت) بر اساس چرخ زندگی انجام داد.

 

4. گاهی می توان برای مدتی معّین روی قسمتی خاص از زندگی متمرکز شد. مثلا اگر قرار است برای آزمون خاصی آماده شوید بهتر است برای قسمت یادگیری و رشد وقت بیشتری را بگذارید.

 

5. میزان سوالاتی که برای یک قسمت از زندگی به کار می رود کاملاً به موقعیت اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و... بستگی دارد مثلا ممکن است برای افراد با درآمد مالی مختلف، نمره 8 معناهای کاملاً متفاوتی داشته باشد یعنی فردی با درآمد 600 هزار تومان این نمره را برای خود قائل شود ولی فرد دیگری با درآمد 6 میلیون تومان به خود نمره ای کمتر از این را بدهد.

اکسیژن ناب آرامش، گوارای وجودتان !


  • حقیقت اینست که ایمیل و بازاریابی ایمیلی خیلی بیشتر از هر ابزار دیگری میتواند تمام هواداران متعصب و کاربران وفادار شما را متاثر کند.

     

  • در نظر برخی از فعالان زمینه بازاریابی اینترنتی ایمیل مارکتینگ بیشترین نرخ تبدیل را دارد.

     

  • حتی بازاریابی ایمیلی مهتر از رسانه های اجتماعی شما خواهد بود.

     

  • در نتیجه ایمیل ها میتوانند بیشتر از هر ابزار دیگری که شما فکر میکنید به رشد شما کمک میکنند.

  • اما چالش اصلی همیشه این بوده است که چه رفتاری باید داشته باشیم تا امکان داشته باشیم که فهرست ایمیل خود را رشد داده و نیرومند کنیم. همه ما همیشه مشترکین بیشتری میخواهیم! اینطور نیست؟

    در این مقاله ی دقیق شما یک مسیر قدم به قدم را خواهید یافت که میتواند دوپینگی برای افزایش تعداد مشترکین شما باشد. شما خواهید دانست که چه کاری لازم است انجام دهید، چه تاکتیک و فنونی را پیاده کنید و به چه چیزهایی نیاز دارید که لیست ایمیل خود را بزرگتر کنید تا ایمیل مارکتینگ موفقی را شروع کنید.

    آیا آماده اید که به طور جدی فهرست ایمیل خود را بسازید؟

شما نیاز دارید برای ارسال ایمیل های خود از یک سرویس ایمیل استفاده کنید، روی انتخاب آن تحقیق کنید، شما باید یک سرویس خود پیدا کنید که جوابگوی کار شما باشد، یک سرویس ایمیل خود شما را مطمئن میکند که فهرست سازی شما میتواند خوب شروع شود. سپس از خودتان قبل از ارسال ایمیل چند سوال بپرسید سپس شروع کنید. بیاید ببینم چه چیزی نیاز دارید.

درمان استرس

استرس همیشگی می تواند به قلب آسیب رساند و حتی گرفتگی شریانهای قلبی را تشدید کند. تحقیقات جدید نشان می دهد این شرایط باعث ایجاد برخی از هورمونهای استرس در جریان خون می شود که ضعف سیستم دفاعی بدن را موجب می گردد و ما را در مقابل بیماریهای عفونی مانند سرماخوردگی و آنفلوآنزا آسیب پذیرتر می کند، همین طور ارتباط تنگاتنگی بین بیماریهایی از قبیل سوزش معده و تبخال تا آسم و سرطان با سطوح بالای استرس در بدن وجود دارد.

 

افزایش استرس حتی می تواند افت حافظه را با بالا رفتن سن تشدید کند. ولی نگران نباشید. راه های اثبات شده ای وجود دارند که استرس را از بین می برند. در طول این هفته، روزانه یک روش از تکنیک های پیشنهاد شده برای درمان استرس را امتحان کنید. بعضی از آنها بهتر از روشهای دیگر برای درمان استرس اثر می کنند. آنچه مهم است اینست که دو یا سه روش موثر در مورد خودتان را به هنگام افزایش استرس دنبال کنید.

 استرس,درمان استرس,آرام بخش

 

● کاری انجام ندهید

یکی از راههای درمان استرس این است که حداقل یک بار در روز، پنج یا ده دقیقه آرام بنشینید و کاری انجام ندهید. به صداهای اطراف، احساستان و هر گونه کششی در گردن، شانه ها، بازوها، سینه و غیره تمرکز کنید.

 

رابین گیوث، موسس و مدیر مرکز مدیریت استرس مارین می گوید: «این یکی از مشکلترین کارها برای اکثر مردم است. چرا که شدیدا عادت کرده ایم راجع به ارزش کارهایی که انجام می دهیم فکر کنیم. انجام ندادن هیچ کاری یک جنگ واقعی است.» نشستن، به تنهایی ضربان قلب را کاهش می دهد و فشارخون را پائین می آورد، یعنی با دو مورد از آشکارترین تاثیرات استرس مقابله می کند.

 

همچنین دیدگاه شما را عوض می کند و احساس کنترل بر موقعیتها را افزایش می دهد. جیمز کارمودی فیزیولوژیست و مدیر تحقیقات مرکز تکامل ذهن در دانشگاه ماساچوست می گوید: «مطالعات نشان می دهد که موقعیتهای بسیار استرس زا مواردی هستند که نمی توانیم آنها را کنترل کنیم. ما نمی توانیم گذشته را تغییر دهیم، آینده را هم نمی توانیم پیش بینی کنیم.»

 

● با صدای بلند بخندید

یکی از راههای درمان استرس خندیدن است،همیشه موضوعی برای خنده در دست داشته باشید، این موضوع می تواند ، مجموعه ای از تکه های طنز مورد علاقه تان، یا صداهای بامزه ای که فرزندتان یا یک دوست از خودش درمی آورد باشد. حتی می توانید چند لحظه در مورد تماشای سریال کمدی مورد علاقه تان فکر کنید. اغلب در طول روز یکی از این موارد را انجام دهید.

 

لی بارک یک پژوهشگر می گوید: «یکی از موثرترین روش های کاهش استرس شب هنگام اتفاق می افتد، یعنی هنگامی که مشغول تماشای سریال مورد علاقه تان پس از یک روز طولانی هستید. تحقیقات برک در دانشگاه لومالیندا موسسه بهداشت عمومی در کالیفرنیا نشان می دهد که خنده خوب سطوح کورتیزول و اپینفرین هورمون های استرس را کاهش می دهد و سیستم دفاعی بدن را بهبود می بخشد. علاوه بر آن، تاثیرات مفید یک خنده از ته دل و خوب، به مدت ۲۴ ساعت باقی می ماند. برای یادآوری مجدد می توانید آن را برای دوستان خود نیز تعریف کنید.»

 

● موسیقی گوش دهید

هنگامی که با یک کار دلهره آور مواجه می شوید،به موسیقی گوش فرا دهید این کار به کاهش استرس شما کمک می کند-موسیقی می تواند از نوع کلاسیک، ملی یا جاز باشد - در محل کار هم می توانید از سی دی درایو کامپیوتر خود استفاده کنید تا موسیقی قابل دسترستان باشد.

در تحقیقی که در دانشگاه موناش در ویکتوریای استرالیا انجام شد، به دو گروه از دانشجویان گفته شد تا یک نطق شفاهی تهیه کنند. بعضی در سکوت کار کردند، عده ای دیگر به مجموعه موسیقی گوش دادند. استرس باعث افزایش فشارخون و بالا رفتن ضربان قلب کسانی که در سکوت کار می کردند شد، ولیکن در داوطلبانی که در گروه موسیقی بودند، مقادیر فوق ثابت باقی ماند. از طرفی آنها اعلام نمودند که استرس کمتری در ضمن کار احساس کردند.

 

درمان استرس

استرس

 

● مثبت بیندیشید

به شخص یا چیزی که عمیقا مورد علاقه تان است (در هر مکان) از۵ثانیه تا ۵ دقیقه فکر کنید این کار میتواند استرس شما را کم کند. یا منظره ای از یک تعطیلات آرام را تصور کنید یا عبارتی که باعث ایجاد احساس مثبتی نسبت به خود و جهان اطرافتان می شود را در ذهنتان مرور کنید تا بدین ترتیب استرس خود را کم کنید.

به نظر می رسد که فکر کردن همانند پندی از یک کارت تبریک است! شاد فکر کردن و افکار آرامش بخش می تواند با تغییرات فیزیولوژیک که هنگام بوجود آمدن استرس اتفاق می افتند مقابله کند.

 

● قدم بزنید

یکی دیگر از راههایی که میتواند استرس شما را کم کند قدم زدن است.از پشت میز، صندلی در هر موقعیتی که هستید ، بلند شوید و ۱۰ دقیقه راه بروید. بسیاری از مردم این حس درونی را دارند که پیاده روی به آرامششان کمک می کند. امروزه دانشمندان در حال اثبات این موضوع هستند. در تحقیقاتی که در دانشکده پزشکی دانشگاه استنفورد در سال ۲۰۰۲ انجام گرفته، محققان اشخاصی را که از بستگان بیمار خود نگهداری می کردند مورد توجه قرار دادند. (این موقعیت به گونه ای است که هرکدام از ما نیز در این شرایط با استرس مواجه می شویم.) در این مورد تحقیقات دانشمندان نشان داد، افرادی که ۴ بار در هفته پیاده روی می کنند استرس کمتری دارند و راحت تر می خوابند. همچنین آزمایشات نشان دادند که فشارخون این افراد در هنگام استرس ثابت باقی می ماند.

 

 آرام بخش عصبی,درمان استرس,آرام بخش

 

● نفس عمیق بکشید

برای پنج دقیقه، تنفس خود را آهسته تر کنید و در حدود۶ بار در دقیقه نفس بکشید. به عبارت دیگر، مدت ۵ ثانیه عمل دم، ۵ ثانیه عمل بازدم انجام دهید.

عموما تمایل داریم که تنفس تند و سطحی داشته باشیم، به خصوص هنگامی که احساس فشار می کنیم. چند نفس عمیق شما را مجبور می کند که شانه های خود را بکشید و ماهیچه های سفت را شل کنید. براساس یک تحقیق بین المللی در سال ۲۰۰۱، تنفس آرام مزایای غیرقابل پیش بینی دیگری نیز دارد.

 

● با آرامش برخیزید

درست قبل از ترک تختخواب و بلافاصله بعد از اینکه زنگ ساعت در صبح به صدا درآمد،۵ دقیقه برای آرام کردن بدنتان وقت صرف کنید. با منقبض کردن انگشتهای پا شروع کنید، سپس با اختیار خود آنها را شل کنید. بعد در مورد ماهیچه های کف پا و سپس عضله های ساق پا و ران پا و باسن همین کار را انجام دهید.

 

به طرف بالا این روش را ادامه دهید تا بالاخره با جمع کردن و سپس شل کردن عضله های صورت به آن خاتمه دهید. یک متخصص استرس می گوید: «اگر روز خود را با تنش آغاز کنید، موقعیت ها به گونه ای خواهد بود که تمام روز احساس تنش می کنید. اگر مشکلاتتان را باخود به رختخواب ببرید، احتمالا خواب شما را مختل می کند و این به معنای تنش بیشتر است. تحقیقات نشان می دهد، افرادی که از خواب محروم می شوند، میزان هورمونهای استرس در آنها افزایش پیدا می کند.» او همچنین می گوید: «هر روز خود را، با یک یا دو دقیقه آرامش بخشیدن به خود آغاز کنید و به پایان برسانید.»

روانشناسی- وقتی کسی با شما طوری برخورد می‌کند که انگار فقط یکی از چندین و چند انتخاب هستید، به آنها کمک کنید با بیرون آوردن شما از آن تساوی انتخاب‌هایشان را محدود کنند.

 

خودتان باشید. اگر سعی کنید یک نفر دیگر باشید، فقط خودتان را تلف کرده‌اید. خودِ درونیتان را در آغوش بکشید و بدانید که هیچکس ایده‌ها، توانایی‌ها و زیبایی شما را ندارد. همانی باشید که از خودتان می‌شناسید یعنی بهترین مدل خودتان. و از اینها گذشته، با خودتان صادق باشید.

 

از همین امروز شروع کنید...

 

1 - اولویت‌هایتان را مشخص کنید

 

20 سال دیگر واقعاً مهم نیست که امروز چه کفشی پوشیده بودید، موهایتان چه مدلی بود یا مارک شلوار جینتان چه بوده است. چیزی که مهم است این است که دیگران چقدر دوستتان داشته‌اند، چه چیزهایی یاد گرفته‌اید و چطور از این دانش استفاده کرده‌اید.

 

2 - مسئولیت کامل اهدافتان را گردن بگیرید

 

اگر واقعا دوست دارید در زندگیتان به چیزهای خوبی برسید و اتفاقات خوبی برایتان بیفتد، باید خودتان باعث این اتفاقات شوید. نمی‌توانید یک گوشه بنشینید و آرزو کنید که یک نفر دیگر کمکتان کند. خودتان باید آینده‌تان را بسازید و فکر نکنید که سرنوشت باعث همه اعمال و انتخاب‌های شماست.

 

3 - ارزش خودتان را بشناسید

 

وقتی کسی با شما طوری برخورد می‌کند که انگار فقط یکی از چندین و چند انتخاب هستید، به آنها کمک کنید با بیرون آوردن شما از آن تساوی انتخاب‌هایشان را محدود کنند. بعضی وقت‌ها باید سعی کنید برایتان مهم نباشد، حال هرچقدر هم که اهمیت داشته باشد چون ممکن است گاهی اوقات برای کسی که ارزش خیلی زیادی برایتان دارد، هیچ ارزشی نداشته باشید. این غرور نیست بلکه احترام به خود است. اگر دور و برتان را با افراد منفی پر کنید نباید انتظار داشته باشید که زندگیتان تغییرات مثبت داشته باشد. به افراد نیمه‌وقت، موقعیت تمام‌وقت در زندگیتان ندهید. ارزش خودتان را بشناسید و هیچوقت به کمتر از آنچه لیاقتتان است راضی نشوید.

 

4 - رویکرد مناسب را انتخاب کنید

 

نگرش مهمترین چیز است. وقتی با صف‌های طولانی و ترافیک سنگین روبرو می‌شوید و یا یک ساعت از ساعت قرارتان با کسی گذشته است، دو انتخاب پیش رو دارید: می‌توانید خسته و کلافه شوید و می‌توانید به آن به شکل فرصت و زمان کوتاهی که زندگی برای فکر کردن، آرام‌تر شدن و خیالپردازی به شما داده است نگاه کنید. اولین انتخاب فشارخونتان را بالا می‌برد. دومین انتخاب هوشیاریتان را بیشتر می‌کند.

 

5 - اجازه ندهید اشتباهات گذشته رویاهایتان را خراب کند

 

یاد بگیرید که همه چیزهایی که کنترل آن به دست شما نیست را رها کرده و از یاد ببرید. دفعه بعدی که وسوسه شدید درمورد موقعیتی که فکر می‌کنید ناعادلانه تمام شد، بیهوده‌گویی کنید، این را به خودتان یادآور شوید: هیچوقت با فکر کردن به این موضوع تا زمان مرگ نمی‌توانید عصبانیت مربوط به آن را از بین برید. پس دهانتان را بسته نگه دارید، مشتتان را باز کنید و به افکارتان یک مسیر دوباره دهید.

 

6 - چیزهایی را انتخاب کنید که واقعاً مهم هستند

 

بعضی چیزها اهمیت زیادی ندارند، مثل نوع ماشینی که سوار می‌شوید. اگر به تصویر بزرگ زندگی نگاه کنید، چقدر این مسئله می‌تواند اهمیت داشته باشد؟ شادتر کردن یک انسان جطور؟ بله، این اهمیت دارد. مشکل بزرگ و اصلی اکثر آدمها این است که می‌دانند چه چیزهایی مهم است اما آن را انتخاب نمی‌کنند.حواسشان پرت می‌شود. چیزهای اول را اول نمی‌گذارند. سخت‌ترین و هوشمندانه‌ترین راه‌ها برای زندگی، انتخاب چیزهایی است که واقعاً مهم است.

 

7 - خودتان را دوست داشته باشید

 

بگذارید یک نفر درست همانطور که خودتان را دوست دارید شما را دوست بدارد، با همه نقص‌ها، زشتی‌ها و مشکلات. بگذارید باوجود همه اینها یک نفر دوستتان داشته باشد؛ و بگذارید آن یک نفر خودِ شما باشد.

 

8 - توانایی‌ها و ضعف‌های خود را بپذیرید

 

با خودتان راحت باشید و اعتمادبه‌نفس داشته باشید. ما معمولاً زمان زیادی را برای مقایسه خودمان با دیگران تلف می‌کنیم و افسوس می‌خوریم که کاش کس دیگری بودیم. هر کسی توانایی ها و ضعف‌های خودش را دارد و فقط زمانیکه همه آنچه که هستیم را بپذیریم، خواهیم توانست از توانایی‌هایمان استفاده کنیم.

 

9 - برای خودتان بایستید

 

شما به دنیا آمده‌اید که واقعی باشید، نه ایدآل. به دنیا آمده‌اید که خودتان باشید نه چیزی که کس دیگری که می‌خواهد باشید. برای خودتان بایستید، به چشمان آنها نگاه کنید و بگویید، "تازمانیکه من را نشناخته‌ای درموردم قضاوت نکن. تا زمانیکه با من وارد چالش نشده‌ایی، ارزشم را پایین نیاور و تازمانیکه با من حرف نزده‌ای درموردم حرف نزن."

 

10 - از دیگران درس بگیرید و زمانی که لازم است، بگذرید

 

نمی‌توانید توقع داشته باشید که بتوانید دیگران را تغییر دهید. یا همانی که هستند را می‌پذیرید یا بدون آنها زندگی می‌کنید. و فقط بخاطر اینکه چیزی تمام می‌شود به این معنی نیست که هیچوقت وجود نداشته است. شما زندگی کرده‌اید، درس گرفته‌اید، رشد کرده‌اید و گذشته‌اید. وجود بعضی آدمها در زندگی برای شما نعمت هستند و بعضی از آنها فقط درس.

 

11 - در روابطتان صادق باشید

 

خیانت نکنید! اگر شاد نیستید، صادق باشید و از آن رابطه بگذرید. وقتی واقعاً عاشق باشید، وفادار بودن اصلاً سخت نیست، توام با لذت است.

 

12 - با راحت بودن راحت باشید

 

همانطور که می‌دانیم زندگی می‌تواند در یک چشم برهم زدن از این رو به آن رو شود. دوستی‌هایی که امکان‌پذیر به نظر نمی‌رسید آغاز می‌شود، کارهای مهم کنار گذاشته می‌شود و یک امید دیرینه دوباره زنده می‌شود. شاید گاهی‌اوقات راحت به نظر نیاید اما بدانید که زندگی در انتهای منطقه آرامش شما شروع می‌شود. پس اگر در حال حاضر احساس راحتی ندارید، بدانید که تغییری که در زندگیتان رخ داده است انتهای کار نیست، بلکه یک شروع تازه است.

 

13 - همانی باشید که برای تبدیل شدن به آن به دنیا آمده‌اید

 

نگذارید به آخر زندگیتان برسید و بفهمید که فقط طول زندگی را زندگی کرده‌اید. عرض آن را هم زندگی کنید. وقتی بعنوان یک انسان مشتاق به دنیا می‌آیید، تنها مشکلی که بزرگتر از یاد گرفتن راه رفتن در کفش دیگران است، این است که یاد بگیرید با خودتان راحت باشید. از قلبتان پیروی کنید و مغزتان را هم همیشه همراه داشته باشید. وقتی واقعاً با خودتان راحت بودید، شاید همه آدمها دوستتان نداشته باشند اما برای شما اصلاً اهمیتی نخواهد داشت.

 

14 - هیچوقت از خودتان نا امید نشوید

 

این زندگی شماست. آن را شکل دهید و اگر این کار را کنید، کسی دیگر اینکار را می‌کند. قدرت نه تنها در میزان تحمل شما دیده می‌شود بلکه در توانایی شما برای شروع دوباره نمود می‌کند. هیچوقت برای تبدیل شدن به آنچه که می‌خواهید باشید دیر نیست. مدام یاد بگیرید، سازگار شوید و رشد کنید. شاید هنوز به مقصدتان نرسیده باشید اما مطمئناً از دیرروز به مقصدتان نزدیک‌تر هستید.

منبع : mardoman.net

رسیدن به موفقیت از آرزوهای هر فردی در زندگیش است. اما اینکه چطور به این مهم دست پیدا کنیم،راه کار های خاص خود را می طلبد که در زیر به مواردی از آن اشاره می کنیم: دقیقا تصمیم بگیرید که چه می‌خواهید: روشن بودن در این مورد یک شرط اساسی است. پیش از شروع کار هدف ها وتصمیم هایتان را بنویسید.

 

 

برنامه هایتان را روی کاغذ بیاورید:به ازای هر دقیقه ای که صرف برنامه ریزی می کنید به هنگام اجرای آن ۵ یا ۶ دقیقه در وقت خود صرفه جویی خواهید کرد.

 

۸۰ درصد از دستاوردهای تان نتیجه ۲۰ درصد از فعالیت شماست: همواره تلاش خود را روی این ۲۰ درصد متمرکز کنید. مهم ترین و ضروری ترین کارهای شما آنهایی هستند که می توانند بیشترین تاثیر را چه مثبت و چه منفی روی کار و زندگی شما بگذارند. به جای تمرکز روی سایر کارها، تمام توجهتان را معطوف به این نوع کارها کنید.

 

نتایجی را که باید قطعا از کارتان به دست آورید تا بتوانید بگویید که به خوبی از عهده کار بر آمده اید مشخص کنید و در تمام مدت قاطعانه به دنبال به دست آوردن آنها باشید.

 

پیش از شروع، مقدمات کار را کاملا فراهم کنید:آمادگی تمام و کمال قبل از شروع کار مانع عملکرد ضعیف می شود.

 

همیشه یک شاگرد باشید:هرچه در ارتباط با کارهای ضروری و مهم تان دانش و مهارت بیشتری به دست آورید می توانید سریع تر آنها را شروع کنید و زودتر به اتمام برسانید.

 

استعدادهای منحصر به فرد خود را تقویت کنید:دقیقا مشخص کنید چه کاری است که در حال حاضر خیلی خوب انجام می دهید یا در آینده می توانید خیلی خوب انجام دهید سپس تمام توان خود را در انجام آن به کار گیرید.

 

هر بار یک قدم جلو بروید: اگر کارها را مرحله به مرحله انجام دهید، می توانید بزرگ ترین و پیچیده ترین کارها را به انجام برسانید. کمی استرس لازم است:تصور کنید که یک ماه دیگر بیشتر وقت ندارید طوری کار کنید که گویا مجبور هستید قبل از تمام شدن وقت تمام کارهای اصلی تان را به خوبی به اتمام برسانید.

 

خود را بشناسید:اوقاتی از روی را که از نظر ذهنی و جسمی کارایی بیشتری دارید مشخص کنید و مهم ترین و ضروری ترین کارهایتان را در این اوقات انجام دهید. به اندازه کافی استراحت کنید تا بتوانید بیشترین بازدهی را داشته باشید.

 

خودتان مشوق خودتان باشید: در هر شرایط یا موقعیتی به دنبال کسب نتایج خوب باشید. به جای تمرکز بر مشکلات به دنبال راه حل بگردید همواره فردی خوش بین و سازنده باشید.

 

مهم ها را در یابید:هیچ کس نمی تواند همه کارهایی که در دنیا هست انجام دهد پس کارهایی که باعث پیشبرد هدف شما می شود را انجام دهید.

 

اول سخت ترین کار را انجام دهید: روزتان را با سخت ترین کارتان آغاز کنید کاری که می تواند بزرگ ترین تاثر را بر خودتان و حرفه تان بگذارد، و تا وقتی آن را تمام نکرده اید دست از کار نکشید.

روانشناسی - بی‌‌خوابی و بدخوابی فقط آرامش اعصاب و روانتان را به هم نمی‌‌ریزد بلکه همه بدنتان را تحت‌تاثیرقرار می‌دهد.


تحقیقات مختلف ثابت کرده بی‌‌خوابی و بدخوابی می‌‌تواند عوارض زیادی روی پوست شما ایجاد کند...

 

این مساله واقعیت دارد که خواب شبانه کافی، پادزهر استرس است و روز بعد که از خواب بیدار می‌‌شوید، شادابی پوست و رفع خستگی عضلات‌ را برایتان به ارمغان می‌‌آورد. حتی ایجاد چروک‌‌‌های اطراف چشم نیز با بالش‌‌های نامناسبی که برخی از ما شب‌‌ها زیر سرمان می‌‌گذاریم، مرتبط است. خواب ناکافی باعث ایجاد بی‌قراری، عدم تمرکز، خستگی و تحریک‌پذیری می‌شود و علاوه بر آن سرعت پاسخ‌دهی به محرک‌های بیرونی و قدرت هماهنگی شما با محیط و نیز قدرت حفظ و نگهداری اطلاعاتتان کاهش می‌یابد. اگر شما 6 تا 8 ساعت در روز خواب کافی نداشته باشید، آثار خستگی روی پوستتان دیده می‌‌شود. خواب کافی باعث تنظیم متابولیسم بدن و دفع مواد زائد و سمی از عضلات، کبد و پوست می‌‌شود.

 

هنگام خواب، دستگاه گوارش شما استراحت می‌‌کند و حتی سیستم عصبی‌‌تان تغییراتی می‌‌کند که لازمه بازسازی و بازتوانی آن است. در واقع خواب نامرتب در ساعت‌های نامنظم و نامشخص شبانه‌روز، باعث گسسته‌شدن ساعت‌های بیولوژیک بدن شما می‌شود و تنظیم مجدد آن مدت‌ها زمان خواهد برد. این حالت به‌خصوص در افرادی اتفاق می‌افتد که از لحاظ شغلی مجبور هستند شیفت‌های شبانه داشته باشند یا در شیفت‌های مختلفی از شبانه‌روز سرکار باشند. در این حالت تمام ارگان‌های بدن به نوعی تحت‌تاثیر قرار می‌گیرند و پوست نیز به عنوان یک عضو مهم بازتابی از این احتمال را بروز خواهد داد. در کوتاه‌مدت چون خواب کافی باعث راحتی عضلات صورت می‌شود،‌ بنابراین آرامش و شادابی و کاهش خطوط صورت را بعد از یک خواب راحت شبانه تجربه می‌کنیم و حتی روز بعد شما پوست خود را شفاف‌تر و جوان‌تر احساس می‌کنید اما کم‌خوابی در طولانی‌‌مدت، باعث افزایش سطح هورمون‌های استرس و کاهش سطح ایمنی بدن می‌شود و این دو عامل می‌تواند باعث بروز چین‌وچروک‌های زودرس، شلی پوست، تیرگی دورچشم و فراهم‌شدن زمینه برای ایجاد بدخیمی‌های پوست در نتیجه کاهش ایمنی بدن شود، بنابراین توصیه می‌شود در ساعت‌های استراحت صورت خود را کاملا شستشو دهید و سپس بخوابید، چون پاکی صورت آرامش‌‌بخش است و می‌‌تواند زمینه را برای خواب آرام مهیا کند. می‌توانید از سرم‌ها یا کرم‌های ضدچروک استفاده کنید.

 

بهترین فرم خوابیدن برای پوست خوابیدن به پشت است چون در این حالت هم فرم طبیعی ستون‌فقرات حفظ می‌شود و هم عامل کششی بر پوست تحمیل نمی‌شود. توصیه می‌‌کنم اگر مشکل یا اختلالی در خواب شبانه‌‌تان دارید، به بهانه حفظ سلامت و شادابی پوستتان هم که شده در صدد رفع آن برآیید و خودتان را از این نعمت خدادادی محروم نکنید.

بیاییم این یک عمر که داریم، زندگی کنیم. اگر عمر دیگری خدا به ما بخشید صرف کارهای مهم دیگر کنیم.


واقعا درست زندگی کردن و لذت بردن از زندگی یک هنر است که افراد کمی به این هنر آراسته اند. وقتی همیشه از خاطرات گذشته لذت می بریم و برای بودن در روزهایی که گذشت حسرت می خوریم، یعنی در حال حاضر هم در روزهایی زندگی می کنیم که بسیار دوست داشتنی و قشنگ اند اما از آنها غافلیم.

 

کسانی که جز حسرت خوردن برای گذشته و انتظار کشیدن برای آینده چیزی بلد نیستند کی می خواهند از زندگی لذت ببرند؟ زندگی همین حالا زیباست.


اسباب و اثاثیه می خریم که با آنها راحت زندگی کنیم اما حواسمان پرت می شود و انقدر می خریم و می چینیم که لاجرم خدمتکار اثاثها می شویم . حالا به جای اینکه آنها به ما خدمت کنند ما تمام وقتمان را برای نگهداری و تمیز کردن و ... اثاثها صرف می کنیم. و مهمتر از همه همسر و فرزندانمان را هم دائما برای نگهداری از آنها آزار می دهیم.


مشغول کار می شویم تا پول لازم برای شروع زندگی را تهیه کنیم. فکر می کنیم چند وقتی از تفریح و استراحت و با هم بودن کم کنیم تا مقدمات زندگی فراهم شود بعد در کنار هم زندگی خواهیم کرد. اما کم کم یادمان می رود هدفمان چه بوده . شب ها تا دیر وقت سر کار می مانیم و روزها چنان درگیر می شویم که فرصت یک تلفن زدن پیدا نمی کنیم ... تا زندگی تمام می شود ولی ما هنوز زندگی نکرده ایم.


چه بسا همسران میانسالی که وقتی به همه چیز رسیدند،تازه در بن بست حسرت گرفتار می شوند. چرا که عقده های دوران جوانیشان که در سختیهای بسیار و مقرارت خفه کننده گذشته است، دست و پای آنها را بسته است. بسیاری از بی عاطفگی های سالمندان در قبال فرزندانشان، عقده های دوران گذشته زندگی است. گاهی از رفتار والدینی که با وجود توان مالی به زندگی سخت فرزندانشان نمی رسند تعجب می کنیم. اما اگر پای حرفهایشان بنشینیم خواهیم شنید که تمام جوانیشان برای جمع کردن مال و رسیدن به این نقطه از زندگی گذشته است . گویا اکنون دوست دارند از جوانهای رفاه طلب امروزی ،با کمک نکردن و دریغ کردن انتقام بگیرند. اگر می خواهید این عقده ها رفتار شما را در آینده تحت تاثیر قرار ندهد، و شما را به پیرهای خسیس و بداخلاق و ... تبدیل نکند، از حالا زندگی کنید. آینده هم مثل حالاست.


زندگی های بی جهت سخت

 

گاهی یک طرز فکر خاص و عجیب پیدا می کنیم و روی آن آنقدر پا فشاری می کنیم تا زندگی را کج و کوله می کنیم و اصرار داریم که تا آخر عمر، هم خودمان سختی های بی جهت بکشیم و هم به خورد دیگران دهیم. چه دلیلی دارد که برای همیشه از تفریحاتی مثل سینما، غذا خوردن در رستوران، سفرهای تفریحی و ... اعراض کنیم. به فرض که محیط یک سینما خوب نباشد، از سینمای دیگری استقبال کنید.

 

به فرض که شما دوست ندارید غذای بیرون را بخورید به خاطر همسر و فرزندانتان گاهگاهی این کار را بکنید. به هر حال یک خانواده نیاز دارد گاهی سینما گاهی شهربازی، سفرهای تفریحی و ... را تجربه کند. اگر از بی بند و باری و خیلی چیزهای دیگر می ترسید با روش خودتان از اماکن تفریحی استفاده کنید اما از خانواده، انتظار غیر عادی زندگی کردن را نداشته باشید. اگر فرزندانتان را طوری بار بیاورید که هرگز شهر بازی را تجربه نکنند، قطعا برای آنها یک عقده ایجاد کرده اید اگرچه انقدر شهامتشان را کشته باشید که هرگز راجع به عقده هایشان حرف نزنند.


هنر زندگی نزد واقع بین هاست

 

کسی که واقع بین است، زندگی خود را در همان شرایطی که هست قبول می کند، با مشکلاتش مبارزه می کند، و همواره در اصلاح معایب آن خواهد کوشید . چنین کسی می تواند از زندگی لذت هم ببرد.

 

آنها که دائما در خارج از زندگی شان دنبال خوشبختی می گردند و همواره بی هیچ زحمتی منتظرند تا در آینده یک زندگی عجیب و غریب برایشان شروع شود، هیچ وقت از زندگی لذت نمی برند آینده هم برای اینها بهتر از گذشته نیست. اینها هیچ وقت مشغول زندگی کردن نمی شوند ، بلکه وقت تلف می کنند تا عمرشان سرآید. زندگی حق کسانی است که بلدند در شرایط خودشان و با داشته های خودشان خوشبخت باشند. کسی که برای خوشبخت بودن شرایطی تعیین نکرده باشد در هر شرایط و موقعیتی می تواند خوشبخت باشد. زندگی زیباست این ما هستیم تعریف زیبایی را عوض کرده ایم . به قول سهراب چشمها را باید شست جور دیگر باید دید.

اگر چه شاید شما با این سرویس و راه اندازی و استفاده از آن آشنایی کافی نداشته باشید، این شد که ما تصمیم گرفتیم کامل ترین آموزش گوگل آنالیتیکس را تهیه و منتشر کنیم (:

روانشناسی - حتما تا به حال برایتان پیش آمده است که به خاطر موضوعی نگران‌شده و مدتی را در اضطراب از آن گذرانده باشید.

 

نگرانی به این دلیل که باعث می‌شود به خودتان بیایید و اقدامی انجام دهید مفید است، اما اگر از کنترل شما خارج شود خود می‌تواند به یک مشکل عمده بدل شود.

 

شبهات و هراس‌های بی‌امان نمی‌توانند روی انگیزه شما تاثیر مثبتی داشته باشند، بلکه برعکس، موجب کاهش انرژی و اختلال در فعالیت‌های روزمره می‌شوند.

 

خبر خوب این که اضطراب مزمن یک عادت قابل ترک است. شما می‌توانید فکر خود را طوری تربیت کنید که به زندگی از جنبه‌های مثبت‌تری نگاه کند.

 

اضطراب مداوم باعث بی‌خوابی و کسلی روزانه می‌شود. دیدگاه انسان‌ها نسبت به اضطراب دوگونه است. برخی از جنبه منفی به آن نگاه می‌کنند و بر این باورند که نگرانی مداوم خطرناک است و موجب آسیب سلامت جسمی آنها می‌شود. این افراد بیم دارند که کنترل نگرانی خود را از دست بدهند و این نگرانی هیچ وقت متوقف نشود.

 

گروه دیگر که از جنبه مثبت به نگرانی می‌نگرند فکر می‌کنند نگرانی از رخداد وقایع بد و مشکلات پیشگیری می‌کند و آنها را برای بدترین شرایط آماده می‌سازد و آنها را به سوی کشف راه‌حل رهنمون می‌کند.

 

نگرش منفی یا نگران‌بودن به خاطر نگرانی، موجب افزایش اضطراب و تداوم نگرانی می‌شود.

 

اما نگرش مثبت به نگرانی نیز می‌‌تواند به همان اندازه آسیب زننده باشد. برای آن که بتوانید به اضطراب و نگرانی خود پایان بخشید باید ابتدا این باور را که نگرانی هدف مثبتی را دنبال می‌کند، فراموش کنید.

 

وقتی بدانید نگرانی خود مشکل اصلی است و به چشم راه‌حل به آن نگاه نکنید، می‌توانید امیدوار باشید که کنترل ذهن نگران خود را دوباره به دست بگیرید.

 

یک دوره نگرانی بسازید

 

این که به خودتان تلقین کنید که نباید نگران باشید معمولا کارگر نیست. شما نهایتا می‌توانید برای مدت کوتاهی فکرتان را مشغول کارهای دیگر کرده و افکار نگران کننده را برای مدتی مهار کنید ولی هیچ وقت نمی‌توانید به صورت دائم از شر آنها رها شوید. در واقع، این کار اغلب موجب قوی‌ترشدن و تداوم بیشتر این افکار می‌شود.

 

شما می‌توانید با یک آزمایش ساده این مساله را امتحان کنید. چشم‌های خود را ببندید و یک فیل صورتی! را تصور کنید. حالا سعی کنید در مورد آن فکر نکنید.

 

هر کار دیگری خواستید انجام دهید ولی فقط برای پنج دقیقه به فیل صورتی فکر نکنید. خوب حالا چه شد؟ آیا توانستید فکر فیل صورتی را از سرتان خارج کنید؟ توقف افکار معمولا باعث می‌شود توجه بیشتری به موضوعی که قصد فرار از آن را دارید داشته باشید، اما این به آن معنی نیست که شما نمی‌توانید کنترل نگرانی را به دست بگیرید. کافی است روش دیگری را امتحان کنید و این همان‌جایی است که استراتژی به تعویق‌اندازی نگرانی به داد شما می‌رسد. به جای این که از دست نگرانی فرار کنید به خودتان اجازه دهید برای مدتی آن را پذیرا شوید.

 

برای به تعویق انداختن نگرانی می‌توانید از روش‌های مختلفی استفاده کنید:

 

زمان و مکان مناسبی برای نگرانی انتخاب کنید: زمان و مکان مشخصی را برای نگران‌بودن اختصاص دهید. این زمان و مکان باید هر روزه ثابت باشد (مثلا اتاق‌ پذیرایی از ساعت پنج تا20:05 دقیقه بعدازظهر)‌ البته این زمان می‌بایست به هنگام خوابیدن فاصله کافی داشته باشد تا موجب اضطراب شما قبل از خواب نشود. در طول دوره نگرانی اجازه دارید در مورد هر موضوعی که فکر شما را به خود مشغول کرده است فکر کنید، اما این افکار فقط مربوط به همین دوره‌ است و بقیه روز باید بدون این افکار نگران‌کننده سپری شود.

 

نگرانی امروز را به فردا بیندازید: اگر افکار مضطرب‌کننده به سراغتان آمدند آن را در جایی یادداشت کنید و فکرکردن درباره آن را به دوره نگرانی موکول کنید. به خودتان یادآوری کنید که بعدا فرصت فکرکردن در خصوص این موضوع را خواهید داشت، پس لزومی ندارد همین الان فکر خود را مشغول کنید. این کار را برای بعدا بگذارید و فعالیت روزانه خود را دنبال کنید.

 

در دوره نگرانی، فهرست نگرانی‌های خود را مرور کنید: افکار نگران‌‌کننده‌ای را که در طول روز یادداشت کرده بودید در دوره نگرانی مرور کنید. به این افکار اجازه دهید فقط در طول این دوره شما را نگران کنند. نگرانی‌هایی که دیگر برایتان اهمیت ندارند را رها کنید و اگر لازم شد طول دوره نگرانی را کاهش دهید و از بقیه روزتان لذت ببرید.

 

به تعویق‌انداختن نگرانی‌ها باعث می‌شود از مقابله با آنها در زمان حال رها شوید. از آنجا که این نگرانی‌ها را به زمان دیگری موکول می‌کنید، دیگر جدالی برای مهار افکار وجود ندارد. وقتی توانایی به تعویق‌اندازی افکار مزاحم را پیدا کردید درخواهید یافت که بیشتر از آنچه تصور می‌کردید قادرید نگرانی‌هایتان را کنترل کنید.

 

مشکلات حل‌شدنی را پیدا کنید

 

مطالعات نشان می‌دهند وقتی نگران مشکلی هستید به صورت گذرا اضطراب کمتری را احساس می‌کنید.

 

مرور مشکل در ذهن، شما را از هیجانات دور می‌کند و شما حس می‌کنید که چیزی را به دست آورده‌اید، اما باید بدانید نگرانی و حل مشکلات از یکدیگر متمایزند.

 

حل مشکل شامل ارزیابی وضعیت، یافتن راه‌حل و عملی‌کردن آن است. از سوی دیگر، نگرانی بندرت موجب رسیدن به راه‌حل می‌شود.

 

نگرانی به این دلیل که باعث می‌شود به خودتان بیایید و اقدامی انجام دهید مفید است، اما اگر از کنترل شما خارج شود خود می‌تواند به یک مشکل عمده بدل شود

 

هروقت با مساله نگران‌کننده‌ای مواجه شدید، از خودتان بپرسید آیا این مشکل در زمان فعلی وجود دارد یا فکر می‌کنید ممکن است در آینده رخ دهد؟ اگر فکر می‌کنید این مشکل در آینده برایتان پیش خواهد آمد احتمال رخداد آن چقدر است و آیا نگرانی شما واقع‌بینانه است؟ آیا در برابر مشکل یا برای پیشگیری از آن کاری از دستتان ساخته است؟

 

نگرانی‌های قابل حل آنهایی هستند که می‌توانید بلافاصله برای از بین‌بردن آنها کاری انجام دهید (مثلا اگر نمی‌توانید از پس اجاره‌خانه این ماه برآیید می‌توانید از صاحبخانه درخواست کنید اجاره این ماه را به تعویق بیندازد)‌، اما علیه نگرانی‌های غیرقابل حل نمی‌توانید اقدامی صورت دهید (مثلا اگر یک روز سرطان بگیرم چه کار کنم؟ یا اگر کودکم تصادف کند چه می‌شود؟)‌

 

اگر نگرانی شما قابل حل است ابتدا فهرستی از راه‌حل‌‌هایی که به ذهنتان می‌رسد تهیه کنید. لازم نیست حتما بهترین راه‌حل را انتخاب کنید.

 

اما اگر مشکل شما از گروه غیرقابل حل بود چه؟ همان‌طور که قبلا گفتیم نگرانی باعث اجتناب از احساسات ناخوشایند می‌شود.

 

نگرانی باعث می‌شود تا در ذهن خود به دنبال راه‌حل باشید و در دام هیجانات گرفتار نشوید. هنگام نگرانی احساسات شما به طور موقتی مهار می‌شود، اما به محض توقف، تنش و اضطراب بازمی‌گردد و اینجاست که نگران احساسات موجود خود می‌شوید.

 

تنها راه خروج از این چرخه نامطلوب این است که یاد بگیرید چگونه احساسات خود را پذیرا باشید. این روش ممکن است ابتدا به خاطر باورهای منفی شما درباره احساسات کمی عجیب به نظر برسد.

 

مثلا شاید بر این باور باشید که باید همیشه منطقی بوده و کنترل امور را در دست داشته باشید و احساسات‌تان باید همواره معنی و مفهوم خاصی داشته باشند و نباید احساساتی همچون ترس یا عصبانیت را تجربه کنید، اما حقیقت این است که هیجان و احساسات شما می‌توانند همانند زندگی‌تان آشفته شوند.

 

آنها همیشه مفهوم ویژه‌ای ندارند و همواره خوشایند نیستند، اما تا وقتی که بتوانید این احساسات و عواطف را به عنوان قسمتی از انسان بودن بپذیرید، می‌توانید بدون درهم شکستگی آنها را تجربه کنید و بیاموزید که از آنها به نفع خودتان استفاده کنید. دستورالعمل‌های بعدی به شما کمک می‌کند تا تعادل بهتری بین ادراک و احساسات خود برقرار کنید.

 

تردید را بپذیرید

 

فکرکردن در مورد اتفاقات ناگوار باعث نمی‌شود زندگی قابل پیش‌بینی داشته باشید. با وجود این که ممکن است هنگام نگرانی احساس ایمنی بیشتری داشته باشید، اما این فقط یک توهم است.

 

تمرکز کردن بر بدترین حالت ممکن از رخداد حوادث ناگوار پیشگیری نمی‌کند بلکه فقط باعث می‌شود از داشتن چیزهای خوبی که هم‌اکنون دارید لذت نبرید.

 

سوال‌های زیر را از خودتان بپرسید و ببینید که آیا می‌توانید به بی‌فایده بودن تلاش برای تردید نداشتن پی ببرید یا نه.

 

آیا ممکن است درباره هر چیزی در زندگی مطمئن بود؟ فایده مطمئن‌شدن در مورد وقایع چیست؟ یا آن که چطور کنارگذاشتن تردیدها می‌تواند در زندگی به شما کمک کند؟ آیا عدم اطمینان می‌تواند پیشگوی مناسبی برای رخداد وقایع ناگوار باشد؟‌ آیا می‌توان با احتمال اندک وقوع یک واقعه ناگوار کنار آمد؟

 

در زمان حال تمرکز کنید

 

نگرانی اغلب به زمان آینده و این که چه اتفاقی ممکن است رخ دهد و شما چه کاری انجام خواهید داد، مربوط می‌شود. معطوف‌کردن توجه به زمان حال یکی از تکنیک‌هایی است که شما را از نگرانی‌ها رها می‌سازد. در این روش لزومی ندارد به افکار نگران‌کننده بی‌اعتنا باشید یا با آنها مبارزه کنید.

 

در عوض، به راحتی از بیرون به آنها نگاه کنید و هیچ واکنشی نسبت به آنها نشان ندهید. توجه کنید که اگر به نگرانی‌هایی که بروز می‌کنند توجه نکنید آنها همانند ابری که در آسمان حرکت می‌کند بسرعت می‌گذرند، اما اگر با نگرانی‌های خود درگیر شدید، دیگر گرفتار می‌شوید.

 

نکته دیگری که باید به خاطر داشته باشید این است که احساسات شما خواه ناخواه از اطرافیانتان تاثیر می‌پذیرند. مطالعات نشان داده‌اند که احساسات مسری هستند. ما بسرعت خلق و خوی دیگران را به خود جذب می‌کنیم حتی اگر آنها را نشناسیم و با آنها صحبت نکرده باشیم ولی افرادی که زمان بیشتری را در کنار آنان سپری می‌کنیم تاثیر بیشتری روی وضعیت ذهنی ما می‌گذارند.

 

پس سعی کنید زمان کمتری را در کنار کسانی که به شما استرس وارد می‌کنند، صرف کنید یا این که اگر صحبت کردن در مورد موضوع خاصی با اطرافیان باعث افزایش استرس شما می‌شود آن موضوع را از بحث‌هایتان کنار بگذارید. افرادی که در مواقع نگرانی به شما کمک می‌کنند را بشناسید و با آنها در مورد مشکلات خود صحبت کنید و از آنها راهنمایی بگیرید.

 

اگر نگرانی‌های شما مزمن و همیشگی هستند از تکنیک‌های آرام‌سازی که عضلات را به آرامش دعوت کرده و تنفس‌هایتان را تنظیم می‌کنند، استفاده کنید. از آنجا که نمی‌توان در آن واحد مضطرب و آرام بود، این تکنیک‌ها آرامش بدن شما را تقویت می‌کنند تا نگرانی‌ها را از خود دور کند.

 

یک فرد، یک روش

 

با وجود این که بیشتر شما ممکن است تصور کنید تماشای تلویزیون یا خواب اضافی پایان هفته راه‌حل خوبی برای استراحت است، ولی باید بدانید که هیچ‌کدام از آنها نمی‌توانند آن‌طور که باید از استرس شما کم کند. برای آن که به‌طور موثری با استرس مقابله کنید، باید پاسخ‌های طبیعی استراحت بدن را برانگیزید.

 

این کار را می‌توان با تمرین تکنیک‌های آرام‌سازی که برخی از آنها توضیح داده شد، همانند تنفس عمیق، یوگا و حرکات ورزشی ریتمیک مانند دویدن، رکاب‌زدن یا پیاده‌روی انجام داد.

 

هیچ تکنیک آرام‌سازی نیست که برای همه افراد جوابگو باشد. وقتی می‌خواهید تکنیک آرام‌سازی خود را انتخاب کنید نیازهای خود، سطح آمادگی جسمانی و نوع پاسخ خود به استرس را مد نظر قرار دهید.

 

تکنیک آرام‌سازی مناسب باید با زندگی شما متناسب باشد و تمرکز فکری را به شما بازگرداند. در بیشتر مواقع شاید لازم باشد از چندین تکنیک مختلف برای رسیدن به نتیجه دلخواه استفاده کنید.

 

پاسخ افراد مختلف در برابر استرس با یکدیگر متفاوت است، برخی دچار افزایش پاسخ‌های هیجانی مانند عصبانیت، نگرانی و زندانی‌شدن در قفس استرس می‌شوند.

 

برای این افراد تکنیک‌هایی که به فرد آرامش می‌بخشند، مانند تمرکزگیری، تنفس عمیق و هدایت ذهن از بقیه موثرترند.

 

اگر پاسخ شما به شرایط پراسترس کاهش هیجان و افسردگی و بی‌انگیزگی است، بهتر است از روش‌های محرک اعصاب مانند ورزش‌های ریتمیک استفاده کنید، در صورتی که پاسخ شما به صورت ترکیبی از دو حالت فوق است می‌توانید از پیاده‌روی و یوگا استفاده کنید.

 

نکته مهم در مورد تنفس‌های عمیق برای آرام‌سازی این است که به جای نفس‌های سطحی از طریق سینه باید یاد بگیرید تا با شکم یک نفس عمیق بکشید و اکسیژن بیشتری را وارد ریه‌ها کنید.

 

برای این که از تنفس صحیح خود اطمینان حاصل کنید در یک محل راحت بنشینید و یک دست خود را روی قفسه سینه و دست دیگر را روی شکم‌تان گذاشته و به کمک بینی نفس عمیق بکشید.

 

در این حالت دستی که روی شکم‌تان گذاشته‌اید باید بیشتر از دستی که روی سینه قرار دارد بالا و پایین برود. هوا را تا جایی که می‌توانید از طریق دهان خارج کنید. سعی کنید تکنیک‌های آرام‌سازی را صحیح یاد بگیرید و آنها را بدرستی اجرا نمایید تا نتایج قابل قبولی کسب کنید.

 

افکار مزاحم را به چالش بکشید

 

اگر از اضطراب مزمن رنج می‌برید، احتمال دارد نگرش شما به زندگی به گونه‌ای باشد که آن را هولناک‌تر از آنچه هست تصور کنید، مثلا شاید وقوع شرایط ناگوار را بیشتر از حد واقعی احتمال می‌دهید، خیلی زود روی بدترین حالت ممکن تمرکز می‌کنید یا با افکار منفی همانند حقیقت رفتار می‌کنید.

 

ممکن است حتی توانایی شخصی‌تان برای مقابله با مشکلات زندگی را دست‌کم بگیرید و با اولین علامت بروز مشکل از پا درآیید. این نگرش‌های غیرمنطقی و بدبینانه، اغتشاش‌های شناختی نام دارند.

 

هر چند اغتشاش‌های شناختی بر پایه واقعیات نیستند، اما کنارگذاشتن آنها آسان نیست. اغلب اوقات آنها بدون آن که بدانید به قسمتی از الگوی تفکر شما بدل می‌شوند.

 

برای شکستن این عادات بد فکری و توقف نگرانی و اضطرابی که به دنبال می‌آورند باید ذهن خود را از اول تمرین دهید.

 

برای شروع، افکاری که باعث بروز واهمه می‌شوند را شناسایی کرده و جزئیات آنها را یادداشت کنید. سپس به‌جای این که افکار خود را حقیقی فرض کنید، به آنها به چشم فرضیه‌هایی برای آزمایش نگاه کنید و سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید.

 

چه شواهدی دارید که افکار شما درست یا غلط هستند؟ آیا می‌توانید نگرش مثبت‌تر و واقعگرایانه‌تری نسبت به وضعیت موجود داشته باشید؟ احتمال به‌وقوع پیوستن آنچه از آن واهمه دارید، چقدر است؟ اگر این احتمال کم است، نتایج محتمل‌تر چه هستند؟ آیا این افکار به شما کمک می‌کنند؟ چگونه نگران‌بودن در مورد این افکار به شما کمک می‌کند یا چگونه به شما آسیب می‌رساند؟ اگر دوست شما همین نگرانی را داشته باشد به او چه خواهید گفت؟

 

اغتشاش‌های شناختی که می‌توانند باعث افزایش نگرانی و استرس شوند، عبارتند از: نگرش سیاه و سفید به وقایع بدون هیچ حد وسط (اگر نتوانم موفق شوم، کاملا شکست می‌خورم.)، تعمیم دادن یک تجربه منفی و انتظار صحت‌داشتن آن برای همیشه (چون این بار نتوانستم استخدام شوم، دیگر هیچ وقت نمی‌توانم)، تمرکز روی نکات منفی و بی‌توجهی به مثبت‌ها و توجه به تنها چیزی که مطابق برنامه پیش نرفته در مقابل بقیه چیزهایی که درست به نتیجه رسیده‌اند.

 

استنتاج‌های منفی بدون شواهد مثلا خواندن فکر دیگران (می‌دانم که او در ذهنش از من متنفر است) یا پیشگویی (می‌دانم که اتفاق بدی قرار است برایم بیفتد)‌، انتظار رخداد بدترین حالت ممکن (خلبان گفت وارد توربولانس هوایی می‌شویم، من می‌دانم هواپیما سقوط می‌کند)‌، باور این مساله که احساسات شما بازتاب واقعیت هستند (اکنون احساس ترس عجیبی دارم، یعنی قرار است آسیب جسمی ببینم)‌، داشتن قانونی برای انجام دادن و انجام ندادن یکسری از کارها و تلاش‌ فراوان برای شکستن این قانون.

 

برچسب‌زدن به خودتان برپایه اشتباهات (من شکست خورده‌ام، نادانم، بازنده‌ام)‌، مسوول قلمدادکردن خود برای چیزهایی که در کنترل شما نیستند (تقصیر من است که فرزندم تصادف کرد، باید به او می‌گفتم که در موقع باران با احتیاط رانندگی کند)‌. سعی کنید این موارد را بشناسید و در دام آنها گرفتار نشوید.

لیستی از همه چیزهایی که روزی دوست داشتید داشته باشید یا انجام دهید تهیه کنید. با نشستن و نوشتن هیچ آرزویی برآورده نخواهد شد. باید بلند شوید و دست به تلاش بزنید.

برای آنها که تصمیمات مهم می‌گیرند، زندگی می‌تواند کاملاً متفاوت باشد. معنا و مفهوم زندگی شما همان چیزی است که خودتان هر روز با اعمال و افکارتان می‌سازید. زندگی از انتخاب‌های شما تشکیل می‌شود و تصمیم‌گیری اهمیت زیادی دارد زیرا هر انتخاب شما هم عواقب و هم فوایدی به دنبال دارد؛ سعی کنید همیشه قبل از هر تصمیم این دو را در نظر بگیرید.

مراحل

1 - از زمان حال لذت ببرید

هر روز را طوری زندگی کنید انگار آخرین روز زندگیتان است. امروز هدیه‌ای به شماست. زندگی موقعیت‌ها و فرصت‌های زیادی را به شما هدیه می‌دهد اما زمانی می‌توانید از فرصت زندگی کردن خود بیشتری استفاده را ببرید که انتخاب‌های درستی داشته باشید. از هر لحظه زندگی لذت ببرید. هر روز می‌تواند شروعی تازه با انتخاب‌هایی پیش رویتان باشد، پس منتظر چه هستید؟

2 - ماجراجو باشید

کمی به اکتشاف بپردازید و از چالش‌های تازه استقبال کنید. همراه با عزیزانتان به دیدن مکان‌های جدید بروید. راه‌هایی را انتخاب کنید که دیگران انتخاب نمی‌کنند. خودتان را اسیر عادت‌های همیشگی نکنید. زندگی با ماجراجویی بسیار هیجان‌انگیزتر خواهد بود.

3 - دفترچه خاطرات داشته باشید

موفقیت‌ها و شادی‌های زندگیتان را ثبت کنید. وقت بگذارید و نوشته‌های قبلیتان را بخوانید. این می‌تواند منبع الهام خوبی برای خودتان و دیگران باشد.

4 - همه را دوست بدارید

_ خودتان را دوست داشته باشید

به زیبایی بیرونی و درونی خودتان دقت کنید تا بتوانید همان را در دیگران ببینید. پذیرش از درون می‌آید. به چیزهایی از خودتان که دوست ندارید فکر نکنید. درعوض، چیزهایی را در خودتان پیدا کنید که دوست دارید.

_ دیگران را دوست داشته باشید

کسانیکه با شما خوب رفتار می‌کنند را دوست بدارید. بدون اینکه انتظار دوست داشته شدن و محبت دیدن داشته باشید، دوست بدارید و محبت کنید. در برخورد با دیگران خودخواه نباشید.

5 - همه آدمها را بپذیرید

مهربان و مودب باشید. از همراهی دیگران لذت ببرید. خوبی‌های آنها را ببینید نه تفاوت‌هایی که با شما دارند. دیگران را قضاوت نکنید و طوری با همه رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند.

6 - هدف زندگی را دریابید

چیزی را پیدا کنید که به زندگیتان معنا و مفهوم دهد. وقتی چیزی پیدا کردید که برایش زندگی کنید، مطمئناً بهتر زندگی خواهید کرد. اگر روابطتان هدف اصلی زندگیتان نباشد، شغلتان یا هر چیز دیگری می‌تواند باشد. معنای زندگی شما چیزی است که خودتان تعیین می‌کنید. برای خودتان هدف تعیین کنید و برای رسیدن به آن تلاش کنید.

7 - کمک کنید

بی‌دریغ به دیگران خدمت کنید. از همسایه‌تان شروع کنید. به افراد نیازمند کمک کنید. کمک کردن نه تنها باعث می‌شود انسان بهتری باشید، بلکه به رشد دیگران نیز کمک می‌کند.

8 - واقع بین باشید

اهدافی متناسب با توانایی‌ها و استعدادهایتان تعیین کنید. هر تلاش را یک دستاورد درنظر بگیرید.

9 - به دنبال تعادل باشید

روز و شب، جلو و عقب، خوب و بد را در هر چیزی بشناسید.

10 - مثبت باشید

بر افکار و اتفاقات خوب تمرکز کنید. خیلی به خودتان سخت نگیرید. اذیت کردن و آزار رساندن به خودتان هیچ فایده‌ای ندارد. مثبت‌ باشید. مثبت فکر کنید، مثبت حرف بزنید و مثبت عمل کنید. همیشه نیمه پُر لیوان را ببینید.

11 - کنترل خود را حفظ کنید

مسئول رفتارها و اعمال خودتان باشید. با خود صادق باشید. در هر موقعیتی یک رمز شخصی داشته باشید. به دنبال زمینه‌های مشترک باشید.

12 - به قلب و روحتان گوش دهید

به ندای درونیتان گوش دهید اما برای تصمیم‌گیری آزاد باشید. از غریزه‌تان استفاده کنید. اجازه ندهید دیگران به شما بگویند چه بکنید.

13 - ذهنتان را پاک کنید

دعا و راز و نیاز با خدا، تمرینات یوگا، مدیتیشن و تای‌چی روحتان را جوان و شاداب کرده و باعث می‌شود بهتر تمرکز کنید.

14 - سبکبار باشید

خواسته‌ها، تمایلات و دارایی‌ها نباید مالک شما باشند. خودتان را از تکانه‌ها آزاد کنید. تصمیم بگیرید فقط به نیازهای ساده و روزمره خود فکر کنید.

15 - بخندید

خنده بهترین دارو است. خندیدن در بدن اندورفین آزاد می‌کند و طول عمر شما را افزایش می‌دهد. شادی درونی واقعاً زیبا و لذت‌بخش است.

16 - انعطاف‌پذیر باشید

به تغییر بعنوان چیزی مثبت در زندگی نگاه کنید. گاهی اوقات باید با جریانی که پیش از شماست پیش روید.

17 - چند هدف روزانه لیست کنید

یک دوست جدید پیدا کنید، برای شنا یا پیاده‌روی بروید. برای لذت بردن از هر روزتان برنامه داشته باشید.

18 - چیزهای کوچک را تحسین کنید

وقتی برای پیاده‌روی در محل همیشگی می‌روید، سعی کنید این بار با دفعات قبل متفاوت بوده و چیزهایی جدید کشف کنید. وانمود کنید که کشوری دیگر هستید و بار اول است که به آنجا آمده‌اید. با خانواده‌تان بیرون بروید و خوش بگذرانید. برای درک زیبایی‌های اطرافتان وقت بگذارید.

19 - خودتان و دیگران را ببخشید

انرژی منفی که بخاطر شکست‌های قبلی احاطه‌تان کرده و شما را عقب نگه داشته را آزاد کنید. به استقبال هر چیزی بروید که زندگی برایتان پیش می‌آورد.

20 - با خودتان و دیگران، مخصوصاً با خودتان، صادق باشید

اگر با خودتان صادق نباشید، استرسی پنهانی در شما ایجاد می‌شود که همه شادی و انرژی‌تان را می‌گیرد. پذیرفتن خود خیلی مهم است. صادق بودن زندگی‌تان را ساده‌تر می‌کند و باعث می‌شود آنهایی که بخاطر دیدگاه‌هایتان دوستتان ندارند از شما دور شوند. صداقت داشتن با دیگران اعتماد می‌سازد و با خودتان اعتمادبه‌نفس.

21 - در انتظار فردا باشید

هر روز خاص است. هیچ روزی شبیه روز قبل نیست و هر روزی به نوبه خود زیباست. اگر همه چیز بر وفق مرادتان پیش نمی‌رود، به خاطر داشته باشید که همیشه فردایی وجود دارد. ممکن است فردا زندگیتان بهتر شود.

22 - مرگ را بپذیرید

فکر کردن به مرگ باعث می‌شود قدر زندگیتان را بدانید. برای درک زیبایی زندگی و دنیا وقت بگذارید. با مرگ نجنگید یا از آن ترس نداشته باشید.

23 - محیط‌ اطرافتان را تحسین کنید

هر از گاهی وقت بگذارید و به پیاده‌روی بروید. تصور کنید از سیاره‌ای دیگر آمده‌اید. به همه چیز با دیدی تازه نگاه کنید، حتی به رنگ آبی آسمان و نور خورشید. به گیاهان، درختان، برگ‌ها و گل‌ها و تکان خوردن آنها با وزش باد دقت کنید؛ به جریان آب و شکل گرفتن آن وقتی درون ظرفی ریخته می‌شود. به موجودات مختلف، حشرات، حیوانات، پرندگان و انسان‌ها نگاه کنید. این کار خاطرات مرده را از ذهنتان پاک می‌کند و روزمرگی را از زندگیتان بیرون می‌کند.

24 - افکار منفی‌تان را پاک کنید

برای پاک کردن ریشه افکار منفی (عصبانیت، ترس، تردید، تنفر و ...) وارد عمل شوید. هر فکر منفی را با یک فکر مثبت جایگزین کنید. ممکن است در آن لحظه خیلی حس خوبی نداشته باشید اما وقتی به چیزهای خوب فکر کنید مطمئناً حالتان بهتر خواهد شد. به همه نعمت‌هایی که در زندگی به شما داده شده فکر کنید زیرا بااینکه ممکن است گاهی همه چیز به هم بریزد و اوضاع چندان مطلوب نباشد، اما آینده سرشار از امید است. لبخند بزنید و احساسات و افکار منفی را درون خود نگه ندارید.

25 - پایه‌ای محکم برای اعتقاداتتان بسازید

اما، متواضع باشید و به عقاید دیگران احترام بگذارید. از هر چیزی که به آن اعتقاد دارید دفاع کنید و اجازه ندهید دیگران باورهایتان را سرکوب کنند. می‌توانید در عین حفظ باورها و ارزش‌های خود اما از ایده‌های دیگران نیز استقبال کنید. درگیر جزئیات نشوید. وقتی تعارضات بزرگ برایتان پیش می‌آید سعی کنید راه‌هایی خلاقانه برای زندگی با آنها پیدا کنید—کدام مهمتر است، اینکه یکی از عزیزانتان با شما مخالف است یا اینکه دوستش دارید؟

26 - لیست پیش از مرگ تهیه کنید

لیستی از همه کارهایی که دوست دارید قبل از مردن انجام دهید تهیه کنید، مثل یاد گرفتن یک مهارت سخت، پیشرفت کردن در یک کار یا ورزش، بانجی‌جامپینگ، ... هر بار که کاری از لیستتان را انجام می‌دهید، جلوی آن تیک بزنید. این روند پیشرفتتان را نشان می‌دهد.

27 - دوستیابی کنید

دوستانی واقعی پیدا کنید؛ دوستانی که در حضور آنها بتوانید خودتان باشید. با آنها به جاهای بیشتری بروید تا بتوانید در لذت‌هایتان با آنها شریک شوید.

28 - تقدیر و قدرشناسی‌تان را ابراز کنید

هر روز چیزهایی که قدردانشان هستید را تشخیص دهید. بگذارید خانواده، دوستان و عزیزانتان ببینند تا چه اندازه برای داشتن آنها قدردان هستید.

29 - الهام‌بخش خود باشید

کاری انجام دهید که الهام بخشتان باشد: پیدا کردن یک الگوی تازه برای زندگیتان یا خواندن کلامی عبرت‌آموز از بزرگی.

30 - خود را درگیر گذشته نکنید

نگران اشتباهاتی که در گذشته مرتکب شدید نباشید، سعی کنید از آنها درس بگیرید. هر اشتباه درسی با خود دارد. نگران گذشته نباشید زیرا گذشته است. نگران آینده هم نباشید چون هنوز نیامده است. در امروز زندگی کنید.

31 - هیچ چیز را نادیده نگیرید

از همه چیز و همه کس در اطرافتان تقدیر کنید—خانواده، دوستان، خانه، حیوانات، محیط و دنیا. یک روز که بیدار شوید می‌بینید که یکی از آنها را از دست داده‌اید. به همین دلیل باید وقتی آنها را دارید قدرشان را بدانید.

32 - همه چیز را پیش‌رو داشته باشید

به خاطر داشته باشید که بااینکه ممکن است در حال حاضر همه چیز سخت به نظر برسد اما بدون شک یک نفر هست که اتفاقات و موقعیتی بسیار بدتر از شما دارد.

33 - اجازه ندهید دارایی‌ها بر زندگیتان فرمانروایی کنند

اجازه ندهید وسایل الکترونیکی جدید، لباس‌ها و ماشینتان کنترل زندگی شما را به دست گیرند. دارایی‌های مادی فقط وسیله‌ای برای کمک به بهبودی زندگی شما هستند. خودتان ارجح هستید.

34 - آرزوهایتان را دنبال کنید

لیستی از همه چیزهایی که روزی دوست داشتید داشته باشید یا انجام دهید تهیه کنید. با نشستن و نوشتن هیچ آرزویی برآورده نخواهد شد. باید بلند شوید و دست به تلاش بزنید. سخت کار کنید و سعی کنید آرزوهایتان را به واقعیت تبدیل کنید. اگر واقعاً چیزی را بخواهید، راهی برای دست یافتن به آن پیدا خواهید کرد.

35 - دلسرد نشوید

شکست را نپذیرید، حتی اگر به نظر برسد تنها گزینه موجود باشد. به موانعی که دیگران برای اینکه به آنچه که هستند تبدیل شوند پشت سر گذاشته‌اند نگاه کنید. آن را وارد زندگی خود کرده و از آنها درس بگیرید.

36 - خودتان باشید

شجاعت لازم برای اینکه خودتان باشید را داشته باشید. خجالت نکشید! شما همانی هستید که هستید. حتی اگر اجتماع دوستتان نداشته باشید، همین هستید، پس چیزی که دیگران فکر می‌کنند را فراموش کنید و زندیگتان را بکنید. کاری را بکنید که دوست دارید چون زندگی شما همان است که خودتان می‌سازید. زندگی شما متعلق به خود شماست. هیچکس دیگر نمی‌خواهد زندگی شما را زندگی کند، پس همه چیز به خودتان بستگی دارد.

37 - هر روز یک روز تازه است!

از گذشته درس بگیرید، برای آینده هدف تعیین کنید اما در حال زندگی کنید.

 نکات

_ خودتان باشید. حرف‌ها و قضاوت‌های دیگران برایتان بی‌اهمیت باشد.

_ زندگی کوتاه‌تر از آن است که با پشیمانی و حسرت زندگی کنید. برای جلوگیری از بیماری، خشمتان را فروکش دهید و سبک و ازاد زندگی کنید.

_ عشق را منتقل کنید.

_ بیشتر گوش دهید، کمتر حرف بزنید.

_ اشتباهات و کمبودهایتان را پذیرفته و فراموش کنید.

_ به آنچه که دارید ارزش بگذارید.

_ قدرشناسی تان را ابراز کنید.

روانشناسی - این بار نیز، موضوع بحث به اهمیت تربیت برمی گردد. تکه ای خمیر یا موم نرم شده را در نظر بگیرید. مسلما می توانید موم نرم یا خمیر نرم را به هر شکلی که مورد نظرتان است در بیاورید. پس مهم همان شکل و شمایلی است که ما به آن تکه می دهیم که می تواند زیبا و مطلوب باشد و یا زشت و نامطلوب.

این داستان ادامه دارد

همین طور است زمین خشک و بایری که خاصیتی ندارد اما همین زمین، وقتی آماده سازی شود و در آن گل کاری صورت گیرد، به شکل زیبایی در می آید که زیبایی آن برای هر کسی مطلوب و دلچسب است. در رابطه با هر چیزی می توان به این مثال اشاره کرد. نکته مهم این است که هر کسی بنا بر میزان ذوق، سلیقه و اعتقاد خویش، می تواند چنین تاثیراتی را ایجاد کند.

آنچه مشخص است اینکه تمامی موجودات جهان، از قانونی واحد و کلی، تبعیت می کنند. شواهد بسیاری وجود دارند که یگانگی مبدا آفرینش را نشان می دهند. شواهدی که نشان می دهند هر انسانی به مقتضای طبیعت خویش، می تواند مراحل رشد و کمال را طی کند و همواره به سمت بهتر بودن و کامل تر شدن حرکت کند. همین موضوع را می توان به عنوان نشانه ای از عظمت و قدرت پروردگار نامید که چنین قابلیتی را در وجود انسان قرار داده است.

چنانچه می بینیم که چگونه مناظر زیبای طبیعت، به دست انسانها، زیباتر می شوند و آب های هرز، در پشت سدهای محکم، ذخیره می شوند.

از این دست مثالها بسیار است اما نکته مهم این است که بدانیم در میان موجودات، انسانها مخلوقاتی هستند که برای کمال یابی و تکامل پذیری آنها، حدودی تعریف نشده است. این بیانگر این مسئله است که قابلیت انسان در این زمینه بسیار عجیب و پیچیده است.

در این میان مسلما کودکان، دارای ذهنی دست نخورده و روح فطرتی پاک و بی آلایش هستند که پذیرای هر نقشی بر وجود خویش، می باشند. این مسئله موجب می شود تا والدین و مربیان، فرصتی مناسب و مغتنم برای ساختن انسانهایی کامل و شایسته، داشته باشند.

با ذکر این موضوع می توان اینطور بیان کرد که انسان موجودی است که توانایی تربیت صحیح انسانی دیگر را دارد و می تواند به تعالی و رشد او کمک کند. بنابراین این توانایی قطعا در انسان وجود دارد که به تربیت و اصلاح خویشتن بپردازد. در واقع مقصود این است که بدانیم نه تنها کودکان، بلکه تمامی انسانها در هر گروه و رده سنی، نیازمند یادگیری، اصلاح و تکامل هستند و این روند تا پایان عمر ادامه خواهد داشت

انسان، گنجی از خرد و عواطف است. دنیایی است برتر و جهانی است بزرگ در جهانی کوچک!(1) خیانت است که تنها ظاهر جسمانی او را بنگریم و از ان همه استعدادهای عقلی و عاطفی و سرانجام از روان او، غفلت کنیم و بر روی آن شعله پرفروغ انسانی، خاکستر سرد و سیاه بپاشیم.(2)

از این عبارات در متون دینی و ادبی ما بسیار است که تمامی آنها حاکی از این مطلب می باشند که تربیت و اصلاح، برای تمامی انسانها حائز اهمیت می باشند. هرچند اصلاح پذیری و شکل گیری شخصیت انسانها در دوران کودکی بسیار مهم است اما این مسئله مهم باید همواره در زندگی انسانها جریان داشته باشد. چرا که انسان همواره در معرض اشتباه و خطا قرار دارد. شواهد تجربی بسیاری نشان داده است که هم نشین و دوست، تاثیر بسیاری بر رفتار و عقاید افراد دارد و این نشان می دهد که روح انسان همیشه در معرض اثر پذیری قرار دارد و ممکن است هر رنگی را بر خود بپذیرد. بنابراین انسان باید همواره در طی زندگی به فکر اصلاح و تربیت و کنترل نفس خود باشد تا بتواند به طور شایسته ومطلوبی زندگی کند.

این داستان ادامه دارد

در دنیای کنونی، تلاش های زیادی در زمینه یافتن راههای تربیت و اصلاح افراد، وجود دارد. دانشمندان و پژوهشگران روان شناسی و امور تربیتی در این زمینه تلاش های زیادی انجام داده اند اما با این وجود امر تربیت و پرورش روح انسانی، از هر زمانی، بیشتر در معرض خطر و آسیب قرار دارد.

روزگاری بود که دنیای شرق با تربیت و فرهنگ خاص خودش مواجه بود. ولی در حال حاضر به دلیل رسوخ فرهنگ غربی و تقلید شرقیان از انها، شیوه های تربیتی تازه ای مشاهده می شود و با تاسف باید گفت که در دنیای فعلی، دنیای شرق و غرب، هر روزه شاهد بروز مشکلات اخلاقی و آسیب های رفتاری هستند.

وقتی مسلمانان که ارزنده ترین گنج از برنامه های تربیتی را در اختیار دارند، به پیروی از فرهنگ غربی می پردازند و در معرض رنگ گرفتن از این فرهنگ قرار می گیرند، چندان دور از انتظار نیست که مشکلات تربیتی در میان افراد افزایش یابند.

آنچه مهم است و باید مورد توجه قرار گیرد این است که نباید کناری بنشینیم و تماشاگر این مسائل باشیم. بلکه باید به فکر راه حلی باشیم تا پیش از آنکه به شکست مطلق اخلاق و معنویات برسیم، تا بتوانیم نسل آینده را از ورطه سقوط نابودی معنوی، نجات دهیم. چگونگی دست یابی به این مسئله نیز موضوعی مهم و قابل بحث است که در مجالی دیگر به بیان آن، خواهیم پرداخت.

یاد بگیرید، یاد بگیرید و باز هم یاد بگیرید و تازه بعد از آن، از یاد گرفتن باز نمانید و دوباره، یاد بگیرید. گاهی وقت ها یاد گرفتن یک نکته ساده، می تواند سرعت و روش کاری شما را فوق العاده افزایش دهد.

برایان تریسی به شما می گوید چگونه به موفق بودن عادت کنید

عادت، عادت و بازهم عادت. تا حالا به عادت ها فکر کرده اید؟ البته فکر می کنم که نسبت به عادت، کمی منفی فکر می کنید اما نکته مهم، اینجاست که همه انرژی های زندگی ما، خنثی هستند؛ یعنی این انرژی ها، خوب و بد ندارندو این ما هستیم که خوب و بدشان را تعیین می کنیم. عادت ها هم می توانند نوعی انرژی باشند که تنها کافی است با آنها، چشم تو چشم شویم و خوب نگاهشان کنیم و بشناسیم شان و بعد، از آنها استفاده کنیم. آدم ها، تا وقتی از طبیعت می ترسیدند، شکست خورده طبیعت بودند. اما همین که جرات پیدا کردند و با طبیعت، چشم تو چشم شدند و به آن خیره شدند، آن وقت بود که توانستند آن را بشناسند. وقتی هم که توانستند آن را بشناسند، توانستند سوارش شوند. به همین رودخانه و سیل نگاه کنید؛ وقتی انسان ها موفق شدند آن را بشناسند، توانستند سد بسازند و از آن، برق بگیرند. حالا وقت آن است که دست به دست هم، به عادت ها نگاهی تازه بیندازیم و آنها را بشناسیم. عادت ها اگر خوب شناسایی شوند و مورد استفاده قرار بگیرند، می توانند قطارهای موفقیت ما باشند. عادت ها، می توانند ریل های ما باشند؛ اما مهم اینجاست که ما، قطاری داریم برای راه انداختن روی آنها، یا اینکه... با من بیایید تا عادت های خوب را شکار کنیم.

 ● غول شوید

گروهی از بچه ها را تصور کنید که دارند با هم راه می روند. یکی از آنها، قاعدتا کندتر و یواش تر از بقیه راه می رود. این شخص، مشخص می کند که گروه بچه ها، در کل دارد کندتر می رود یا تندتر. در نتیجه، شما هم می توانید کندترین گام های خودتان و بچه های درون خودتان را شناسایی کنید. در کدام زمینه ضعیف هستید؟ عادت کنید در آن زمینه، رشد یابید و غول شوید. شاید ۵ تا ۷ سال زمان نیاز باشد تا بتوانید در زمینه خودتان غول شوید و به ضعف های خودتان غلبه کنید اما یادتان باشد که اگر فکر کنید این زمان، خیلی خیلی زیاد است، گول خواهید خورد. ۷ سال بعد، شما چه این کارها را بکنید یا نکنید، خواهد گذشت. پس چه بهتر اینکه، این ۷ سال بگذرد و شما، کارهایی را که باید بکنید، انجام دهید.

● دانش آموزان کلاس زندگی، پایه عادت

یاد بگیرید، یاد بگیرید و باز هم یاد بگیرید و تازه بعد از آن، از یاد گرفتن باز نمانید و دوباره، یاد بگیرید. گاهی وقت ها یاد گرفتن یک نکته ساده، می تواند سرعت و روش کاری شما را فوق العاده افزایش دهد؛ کاری که اگر این نکته کوچک را نمی دانستید، اتفاق نمی افتاد. پس معطل چه هستید؟ هر روز بهتر از دیروز باشید و هر روز بیشتر از دیروز یاد بگیرید. این جوری، کسل هم نخواهید شد، زیرا مثل دانش آموزها، مدام دارید یاد می گیرید. از کتاب ها یاد بگیرید، از متخصص ها یاد بگیرید، از نوارهای آموزشی یاد بگیرید؛ مدام یاد بگیرید. اگر روزی فقط یک ساعت درباره حوزه کاریتان مطالعه کنید، واقعا بعد از مدتی، غول خواهید شد و دیگران، چاره ای جز احترام گذاشتن به شما نخواهند داشت. نگران زمان هم نباشید، به هر حال خواهد گذشت.

● داستان زندگی من

اول، بگذارید کمی از خودم بگویم. متولد کانادا هستم، دور و بر جنگ جهانی دوم و روزهایی که هیتلر داشت شکست می خورد، به دنیا آمدم. پدر و مادر خوبی داشتم اما پولدار نبودند؛ درست مثل پدر و مادر خیلی از شماها. شماها هم احتمالا پدر و مادر خوبی دارید ولی بیشتر وقت ها، وسعشان نمی رسد که برای شما، چیزهایی را که می خواهید، تهیه کنند، نه؟ همیشه نگران پول و کسادی بودند. به خانواده های دور و برم نگاه می کردم و خیلی هایشان را می دیدم که وضعشان به اندازه ما بد نبود. در مدرسه هم دانش آموز سرتق و شلوغی بودم؛ از آن بچه شرهای کلاس بودم. خوب حرف نمی زدم. معلم ها به دیگر دانش آموزان مدام گوشزد می کردند که اگر خوب درس نخوانند، مثل من خواهند شد تا اینکه ۱۶ ساله شدم. از شرایطم راضی نبودم. مدام به شرایط خودم فکر می کردم تا آنکه طلایی ترین سؤالی که در زندگی لازم داشتم، سراغم آمد: چرا بعضی ها، از دیگران موفق تر، خوشبخت تر، پولدارتر و خوب تر زندگی می کنند؟ مگر این عده، چه کارهایی انجام می دهد که بقیه انجام نمی دهند؟ کار کردم، برای کار، به عنوان کارگر یدی، فروشنده و... به خیلی جاها رفتم. گرسنگی و سختی های زیادی هم کشیدم. اما مدام این سؤال، ذهنم را مشغول کرده بود. تا اینکه شروع کردم به مطالعه کردن. خواندم و رفتم و جست وجو کردم تا اینکه توانستم علت این تفاوت را درک کنم. حالا من، از گرسنگی و کارگری، به جایی رسیده ام که مدیر شرکت های بزرگ چندصد میلیون دلاری هستم، با چند رئیس جمهور و نخست وزیر کشورهای مختلف، شام خورده و گپ زده ام و زندگی فوق العاده ای دارم و همه جا، از من دعوت می کنند که به آنها، رازهای خودم را آموزش دهم. راستی چرا من این جوری شدم؟ این قصه را گفتم تا به شما فخر بفروشم یا اینکه...؟ این قصه را برای شما شرح دادم تا بگویم چرا به اینجا رسیدم؛ شاید شما هم بتوانید برسید.

● عادت به نظم آهنین

بعضی وقت ها حال آدم خوب است و کارهایش را، خوب و درست انجام می دهد. اما بعضی وقت ها هم حالش خوب نیست؛ یا ناراحت است، یا سر حال نیست، یا سرماخورده یا.... بزرگ ترین عادتی که در خودم پرورش دادم و مرا به اینجا رساند، این بود که خودم را بسیار درگیر انضباط فردی کردم. یعنی کاری را که باید انجام می دادم، به هر قیمتی که بود، انجامش می دادم؛ حتی اگر زمین به آسمان می آمد. آلبرت هیوبارد، نویسنده و ناشر موفق، خیلی بهتر از من انضباط فردی را تعریف می کند. او می گوید: «انضباط فردی، یعنی توان این را در خودتان ایجاد کنید که بتوانید کاری را که باید و لازم است، در زمان تعیین شده انجام دهید. شاید در آن لحظه، دوست داشته باشید این کار را بکنید یا نکنید اما مهم این است که آن کار را انجام دهید؛ چه دوست داشته باشید یا نداشته باشید.» دوست خوبم، وین دایر هم اشاره جالبی به این ماجرا می کند. او می گوید ناشر کتاب هایش، از این همه فعالیتی که می کند، متعجب است و در حیرت که چطور یک نفر می تواند هر روز، این همه کار انجام دهد. او می گوید که هر روز، سر ساعت مشخصی، کار بعدی اش را شروع می کند؛ چه حالش خوب باشد یا نباشد. شما هم این کار را بکنید. محدود می شوید؟ عیبی ندارد. ریل های قطار، درست است که محدودیت ایجاد می کنند اما تنها راه رسیدن به شهر بعدی هستند. درست است که محدود می شوید ولی نیاز است که برای رسیدن به موفقیت، از بعضی خوشی های کوچک بگذرید.

● چرا برایان تریسی، پولدار و موفق شد؟

راز من، در همین عادت هایی بود که از آنها صحبت کردم. نمی دانم اسمش را می شود عادت های میلیون دلاری گذاشت یا عادت های خوشبختی یا عادت های زندگی ساز یا... اصلا مگر اسمش چه فرقی می کند؟ مهم این است که این عادت ها، زندگی مرا شکل داده و عوض کردند. عادت های قبلی من، فقط منجر به تولید فقر و بدبختی می شد اما حالا، عادت هایی دارم که مرا به سرزمین های خوشبختی رسانده اند. حالا می خواهم در اینجا، این عادت ها را با شما در میان بگذارم؛ شمایی که ممکن است در ایران و حتی دیگر کشورهای فارسی زبان، این نوشته ها را بخوانید. از همین فاصله دور و درحالی که به کشور شما هم سفر کرده و آنجا را از نزدیک دیده ام، می گویم که این عادت ها، ارث پدری کسی نیستند. هر کسی می تواند این عادت ها را بشناسد، در خودش شکل بدهد و از آنها، نهایت استفاده را ببرد. چطوری؟ با تکرار. دوست خوبم آنتونی رابینز، جمله فوق العاده ای دارد که در همه سمینارهایش تکرار می کند؛ تکرار، مادر مهارت است. هر عادتی، مثل یک نخ می ماند که دور شما پیچیده می شود. شاید روزهای اول زیاد به چشم تان نیاید اما این نخ ها آنقدر دور شما پیچیده می شوند که بعد از مدتی، طنابی سفت و محکم می سازند و چاره ای برای فرار از دستشان ندارید. تکرار کنید، هر روز تکرار کنید؛ آنقدر تکرار کنید تا اینکه مثل راه رفتن و نفس کشیدن، برای شما عادی و روزمره شود. در این قسمت از مجله، می خواهم عادت هایی درباره موفق شدن و موفق بودن را با شما در میان بگذارم. عمری اگر باقی بود، در شماره های بعدی، رازهای خودم را درباره عادت های دیگر با شما مطرح خواهم کرد. آماده اید؟ پس دنبالم بیاید، تا انتهای این مقاله.

● خوشبین دات کام؛ همیشه

خوشبین شوید. شاید عده ای شما را دست بیندازند، اشکالی ندارد؛ از آدم های بدبین سعی کنید دوری کنید. عده ای چون شکست خورده اند، می خواهند که دیگران هم در فضاهای منفی باشند. از خطر آنها دوری کنید. کسانی که خوشبین هستند، شاد، موفق، بانفوذ و سرشارند. چیز عجیب و غریبی هم نیست. کسانی که خوشبین می شوند، باید مثل خوشبین ها فکر کنند. یک عارف هندی، می گوید که زندگی را با زندگی کردن باید یاد گرفت. خوشبینی را هم باید با خوشبین بودن یاد گرفت. این همه آدم بدبین، چطور بدبین می شوند؟ شما هم می توانید مثل آنها خوشبین شوید. تنها کافی است به چیزی که می خواهید و راه های رسیدن به آن فکر کنید چون بدبین ها به چیزهایی که نمی خواهند و راه های نرسیدنش فکر می کنند؛ پس شما باید عکس آنها باشید.

● لطفا عادت کنید به عملکرد بهتر

عادت به این پیدا کنید که همیشه، عملکرد خودتان را بهتر و بهتر کنید. ارزشمندترین چیزی که در این دنیا دارید، توانایی انجام کارهاست. یک قهرمان المپیک، ارزشمندتر از دیگران است چون توانایی رکوردشکنی را دارد. یک کارگردان برجسته، به این علت زندگی خوبی دارد که توانایی ساخت یک فیلم برجسته را دارد. شما هم می توانید توانایی انجام کارهایی را که دوست دارید، در خودتان پرورش دهید. بعد مدام اندازه بگیرید که عملکردتان، دارد بهتر می شود یا بدتر. راه هایی پیدا کنید برای بهتر و بهتر شدن این عملکرد. لطفا به این عادت، عادت کنید.. .لبخند جذابتان می‌کند...

همه ما به سمت افرادیکه لبخند می‌زنند کشیده می‌شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می‌کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.

2. لبخند حال و هوایتان را تغییر می‌دهد...

دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می‌زند.

3. لبخند مسری است...

لبخند زدن برایتان شادی می‌آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می‌کشید.

4. لبخند زدن استرس را از بین می‌برد...

وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می‌شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.

5. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند...

به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا .به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.

6. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می‌آورد...

وقتی لبخند می‌زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می‌آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.

7. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می‌‌کند...

تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می‌توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.

8. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می‌دهد...

عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می‌شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.

9. لبخند زدن باعث می‌شود موفق به نظر برسید...

به نظر می‌رسد که افرادیکه لبخند می‌زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می‌کنند. 

10. لبخند زدن کمک می‌کند مثبت اندیش باشید...

لبخند بزنید.. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می‌فرستد که "زندگی خوب پیش می‌رود". پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.

پس....همیشه لبخند بزنید.